.

.

✅حقوق مدنی نکته  799

انواع مباحات از ديدگاه قانون مدني :

–  اراضي موات (امروزه متعلق به دولت است و جز مباحات به شمار نمي رود)

–  آب هاي مباح (امروزه در زمره مشتركات عمومي بوده و جز مباحات به شمار نمي رود)

–  معادن (بر اساس قانون معادن هيج يك از طبقات چهارگانه معادن جز مباحات نيستند)

–   اشيا پيدا شده (لقطه) و حيوانات ضاله (از اموال مجهول المالك هستند نه مباحات)

–  دفينه

–  شكار

✅حقوق مدنی نکته  800

اموال مجهول المالك، اموالي هستند كه در ملكيت اشخاص بوده، اما مالك آن ها معلوم نيست، به عبارت ديگر، ‌اعراض مالك نسبت به آن مسلم نيست.

اقسام اموال مجهول المالك :

1-  اشيا پيدا شده (لقطه):

–  كمتر از يك درهم ⇜ قابل تملك بدون تعريف هستند.

–  يك درهم و بيشتر ⇜ قابل تملك پس از تعريف و يأس از يافتن مالك.

2-  حيوانات ضاله (گمشده) ⇜ قابل تملك نيستند.

–  شرايط حيوانات ضاله:

–  مملوك باشد.

–  بدون متصرف يافت شود.

–  نزديك آب يا چراگاه پيدا نشود.

–  متمكن از دفاع نباشد. (نتواند از خود دفاع كند)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 799

دادرس در موارد زیر باید از رسیدگی امتناع کند و طرفین دعوی نیز می توانند در این موارد ایراد رد دادرس کنند:

الف) قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم از هر طبقه بین دادرس و یکی از طرفین دعوی یا شریک یا معاون جرم وجود داشته باشد.

ب) دادرس، قیم یا مخدوم یکی از طرفین دعوی باشد یا یک از طرفین، مباشر امور دادرس یا امور همسر وی باشد.

پ) داردس، همسر و یا فرزند او، وارث یکی از طرفین دعوی یا شریک یا معاون جرم باشند.

ت) دادرس در همان امر کیفری قبلاً تحت هر عنوان یا سمتی اظهار نظر ماهوی کرده یا شاهد یکی از طرفین بوده باشد.

ث) بین دادرس، پدر و مادر، همسر و یا فرزند او و یکی از طرفین دعوی یا پدر و مادر، همسر و یا فرزند او، دعوای حقوقی یا کیفری مطرح باشد یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور رأی قطعی، بیش از دو سال نگذشته باشد.

ج) دادرس، همسر و یا فرزند او نفع شخصی در موضوع مطروحه داشته باشند.

✅آیین دادرسی کیفری  نکته 800

شکایت انتظامی از جهات رددادرس محسوب نمی شود.

✅ حقوق جزا نکته 799

در کلیه مواردی که تقصیر موجب ضمان مدنی یا کیفری است، دادگاه موظف است استناد نتیجه حاصله به تقصیر مرتکب را احراز نماید.

✅ حقوق جزا نکته 800

هرگاه برخورد بین دو یا چند نفر یا وسیله نقلیه بر اثر عوامل قهری مانند سیل و طوفان به وجود آید، ضمان منتفی است.

✅اصول فقه نکته 506

مهمترین مرجِّحات باب تزاحم(یعنی مواردی که به سبب آنها در حالت تزاحم یک دلیل متزاحم بر دلیل متزاحم دیگر ترجیح و برتری می یابد.)، 4 مورد هستند که عبارتند از: مقدم شدن تکلیف فوری و مضیَّق بر واجب موسَّع، مقدم شدن تکلیفی که از نظر زمانی(زمان امتثال یا ابلاغ یا وصول آن به مخاطب) مقدم است، مقدم شدن حکم فاقد بدل بر حکم دارای بدل و مقدم شدن تکلیف اهم بر مهم.

✅حقوق تجارت نکته 799

در صورتی که برات از سوی چند صادرکننده امضاء یا مهر شود در خصوص مسئولیت آن ها اختلاف نظر است:

✤برخی معتقدند که مسئولیت آن ها نسبی است و هرکدام مسئولیت پرداخت نیمی از سند را دارد.

✤برخی معتقدند مسئولیت آن ها تضامنی است و هر کدام از آن ها در مقابل دارنده مسئولیت دارند.

✅حقوق تجارت نکته 800

3-  ✌️توجه داشته باشید: تأدیه وجه برات از شرایط شکلی اعتبار برات است نه محل صدور برات.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 799

شروع مهلت تجدیدنظر در مورد احکام حضوری از تاریخ ابلاغ حکم بدوی، و در مورد احکام غیابی از تاریخ انقضای مهلت واخواهی است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 800

در صورت اثبات وجود عذر موجه به شرح مندرج در ماده ی 306 (بحث شده در مبحث واخواهی) تجدیدنظر خواهی خارج مهلت پذیرفته می شود. البته منوط به اینکه دادگاه ابتدا موجه بودن عذر را بررسی و پذیرفته باشد.

🔴 کلیات کتاب الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ نعم لو کان علی جهۀ عامۀ، أو قبیلۀ کالفقراء لم یشترط، و إن أمکن قبول الحاکم له، و هذا هو الذی قطع به فی الدروس و ربما قیل: بإشتراط قبول الحاکم فیما له ولایته. و علی القولین لا یعتبر قبول البطن الثانی، ولا رضاه، لتمامیۀ الوقف قبله فلاینقطع، و لأن قبوله لا یتصل بالإیجاب، فلو اعتبر لم یقع له.

✅ بله، اگر وقف بر جهت عامه یا برگروهی مانند فقرا باشد قبول شرط نیست اگرچه قبول حاکم نسبت به آن ممکن باشد. چه بسا گفته شده: مواردی که حاکم ولایت دارد قبول او شرط است. بنابر هر دو قول، قبول و رضایت طبقه دوم موقوف علیهم شرط نیست زیرا وقف قبل از ابراز قبول و رضایت آنان کامل شده است لذا ]با قبول و رضایت طبقه دوم[ وقف منقطع نمی شود ]یعنی نمی توان گفت که وقف دارای دو قسمت است. یک قسمت نسبت به طبقه اول است که تا زمان حیات آنان باقی بوده و بعد از منقرض   شدن طبقه اول، با قبول طبقه دوم قسمت دوم وقف نسبت به طبقه دوم شکل می گیرد. بعبـارت دیگر وقف قطعه قطعه نمی شود زیرا با قبول طبقه اول، وقف تمامیت یافته است[. و دلیل ]دوم شرط نبودن طبقه دوم[ این است که قبول طبقه دوم به ایجاب وقف متصل نمی شود لذا اگر هم قبول طبقه دوم شرط باشد ایجاب وقف برای طبقه دوم واقع نشده است.

✅ (ولایلزم) الوقف بعد تمام صیغته (بدون القبض) و إن کان فی جهۀ عامۀ قبضها الناظر فیها، أو الحاکم، أو القیم المنصوب من قبل الواقف لقبضه، و یعتبر وقوعه (بإذن الواقف) کغیره، لإمتناع التصرف فی مال الغیر بغیر إذنه، و الحال أنه لم ینتقل إلی الموقوف علیه بدونه، (فلو مات) الواقف (قبله) أی قبل قبضه المستند إلی إذنه (بَطَلَ). و الظاهر أن موت الموقوف علیه کذلک، مع احتمال قیام وارثه مقامه.

✅وقف، بعد از تمام شدن انشای صیغه آن (بدون قبض لازم نمی شود) اگرچه وقف بر جهت عامه باشد که ناظر بر وقف یا حاکم یا قیم منصوب از سوی واقف برای قبض وقف، عین موقوفه را قبض می کنند. وقوع قبض باید (به اذن واقف) باشد مانند غیر وقف ]از سایر عقود عینی که نیاز به قبض دارد و قبض می‏بایست با اذن مالکِ مال باشد[. زیرا تصرف در مال غیر بدون اذن مالک ممنوع است و دراین حالت عین موقوفه بدون قبض به موقوف علیهم منتقل نشده ]و هنوز در ملکیت واقف است لذا نیاز به اذن او است[. (پس اگر) واقف (قبل از آن) یعنی قبل از قبض عین موقوفه ]توسط موقوف علیه[ که این قبض مستند به اذن واقف باشد (فوت کند وقف باطل است). ظاهر این است که موت موقوف علیه نیز اینچنین است ]البته[ احتمال می رود که بتوان وارث موقوف علیه را ]در قبض عین موقوفه[ قائم مقام وی کرد.

✅ویفهم من نفیه اللزوم بدونه أنّ العقد صحیح قبله فینتقل الملک انتقالاً متزلزلاً یتم بالقبض. و صرح غیره و هو ظاهره فی الدروس أنه شرط الصحۀ، و تظهر الفائدۀ فی النماء المتخلل بینه و بین العقد.

✅ از نفی لزوم عقد بدون قبض فهمیده می شود که عقد قبل از قبض صحیح است لذا ملکِ موقوفه ]منفعت عین موقوفه[ به موقوف علیهم بصورت متزلزل منتقل می شود و با قبض این انتقال کامل می شود. ولی بعضی از فقها همان طور که ظاهر عبارت مصنف در کتاب دروس است تصریح کرده اند که قبض شرط صحت وقف است. فایده این دو قول در منافعی که در فاصله بین قبض و انشای عقد حاصل می شود ظاهر می گردد. ]اگر قبض، شرط صحت وقف باشد قبل از قبض، وقف محقق نشده و لذا منافع موقوفه متعلق به واقف که همان مالک است می باشد ولی اگر قبض، شرط لزوم وقف باشد، به مجرد ایجاب و قبول، وقف محقق می شود و منافع موقوفه به موقوف علیهم تعلق می گیرد. در اینصورت وقتی وقف مستقر می شود که عین موقوفه به قبض موقوف علیهم داده شود[.

✅حقوق مدنی نکته  801

ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقه‌هاي ذيل را دارا باشند:

1-  مالکيت ( اعم از عين يا منفعت‌ )

2-  حق انتفاع‌

3-  حق ارتفاق به ملک غير

✅حقوق مدنی نکته  802

حق مالكيت، از نوع حق عيني بوده و كاملترين حق عيني است. مالكيت به دو صورت است:

1- مالكيت عين (مثل تمام اشيا)  2- مالكيت منفعت (مثل سكونت در خانه)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 801

ایراد رد باید تا قبل از صدور رأی به عمل آید. هرگاه دادرس آن را بپذیرد، از رسیدگی امتناع می کند و رسیدگی به دادرس علی البدل یا شعبه دیگر ارجاع می شود. در صورت نبودن دادرس علی البدل یا شعبه دیگر، پرونده برای رسیدگی به نزدیکترین مرجع قضایی هم عرض فرستاده می شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 802

هرگاه دادرس ایراد رد را قبول نکند، مکلف است ظرف سه روز قرار رد ایراد را صادر کند و به رسیدگی ادامه دهد. قرار مذکور ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض در مرجع صالح است. به این اعتراض خارج از نوبت رسیدگی می شود.

✅ حقوق جزا نکته 801

در موارد برخورد هرگاه حادثه به یکی از طرفین مستند باشد مثل اینکه حرکت یکی از طرفین به قدری ضعیف باشد که اثری بر آن مترتب نگردد، تنها درباره طرفی که حادثه مستند به او است، ضمان ثابت است.

✅ حقوق جزا نکته 802

در برخورد دو وسیله نقلیه هرگاه رفتار هر دو یا یکی از آنها مشمول تعریف جنایات عمدی گردد حسب مورد به قصاص یا دیه حکم می شود.

✅اصول فقه نکته 507

اگر در حالت تزاحم، مرجحی وجود نداشته باشد مکلف، با لحاظ تخییر عقلی – که یک حکم واقعی است – در انتخاب هر یک از احکام متزاحم، مخیَّر است.

✅حقوق تجارت نکته 801

قاعده جواز صدور برات به دستور و حساب شخص دیگر دلالت بر صدور به وکالت از سوی صادرکننده(اعم از شخص حقیقی یا حقوقی) نه صدور براتی که سبب آن حق العمل¬کاری باشد.

✅حقوق تجارت نکته 802

3-  برات ممکن است به حواله کرد خود برات دهنده باشد در این صورت⇦ براتکش = دارنده برات.

این اقدام می تواند 3 دلیل داشته باشد:

1-  بخواهد با این کار برات را در وجه حامل درآورد.

2-  طلبی از براتگیر داشته باشد و بابت این مسئله دلیلی نداشته باشد، در صورت قبولی از سوی براتگیر، سندی بر طلب خود دارد.

3-  صادرکننده می داند اگر برات را در وجه شخص دیگری صادر کند ممکن است براتگیر قبول ننماید، به این ترتیب در وجه خود صادر می نماید و سپس آن را از طریق ظهرنویسی منتقل می نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 801

اگر شخصی که حق تجدیدنظر خواهی داشته در مهلت تجدیدنظر و در حالی که هنوز تقاضای تجدیدنظر ننموده است فوت نماید یا محجور یا ورشکسته شود، دادگاه باید یک نسخه از دادنامه بدوی را حسب مورد برای ورثه، نماینده ی قانونی، مدیرتصفیه ابلاغ نماید. مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ به این اشخاص محاسبه می گردد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 802

چنانچه دادخواست خارج مهلت داده شده و عذرموجهی هم ذکر نشده باشد دادگاه بدوی صادر کننده ی رای قرار رد دادخواست تجدیدنظر را صادر می کند. این قرار ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی است.

  🔴 کلیات #کتاب_الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و یمکن أن یرید هنا باللزوم الصحۀ بقرینۀ حکمه بالبطلان لو مات قبله، فان ذلک من مقتضی عدم الصحۀ، لا اللزوم.

ممکن است مراد مصنف در اینجا از واژه «لزوم»، «صحت» عقد باشد. زیرا قرینه بر این مراد وجود دارد. این قرینه حکم مصنف به بطلان وقف است در جایی که واقف قبل از قبض بمیرد. چرا که این حکم، از آثار عدم صحت عقد است نه عدم لزوم عقد. ]یعنی وقتی مصنف می گوید: اگر واقف قبل از قبض بمیرد وقف باطل است معلوم می شود که قبض، شرط صحت وقف است[ .

✅ (و یدخل فی وقف الحیوان لبنه و صوفه) و ما شاکله (الموجودان حال العقد ما لم یستثنهما)، کما یدخل ذلک فی البیع، لأنهما کالجزء من الموقوف بدلالۀ العرف، و هو الفارق بینهما و بین الثمرۀ فإنها لاتدخل و إن کانت طلعاً لم یؤبر.

(در وقف حیوان، شیر و پشم حیوان) و مانند آن (که در زمان عقد موجود است تا زمانی که آن دو را از وقف استثنا نکرده باشد در وقف داخل می شوند) همانطور که این موارد در بیع نیز داخل می شوند. زیرا این دو به دلالت عرف، جزء عین موقوفه هستند و همین موضوع وجه تمایز بین این دو  و ثمره می‏باشد چرا که ثمره در عین موقوفه داخل نمی شود اگرچه این ثمره شکوفه ای باشد که تلقیح نشده است ]مانند شکوفه خرما قبل از گرده افشانی[.

✅ (و إذا تم) الوقف (لم یجز الرجوع فیه)، لأنه من العقود اللازمۀ.

(زمانی که) وقف (کامل شد و تحقق یافت رجوع در آن جایز نیست) زیرا وقف از عقود لازم است.

✅ (و شرطه) مضافاً إلی ما سلف (التنجیز)، فلو عَلَّقَهُ علی شرط أو صفۀ بطل إلا أن یکون واقعاً و الواقف عالم بوقوعه، کقوله: وقفت إن کان الیومُ الجمعۀَ، و کذا فی غیره من العقود.

علاوه بر آنچه گفته شد (شرایط وقف عبارت است از: ]1-[ منجّز بودن وقف). پس اگر واقف وقف را بر شرطی ]یعنی امر محتمل الوقوع در آینده[ یا صفتی ]یعنی امر قطعی الوقوع در آینده[ معلق کند وقف باطل است مگر اینکه معلقٌ علیه واقعاً موجود باشد و واقف به وقوع آن عالم باشد مثل اینکه واقف ]در روز جمعه[ بگوید: «اگر امروز روز جمعه باشد عین موقوفه را وقف کردم» و در سایر عقود نیز حکم همین است.

✅ (والدوام) فلو قرنه بمدۀ، أو جعله علی من ینقرض غالباً لم یکن وقفاً، و الأقوی صحتــه حبـساً یبطل بإنقضائها و انقراضه، فَیرجعُ إلی الواقف، أو وارثه حین انقراض الموقوف علیه.

(]2-[ دائمی بودن وقف). پس اگر واقف وقف را به مدتی محدود کند یا وقف را برکسی قرار دهد که غالباً منقرض می شود وقف بشمار نمی آید. قول قویتر این است که این عمل بعنوان حبـس صحیح است و با انقضای مدت و انقراض موقوف علیه باطل می شود. در اینصورت عین موقوفه به واقف یا ]اگر واقف مرده باشد[ به وارث واقف که در حین انقراض موقوف علیه از واقف ارث می برد بر می گردد.

✅ (والإقباض) و هو تسلیط الواقف للقابض علیه و رفع یده عنه له، و قد یغایر الإذن فی القبض الذی اعتبره سابقاً بأن یأذن فیه و لا یرفع یده عنه.

(]3-[ به قبض دادنِ ]عین موقوفه[) و آن عبارت است از اینکه واقف، گیرنده را بر مال موقوفه مسلط ساخته و از مال وقفی به نفع گیرنده، ید خود را مرتفع نماید. گاهی اقباض با اذن در قبض – که مصنف قبلاً آن را بعنوان یکی از شرایط، بیان نمود- مغایرت دارد به این صورت که واقف اذن در قبض موقوفه می دهد ولی ید خود را از مال وقفی بر نمی دارد.

✅حقوق مدنی نکته  803

مالكيت 3 حالت دارد:

–  شخص هم مالك عين است و هم مالك منفعت. مانند خانه و ماشين

–  شخص مالك عين هست اما مالك منفعت نيست. مانند موجر

–  شخص مالك عين نيست اما مالك منفعت است. مانند مستاجر

✅حقوق مدنی نکته  804

ويژگي هاي مالكيت:

–  مطلق بودن ⇜ حق مالكيت امكان هر گونه تصرف در مال و بهره برداري از آن را به مالك مي دهد. مگر آن چه كه به موجب قانون ممنوع شده است. اين ويژگي ريشه در قاعده تسليط (الناس مسلطون علي اموالهم) دارد.

–  انحصاري بودن ⇜ مالك مي تواند به طور انحصاري از مال خود استفاده كند و مانع تصرف ديگران در مال خود شود.

–  دائمي بودن ⇜ در هيچ يك از متون قانوني به اين ويژگي اشاره اي نشده است و حتي در مورد مالكيت منافع، ‌شرط مدت الزامي است. منظور آن است كه حق مالكيت تا زماني كه موضوع آن از بين نرفته است، باقي است. و بعد از فوت به ورثه او منتقل مي شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 803

مقامات قضایی دادسرا نیز باید در صورت وجود جهات رد دادرس، از رسیدگی امتناع کنند. شاکی، مدعی خصوصی یا متهم نیز می توانند دادستان یا بازپرس را رد و مراتب را به صورت کتبی به او اعلام کنند. در صورت قبول ایراد، دادستان یا بازپرس از رسیدگی و مداخله در موضوع امتناع می نماید و رسیدگی حسب مورد، به جانشین دادستان یا بازپرس دیگر محول می شود و در غیر این صورت، باید قرار رد ایراد صادر و به مدعی رد، ابلاغ شود. مدعی رد می تواند در مهلتی که برای اعتراض به سایر قرارها مقرر شده است، به دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم اعتراض کند. رأی دادگاه در این مورد قطعی است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 804

صدور قرار رد ایراد، مانع انجام تحقیقات مقدماتی نیست.

✅ حقوق جزا نکته 803

هرگاه دو یا چند نفر به نحو شرکت سبب وقوع جنایت یا خسارتی بر دیگری گردند به طوری که آن جنایت یا خسارت به هر دو یا همگی مستند باشد، به طور مساوی ضامن می باشند.

✅ حقوق جزا نکته 804

هرگاه بر اثر ایجاد مانع یا سببی دو یا چند نفر یا وسیله نقلیه با هم برخورد کنند و به علت برخورد آسیب ببینند و یا کشته شوند،مسبب ضامن است.

✅اصول فقه نکته 508

موارد مقدم شدن تکلیف اهم بر مهم عبارت است از:

1- مقدم بودن احکام مرتبط با حفظ اساس اسلام بر سایر احکام

2- مقدم بودن احکام مربوط به حفظ جان انسان ها بر حفظ مال آنان: مثلاً اگر برای حفظ جان انسانی، آسیب رساندن به اموال او و یا حتی اموال دیگران، مانند شکستن شیشه و خراب کردن دیوار، لازم باشد در این صورت حفظ جان مقدم است. ماده 152ق.م.ا در زمینه اضطرار هم بیانگر همین وضعیت است.

3- مقدم بودن بودن احکام مرتبط با حقوق الناس بر احکام عبادی صرف

4- مقدم بودن برخی اشخاص در دریافت نفقه: مواد1202ق.م(تقدم اقارب خط عمودی نزولی بر اقارب خط عمودی صعودی در حالت تزاحم در اخذ نفقه) و 1203ق.م(تقدم زوجه بر اقارب در حالت تزاحم در اخذ نفقه) مثالهایی برای این حالت است.

5-مقدم بودن برخی از طلبکاران بر دیگران: ماده 1206ق.م: «زوجه در هر حال می تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوا نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور، طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس و ورشکستگی شوهر، زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند».

6-مقدم بودن دعاوی کیفری بر غیرکیفری: ماده 28 قانون وکالت: «در صورتی که وکیل در دو یا چند دادگاه اعم از جنایی و غیر آن دعوت شود و جمع بین اوقات ممکن نباشد باید حضور در دیوان جنایی و دیوان کیفر را مقدم بدارد و به دادگاه یا دادگاههای دیگر لایحه بفرستد یا در صورت داشتن حق توکیل، وکیل دیگری را اعزام بدارد…».

✅حقوق تجارت نکته 803

براتکش می تواند بر عهده خود برات صادر کند در این صورت⇦ براتکش=براتگیر

✅حقوق تجارت نکته 804

این اقدام می تواند 2 دلیل داشته باشد:

1-  شخص حقوقی باشد که دارای شعب متعدد است.

2-  برگه های سفته تمام شده باشد!

✅آیین دادرسی مدنی نکته 803

دادخواست تجدیدنظر باید به دفتر دادگاه صادر کننده ی رای یا به دفتر شعبه ی اول دادگاه تجدیدنظر یا در مورد افراد بازداشتی یا زندانی به دفتر بازداشتگاه یا زندان تحویل داده شود. تاریخ ثبت دادخواست در هر یک از این دفاتر تاریخ تجدیدنظر خواهی محسوب می گردد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 804

دادگاه مکلف است ذیل رای خود قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رای را مشخص نماید، با این وجود اگر رایی قانوناً قابل تجدیدنظر باشد ولی دادگاه آن را غیرقابل تجدیدنظر بداند، امکان تجدیدنظرخواهی وجود دارد.

🔴 کلیات #کتاب_الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و إخراجه عن نفسه) فلو وقف علی نفسه بطل و إن عقبه بما یصح الوقف علیه، لأنه حینئذ منقطع الأول، و کذا لو شرط لنفسه الخیار فی نقضه متی شاء أو فی مدۀ معینۀ. نعم لو وقفه علی قبیل هو منهم ابتداء، أو صار منهم شارک، أو شرط عوده إلیه عند الحاجۀ فالمروی و المشهور اتباع شرطه.

(]4-[ خارج ساختن مال وقفی از ]مالکیت و انتفاعِ[ خودش). پس اگر بر خودش وقف نماید وقف باطل است اگرچه بعداز خودش، چیزی را ذکر کند که وقف برآن صحیح است. زیرا وقف در این صورت منقطع الاول بوده ]و صحیح نیست[. اگر واقف برای خودش حق خیار در فسخ وقف در هر زمان که بخواهد یا در مدت معین قرار دهد حکم همین است ]و وقف باطل است[. بله، اگر مال موقوفه را بر گروهی وقف نماید که واقف ابتدائاً از افراد آن گروه است یا بعداً جزء آن گروه شده است در این صورت واقف با سایر افراد گروه در انتفاع از موقوفه شریک می شود. اگر واقف شرط کند که در صورت نیاز موقوفه به او برگردد براساس روایت وارده و نظر مشهور، از شرط تبعیت می شود.

✅ ولو وقف علی نفسه و غیره صح فی نصفه علی الأقوی إن اتحد، و إن تعدد فبحسبه.

اگر واقف برخود و دیگری مالی را وقف کند بنابر قول قویتر وقف در نصف آن صحیح است البته اگر «دیگری» یک نفر باشد. ولی اگر چند نفر باشند به نسبت سهم واقف که بر خود وقف کرده، باطل است ]و نسبت به سهم بقیه صحیح است[.

✅ (و شرط الموقوف أن یکون عیناً) فلا یصح وقف المنفعۀ، ولا الدین، ولا المبهم، لعدم الإنتفاع به مع بقائه، و عدم وجوده خارجاً، و المقبوض و المعین بعده غیره.

(شرط مال موقوفه این است که عین باشد) لذا وقف منفعت و دین و مال مبهم صحیح نیست. زیرا انتفاع از منفعت همراه با بقای آن ممکن نیست ]چون منفعت تدریجی الحصول است و انتفاع از هر لحظه منفعت باعث معدوم شدن آن لحظه می گردد[ و دین هم وجود خارجی ندارد ]چون دین، مال کلی است و دارای وجود اعتباری است که بر ذمه مدیون است[ و مالی که بعداً به قبض داده شده و معین گردیده غیر از مال مبهم است.

✅ (مملوکۀ) إن أرید بالمملوکیۀ صلاحیتها له بالنظر إلی الواقف لیحترز عن وقف نحو الخمر و الخنزیر من المسلم فهو شرط الصحۀ، و إن أرید به الملک الفعلی لیحترز به عن وقف ما لایملک و إن صلح له فهو شرط اللزوم. و الأولی أن یراد به الأعم.

(]شرط دوم مال موقوفه این است که [ مملوک باشد) اگر منظور از مملوک بودن، قابلیت مال برای به ملکیت در آمدنِ واقف باشد تا بدین وسیله از وقف چیزهایی مانند خمرو خوک از جانب ]واقفِ[ مسلمان احتراز بجوییم در اینصورت مملوک بودن شرط صحت وقف است. و اگر منظور از مملوک بودن، ملکیت فعلیِ ]واقف نسبت به مال موقوفه[ باشد تا بدین وسیله از وقف مالی که ملک واقف نیست احتراز بجوییم – اگرچه آن مال قابلیت به ملکیت در آمدن ]و به تبع آن، قابلیت وقف کردن[ را داشته باشد- در اینصورت مملوک بودن، شرط لزوم وقف است. بهتر این است که منظور از مملوک بودن، معنای اعم آن]یعنی هر دو معنای فوق[ باشد.

✅ (ینتفع بها مع بقائها)، فلا یصح وقف ما لاینتفع به إلا مع ذهاب عینه کالخبز و الطعام و الفاکهۀ، ولایعتبر فی الإنتفاع به کونه فی الحال، بل یکفی المتوقع. و هل یعتبر طول زمان المنفعۀ؟ إطلاق العبارۀ و الأکثر یقتضی عدمه، فیصح وقف ریحان یسرع فساده، و یحتمل اعتباره لقلۀ المنفعۀ و منافاتها لِلتَّأبید المطلوب من الوقف.

(]شرط سوم مال موقوفه این است که[ همراه با بقای عین، بتوان از آن منتفع شد). لذا وقف چیزی که منتفع شدن از آن جز با از بین رفتن عین آن ممکن نیست صحیح نمی باشد مانند نان و غذا و میوه. انتفاع بردن از مال موقوفه لازم نیست که در حال وقف ممکن باشد بلکه انتفاعی که انتظار آن می رود نیز کفایت می کند. آیا طولانی بودن زمان انتفاع شرط است؟ اطلاق عبارت مصنف و اکثر فقها، عدم لزوم این شرط را اقتضا دارد. پس وقف گیاهی که زود فاسد می شود صحیح است و احتمال دارد که طولانی بودن زمان انتفاع شرط باشد زیرا منفعتِ ]مالی که زمان انتفاع طولانی ندارد[ کم بوده و این کمی منفعت با دائمی بودن- که مطلوب و مقصود از وقف است – منافات دارد.

✅حقوق مدنی نکته  805

هر مالکي نسبت به مايملک خود حق همه‌گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردي که قانون استثنا کرده باشد.

✅حقوق مدنی نکته  806

بر حق مالكيت محدوديت هايي وارد است كه مهم ترين آن،‌ قاعده لاضرر است. در صورت تزاحم بين قاعده لاضرر و قاعده تسليط، قاعده لاضرر حاكم است چرا كه قاعده تسليط براي حمايت از حقوق فردي است و قاعده لاضرر براي حمايت از حقوق اجتماعي است. با توجه به قاعده لاضرر و ممنوعيت سو استفاده از حق، مالك نمي تواند از حق خويش براي اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي استفاده كند. مگر اين كه :

 الف – تصرف وي به قدر متعارف باشد

ب – براي رفع حاجت يا دفع ضرر از خود باشد

⤆ با جمع اين دو شرط مانعي براي تصرف مالك در ملك خويش وجود ندارد حتي در صورت ورود ضرر.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 805

در مواردی که دادگاه با تعدد قاضی تشکیل می شود، هرگاه نسبت به یکی از اعضا ایراد رد شود و آن عضو از رسیدگی امتناع کند، دادگاه با حضور عضو دیگر تکمیل می شود و مبادرت به رسیدگی می کند. چنانچه ایراد رد مورد پذیرش قرار نگیرد، همان دادگاه بدون حضور عضو مورد ایراد در وقت اداری به اعتراض رسیدگی و قرار رد یا قبول ایراد را صادر می کند. هرگاه چند نفر از اعضای دادگاه مورد ایراد واقع شوند و ایراد رد را قبول نکنند، چنانچه تعداد اعضای باقیمانده ضعبه اکثریت را تشکیل دهند، اکثریت اعضا بدون حضور اعضای مورد ایراد و در وقت اداری به اعتراض رسیدگی و قرار رد یا قبول ایراد را صادر می کنند. هرگاه تعداد باقیمانده اعضای ضعبه در اکثریت نباشند و امکان انتخاب اعضای علی البدل نیز برای رسیدگی به ایراد وجود نداشته باشد، رسیدگی به ایراد در ضعبه دیوان عالی کشور به عمل می آید. هرگاه شعبه دیوان درخواست رد را وارد بداند، پرونده جهت رسیدگی به دادگاه هم عرض ارجاع می شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 806

دادگاه تجدید نظر استان مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست تجدید نظر از کلیه آرای غیر قطعی کیفری است جز در مواردی که در صلاحیت دیوان عالی کشور باشد.

✅ حقوق جزا نکته 805

هرگاه دو یا چند نفر با انجام عمل غیر مجاز در وقوع جنایتی به نحو سبب و به صورت طولی دخالت داشته باشند کسی که تأثیر کار او در وقوع جنایت قبل از تأثیر سبب یا اسباب دیگر باشد، ضامن است مانند آنکه یکی از آنان گودالی حفر کند و دیگری سنگی در کنار آن قرار دهد و عابری به سبب برخورد با سنگ به گودال بیفتد که در این صورت، کسی که سنگ را گذاشتهف ضامن است مگر آنکه همه قصد ارتکاب جنایت را داشته باشند که در این صورت شرکت در جرم محسوب می شود.

✅ حقوق جزا نکته 806

هرگاه در مورد نکته قبل عمل یکی از دو نفر غیر مجاز و عمل دیگری مجاز باشد مانند آنکه شخصی وسیله یا چیزی را در کنار معبر عمومی که مجاز است، قرار دهد و دیگری کنار آن چاهی حفر کند که مجاز نیست، شخصی که عملش غیر مجاز بوده، ضامن است.

✅اصول فقه نکته 509

در برخی از قوانین، تشخیص اهم و مهم در احکام متزاحم به اشخاص واگذار شده است. مثلاً در ادامه ماده 28 قانون وکالت آمده است: «… در صورتی وکیل در دو یا چند دادگاه غیر از دادگاه جنایی و دیوان کیفر دعوت شود و جمع بین اوقات ممکن نباشد در دادگاهی که حضور خود را لازم می داند حاضر می شود و به دادگاههای دیگر لایحه می فرستد یا در صورت داشتن حق توکیل، وکیل دیگری را اعزام می دارد».

✅حقوق تجارت نکته 805

قبولی برات ⇦تعهد براتگیر به پرداخت وجه برات در سررسید

✅حقوق تجارت نکته 806

ارائه برات برای قبولی بر عهده دارنده برات است و براتگیر در این خصوص تکلیفی ندارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 805

تجدیدنظرخواه باید در دادخواست تجدیدنظر موارد زیر را بنویسد:

  • مشخصات و محل اقامت تجدیدنظرخواه.

  • مشخصات و محل اقامت تجدیدنظرخوانده.

  • حکم یا قرار تجدیدنظرخوانده.

  • دادگاه صادر کننده ی رای.

  • تاریخ ابلاغ رای بدوی.

  • دلایل تجدیدنظرخواهی.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 806

تعداد نسخ دادخواست تجدیدنظر و ضمائم آن باید به تعدادخواندگان به اضافه ی یک نسخه باشد.

🔴 کلیات کتاب الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و یمکن إقباضها) فلا یصح وقف الطیر فی الهواء، ولا السمک فی ماءٍ لایمکن قبضه عادۀ، ولا الآبق، و المغصوب، و نحوها. ولو وقفه علی من یمکنه قبضه فالظاهر الصحۀ، لأن الإقباض المعتبر من المالک هو الإذن فی قبضه و تسلیطه علیه، و المعتبر من الموقوف علیه تَسَلُّمه و هو ممکن.

(]شرط چهارم مال موقوفه این است که[ به قبض دادن آن ممکن باشد) پس وقف پرنده در هوا صحیح نیست و وقف ماهی در آبی که قبض ماهی در آن آب عادتاً ممکن نیست صحیح نمی باشد. وقف برده فراری و مال مغصوب و مانند آن ]نیز[ صحیح نیست. اگر مال موقوفه را به کسی وقف کند که قبض آن برای او ممکن است ظاهراً وقف صحیح است. زیرا منظور از «اقباض» که انجام آن از جانب مالک ]یعنی واقف[ شرط است همان اذن در قبض مال موقوفه و مسلط کردن موقوف علیه بر آن است؛ و از جانب موقوف علیه تحویل گرفتن مال موقوفه شرط است که این امر در اینجا امکان دارد.

✅ (ولو وقف ما لایَملِکُه وَقَفَ علی إجازۀ المالک) کغیره من العقود. لأنه عقد صدر من صحیح العبارۀ قابلٌ للنقل و قد أجاز المالک فیصح. و یحتمل عدمها هنا و إن قیل به فی غیره، لأن عبارۀ الفضولی لا أثر لها، و تأثیر الإجازۀ غیر معلوم، لأن الوقف فک ملک فی کثیر من موارده، ولا أثر لعبارۀ الغیر فیه.

(اگر چیزی را که مالک آن نیست وقف کند، صحت وقف، متوقف بر اجازه مالک آن است) مانند غیر وقف از عقود دیگر ]که همین حکم را دارد[. زیرا این وقف ]یعنی وقف فضولی[ عقدی است که از فرد دارای اهلیت صادر شده، مال موقوفه نیز قابل نقل و انتقال است و مالک هم این وقف را اجازه کرده است لذا وقف صحیح می شود. در اینجا احتمالِ عدمِ صحتِ وقف نیز می رود اگرچه در غیر وقف ]و سایر عقود[، نظر اول ]یعنی صحت عقد فضولی[ گفته شود. زیرا اثری برای عبارت فضولی نیست و تاثیر اجازه مالک هم معلوم و مسلم نمی باشد چون وقف در بسیاری از موارد آن، فکّ ملک است و برای عبارت غیرِ ]مالک[ در تحقق وقف اثری نیست.

✅ (و وقف المشاع جائز کالمقسوم)، لحصول الغایۀ المطلوبۀ من الوقف و هو تحبیس الأصل و إطلاق الثمرۀ به. و قبضه کقبض المبیع فی توقفه علی إذن المالک و الشریک عند المصنف مطلقاً، و الأقوی أن ذلک فی المنقول، و غیره لایتوقف علی إذن الشریک، لعدم استلزام التخلیۀ التصرف فی ملک الغیر.

(وقف مال مشاع جایز است همانند وقف مال مفروز). زیرا غایت مطلوب از وقف- که همان حبس کردن اصل مال و آزاد کردن ثمره آن است- در ]وقف مال مشاع[ حاصل می شود. در نظر مصنف، قبض مال موقوفه] زمانی که مشاع باشد[ از لحاظ متوقف بودن آن بر اذن مالک و شریک مانند قبض مبیع مشاع است خواه موقوفه مال منقول یا غیر منقول باشد. قول قویتر این است که حکم فوق در مال موقوفه منـقول است و قبض مال موقوفه غیر منقول متوقف بر اذن شریک نیست. زیرا ]قبض غیر منقول با تخلیه یا همان رفع ید از مال غیر منقول است و[ تخلیه غیر منقول، مستلزم تصرف در ملک غیر نمی باشد. ]پس اگر واقف یکی از دو شریک مال غیر منقول باشد پس از انشای صیغه وقف، برای قبض دادن آن، کافی است که واقف از مال غیر منقول رفع ید نماید. رفع ید واقف، تصرف در سهم شریکش به حساب نمی آید تا نیاز به اذن شریک داشته باشد[.

✅ (و شرط الواقف الکمال) بالبلوغ و العقل و الإختیار و رفع الحجر، (و یجوز أن یجعل النظر) علی الموقوف (لنفسه، و لغیره) فی متن الصیغۀ. (فإن أطلق) و لم یشترطه لأحد (فالنظر فی الوقف العام إلی الحاکم) الشرعی، (و فی غیره) و هو الوقف علی معیَّن (إلی الموقوف علیهم)، و الواقف مع الإطلاق کالأجنبی.

(شرط واقف، کمال او) به دارا بودن صفات بلوغ و عقل و اختیار و محجور نبودن (است. جایز است که واقف) در متن صیغه وقف، (نظارت) بر مال موقوفه را (برای خودش و ]یا[ غیر خودش قرار دهد. حال اگر ]عقد را[ مطلق گذارد) و نظارت را برای کسی شرط نکند (در اینصورت نظارت در وقف عام با حاکم) شرع (و در غیر وقف عام) که منظور از آن وقف بر افراد معین است (با موقوف علیهم می باشد). در صورت اطلاق عقد ]در زمینه تعیین ناظر[، واقف مانند فرد بیگانه است.

✅حقوق مدنی نکته  807

اصولا هر كس مالك زمين است مالك محصول هم هست مگر بذر متعلق به كسي و زمين متعلق به ديگري باشد كه محصول متعلق به صاحب بذر است.

✅حقوق مدنی نکته  808

تصرف به عنوان مالکيت، دليل مالکيت است، مگر اين که خلاف آن ثابت شود. (اماره تصرف)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 807

دادگاه تجدید نظر استان در مرکز هر استان، با حضور رییس یا دادرس علی البدل و عضویت دو مستشار تشکیل می شود (دادگاه تجدید نظر و شعب دیوان عالی کشور با دو عضو نیز رسمیت دارند).

✅آیین دادرسی کیفری نکته 808

آرای دادگاه های کیفری جز در موارد زیر که قطعی محسوب می شود، حسب مورد در دادگاه تجدید نظر استان همان حوزه قضایی قابل تجدید نظر و یا در دیوان عالی کشور قابل فرجام است:

الف) جرایم تعزیری درجه هشت باشد.

ب) جرایم مستلزم پرداخت دیه یا ارش، در صورتی که میزان یا جمع آنها کمتر از یک دهم دیه کامل باشد.

✅ حقوق جزا نکته 807

در خصوص دو نکته قبلی اگر عمل شخصی پس از عمل نفر اول و با توجه به اینکه ایجاد آن سبب در کنار سبب اول موجب صدمه زدن به دیگران می شود انجام گرفته باشد، نفر دوم ضامن است.

✅ حقوق جزا نکته 808

هرگاه جنایت منحصراً مستند به عمد و یا تقصیر مجنیً علیه باشد ضمان ثابت نیست.

✅اصول فقه نکته 510

هر گاه احتمال اهم بودن یکی از دو حکم متزاحم وجود داشته باشد عقلاً جانب احتیاط را مراعات نمود و آن را مقدم کرد؛ هر چند به صورت قطعی، اهم بودن آن مشخص نباشد.

✅حقوق تجارت نکته 807

نحوه ارائه برات ضابطه خاصی ندارد در نتیجه دارنده می تواند برات را شخصاً یا توسط نماینده یا به هر شکل دیگری به رؤیت براتگیر برساند.

✅حقوق تجارت نکته 808

اصولاً ارائه برات جهت اخذ قبولی اختیاری است مگر:

1-  در برات به وعده از رؤیت که سر رسید برات از تاریخ رؤیت محاسبه می شود و تا زمانی که برات به رؤیت براتگیر نرسد سر رسید معلوم نخواهد شد.

2-  در صورتی که براتکش در مورد برات به روز معین یا به وعده از تاریخ صدور، ارائه برات به براتگیر را جهت اخذ قبولی شرط نماید.

3-  در صورتی که قید «قبولی اجباری است» در برات وجود داشته باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 807

اگر دادخواست دهنده سمت نمایندگی داشته باشد باید مدرک مثبت سمت خویش را نیز ضمیمه ی دادخواست نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 808

اگر در دادخواست تجدیدنظر مشخصات یا محل اقامت تجدیدنظرخواه معلوم نباشد دادخواست باید تا پایان مهلت تجدیدنظرخواهی به همین صورت باقی بماند تا تجدیدنظرخواه نسبت به اصلاح دادخواست اقدام نماید تا درخواست وی به جریان بیفتد، در غیر این صورت با انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی دادگاه بدوی قرار رد دادخواست تجدیدنظر را صادر می کند. این قرار به دیوار دادگاه الصاق و ظرف 10 روز قابل اعتراض نزد دادگاه تجدیدنظر می باشد.

🔴 کلیات کتاب الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و یشترط فی المشروط له النظر العدالۀ و الإهتداء إلی التصرف. ولو عرض له الفسق انعزل، فإن عاد عادت إن کان مشروطا من الواقف. ولا یجب علی المشروط له القبول، ولو قبل لم یجب علیه الإستمرار، لأنه فی معنی التوکیل. و حیث یبطل النظر یصیر کما لو لم یشترط.

در مورد کسی که شرط نظارت برای او شده است عدالت و بصیرت در مورد تصرف کردن شرط است. اگر بر ناظر فسق عارض گردد منعزل می شود. اگر دوباره به عدالت برگردد حق نظارت او هم بر‏می‏گردد البته درصورتی که وی ]بعنوان ناظر[ در ضمن عقد وقف از جانب واقف منصوب شده باشد. بر کسی که در ضمن عقد وقف بعنوان ناظر تعیین شده، قبول نظارت واجب نیست و اگر نظارت را قبول کرد استمرار آن بر او واجب نیست زیرا نظارت دادن در حکم توکیل است. در جایی که نظارت ناظر باطل می‏شود مانند حالتی می شود که نظارت ]از اول[ شرط نشده بود.

✅ ولو جعله لإثنین و أطلق لم یستقل أحدهما بالتصرف، و لیس للواقف عزل المشروط فی العقد، وله عزل المنصوب من قبله لو شرط النظر لنفسه فولاه، لأنه وکیل.

اگر واقف نظارت در وقف را برای دو نفر قرار دهد و کیفیت تصرف آنها را مطلق گذاشت ]تعیین نکرد[ یکی از آن دو نمی تواند مستقلاً تصرف کند. واقف نمی تواند کسی را که در ضمن عقد برای او شرط نظارت شده است عزل کند ولی اگر شرط نظارت را برای خودش قرار داده است می تواند فردی را که از سوی خود منصوب کرده عزل کند و پس از آن خودش موقوفه را سرپرستی می کند. علت جواز عزل این است که فرد منصوب، وکیلِ ]واقف[ است.

✅ ولو آجر الناظر مدۀ فزادت الأجرۀ فی المدۀ، أو ظهر طالب بالزیادۀ لم ینفسخ العقد، لأنه جری بالغبطۀ فی وقته إلا أن یکون فی زمن خیاره فیتعین علیه الفسخ.

اگر ناظر مال موقوفه را به مدتی اجاره دهد و بعد از آن، اجرت موقوفه در مدت اجاره افزایش یابد یا کسی پیدا شود که اجرت بیشتری برای اجاره موقوفه می پردازد عقد اجاره منفسخ نمی شود. زیرا اجاره در وقت خودش با رعایت مصلحت و غبطه منعقد شده و جریان یافته است مگر اینکه این وضع در زمان خیار ناظر رخ دهد که در اینصورت فسخ اجاره بر ناظر متعین می گردد ]یعنی ناظر باید اجاره را فسخ کند[.

✅ ثم إن شُرِطَ له شیء عوضاً من عمله لزم، و لیس له غیره، و إلا فله أجرۀ المثل عن عمله مع قصد الأجرۀ به.

حال اگر برای ناظر چیزی بعنوان عوض عملش شرط شده باشد پرداخت همان عوض به او لازم می‏شود و غیر از آن حق دیگری ندارد و الا اگر چیزی برای او بعنوان عوض تعیین نشده، می تواند اجرت‏المثل عملش را بگیرد البته در صورتی که قصد گرفتن اجرت در برابر انجام عمل داشته باشد.

✅ (و شرط الموقوف علیه وجوده، و صحۀ تملکه، و إباحۀ الوقف علیه، فلا یصح) الوقف (علی المعدوم ابتداء) بأن یبدأ به و یجعله من الطبقۀ الأولی، فیوقف علی من یتجدد من ولد شخص ثم علیه مثلاً. (و یصح تبعاً) بأن یوقف علیه و علی من یتجدد من ولده.

(شرط موقوف علیه، وجود او و صحت مالک شدن او و مباح بودن وقف بر او است. لذا) وقف (بر معدوم ابتدائاً صحیح نیست) به این نحو که وقف را با معدوم شروع کند و معدوم را طبقه اول وقف قرار دهد. در این صورت مثلاً مال موقوفه بر فرزند شخص که بعداً بوجود می آید وقف می شود سپس بر خود شخص که اکنون وجود دارد. (ولی وقف بر معدوم به تبع موجود صحیح است) به این نحو که مال موقوفه بر شخص موجود و فرزند او که بعداً بوجود می آید وقف می شود.

✅حقوق مدنی نکته  809

رفع تعارض:

  ❂ اختلاف در ملكيت و وقفيت اصل ملكيت بوده و مدعي وقف بايد دعوي را ثابت كند.

  ❂ در تعارض بين مالكيت سابق و تصرف فعلي اختلاف است و طبق نظر دكتر كاتوزيان، تصرف در

       صورتي اماره بر مالكيت است كه سابقه آن معلوم نباشد.

 ❂ در تعارض بين تصرف كنوني و وقفيت سابق چون امكان انتقال و تملك وقف خلاف اصل است،

      تصرف دليل مالكيت نيست.

 ❂ در تعارض بين تصرف سابق و تصرف كنوني، تصرف كنوني مقدم است.

✅حقوق مدنی نکته  810

نكته 57:

اماره تصرف ويژه اعيان اموال نيست و در منافع و حقوق نيز اعمال مي شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 809

نکته 815

در مورد مجازاتهای جایگزین حبس، معیار قابلیت تجدید نظر، همان مجازات قانونی اولیه است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 810

آرا قابل نجدید نظر، اعم از محکومیت، برائت، یا قرارهای منع و موقوفی تعقیب، اناطه و تعویق صدور حکم است. قرار رد درخواست واخواهی یا تجدید نظر خواهی، در صورتی مشمول این حکم است که رای راجع به اصل دعوی، قابل تجدید نظرخواهی باشد.

✅ حقوق جزا نکته 809

در مواردی که اصل جنایت مستند به عمد یا تقصیر مرتکب باشد لکن سرایت آن مستند به عمد یا تقصیر مجنیً علیه باشد مرتکب نسبت به مورد سرایت ضامن نیست.

✅ حقوق جزا نکته 810

در تعدد جنایات، اصل بر تعدد دیات و عدم تداخل آنهاست مگر مواردی که در این قانون خلاف آن مقرر شده است.

✅اصول فقه نکته 511

تراجیح در باب تعارض: به معنای مرجحات است و منظور چیزهایی است که دلیلی را بر دلیل دیگر، برتری و ترجیح می دهد و تعارض را از بین می برد.مرجحات منصوصه در روایات علاجیه، عبارتند از:

1) صفات راوی یعنی عادل تر، باتقواتر، موثق تر، راستگوتر و فقیه تر بودن راوی(همان، ص190)

2)شهرت: شهرت روایی موجب ترجیح روایتی بر روایت دیگر می شود.

3) موافقت با قرآن: هرگاه خبری با ظاهر قرآن موافق باشد بر دیگری مرجح است.

4) مخالت عامه (مخالفت روایت با مذاهب اهل سنت): هرگاه خبری مخالف با مذاهب اهل سنت باشد بر دیگری برتر است.

5)موخر بودن زمان صدور روایت

✅حقوق تجارت نکته 809

در برات به رؤیت همان زمانی که برات به رؤیت رسانده می شود، باید پرداخت شود به همین دلیل دارنده تکلیفی به اخذ قبولی ندارد.

✌️دقت داشته باشید: در برات به رؤیت دارنده به هر حال باید ظرف یک سال از تاریخ برات، پرداخت یا قبولی برات را مطالبه کند⎆

✅حقوق تجارت نکته 810

در خصوص برات به وعده روز معین و برات به وعده از تاریخ صدور مراجعه جهت اخذ قبولی اختیاری است و می تواند فقط در سر رسید، جهت پرداخت مراجعه نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 809

در مورد سایر شرایط دادخواست چنان چه نقصی وجود داشته باشد قاضی صادرکننده ی رای اخطار رفع نقص صادر و به تجدیدنظرخواه 10 روز برای رفع نقص مهلت می دهد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 810

اگر دادخواست تجدیدنظر کامل باشد یا طرف مهلت رفع نقص انجام گردد، مدیر دفتر دادگاه بدوی یک نسخه از دادخواست و ضمائم آن را به تجدیدنظرخوانده ابلاغ و از وی میخواهد ظرف ده روز لایحه دفاعیه خود را ارائه نماید، بعد از انقضای ده روز پرونده به مرجه تجدیدنظر ارسال می گردد.

🔴 کلیات کتاب الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و إنما یصح تبعیۀ المعدوم الممکن وجوده عادۀ کالوالد أما ما لایمکن وجوده کذلک کالمیت لم یصح مطلقاً، فإن ابتدأ به بطل الوقف، و إن أخره کان منقطع الآخر أو الوسط، و إن ضمه إلی موجود بطل فیما یخصه خاصۀ علی الأقوی.

تبعیت معدوم از موجود در وقف فقط جایی صحیح است که وجود معدوم در آینده عادتاً ممکن باشد مانند فرزند موقوف علیه. اما معدومی که وجودش در آینده عادتاً ممکن نیست- مانند میت – وقف بر او مطلقاً باطل است. اگر وقف با میت شروع شود وقف باطل است و اگر آخرین فردِ موقوف علیه، میت باشد آخر وقف باطل می شود و اگر مرده در وسط باشد وقف نسبت به او باطل و نسبت به اول و آخر صحیح است. اگر واقف، ]در تعیین موقوف علیه[ مرده را به موجود ضمیمه کند قول قویتر آنست که وقف فقط نسبت به مرده باطل است.

✅ (والوقف علی المساجد و القناطر فی الحقیقۀ) وقف (علی المسلمین، إذ هو مصروف إلی مصالحهم).

(وقف بر مساجد و پلها در حقیقت) وقف (بر مسلمین است. زیرا این وقف برای مصالح مسلمین صرف می شود).

✅ (ولا علی الزناۀ و العصاۀ) من حیث هم کذلک، لإنه إعانۀ علی الإثم و العدوان فیکون معصیۀ. أما لو وقف علی شخص متصف بذلک لا من حیث کون الوصف مناط الوقف صح، سواء أطلق أم قصد جهۀ محللۀ.

(وقف بر زناکاران و معصیت کاران) از حیث زناکار بودن و معصیت کار بودنشان (صحیح نیست) زیرا این وقف معاونت بر گناه و عدوان است لذا این وقف معصیت می باشد. اما اگر بر شخصی که متصف به این صفات است وقف کند نه از حیث اینکه این وصف، معیار وقف باشد وقف صحیح است خواه بصورت مطلق ]و بی قید و شرط وقف کند[ یا جهت حلالی را در وقف قصد کرده باشد.

✅ (و إطلاق الوقف) علی متعدد (یقتضی التسویۀ) بین أفراده و إن اختلفوا بالذکوریۀ و الأنوثیۀ، لإستواء الإطلاق و الإستحقاق بالنسبۀ إلی الجمیع، (ولو فَضَّل) بعضهم علی بعض (لزم) بحسب ما عَیَّن، عملاً بمقتضی الشرط.

(مطلق بودن وقف) بر اشخاص متعدد، (تساوی) بین افراد موقوف علیهم (را اقتضا می کند) اگرچه از نظر مذکر و مونث بودن مختلف باشند. زیرا اطلاق وقف و استحقاق منافع موقوفه نسبت به تمام افراد موقوف علیهم یکسان و مساوی است ]یعنی مطلق بودن وقف نسبت به تمام افراد موقوف علیهم حالت یکسانی دارد. بعبارت دیگر چون قید و شرطی در وقف برای تقسیم منافع موقوفه بیان نشده مفاد وقف  بصورت یکسان و مساوی در برگیرنده همه موقوف علیهم است و منافع موقوفه به نحو یکسان و مساوی به همه آنان تعلق دارد.[ (واگر) بعضی از افراد موقوف علیهم را بر بعضی دیگر (برتری دهد عمل به وقف) به حسب آنچه واقف تعیین کرده (لازم است) زیرا عمل به مفاد شرط، چنین حکمی را اقتضا دارد.

✅ الأولی – (نفقۀ العبد الموقوف و الحیوان) الموقوف (علی الموقوف علیهم).

اول – (نفقه بنده وقف شده و حیوانِ) وقف شده (بر عهده موقوف علیهم است).

✅ الثانیۀ – (لو وقف فی سبیل الله انصرف إلی کل قربۀ)، لأن المراد من السبیل الطریق إلی الله أی إلی ثوابه و رضوانه. (وکذا) لو وقف (فی سبیل الخیر، و سبیل الثواب)، لإشتراک الثلاثۀ فی هذا المعنی.

دوم – (اگر مالی را با عنوان «فی سبیل الله» وقف کند این عنوان به هر راهی که منجر به تقرّب به خداوند شود منصرف می گردد). زیرا مراد از «سبیل»، راه به سوی خدا یعنی راه به سوی کسب ثواب الهی و خشنودی و رضای الهی است. (و همچنین است) اگر (کسی برای عنوان «فی سبیل الخیر» و «سبیل الثواب») وقف کند. زیرا این سه مورد در این معنی ]راه به سوی خدا و کسب ثواب الهی و خشنودی خداوند متعال[ مشترک هستند.

✅حقوق مدنی نکته  811

اگر متصرف فعلي، اقرار کند که ملک، سابقاً مالِ مدعيِ او بوده است، در اين صورت مشاراليه نمي‌تواند براي رد ادعاي مالکيت شخص مزبور، به تصرف خود استناد کند مگر اين که ثابت نمايد که ملک به ناقل صحيح به او منتقل شده است‌.

1-  شخصي متصرف مالي باشد.

2-  ديگري مدعي مالكيت بر آن مال است.

3-  سپس متصرف بر مالكيت سابق مدعي اقرار مي كند.

با جمع سه فرض بالا اماره تصرف بي اثر مي گردد و متصرف براي اثبات مالكيت خويش نمي تواند به تصرف خود استناد كند بلكه بايد ثابت نمايد آن مال به طريقي قانوني به او منتقل شده است.

در صورت اثبات مالكيت سابق مدعي:

با اقرار متصرف، اماره تصرف بي اثر شده و حكم به نفع مدعي سابق مي دهيم (ماده 37 ق.م.)

با دليلي غير از اقرار، اختلاف نظر است :

❂ نظر اكثريت: اقرار خصوصيت دارد و قابل تسري به ساير دلايل نيست در واقع كسي كه اقرار كرده در جايگاه مدعي قرار گرفته (مدعي انتقال به خود) فلذا در صورت ترديد در تحقق انتقال، اصل بر عدم انتقال است و انتقال بايد ثابت شود

❂ نظر اقليت: اقرار خصوصيتي ندارد و تنها اثرش اثبات مالكيت است. فلذا مالكيت با هر دليلي كه ثابت شود موجب بي اعتباري اماره تصرف خواهد شد و حكم ماده 37 ق.م. تنها مختص اقرار نيست و به ساير دلايل هم تسري مي يابد

✅حقوق مدنی نکته  812

حق انتفاع عبارت از حقي است که به موجب آن شخص مي‌تواند از مالي که عين آن ملک ديگري است يا مالک خاصي ندارد استفاده کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 811

آرا صادره درباره جرایمی که مجازات قانونی آن ها سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد و یا تعزیر درجه سه و بالاتر است و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آنها نصف دیه کامل مجنی علیه یا بیش از آن است و آرا صادره درباره جرایم سیاسی و مطبوعاتی، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 812

در مواردی که رای دادگاه توام با محکومیت به پرداخت دیه، ارش یا ضرر و زیان است، هرگاه یکی از جنبه های مزبور قابل تجدید نظر یا فرجام باشد، جنبه های دیگر رای نیز به تبع آن، حسب مورد قابل تجدید نظر یا فرجام است.

✅ حقوق جزا نکته 811

هرگاه در اثر یک ضربه یا هر رفتار دیگر، آسیبهای متعدد در اعضای بدن به وجود آید چنانچه هر یک از آنها در اعضای مختلف باشد یا همه در یک عضو بوده ولی هر نوع آسیبی غیر از نوع دیگری باشد و یا از یک نوع بوده ولکن در دو یا چند محل جداگانه از یک عضو باشد، هر آسیب دیه جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 812

هرگاه در اثر رفتارهای متعدد، آسیبهای متعدد ایجاد شود هر آسیبی دیه جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 512

در باب تعارض روایات و اخذ ترجیح، باید به مرجحات منصوصه اکتفا کرد و به هیچ وجه نمی توان از روایات ترجیح استفاده کرد که هر گونه مزیتی که باعث اقربیت به واقع است مرجح می باشد. لذا در صورتی که مرجح منصوصه وجود نداشته باشد باید به راه حل تخییر مراجعه نمود(همان، ص 187).

✅حقوق تجارت نکته 811

هرگاه براتکش در مورد برات به روز معین یا به وعده از تاریخ صدور دارنده برات را از ارائه برات به براتگیر جهت اخذ قبولی منع کند ⇦ در این صورت دارنده حق ارائه برات پیش از سر¬رسید را ندارد و چنان¬چه این برات با ظهرنویسی انتقال یافته باشد، دارنده بعدی و همچنین ظهرنویسان نیز مکلف به رعایت شرط هستند    اما

در خصوص برات به وعده از رؤیت برات دهنده یا ظهرنویس ها نمی توانند دارنده برات را از ارائه برات جهت قبولی منع کنند.

✅حقوق تجارت نکته 812

دارنده برات به وعده از رؤیت همانند دارنده برات به رؤیت، حداکثر باید ظرف یک سال از تاریخ صدور، برات را به رؤیت براتگیر رساند.

⎈⎈در صورت عدم رعایت موعد یک ساله، دارنده سند، امکان رجوع به ظهرنویس و همچنین به برات دهنده ای که وجه برات را به محال علیه رسانیده از دست خواهد داد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 811

همه ی طرق عادی شکایت از آراء دو اثر مهم دارند که عبارتند از اثر تعلیقی و اثر انتقالی.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 812

ممکن است حکم قابل تجدیدنظر باشد که مهلت آن از تاریخ انقضای مهلت واخواهی شروع می شود، مادام که مهلت تجدیدنظر باقیست، یا مادام که نتیجه تجدیدنظر مشخص نشده حکم غیر قابل اجرانیست چرا که تجدیدنظر هم اثر تعلیقی دارد.

🔴 کلیات #کتاب_الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ الثالثۀ – (إذا وقف علی أولاده اشترک أولاد البنین و البنات)، لإستعمال الأولاد فیما یشمل أولادهـم استعمالاً شائعاً لغۀ و شرعاً کقوله تعالی «یا بنی آدم، یا بنی اسرائیل و یوصیکم الله فـی أولادکم» وللإجماع علی تحریم حلیلۀ ولد الولد ذکراً و أنثی من قوله تعالی: «وحلائل أبنائکم».

سوم – (اگر واقف بر اولادش وقف کند ]نوه های پسری و دختری نیز در وقف داخل هستند لذا[ نوه های پسری و دختری در ]منافع موقوفه[ شریک می شوند) زیرا استعمال لفظ «اولاد» در معنایی که شامل اولادِ اولاد هم بشود از نظر لغت و شرع استعمالی شایع است. مانند این کلام خداوند متعال: «یـا بنی آدم، یا بنی اسرائیل و یوصیکم الله فی أولادکم» ]در این سه اصطلاح، قرآنی، لفظ «بنی» و «اولاد» شامل فرزند با واسطه هم می شود[ و نیز به دلیل اجماع بر حرمت ازدواج با زنِ فرزندِ فرزند، خواه نوه پسری باشد یا نوه دختر، که این حکم از عبارت قرآنی: «و حلائلُ أبنائکم» استنباط شده است ]در این آیه هم لفظ «أبنائکم» علاوه بر فرزند بلاواسطه، شامل فرزند با واسطه نیز شده است لذا فقها حکم به حرمت تزویج با زن نوه کرده اند[.

✅ و الأصل فی الاستعمال الحقیقۀ، و هذا الاستعمال کما دل علی دخول أولاد الأولاد فی الأولاد، دَلَّ علی دخول أولاد الإناث أیضاً.

]ممکن است اشکالی مطرح شود: از کجا معلوم که استعمال لفظ اولاد و بنی و ابناء در معنای فرزند با‏واسطه استعمالی حقیقی است؟ شاید استعمال این الفاظ بصورت مجازی باشد. شهید ثانی این استعمال را حقیقی می داند. زیرا[ اصل در استعمال الفاظ، استعمال حقیقی است ]و استعمال مجازی نیاز به قرینه و مناسبت بین معنای حقیقی و مجازی دارد[. این استعمال همانطور که بر داخل بودن اولادِ اولاد در لفظ «اولاد» دلالت دارد بر داخل بودن اولادِ دختر ]در لفظ «اولاد»[ نیز دلالت دارد.

✅ و علی تقدیر دخولهم بوجه فَإشتراکهم (بالسویۀ)، لأن ذلک مقتضی الإطلاق، و الأصل عدم التفاضل، (إلا أن یُفَضَّل) بالتصریح، أو بقوله: علی کتاب الله و نحوه، (ولو قال: علی مَن انتسب إلیَّ لم یدخل أولاد البنات) علی أشهر القولین، عملاً بدلالۀ اللغۀ و العرف و الاستعمال.

بر فرض که به دلیلی نوه ها در لفظ «اولاد» داخل باشند اشتراک ایشان در وقف (بصورت مساوی است). زیرا این حکم، مقتضای اطلاق وقف است و اصل هم بر عدم تفاضل است (مگر اینکه واقف) صراحتاً یا با عبارت: « علی کتاب الله» و مانند آن (برخی را برخی دیگر برتری دهد. اگر واقف گفت: «برکسی که به من منتسب شده است وقف نمودم» فرزندان دختر در وقف داخل نمی شوند) بنابر قول مشهورتر از دو قول موجود در مساله. زیرا عمل به دلالت لغت و عرف و استعمال این حکم را اقتضا می‏کند.

✅ الرابعۀ – (إذا وقف مسجداً لم ینفک وقفه بخراب القریۀ)، للزوم الوقف، و عدم صلاحیۀ الخراب لزواله، لجواز عودها، أو انتفاع المارۀ به.

چهارم – (اگر مسجدی را وقف کند با خراب شدن روستا ]که مسجد در آن واقع است[ وقفِ مسجد فک نشده ]واز بین نمی رود[). زیرا وقف عقد لازم است و خراب شدن روستا، صلاحیتی برای زایل شدن وقف ندارد. زیرا آباد شدن مجدد روستا ممکن است ]و[ یا عابرین از کنار مسجد از آن انتفاع می برند.

✅ (وإذا وقف علی الفقراء، أو العلویۀ انصرف إلی من فی بلد الواقف منهم و من حضره) بمعنی جواز الإقتصار علیهم من غیر أن یتتبع غیرهم ممن یشمله الوصف، فلو تتبع جاز. و کذا لایجب انتظار من غاب منهم عند القسمۀ.

(اگر بر فقرا یا علویون وقف کند وقف به کسانی از ایشان که در شهر واقف هستند و کسانی که در آنجا حاضرند انصراف پیدا می کند). به معنی اینکه بر همین افراد]که هستند و حضور دارند[ اکتفا می شود بدون اینکه لازم باشد غیر از ایشان را که واجد وصف فقیر یا علوی هستند مورد تحقیق و جستجو قرار دهد. حال اگر این افراد را مورد جستجو قرار دهد این عمل جایز است. و همچنین انتظار کشیدن حضور افرادی از ایشان که در زمان تقسیمِ ]منافع موقوفه [ غایب هستند واجب نیست.

✅حقوق مدنی نکته  813

اقسام حق انتفاع:

 1- عمري  2- رقبي   3- سكني   4- حبس مطلق

✅حقوق مدنی نکته  814

عقد موجد حق انتفاع لازم است مگر در مورد حق حبس كه عقدي جايز است. طبق ماده 44 ق.م. حبس مطلق با فوت مالك يا منتفع منحل مي گردد

✅آیین دادرسی کیفری نکته 813

در صورتی که طرفین دعوی با توافق کتبی حق تجدید نظر یا فرجام خواهی خود خود را ساقط کنند، تجدیدنظر یا فرجام خواهی آنان جز در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رای، مسموع نیست.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 814

مهلت درخواست یا دادخواست تجدید نظر و فرجام برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا انقضای مهلت واخواهی است.

✅ حقوق جزا نکته 813

هرگاه در اثر یک یا چند رفتار، منافع متعدد زائل یا ناقص شود مانند اینکه د راثر ضربه به سر، بینایی، شنوایی و عقل کسی از بین برود یا کم شود، هریک دیه جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 814

هرگاه یک استخوان از چند نقطه جدای از هم بشکند یا خرد شود یا ترک بخورد، در صورتی که عرفاً جنایت های متعدد محسوب گردد، هر یک دیه جداگانه دارد هرچند با یک ضربه به وجود آید و مجموع دیه جنایت های مزبور از دیه عضو هم بیشتر باشد.

✅اصول فقه نکته 513

در فرض تعارض میان بینه طرفین، با عنایت به ماده 241ق.آ.د.م که مقرر می دارد: «تشخیص ارزش و تأثیر گواهی با دادگاه است» و با توجه به اختیاری که قانونگذار به دادگاه است قاضی باید با در نظر گرفتن قراین و شواهد و مرجحاتی که ممکن است برای بینه یکی از طرفین وجود داشته باشد بینه برتر را تشخیص داده و بر دیگری مقدم بدارد. برای نمونه اگر تعداد شاهدان یک طرف بیشتر باشد یا شاهدان یک طرف، دقت بیشتری در ذکر خصوصیات مورد شهادت داشته باشند یا از عدالت و شخصیت بالاتری برخوردار باشند بر بینه طرف مقابل مقدم خواهند شد و در صورتی که هیچ ترجیحی در میان نباشد هر دو بینه از اعتبار ساقط و باید به دنبال سایر ادله رفت.

✅حقوق تجارت نکته 813

پس از قبولی برات قبول کننده بدهکار اصلی برات خواهد بود.

✅حقوق تجارت نکته 814

مهلت قبولی یا نکول 24 ساعت از تاریخ ارائه است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 813

اثر انتقالی به این معناست که دعوا با همهی جهات اعم از حکمی و موضوعی از مرحله ی بدوی به مرحله ی تجدیدنظر منتقل می شود و دادگاه تجدیدنظر در خصوص موضوع دعوا هرگونه اقدام تحقیقی را می تواند انجام دهد و چنانچه حکم را نقض کند خود به ماهیت دعوا رسیدگی کرده و حکم مقتضی صادر می نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 814

تجدیدنظرخواه تنها می تواند با استناد به یکی از جهات تجدیدنظر که در قانون پیش بینی شده است تقاضای تجدیدنظر نسبت به رای را مطرح نماید.

🔴 کلیات کتاب الوقف (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و هل یجب استیعاب من حضر؟ ظاهر العبارۀ ذلک بناءً علی أن الموقوف علیه یستحق علی جهۀ الإشتراک، لا علی وجه بیان المصرف، بخلاف الزکاۀ، و فی الروایۀ دلیل علیه، و یحتمل جواز الإقتصار علی بعضهم، نظراً إلی کون الجهۀ المعینۀ مصرفاً. و علی القولین لایجوز الإقتصار عـلی أقــل مــن ثلاثۀ، مراعاۀً لصیغۀ الجمع. نهم لاتجب التسویۀ بیهنم، خصوصاً مع اختلافهم فی المزیَّۀ بخلاف الوقف علی المنحصرین، فیجب التسویۀ بینهم بالإستیعاب.

آیا پوشش دادنِ ]منافع موقوفه[ نسبت به تمام کسانی که حاضر هستند واجب است؟ ]نظر اول:[ ظاهر عبارت مصنف وجوب آن است بنابر اینکه موقوف علیهم، ]منافع موقوفه را[ به طور مشترک مستحق می شوند نه آنکه ذکر موقوف علیهم برای بیان نوع مصرف منافع موقوفه صورت گرفته باشد. برخلاف زکات که اینگونه نیست. روایت وارده در مورد وقف هم دلالت بر اشتراک موقوف علیهم در منافع موقوفه دارد. ]نظر دوم:[ احتمال دارد که بر بعضی از موقوف علیهم بتوان اکتفا کرد با نظر به اینکه جهت تعیین شده در وقف، نوعِ مصرفِ منافعِ موقوفه را مشخص کرده ]نه اینکه جهت تعیین شده برای تقسیم منافع موقوفه به تمام موقوف علیهم ذکر شده باشد[. بنابر هر دو قول اکتفا کردن به کمتر از سـه نـفر جایــز نیـست زیرا مراعات کردن صیغه جمع ]که در وقف آمده[ این حکم را اقتضا می کند. بله، ]رعایتِ[ تساوی بین موقوف علیهم واجب نیست، خصوصاً در صورت اختلاف آنان در ویژگیها؛ برخلاف وقف بر افراد محدود که رعایت تساوی بین ایشان با پوشش دادن منافع موقوفه به همه آنها واجب است.

✅ الخامسۀ- (إذا آجرالبطن الأول الوقف ثم انقرضوا تبین بطلان الإجارۀ فی المدۀ الباقیۀ)، لإنتقال الحق إلی غیرهم، و حقُهم و إن کان ثابتاً عند الإجارۀ إلا أنه مقید بحیاتهم لامطلقاً، فکانت الصحۀ فی جمیع المدۀ مراعاۀ بإستحقاقهم لها، حتی لو آجروها مدۀ یُقطع فیها بعدم بقائهم إلیها عادۀ فالزائد باطل من الإبتداء، ولا یباح لهم أخذ قسطه من الأجرۀ، و إنما أبیح فی الممکن، استصحاباً للإستحقاق بحسب الإمکان، و لأصالۀ البقاء.

پنجم – (اگر طبقه اول موقوف علیهم ]بعنوان موجر[، مال موقوفه را اجاره دهند و سپس فوت کنند بطلان اجاره در مدت باقیمانده از آن کشف می شود) زیرا حق ]بر منافع موقوفه[ به دیگران منتقل شده است اگرچه حق در زمان اجاره برای طبقه اول موقوف علیهم ثابت بود اما این حق، مقید به زمان حیات ایشان بوده است نه آنکه مطلق ]هم در زمان حیات و هم بعد از آن[ باشد لذا صحت اجاره در تمام مدت آن، با در نظر گرفتن استحقاق موقوف علیهم نسبت به عین موقوفه ملاحظه می شود. تا اینکه اگر آنان عین موقوفه را به مدتی اجاره دهند که عدم بقای ایشان در آن مدت قطعاً معلوم باشد در اینصورت اجاره نسبت به مدت اضافی ]یعنی مدت بعد از فوت طبقه اول که موجر هستند[ از همان ابتدا باطل است و گرفتن قسط اجرت مربوط به مدت اضافی توسط موقوف علیهم مباح نیست و صرفاً گرفتن اجرت مدت زمانی مباح می باشد که امکان زنده ماندن موقوف علیهم در آن مدت است. زیرا استحقاق موقوف علیهم تا جایی که امکان زنده ماندن آنها باشد استصحاب می شود. ]همچنین[ اصل بر بقاء اجاره است.

✅ و حیث تبطل فی بعض المدۀ (فیرجع المستأجر علی ورثۀ الآجر) بقسط المدۀ الباقیۀ (إن کان قد قبض الأجرۀ، و خلّف ترکۀ) فلو لم یُخلّف مالاً لم یجب علی الوارث الوفاء من ماله کغیرها من الدیون.

در جایی که اجاره در بخشی از مدت باطل می شود (مستاجر) برای استرداد قسط اجرت ]نسبت به[ مدت باقیمانده]که اجاره در آن باطل شده[ (به ورثه موجر رجوع می کند ]البته[ اگر موجر ]که موقوف علیهم است تمام[ اجرت را قبض کرده و ترکه ای باقی گذاشته باشد). لذا اگر موقوف علیهم مالی از خود بجا نگذاشته باشد بر وارث واجب نیست که این دینِ موجر را از مال خود ادا نماید؛ مانند سایر دیون متوفی که ادای آن از سوی وارث، واجب نیست.

✅ هذا إذا کان قد آجرها لمصلحته، أو لم یکن ناظراً.ً فلو کان ناظراً و آجرها لمصلحۀ البطون لم تبطل الإجارۀ و کذا لو کان المؤجر هو الناظر فی الوقف مع کونه غیر مستحق.

حکم فوق در جایی است که موقوف علیهم، عین موقوفه را برای مصحلت خودش اجاره داده باشد یا موقوف علیهم ناظر بر وقف نباشد. ولی اگر موقوف علیهم ناظر بر وقف باشند و عین موقوفه را برای مصحلت تمام طبقات اجاره دهند اجاره ]با فوت موجر[ باطل نمی شود. همچنین اگر موجر ناظر بر وقف باشد ولی جزء موقوف علیهم نباشد اجاره با فوت موجر باطل نمی شود.

✅حقوق مدنی نکته  815

حق انتفاع يك حق مالي است. حق مالي قابل نقل و انتقال است. از آن جايي كه حق انتفاع يك حق مالي است بنابراين قابل نقل و انتقال است، چه به صورت ارادي و چه به صورت قهري. يعني منتفع  مي تواند حقش را به ديگري انتقال بدهد و اگر بميرد حقش به ورثه مي رسد. اما استثنائا اگر حق انتفاع وابسته به شخصيت منتفع باشد ديگر قابل نقل و انتقال نيست.

✅حقوق مدنی نکته  816

تفاوت مالكيت منفعت و حق انتفاع:

مالكيت منفعت و حق انتفاع شباهت زيادي دارند. اما از نظر ماهوي نبايد آن دو را يكسان دانست. در مالكيت منفعت، ذره هاي منفعت در ملك صاحب آن به وجود مي آيد اما در حق انتفاع منفعت متعلق به مالك عين است و صاحب حق تنها مي تواند از آن منتفع گردد. در عقد اجاره براي مستاجر مالكيت منفعت ايجاد مي گردد بنابراين، اين حق را خواهد داشت كه آن را به ديگري انتقال دهد اما در حق سكني كه نوعي از حق انتفاع است ‌صاحب حق نمي تواند آن را به ديگري انتقال دهد.

تفاوت مالكيت منفعت و حق انتفاع در قالب مثال:

مالكيت منفعت ⇜ مستاجري باغي را اجاره مي كند. مستاجر مالك ميوه هاست. اگر مدت اجاره منقضي گردد و مقداري از ميوه ها بر روي درخت باقي مانده باشد مستاجر مي تواند آن ميوه ها را بردارد حتي اگر مدت اجاره تمام شده باشد.

حق انتفاع ⇜ در مثال فوق اگر شخص تنها حق انتفاع از باغ را براي مدت يكسال داشته باشد و اين مدت منقضي گردد و ميوه اي بر روي درخت باشد با انقضاي مدت صاحب حق ديگر نمي تواند آن   ميوه ها را بردارد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 815

هرگاه تقاضای تجدیدنظر یا فرجام،خارج از مهلت مقرر تقدیم شود و درخواست کننده عذر موجهی عنوان کند، دادگاه صادر کننده رأی ابتدا به عذر او رسیدگی می نماید و در صورت موجه شناختن آن،قرار قبولی درخواست و در غیر این صورت قرار رد آن را صادر می کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 816

اشخاص زیر حق درخواست تجدیدنظر یا فرجام دارند:

الف- محکوم علیه،وکیل یا نماینده قانونی او؛

ب-شاکی یا مدعی خصوصی و یا وکیل یا نماینده قانونی آنان؛

پ-دادستان از جهت برائت متهم، عدم انطباق رأی با قانون و یا عدم تناسب مجازات.

✅ حقوق جزا نکته 815

هرگاه صدمه بر استخوان، موجب نقص عضو یا صدمه دیگری گردد، هر یک دیه جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 816

هرگاه بر اثر یک یا چند ضربه، علاوه بر در رفتگی مفصل، استخوان نیز بشکند یا ترک بخورد،  دو جنایت محسوب می شود و هریک دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 514

در تعارض شهود جرح با شهود تعدیل، مرحوم صاحب عروة، در این فرض، حکم به تساقط بیّنه جرح و تعدیل نموده و معتقد است اگر حالت سابق شاهد یقینی بوده مثلاً عدالت یا فسق او قبلاً محرز و یقینی بوده باید همان حالت را استصحاب نمود(طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج3، ص 73 به نقل از: اصول فقه کاربردی، ج3 نوشته استادان حسین قافی و سعید شریعتی فرانی). قانونگذار نیز همین نظریه را در تبصره2 ماده 170ق.آ.د.ک سابق پذیرفته است.

✅حقوق تجارت نکته 815

هنگامی که برات به براتگیر ارائه می شود، براتگیر حق دارد از دارنده برات بخواهد که برات را مجدداً ظرف 24ساعت بعد از آن تاریخ ارائه نماید لذا براتگیر نمی تواند تقاضا نماید که برات برای نوشتن قبولی در نزد وی باقی بماند.

✅حقوق تجارت نکته 816

صور مختلفی که در صورت ارائه برات به براتگیر جهت اخذ قبولی ممکن است پیش بیاید:

1-   پیش از قبول برات: هیچ تعهدی بر عهده وی نیست + در قبول یا نکول برات مخیر است.

2-   در صورت قبولی: براتگیر دیگر حق نکول ندارد + براتگیر متعهد اصلی به شمار خواهد رفت و مکلف به پرداخت مبلغ برات است + مسئولیت وی یک مسئولیت اصلی است و نمی توان او را ضامنِ پرداخت تلقی کرد + براتگیر پس از قبولی نمی تواند به ایرادات موجود بین او و صادرکننده یا ظهرنویسان استناد کند مگر

⇦ایرادات مربوط به شرایط شکلی سند

⇦ایرادات مربوط به فقدان شرایط اساسی صحت معاملات

3-   در صورت نکول: هیچ مسئولیتی در مقابل دارنده و براتکش نخواهد داشت حتی اگر به براتکش بدهکار باشد زیرا که با قبولی برات دین او از یک دین مدنی به یک دین تجاری تبدیل خواهد شد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 815

جهات تجدیدنظر عبارتند از:

  • ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه.

  • فقدان شرایط قانونی شهادت.

  • عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی.

  • ادعای عدم صلاحیت دادگاه یا قاضی.

  • ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی یا قانونی.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 816

اگر تجدیدنظرخواه به یک یا بعضی از این جهات استناد کرده باشد اما به نظر دادگاه تجدیدنظر جهت دیگری نیز وجود داشته باشد، باید به آن جهت نیز رسیدگی می نماید.

🔴 کلیات کتاب العطیۀ (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

(وهی أربعۀ):

✅ (الأول – الصدقۀ: و هی عقد یفتقر إلی إیجاب و قبول) و یعتبر إیجاب الصدقۀ و قبولها ما یعتبر فی غیرها من العقود اللازمۀ، (و قبضٍ بإذن الموجب)، بل بإذن المالک، فإنه لو و کَّل فی الإیجاب لم یکن للوکیل الإقباض.

(عطیه چهار نوع است):

(اول – صدقه: و آن عقدی است که به ایجاب و قبول نیاز دارد). در ایجاب و قبول صدقه، آن مواردی که در غیر صدقه از سایر عقود لازم شرط است معتبر می باشد. (]همچنین صدقه علاوه بر ایجاب و قبول به[ قبض به اذن موجِب ]یعنی ایجاب دهنده[ نیز نیاز دارد). بلکه قبض باید به اذن مالک باشد پس اگر مالک در ایجاب کردن به کسی وکالت دهد وکیل حق تحویل دادن مورد صدقه را ندارد. ]بلکه باید تحویل مال با اذن مالک باشد با اینکه وکیل، ایجاب دهنده صدقه است[.

✅ (و من شرطها القربۀ) فلا تصح بدونها و إن حصل الإیجاب و القبول و القبض، للروایات الصحیحۀ الدالۀ علیه، (فلا یجوز الرجوع فیها بعد القبض)، لتمام الملک، و حصول العوض و هو القربۀ، کما لا یصح الرجوع فی الهبۀ مع التعویض. و فی تفریعه بالفاء إشارۀ إلی أنّ القربۀ عوض، بل العوض الأخروی أقوی من العوض الدنیوی.

(از جمله شرایط صدقه، قصد قربت است). پس صدقه بدون قصد قربت صحیح نیست اگرچه ایجاب و قبول و قبض هم حاصل شود. زیرا روایات صحیحه بر این مطلب دلالت دارند. (لذا رجوع در صدقه بعد از قبض جایز نیست) زیرا ملکیتِ ]گیرنده صدقه[ تمام و کامل شده و عوض صدقه که تقرب به خداوند است نیز حاصل شده است؛ همانطور که رجوع در هبه در صورت معوَّض بودن آن نیز صحیح نمی باشد. اینکه مصنف، عدم جواز رجوع در صدقه را متفرّع بر قصد قربت نموده است اشاره به این مطلب دارد که تقرب به خداوند، عوضِ مالِ صدقه داده شده است؛ بلکه عوض اخروی از عوض دنیوی قویتر است.

✅ (و مفروضها مُحَرَّمٌ علی بنی هاشم من غیر هم إلا مع قصور خمسهم).

(صدقه واجب ]یعنی زکات[ که از سوی غیر بنی هاشم پرداخت شود ]گرفتن آن[ بر بنی هاشم حرام است مگر در صورتی که ]میزانِ[ خمسی که به بنی هاشم پرداخت می شود کم باشد).

✅ ( و تجوز الصدقۀ علی الذمی) رحماً کان أم غیره، و علی المخالف للحق، (لا الحربی) و الناصب. (و صدقۀ السر أفضل إلا أن یُتَّهم بِالتَّرک) فالإظهار أفضل، دفعاً لجعل عرضه عُرضۀ للتهم، فإنّ ذلک أمر مطلوب شرعاً، حتی للمعصوم.

(صدقه دادن به کافر ذمّی جایز است) ]خواه[ خویشاوندِ ]صدقه دهنده[ باشد یا غیر خویشاوند. صدقه دادن به اهل سنت نیز جایز است. (ولی صدقه دادن به کافر حربی) و ناصبی (جایز نیست. صدقه دادن به طور پنهانی فضیلت بیشتری دارد مگر اینکه ]صدقه دهنده[ متهم به ترک صدقه دادن باشد) که در اینصورت آشکارا صدقه دادن بهتر است تا ]ضررِ[ قرار گرفتن آبروی وی در معرض تهمت دفع شود. زیرا حفظ آبرو حتی برای معصوم (ع)، شرعاً امر مطلوبی است.

✅حقوق مدنی نکته  817

حبس مطلق عقدي جايز است كه با فوت مالك و منتفع و رجوع مالك منحل مي گردد. در خصوص حجر مالك با استناد به ظاهر قانون مدني، بايد گفت عقد به هم نمي خورد.

✅حقوق مدنی نکته  818

حق انتفاع را براي حمل مي توان ايجاد نمود و اگر زنده متولد شود حق انتفاعي را كه به سود او ايجاد شده تملك مي كند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 817

جهات تجدیدنظرخواهی به شرح زیر است:

الف-ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه؛

ب- ادعای مخالف بودن رأی با قانون

پ-ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادرکننده رأی یا وجود یکی از جهات رد دادرس؛

ت- ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی

✅آیین دادرسی کیفری نکته 818

اگر تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آید،در صورت وجود جهت دیگر،به آن هم رسیدگی می شود.

✅ حقوق جزا نکته 817

اگر بر اثر ضربه ای، هم استخوان بشکند و هم جراحتی مانند موضحه یا نافذه و یا جائقه در بدن ایجاد شود دو جنایت محسوب می شود و هر یک دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 818

هرگاه کسی چشم و پلک را یکجا از بین ببرد، هر یک دیه جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 515

حجیت بینه، منحصر به دعاوی نیست بلکه با توجه به روایات، بینه در مورد غیر دعاوی، برای اثبات موضوعات خارجی، از قبیل اجتهاد شخص خاصی یا اعلم بودن او یا طهارت و نجاست چیزی و … نیز اعتبار دارد(سنگلجی، قضا در اسلام، ص189 به نقل از: اصول فقه کاربردی، ج3 نوشته استادان حسین قافی و سعید شریعتی فرانی).

✅حقوق تجارت نکته 817

در حقوق ایران قبول ثانویه پیش بینی نشده است به همین دلیل نکول بعد از قبول جایز نیست.

✅حقوق تجارت نکته 818

درباره برات می توان اظهار داشت که ⤺قبولی برات یک عمل حقوقی لازم است

✅آیین دادرسی مدنی نکته 817

رسیدگی دادگاه تجدیدنظر محدود به آن چیزی است که مورد درخواست تجدیدنظر واقع شده باشد و دادگاه بدوی هم نسبت به آن حکم صادر کرده باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 818

اگر دادگاه تجدیدنظر متوجه نقص دادخواست بدوی شود به خواهان مرحله ی بدوی اخطار می کند تا ظرف ده روز رفع نقص نماید اگر رفع نقص به عمل نیامد دادگاه تجدیدنظر حکم بدوی را نقض کرده و قرار رد دعوای بدوی را صادر می کند، در این صورت دعوا قابل طرح مجدد خواهد بود.

🔴 کلیات کتاب العطیۀ (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (الثانی- الهبۀ: و تسمی نحلۀ و عطیۀ، و تفتقر إلی الإیجاب و القبول) و هو اللفظ الدال علی الرضا، (و القبض بإذن الواهب) إن لم یکن مقبوضاً بیده من قبل.

(دوم – هبه: هبه، نِحلَه و عَطیَّه نیز نامیده شده است. هبه به ایجاب و قبول و قبض به اذن واهب نیاز دارد). قبض در صورتی لازم است که قبلاً عین موهوبه در قبض موهوب له نباشد.

✅ (ولو وهبه ما بیده لم یفتقر إلی قبض جدید، و لا إذنٍ فیه ولا مُضِیَّ زمانٍ) یمکن فیه قبضه، لحصول القبض المشروط، فأغنی عن قبض آخر، و عن مُضِیَّ زمانٍ یسعه، إذ لا مدخل للزمان فی ذلک مع کونه مقبوضا، و إنما کان معتبراً مع عدم القبض، لضرورۀ امتناع حصوله بدونه.

(و اگر واهب، مال خود را که در دست موهوب له است به وی هبه کند این هبه به قبض جدید و اذن در قبض و گذشت زمانی) که قبض در آن زمان ممکن است نیاز ندارد. زیرا قبض مشروط قبلاً حاصل شده است لذا از قبض دیگر و از گذشت زمانی که برای قبض لازم است بی نیاز هستیم. چرا که در صورت مقبوض بودن عین موهوبه، زمان مدخلیتی در تحقق قبض ندارد. زمان تنها در صورت عدم قبضِ ]عین موهوبه[ معتبر است زیرا در این حالت، حصول قبض بدون لحاظ زمان ممکن نیست.

✅ و إطلاقُ العبارۀ یقتضی عدم الفرق بین کونه بیده بإیداع، أو عاریۀ، أو غصب، أو غیر ذلک، و الوجه واحد.

اطلاق عبارت مصنف اقتضا می کند که تفاوتی نباشد بین اینکه وجود عین موهوبه در دست موهوب له به سبب ودیعه دادن یا عاریه دادن یا غصب یا غیر از این موارد باشد. وجه و دلیل موجب حکم در همه این موارد یکی است.

✅ (و کذا إذا وهب الولی الصبی)، أو الصبیۀ (ما فی ید الولی کفی الإیجاب و القبول) من غیر تجدید القبض، لحصوله بیده، و هی بمنزلۀ یده، و لا مُضِیّ زمان. و قیل: یعتبر قصد القبض عن الطفل، لأن المال المقبوض بید الولی له فلا ینصرف الی الطفل إلا بصارف و هو القصد، و کلام الأصحاب مطلق.

(همچنین اگر ولی، آنچه را که در دست خودش است به پسر صغیرش) یا دختر صغیرش (هبه کند ایجاب و قبول کفایت می کند) بدون اینکه به قبض جدید نیاز باشد. زیرا قبض با بودن مال در دست ولی حاصل است و ید ولی به منزله ید صغیر است. به گذشت زمانِ ]لازم برای قبض[ هم نیازی نیست. برخی گفته اند: قصد قبض از سوی طفل لازم است زیرا مال مقبوض در دست ولی، متعلق به ولی است لذا این مال به طفل منتقل نمی شود مگر با سبب انتقال؛ و این سبب انتقال، همان قصدِ ]طفل[ است. ولی کلام فقهای شیعه مطلق است ]یعنی اعم از اینکه طفل، قصد قبض کرده یا نکرده باشد هبه مال ولی به طفل نسبت به اموالی که در ید ولی است صحیح می باشد[.

✅ (ولا یشترط فی الإبراء) و هو إسقاط ما فی ذمۀ الغیر من الحق (القبول)، لأنه إسقاط حق لا نقلُ ملک. و قیل: یشترط لإشتماله علی المنۀ، و لا یجبر علی قبولها کهبۀ العین. و الفرق واضح. (و) کذا (لا) یشترط (فی الهبۀ القربۀ) للأصل، لکن لا یثاب علیها بدونها، و معها تصیر عوضاً کالصدقۀ.

(در ابراء، قبول شرط نیست). ابراء عبارت از ساقط کردن حقی است که در ذمه دیگری است. علت عدم لزوم قبول این است که ابراء، اسقاط حق است نه انتقال مالکیت. برخی گفته اند: در ابراء، قبول شرط است زیرا ابراء ]بدون قبول بدهکار[، متضمن منّت بر وی می باشد. بنابر قبول اخیر بدهکار مجبور به قبول آن نمی باشد مانند هبه عین. اما ]در ضعف این قول می توان گفت که[ بین ابراء و هبه تفاوت واضح وجود دارد ]لذا نمی توان حکم هبه را در خصوص لزوم قبول به ابراء سرایت داد[. (و) همچنین (در هبه قصد قربت) شرط (نیست). زیرا اصل، عدم اشتراط قصد قربت است اما بدون قصد قربت، ثوابی بر هبه مترتّب نمی شود و با قصد قربت، تقرب به خداوند به عنوان عوض هبه تلقی می شود مانند صدقه.

✅حقوق مدنی نکته  819

اگر حق سكني در خانه اي به مدت طولاني برقرار شود و در عقد شرط كنند كه، اگر در خلال مدت منتفع فوت كند، فرزندانش به قائم مقامي او حق سكني داشته باشند، ايجاد حق سكني نافذ است هر چند منتفع در زمان قرارداد فرزندي نداشته باشد.

✅حقوق مدنی نکته  820

حق انتفاع ممکن است فقط نسبت به مالي برقرار شود که استفاده از آن با بقاي عين ممکن باشد اعم از اين که مال مزبور منقول ‌باشد يا غيرمنقول و مشاع باشد يا مفروز.

بنابراين اگر اصل مال در اثر انتفاع مصرف شود آن چه واقع شده ممكن است تمليك مال (اعم از عين و منافع) يا اباحه باشد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 819

دادگاه تجدیدنظر استان و دیوان عالی کشور فقط نسبت به آنچه مورد تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی واقع و نسبت به آن رأی صادر شده است،رسیدگی می کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 820

تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی طرفین راجع به جنبه کیفری رأی با درخواست کتبی و پرداخت هزینه-دادرسی مقرر صورت می گیرد و نسبت به ضرر و زیان ناشی از جرم، مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی مطابق قانون آیین دادرسی مدنی است.

✅ حقوق جزا نکته 819

هرگاه آسیب رساندن به گوش به حس شنوایی سرایت کند یا موجب سرایت به استخوان و شکستگی آن شود هر کدام دیه جداگانه ای دارد.

✅ حقوق جزا نکته 820

دیه فک،مستقل از دیه دندان و سایر اعضا است و اگر با فک،دندان یا غیر آن از بین برود یا آسیب ببیند هر کدام دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 516

سوال: در تعارض بینه با ید، کدام یک مقدم است؟ بین دو فرض باید قائل به تفکیک شویم:

فرض اول)در تعارض شهادت با ید در اثبات مالکیت فعلی، شهادت مقدم است. مثلا اگر دو شاهد عادل شهادت دهند که فرشی که در تصرف علی است از آنِ احمد است و تصرف علی در آن غیرقانونی و نامشروع است مثلاً شهادت دهند که علی فرش احمد را از او غصب کرده و تحت اختیار خود درآورده است در این صورت باید شهادت را بر اماره ید مقدم دانست(لنگرودی، دانشنامه حقوقی، ج2، ص351).

فرض دوم)در تعارض شهادت بر مالکیت سابق و ید بر مالکیت فعلی، ید مقدم است. مثلاً اگر شاهدان شهادت دهند که این فرش قبلاً از آنِ احمد بوده است از طرفی، اماره ید، مالکیت علی را اثبات می کند و از سوی دیگر، بینه بر مالکیت احمد دلالت دارد. در این فرض، باید اماره ید را بر شهادت مقدم دانست بلکه با نظر دقیق تر، اساساً تعارضی میان آن دو وجود ندارد.

✅حقوق تجارت نکته 819

در صورت قبولي مشروط، برات نكول شده محسوب مي شود در این صورت:

دارنده برات می تواند در صورت تحقق شرط و درحدود شرط در سر رسید به براتگیر مراجعه یا دارنده برات می تواند از مزایای نکول استفاده کند و  قبل از سر رسید به سایر مسئولین مراجعه و ضامن، طلب نماید.

✅حقوق تجارت نکته 820

اگر براتی نکول شود و یکی از امضاکنندگان آن سند ضامن دهد ⤆ دارنده برات نمی تواند فقط به آن امضاکننده رجوع کند نه این که به هیچکدام از امضاکنندگان نمی تواند رجوع کند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 819

اگر رای بدوی فقط دارای سهو قلم باشد اما بدون ایراد اساسی دادگاه تجدیدنظر ضمن اصلاح رای آن را تأیید خواهد نمود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 820

اگر دادگاه تجدیدنظر تشخیص دهد که دادگاه بدوی صلاحیت اعم ذاتی یا ماهوی نداشته است اعم از اینکه خوانده در مرحله بدوی ایراد عدم صلاحیت مطرح کرده باشد یا خیر، حکم را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال می نماید.

🔴 کلیات کتاب العطیۀ (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و یُکرَه تفضیلُ بعض الولد علی بعض) و إن اختلفوا فی الذکورۀ و الأنوثۀ، لما فیه من کسر قلب المُفَضَّلِ علیه، و تَعریضهم للعداوۀ، و رُوی أن النبی صلی الله علیه و آله قال لمن أعطی بعض أولاده شیئاً: «أکُلَّ وُلِدک أعطیت مثله»، قال: لا، قال: «فاتقوا الله و اعدلوا بین أولادکم». فرجع فی تلک العطیۀ.

(برتری دادن برخی فرزندان بر بعضی دیگر مکروه است) اگرچه این فرزندان در مذکر و مونث بودن مختلف بــاشند. زیرا این کار باعث شکستن قلب کسی مــی شود که دیگری را بر او ترجیــح داده اند و فرزندان را در معرض دشمنی و عداوت قرار می دهد. روایت شده که پیامبر اکرم (ص) به کسی که به بعضی از فرزندانش چیزی عطا کرد فرمودند: «آیا به همه فرزندانت مثل آن چیز را عطا نمودی؟» آن فرد گفت نه. پیامبر (ص) فرمودند: « از خدا بترسید و بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید». پس از آن، مرد در عطیه خود رجوع کرد.

✅ و استثنی من ذلک ما لو اشتمل المفضَّل علی معنی یقتضیه، کحاجۀ زائدۀ، و زمانۀ، و اشتغال بعلم، أو نقص المفضَّلِ علیه بسفه أو فسق، أو بدعۀ، و نحو ذلک.

از این حکم، ]دو مورد[ استثنا شده: آنجا که فرزند برتری داده شده دارای صفتی باشد که اقتضای برتری کند مانند حاجت زیاد و زمین گیر بودن و مشغول تحصیل علم بودن؛ یا کسی که دیگری بر او برتری داده شده به سبب سفه یا فسق یا بدعت و مانند آن دارای نقص باشد.

✅ (و یصح الرجوع فی الهبۀ بعد الإقباض ما لم یتصرف الموهوب) تصرفا متلفاً للعین، أو ناقلاً للملک، أو مانعاً من الرد کالاستیلاد، أو مغیراً للعین کقصارۀ الثوب، و نجارۀ الخشب، و طحن الحنطۀ علی الأقوی فی الأخیر. و قیل: مطلق التصرف و هو ظاهر العبارۀ.

(رجوع در هبه بعد از تحویل دادن آن صحیح است به شرط اینکه متّهب ]در عین موهوبه[ تصرف نکرده باشد) تصرفی که مُتلف عین یا ناقل ملکیت باشد یا مانع از رد عین موهوبه باشد مانند استیلاد ]استیلاد عبارت است از فرزنددار شدن کنیز. در صورتی که عین موهوبه کنیز باشد و متّهب بعد از قبض کنیز با وی نزدیکی کند و پس از آن فرزند متولد شود. در این حالت رد عین موهوبه ممکن نیست[. یا تصرف تغییر دهنده عین باشد مانند رنگ کردن پارچه و بریدن چوب و آرد کردن گندم بنابر قول قویتر در مورد مثال اخیر. برخی گفته اند: هر تصرفی مانع رجوع در هبه است. ظاهر عبارت مصنف حاکی از همین قول است.

✅ و فی تنزیل موت المتهب منزلۀ التصرف قولان، من عدم وقوعه منه فتتناوله الأدلۀ المجوزۀ للرجوع؛ و من انتقال الملک عنه بالموت بفعله تعالی و هو أقوی من نقله بفعله، و هو أقوی.

در اینکه مرگ متّهب به منزله تصرف است یا نه دو قول وجود دارد: از جهت عدم وقوع تصرف از سوی متهب ] می توان گفت رجوع در هبه جایز است[ لذا ادله تجویز کننده رجوع در هبه شامل این مورد می شود. و از جهت انتقال مالکیت عین موهوبه از متّهب ]به ورثه وی[ به سبب موت او که ناشی از فعل خداوند متعال است و اینکه عمل خداوند قویتر از انتقال مال توسط متهب است ]می توان نتیجه گرفت که رجوع در هبه جایز نیست[. این وجه قویتر است.

✅ (أو یُعَوَّض) عنها بما یتفقان علیه، أو بمثلها، أو قیمتها مع الإطلاق.

(]همچنین رجوع در هبه در صورتی جایز است که[ متهب ] در ازای عین موهوبه،[ عوضی نداده باشد) عوض چیزی است که طرفین هبه نسبت به آن توافق کرده اند یا در صورت اطلاق هبه، عوض همان مثل عین موهوبه یا قیمت آن می باشد. ]منظور از اطلاق هبه، حالتی است که در هبه ذکر شده که متّهب، عوض عین موهوبه را به واهب بدهد ولی نوع و کمیت و کیفیت آن را بیان ننمایند. در این صورت متهب می بایست مثل آن یا قیمت آن را به واهب بپردازد[.

✅ (أو یکن رحماً) قریباً و إن لم یحرم نکاحه، أو یکن زوجاً أو زوجۀً علی الأقوی.

(]همچنین رجوع در هبه در صورتی جایز است که[ متّهب، خویشاوندِ) نزدیک واهب نباشد اگر چه نکاح با آن خویشاوند حرام نباشد؛ و یا اینکه متّهب، زوج یا زوجه واهب نباشد بنابر قول قویتر.

✅حقوق مدنی نکته  821

در حبس اعم از عمري و غيره قبض شرط صحت است. بنابراين اگر پيش از قبض، يكي از دو طرف بميرد يا محجور شود، عقد باطل است.

✅حقوق مدنی نکته  822

نكته 69:

هزينه هاي حق انتفاع:‌

  هزينه هاي لازم براي نگهداري عين مال ⇜ به عهده مالك

  هزينه هاي لازم براي انتفاع از عين  ⇜ به عهده منتفع

⇦ مگر شرط خلاف شده باشد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 821

تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی محکوم علیه نسبت به محکومیت کیفری و ضرر و زیان ناشی از جرم به صورت توامان،مستلزم پرداخت هزینه دادرسی در امر حقوقی  و رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی نیست.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 822

هرگاه تجدیدنظرخواه یا فرجام خواه،مدعی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم شود، دادگاه صادر کننده رأی نخستین به این ادعا خارج از نوبت رسیدگی می کند.

✅ حقوق جزا نکته 821

هرگاه قطع نخاع موجب عیب عضو دیگر شود،حسب مورد دیه یا ارش آن عضو بر دیه نخاع افزوده می شود.

✅ حقوق جزا نکته 822

هرگاه در اثر صدمه ای مانند شکستن سر یا صورت،عقل زائل شود یا نقصان یابد ، هر یک دیه یا ارش جداگانه ای دارند.

✅اصول فقه نکته 517

در تعارض اقرار به مالکیت فعلی و ید بر مالکیت فعلی، اقرار مقدم است.

✅اصول فقه نکته 518

در تعارض اقرار به مالکیت قبلیِ شخص دیگر و ید بر مالکیت فعلی، مشهور فقها معتقدند اقرار مقدم است و اماره ید از اعتبار ساقط است. دلیل آن، انقلاب دعوا است(یعنی به واسطه اقرار متصرف، وضعیت متصرف از منکر به مدعی تغییر می یابد و از این به بعد، این متصرف است که به عنوان مدعی باید انتقال ملک به خودش را با دلیل اثبات کند). این انقلاب در حالت اقرار رخ می دهد و در حالت شهادت شهود به مالکیت سابقِ مدعی، انقلابی رخ نمی دهد برخلاف نظر مرحوم دکتر کاتوزیان که معتقدند در حالت شهادت به مالکیت سابق نیز اماره ید از اعتبار ساقط است و متصرف باید انتقال ملک به خودش از طریق ناقل صحیح را اثبات کند.

✅حقوق تجارت نکته 821

در صورت قبولی مشروط به شرط، مسئولین برات عبارتند از ⇜ براتگیر، مشروط به تحقق شرط و سایر امضاکنندگان

✅حقوق تجارت نکته 822

اثر امتناع از قبول یا نکول برات برای دارنده آن⇦ همان اثر نکول است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 821

اگر دادگاه تجدیدنظر تشخیص دهد که قرار صادره از دادگاه بدوی مخالف قانون بوده آن را نقض و برای رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی ارسال می نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 822

اگر دادگاه بدوی به جهتی قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا را صادر نموده باشد و دادگاه تجدیدنظر جهت صدور قرار را صحیح نمی داند اما جهت دیگری را برای صدور همان قرار تشخیص داده است، قرار صادره در نهایت تأیید می شود.

🔴 کلیات کتاب العطیۀ (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (ولو عابت لم یرجع بالأرش علی الموهوب) و إن کان بفعله، لأنها غیر مضمونۀ علیه و قد سلطه علی إتلافها مجاناً فأبعاضها أولی.

(اگر عین موهوبه معیوب شود واهب برای گرفتن ارش به متّهب حق رجوع ندارد) اگر چه عیب به سبب فعل متّهب ایجاد شده باشد. زیرا عین موهوبه، مورد ضمانِ متّهب نیست و واهب، متّهب را بر اتلاف عین موهوبه بصورت مجّانی مسلط کرده است پس قسمتی از عین موهوبه نیز به طریق اولی مورد ضمانِ متّهب نیست.

✅(ولو زادت زیادۀ متصلۀ) کالسِمَن، و إن کان بعلف المُتَّهب (فللواهب) إن جوزنا الرجوع حینئذ، (و المنفصلۀ) کالولد و اللّبن (للموهوب له)، لأنه نماء حدث فی ملکه فیختص به سواء کان الرجوع قبل انفصالها بالولادۀ و الحلب، أم بعده، لأنه منفصل حکماً. هذا إذا تجددت الزیادۀ بعد ملک المتهب بالقبض، فلو کان قبله فهی للواهب.

(اگر در عین موهوبه، زیاده متصل پدید آمده باشد) مانند چاق شدن، اگرچه ناشی از علوفه متّهب باشد ]این زیاده پس از رجوع واهب،[ (متعلق به واهب می باشد) البته اگر رجوع را در این هنگام جایز بدانیم. (و زیاده منفصل) مانند فرزند و شیر (به متّهب تعلق دارد). زیرا زیاده منفصل، نمایی است که در ملکِ متّهب حادث شده است لذا این زیاده به وی اختصاص می یابد خواه رجوع واهب قبل از انفصال و جدا کردن زیاده از عین موهوبه- به سبب ولادت و شیر دوشیدن – باشد یا بعد از آن. زیرا این زیاده قبل از انفصال آن، از نظر حکمی زیاده منفصل است. این حکم در صورتی است که زیاده بعد از تحقق ملکیت متّهب به سبب قبض پدید آمده باشد. پس اگر زیاده در عین موهوبه قبل از ملکیت متّهب، بوجود آمده باشد این زیاده متعلق به واهب است.

✅(ولو وهب أو وقف أو تصدق فی مرض موته فهی من الثلث) علی أجود القولین (إلا أن یجیز الوارث). و مثله ما لو فعل ذلک فی حال الصحۀ و تأخر القبض إلی المرض. و لو شرط فی الهبۀ عوضاً یساوی الموهوب نفذت من الأصل، لأنها معاوضۀ بالمثل، کالبیع بثمن المثل.

(اگر فردی در مرضِ ]متصل به[ موتش، ]مالی را[ هبه یا وقف یا صدقه دهد) بنابر قول نیکوتر از دو قول موجود (این تصرفات از ثلث اموال او حساب می شود ]یعنی این تصرفات تا ثلث اموالش نافذ است و مازاد بر ثلث صحیح نیست[ مگر اینکه ورثه آن را تنفیذ کنند). مثل این مورد، جایی است که فرد در حالی سلامتی اش تصرفات فوق را بنماید ولی قبض مال تا زمان بیماری اش به تاخیر افتد. اگر ]فرد در حال مرض متصل به موت[ در هبه، عوضی را شرط نماید که ارزش آن مساوی با عین موهوبه است در اینصورت هبه نافذ بوده و عین موهوبه از اصل اموال او خارج می شود ]نه از ثلث اموالش. لذا این هبه نیازی به تنفیذ ورثه ندارد[. دلیل نفوذ هبه آن است که این هبه، معاوضه به مثل است همانند بیع مبیع در ازای ثمن المثل ]که همان قیمت بازاری و عرفی کالا است[.

✅حقوق مدنی نکته  823

زوال حق انتفاع:‌

1-  انقضاي مدت

  در عمري ⇜ با فوت شخصي كه حق انتفاع به مدت عمر او ايجاد شده است (مي تواند مالك باشد يا منتفع يا ثالث)

  در رقبي ⇜ با انقضاي مدت

  در حبس مطلق ⇜ با فوت يا رجوع مالك

2-  تلف مال موضوع انتفاع (سالبه به انتفاي موضوع)

3-  جمع شدن دو عنوان مالك و منتفع در يك شخص ⇜ اگر منتفع حق خود را به مالك منتقل كند يا مالك موضوع حق را به متنفع واگذار نمايد.

✅حقوق مدنی نکته  824

انتقال عين از طرف مالک به غير، موجب بطلان حق انتفاع نمي‌شود، ولي اگر منتقل‌اليه، جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به ‌ديگري است، اختيار فسخ معامله را خواهد داشت‌

✅آیین دادرسی کیفری نکته 823

هرگاه تجدیدنظرخکواه یا فرجام خواه زندانی باشد،حسب مورد از پرداخت هزینه دادرسی مرحله تجدیدنظر یا فرجام در امری که به موجب آن زندانی است ،معاف می گردد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 824

تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه باید حسب مورد،درخواست یا دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادر کننده رأی  نخستین یا تجدیدنظر و یا دفتر زندان تسلیم کند.

✅ حقوق جزا نکته 823

هرگاه با قطع یا از بین بردن گوش و یا هر جنایت دیگری شنوایی از بین برود یا نقصان یابد هر یک از جنایت ها، دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 824

هرگاه در اثر بریدن یا از بین بردن بینی یا جنایت دیگری بویایی نیز از بین برود یا نقصان یابد هر جنایت، دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 519

تعارض اماره قانونی و اماره قضایی:

اگر در موردی میان اماره قانونی و اماره قضایی تعارضی رخ داد قاضی باید به مقتضای کدام یک رأی صادر کند؟

به اتفاق نظر حقوقدانان، در این باره اماره قضایی بر اماره قانونی مقدم است و قاضی باید طبق اماره قضایی حکم کند(امامی، حقوق مدنی، ج6، ص223؛ جعفری لنگرودی، دانشنامه حقوقی، ج1، ص670 و ج2، ص340؛ کاتوزیان، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، صص 785 و 786؛ مدنی، ادله اثبات دعوا، ص 208).

✅حقوق تجارت نکته 823

اگر براتگیر برات را دریافت و آن را از بین ببرد مانند این که پاره کند:

نکول محسوب می شود + عمل بر اساس ماده 682 قانون مجازات اسلامی جرم خواهد بود.

✅حقوق تجارت نکته 824

چنانچه در براتی که به وعده از رؤیت سررسید آن تعیین می شود دارنده با امتناع براتگیر برای رؤیت مواجه شود برات نکول شده محسوب می شود و در این صورت تاریخ واخواست نکول، تاریخ نکول محسوب می شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 823

در مرحله ی تجدیدنظر امکان طرح دعوای متقابل و اضافی وجود ندارد اما طرح دعوای ورود ثالث و جلب ثالث ممکن است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 824

اگر در تنظیم رای دادگاه تجدیدنظر سهو قلم رخ داده باشد تا زمانی که تقاضای فرجام نشده باشد دادگاه تجدیدنظر می تواند رأساً یا به تقاضای هریک از طرفین رای را اصلاح کند.

🔴 کلیات کتاب العطیۀ (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (الثالث – السکنی) و توابعها. (و لابد فیها من إیجاب و قبول) کغیرها من العقود، (و قبض) علی تقدیر لزومها. أما لو کانت جائزۀ کالمطلقۀ کان الإقباض شرطاً فی جواز التسلط علی الانتفاع. و لمّا کانت الفائدۀ بدونه منتفیۀ أطلق اشتراطه فیها، و یفهم من إطلاقه عدم اشتراط التقرب.

(سوم – سُکنی) و توابع آن. (در ]تحققِ[ سُکنی – ایجاب و قبول) مانند سایر عقود دیگر (و نیز قبض) بر فرض لازم بودن سُکنی (شرط است). اما اگر سُکنی عقد جایز باشد مانند سکنای بدون مدت، در اینصورت تحویل دادنِ عینِ مورد سکنی، شرطِ جواز تسلطِ ]منتفع[ بر انتفاع از عین است و چون فایده سکنی بدون قبض منتفی است مصنف شرط بودن قبض در سُکنی را به نحو مطلق آورده است. از اطلاق عبارت مصنف فهمیده می شود که قصد قربت در سکنی شرط نیست.

✅(فان اُقِّتَت بِأمَدٍ) مضبوط، (أو عمر أحدهما) المُسکِن أو الساکن (لزمت) تلک المدۀ و مادام العمر باقیاً (و إلا) تُوَقَّت بأمد، ولا عمرِ أحدهما (جاز الرجوع فیها) متی شاء. (و إن مات أحدهما) مع الإطلاق (بطلت) و إن لم یرجع.

(پس اگر سکنی به مدتِ) مشخص (یا ] به مدتِ[ عمر یکی از آن دو) یعنی عمر سکنا دهنده یا ساکن (محدود شود) در آن مدت و مادام که عمر یکی از آن دو باقی باشد (سکنی لازم می گردد و گرنه) اگر سکنی به مدت معین و ]یا[ به مدت عمر یکی از آن دو محدود نگردد (رجوع در سکنی) هر زمان که بخواهد (جایز است). در صورت اطلاق سکنی ]از مدت معین یا مدت عمر یکی از آن دو[، (اگر یکی از طرفین فوت کند سکنی باطل می شود) اگرچه ]قبل از موت،[ مالک رجوع نکرده باشد.

✅(و یُعَبَّرُ عنها) أی عن السکنی (بالعُمری) إن قرنت بعمر أحدهما، (والرُقبی) إن قرنت بالمدۀ. و یفترقان عنها بوقوعهما علی ما لایصلح للسکنی، فیکونان أعم منها من هذا الوجه.

در جایی که سکنی محدود به مدت عمر یکی از طرفین شود (از سکنی به عُمری تعبیر می شود) و در جایی که سکنی به مدتِ]معینی[ محدود شود (از آن به رُقبی تعبیر می شود). فرق عمری و رقبی با سکنی در این است که عمری و رقبی بر آنچه که صلاحیت سکونت ندارد نیز واقع می شوند ]در حالی که سکنی فقط بر مالی که مُعدّ سکونت است واقع می گردد[ لذا این دو عنوان از لحاظ فوق اعم از سکنی هستند ]رابطه سکنی با عمری و رقبی، عموم و خصوص من وجه است[.

✅(وکل ما صح وقفه) من أعیان الأموال (صح اِعمارُهُ) و اِرقابُهُ و إن لم یکن مسکناً، و بهذا ظهر عموم موضوعهما.

(هرآنچه) از اعیان اموال (که وقف آن صحیح است به عمری) و رقبی گذاشتن آن نیز (صحیح می‏باشد) اگرچه مسکن هم نباشد؛ از این رو عام بودن موضوع عمری و رقبی معلوم می شود.

✅(و إطلاق السکنی) الشامل للثلاثۀ حیث یتعلق بالمسکن (یقتضی سکناه بنفسه و من جرت عادته) أی عادۀ الساکن (به) أی بإسکانه معه کالزوجۀ و الولد و الخادم و الضیف.

(اطلاق سُکنی) که شامل هر سه قسم ]عمری و رقبی و سکنای مطلق[ می شود در جایی که این عناوین به مسکن تعلق بگیرد (اقتضا می کند که شخص منتفع و کسی که به حسب عادت او) یعنی عادت منتفع با وی در یکجا زندگی می کند مانند زوجه و فرزند و خدمتکار و مهمان (در آنجا ساکن شوند). و همچنین چیزهایی که عادتاً می توان آنها را در محل سکنی قرار داد از قبیل اجناس و غلات به حسب وضعیت آن، تابع حکم فوق است.

✅حقوق مدنی نکته  825

وقف عبارت است از حبس عين و تسبيل منافع

حبس عين  ⇜  عين مال از نقل و انتقال مصون بماند.

تسبيل منافع ⇜  منافع مال صرف كارهاي خير شود.

✅حقوق مدنی نکته  826

اطراف عقد وقف:

واقف ⇜ كسي كه مال خود را وقف مي كند

موقوف عليه ⇜ شخصي كه حق انتفاع از وقف به او واگذار مي شود

عين موقوفه ⇜ مال مورد وقف

✅آیین دادرسی کیفری نکته 825

هرگاه درخواست یا دادخواست تجدیدنظر خواهی یا فرجام خواهی فاقد یکی از شرایط قانونی باشد، مدیر دفتر دادگاه نخستین، ظرف دو روز، نقایص آن را به درخواست کننده یا دادخواست دهنده اعلام و اخطار می کند تا ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، نقایص مذکور را رفع کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 826

چنانچه در مهلت مقرر در نکته قبل،رفع نقص صورت نگیرد و در صورتی که درخواست یا دادخواست تجدیدنظر یا فرجام خارج از مهلت قانونی تقدیم شود،مدیر دفتر، پرونده را به نظر رئیس دادگاه می رساند تا قرار مقتضی صادر کند.این قرار حسب مورد قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان و یا دیوان عالی کشور است.

✅ حقوق جزا نکته 825

در صورتی که جنایت، علاوه بر زوال صوت، موجب زوال نطق نیز گردد،دو دیه ثابت می شود.

✅ حقوق جزا نکته 826

هرگاه مجنی علیه در اثر سرایت صدمه یا صدمات  غیرعمدی فوت نماید یا عضوی از اعضای او قطع شود یا آسیب بزرگتری ببیند  در صورتی که صدمه وارده یکی باشد، تنها دیه نفس یا عضو یا آسیب بزرگتر ثابت می شود.

✅اصول فقه نکته 520

تعارض قاعده لاضرر با قاعده تسلیط:

راه حل این تعارض از نظر مرحوم بجنوردی(ره) به این صورت است که تصرفات  ضرری دو گونه اند: دسته اول، تصرفاتی هستند که برای دیگران زیان بارند و برای خود مالک هم نفعی ندارند و ترک آن هم ضرری برای مالک ندارد و مالک صرفاً به قصد اضرار به دیگران یا حتی بدون قصد اضرار، بلکه بدون جهت و بیهوده و بدون قصد انتفاع شخصی، این تصرفات را انجام می دهد. قطعاً قاعده لاضرر بر قاعده تسلیط مقدم خواهد شد و این چنین تصرفاتی ممنوع است.

دسته دوم، تصرفاتی است که هر چند برای دیگران مضر است اما برای مالک منفعتی دارد یا ترک آن، موجب ضرر مالک می شود. دو قاعده لاضرر(قاعده لاضرر نسبت به دیگران و قاعده لاضرر نسبت به خود مالک) با هم تعارض می کنند و هر دو از اعتبار ساقط شده و در نتیجه قاعده تسلیط، بدون معارض باقی مانده و باید به آن رجوع کرد (بجنوردی، القواعد الفقهیة، ج1، ص242 به بعد).

راه حل این تعارض از نظر قانون مدنی در فرض تعارض میان قاعده لاضرر و قاعده تسلیط، در مورد تصرفاتی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا دفع ضرر از مالک باشد قاعده تسلیط بر قاعده لاضرر مقدم خواهد شد؛ اما در مورد سایر تصرفات زیانبار، قاعده لاضرر حاکم است و این تصرفات ممنوع تلقی می شود.

✅حقوق تجارت نکته 825

موعد اخذ قبولی اصولاً فاصله بین صدور برات تا سررسید برات است 🔒 استثناء⇩

1-  برات به رؤیت نیاز به اخذ قبولی ندارد و اساساً قبول موضوعیتی ندارد.

2-   صادرکننده و ظهرنویسان می توانند مدتی را برای ارائه برات به منظور قبولی تعیین نمایند در این صورت دارنده فقط در این موعد حق ارائه برات جهت اخذ قبولی را دارد در غیر این صورت⇜ حق رجوع به ظهرنويس ها و برات‌دهنده كه وجه برات را به محال‌عليه رسانيده است نخواهد داشت.

✅حقوق تجارت نکته 826

4-  هرگاه برات بی وعده قبول شد باید فوراً پرداخت گردد.

            در صورت عدم پرداخت برات بی وعده فقط اعتراض عدم تأدیه می توان کرد.

💣 نکته بسیار مهم⟻ برات بی وعده= برات به رؤیت

✅آیین دادرسی مدنی نکته 825

مطابق اصل نسبی بودن آرای محاکم، رای دادگاه تجدیدنظر فقط نسبت به طرفین دعوای تجدیدنظر موثر است، لذا در فرضی که محکوم علیهم رای بدوی متعدد بوده اند و فقط بعضی از آنان درخواست تجدیدنظر نمایند و رای از سوی دادگاه تجدیدنظر نقض شود، این رای نسبت به کسانی که مشمول حکم بدوی بوده اند اما تقاضای تجدیدنظر ننموده اند اثری نخواهد داشت مگر آنکه رای قابل تجزیه و تفکیک نباشد. (اصل بر قابل تجزیه بودن موضوع دعواست.)

✅آیین دادرسی مدنی نکته 826

اگر تجدیدنظرخواه دادخواست خویش را مسترد نماید، دادگاه قرار ابطال دادخواست را صادر خواهد نمود.

🔴 کلیات کتاب العطیۀ (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و لیس له أن یؤجرها)، و لا یغیرها، (ولا أن یسکن غیره) و غیر مَن جرت عادته به (إلا بإذن المُسکِن). و قیل: یجوزان مطلقاً. و الأول أشهر. و حیث تجوز الإجارۀ فالأجرۀ للساکن.

(منتفع حق ندارد که عین مورد سکنی را اجاره دهد) و ]یا[ آن را تغییر دهد. (همچنین وی نمی‏تواند فردی غیر از خودش) و ]یا[ غیر از کسانی که عادتاً با وی زندگی می کنند (را در مسکن سکنی دهد مگر به اذن سکنا دهنده). برخی گفته اند اجاره دادن و سکونت دادن فردی دیگر مطلقاً جایز است ]خواه از سکنا دهنده اذن گرفته یا اذن نگرفته باشد[. نظر اول مشهورتر است. در جایی که اجاره جایز باشد اجاره بها برای منتفع است.

✅(الرابع- التحبیس. و حکمه حکم السکنی فی اعتبار العقد و القبض، و التقیید بمدۀ، و الإطلاق). و محله کالوقف.

(چهارم – تحبیس. حکم حبس کردن مال، از لحاظ نیازمند بودن آن به عقد و قبض، و مقید کردن به مدت و مطلق گذاردن آن، حکم سُکنی است). مورد آن مانند ]موردِ[ وقف است ]یعنی مالی را می توان به حبس داد که بتوان با بقای عین از آن منتفع شد[.

✅(و إذا حَبَسَ عبده أو فرسه) أو غیرهما مما یصلح لذلک (فی سبیل الله، أو علی زید لزم ذلک مادامت العین باقیۀ).

(اگر کسی برده اش یا اسبش) یا غیر این دو از سایر اموالی که صلاحیت حبس کردن داشته باشد (را در راه خدا یا برای زید حبس کند این حبس لازم می شود تا زمانی که عین مورد حبس باقی است).

✅(ولو حبس علی رجل و لم یُعَیَّن وقتاً و مات الحابس کان میراثاً) بمعنی أنه غیر لازم کالسکنی فتبطل بالموت، و یجوز الرجوع فیه متی شاء، ولو قرن فیه بمدۀ لزم فیها و رجع إلی ملکه بعدها.

(اگر کسی مالی را برای شخصی حبس کند و زمانی برای حبس تعیین نکند و حابس بمیرد این مال، میراثِ ]ورثهِ حابس[ است). به این معنی که حبس در اینجا عقد غیر لازم ]یعنی عقد جایز[ است لذا حبس با موت باطل می شود. رجوع در حبس هر زمان که حابس بخواهد جایز می باشد. اگر حبس را به مدتی محدود کند حبس در این مدت لازم می شود و بعد از ]اتمامِ[ این مدت، مالِ حبس شده به ملک حابس برمی گردد.

✅حقوق مدنی نکته  827

انواع وقف:

–  وقف خاص

–  وقف بر افراد محصور

–  وقف عام

–  وقف بر افراد غير محصور

–  وقف بر جهات يا مصالح عامه

✅حقوق مدنی نکته  828

مالي را مي توان وقف نمود كه با بقاي عين بتوان از آن منتفع شد اعم از اين که منقول باشد يا غيرمنقول، مشاع باشد يا مفروز‌ يا حتي مالي كه منافع آن موقتا متعلق به ديگري است و يا ملكي كه در آن حق ارتفاق وجود دارد.

⤆  وقف منفعت، دين و حق امكان ندارد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 827

در صورتی که تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی در مهلت مقرر صورت گیرد، دفتر دادگاه صادرکننده رای نخستین، بلافاصله یا پس از رفع نقص، پرونده را حسب مورد،به دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور ارسال می کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 828

هرگاه تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه درخواست یا دادخواست تجدیدنظر یا فرجام را مسترد کند،دادگاه صادر کننده رای نخستین، قرار رد درخواست یا ابطال دادخواست تجدیدنظر یا فرجام را صادر می کند.چنانچه پرونده به مرجع تجدیدنظر یا فرجام ارسال شده باشد،قرار رد درخواست یا ابطال دادخواست تجدیدنظر یا فرجام توسط دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور صادر می شود.در هر حال، درخواست یا دادخواست تجدیدنظر یا فرجام مجدد،پذیرفته نیست.

✅ حقوق جزا نکته 827

هرگاه مجنی علیه در اثرسرایت صدمه یا صدمات غیر عمدی فوت نماید یا عضوی از اعضای او قطع شود یا آسیب بزرگتری ببیند در صورت تعدد صدمات چنانچه مرگ یا قطع عضو یا آسیب بیشتر،در اثر سرایت تمام صدمات باشد،تنها دیه نفس یا عضو یا آسیب بزرگتر ثابت می شود.

✅ حقوق جزا نکته 828

هرگاه مجنی علیه در اثر سرایت صدمه یا صدمات غیر عمدی فوت نماید یا عضوی از اعضای او قطع شود یا آسیب بزرگتری ببیند در صورت تعدد صدمات اگر مرگ یا قطع عضو یا آسیب بزرگتر در اثر سرایت برخی از صدمات باشد، دیه صدمات مسری در دیه نفس یا عضو یا آسیب بزرگتر تداخل می کند و دیه صدمات غیر مسری،جداگانه محاسبه و مورد حکم واقع می شو د.

✅اصول فقه نکته 521

وضع تعیینی (تخصیصی): قراردادن لفظی در برابر معنایی مشخص توسط واضع. وضع تعیینی، برآمده از اراده فرد یا افراد خاص است. یعنی فرد یا افرادی به صورت آگاهانه برای انتقال یک مفهوم یا اشاره به فرد، شیء یا مکان خاص، لفظی را برگزیده اند.

✅حقوق تجارت نکته 827

اگر سررسید در برات ذکر نشده باشد برات به رؤیت تلقی می شود.

✅حقوق تجارت نکته 828

برات فاقد وعده تا قبول نشود قابل پرداخت نیست.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 827

آرای دادگاه تجدید نظر قطعی محسوب می شود و لازم الاجراست و با درخواست محکوم له باید اجرا گردد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 828

فرجام خواهی نه طریق اصلاحی است نه عدولی چراکه دیوان عالی کشود به عنوان یک مرجع عال به تقاضای فرجام رسیدگی کرده و حداکثر ممکن است رای رانقض نماید اما خود رای صادر نمی کند.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (المتاجر) جمع متجر و هو مفعل من التجارۀ إما مصدر میمی بمعناها کالمقتل، و هو «هنا» نفس التکسب، أو اسم مکان لمحل التجارۀ، و هی الأعیان المکتسب بها.

(متاجر) جمع مَتجَر بر وزن مفعل از ماده تجارت است. ]مَتجَر[ یا مصدر میمی است به معنای تجارت – مانند مقتل- و آن در اینجا به معنای کسب کردن است و یا اسم مکان برای محل و مورد تجارت است و مورد تجارت اعیانی است که بوسیله تجارت کسب شده است ]یعنی اعیانی که مورد تجارت بوده است[.

✅ (الأول -ینقسم موضوع التجارۀ) و هو ما یُکتسب به و یُبحث فیها عن عوارضه اللاحقۀ له من حیث الحکم الشرعی (إلی محرم و مکروه و مباح)، و وجه الحصر فی الثلاثۀ أن المکتسب به إما أن یتعلق به نهی، أو لا، و الثانی المباح، و الأول إما أن یکون النهی عنه مانعاً من النقیض، أو لا، و الأول الحرام، و الثانی المکروه، و لم یذکر الحکمین الآخرین و هما: الوجوب و الاستحباب، لأنهما من عوارض التجارۀ کما سیأتی فی أقسامها.

(موضوع تجارت) و آن عبارت است از آنچه که بواسطه آن کسب و کار انجام می گردد و در فقه از احکام شرعیه عارض بر آن بحث می شود (به محرّم، مکروه و مباح تقسیم می شود). وجه انحصار موضوع تجارت در این سه قسم این است که یا به موضوع تجارت نهی تعلق گرفته است یا نه؛ حالت دوم ] که نهی به موضوع تجارت تعلق نگرفته[، مباح است و در حالت اول ]که نهی به موضوع تجارت تعلق گرفته[ یا نهی وارده دارای نقیض نیست ]یعنی دلیل دلالت کننده بر نهی، با دلیل دیگر که دلالت بر جواز می کند تعارض ندارد[ و یا نهی وارده دارای نقیض است ]یعنی دلیل دالّ بر نهی با دلیل دیگری که دالّ بر جواز است تعارض دارد[. در فرض اول موضوع تجارت حرام و در فرض دوم مکروه است. مصنف دو حکم دیگر که وجوب و استحباب می باشد را ذکر نکرده است زیرا این دو از عوارض و احکام تجارت است ] نه موضوع آن[ همانطور که در اقسام تجارت بیان می شود.

✅ (فالمحرم الاعیان النجسۀ کالخمر) المتخذ من العنب، (والنبیذ) المتخذ من التمر و ضابطها المسکر و إن لم یکن مائعاً کالحشیشۀ إن لم یفرض لها نفع آخر، و قُصِد ببیعها المنفعۀ المحللۀ. (والفُقّاع) و إن لم یکن مسکراً، لأنه خمر استصغره الناس، (و المائع النجس غیر القابل للطهارۀ) إما لکون نجاسته ذاتیۀ کألیات المیتۀ، و المبانۀ من الحی، أو عرضیۀ کما لو وقع فیه نجاسۀ و قلنا بعدم قبوله للطهارۀ کما هو أصح القولین فی غیر الماء النجس، (إلا الدهن) بجمیع أصنافه، (للضوء تحت السماء) لاتحت الظلال فی المشهور و النصوص مطلقۀ فجوازه مطلقاً متجه، والاختصاص بالمشهور تعبد، لا لنجاسۀ دخانه، فإن دخان النجس عندنا طاهر، لاستحالته.

(پس موارد حرام عبارتند از: اعیان نجس مانند خمر) ]شرابی[ که از انگور گرفته می شود (و نبیذ) ] شرابی[ که از خرما گرفته می شود و ضابطه خمر بودن، مسکر بودن آن است اگرچه مایع نباشد مانند حشیش اگر برای آن نفع دیگری ]غیر از انتفاع مورد نظر برای مسکرات[ فرض نشود تا با فروش آن، قصد استفاده این منفعت حلال شود.

(و آبجو) اگرچه مسکر نباشد زیرا آبجو نوعی شراب است که مردم آنرا کوچک و سبک می شمارند ]یعنی به آن اهمیت نمی دهند[ (و مایع نجسی که قابل تطهیر نیست) یا بخاطر اینکه نجاست آن ذاتی است مثل دنبه مردار یا دنبه ای که از حیوان زنده کنده شده باشد یا بخاطر اینکه نجاست آن عرضی است مانند آنجا که در آن مایع، نجاستی افتاده باشد و ما قائل به این نظر باشیم که آن مایع قابل طهارت نیست. (مگر روغن) به تمام اقسامش (]روغنی که[ برای ایجاد روشنایی در زیر آسمان ] یعنی فضای باز[ بکار می رود) نه زیر تاریکی ]و مکان مسقّف[ بنابر نظر مشهور فقها. ]ولی[ روایات مربوط اطلاق دارند لذا قول به جواز سوزاندن روغن در هر مکانی ولو مسقّف، موجه می باشد. فتوای مشهور براساس تعبد صرف است نه به دلیل نجس بودن دود آن روغن. زیرا دود حاصل از سوختن چیز نجس، از نظر ما ]امامیه[ طاهر است به دلیل استحاله شدن آن.

✅حقوق مدنی نکته  829

قبض شرط صحت عقد وقف است فلذا اگر واقف پيش از قبض فوت نمايد وقف باطل مي گردد.

✅حقوق مدنی نکته  830

مالي كه قابل قبض و اقباض نيست قابل وقف هم نيست.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 829

در تمام محکومیت های تعزیری در صورتی که دادستان از حکم صادره درخواست تجدیدنظر نکرده باشد،محکوم علیه می تواند پیش از پایان مهلت تجدیدنظرخواهی با رجوع به دادگاه صادرکننده حکم، حق تجدیدنظر خواهی خود را اسقاط یا درخواست تجدیدنظر را مسترد نماید و تقاضای تخفیف مجازات کند.در این صورت،دادگاه در وقت فوق العاده با حضور دادستان به موضوع رسیدگی و تا یک چهارم مجازات تعیین شده را کسر می کند.این حکم دادگاه قطعی است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 830

آرائی که در مرحله تجدیدنظر صادر می شود، قطعی است.

✅ حقوق جزا نکته 829

هرگاه صدمه وارده عمدی باشد و نوعا کشنده یا موجب قطع عضو یا آسیب بیشتر نباشد لکن اتفاقا سرایت کند، علاوه بر حق قصاص یا دیه،نسبت به جنایت عمدی کمتر،حسب مورد دیه جنایت بیشتر نیز باید پرداخت شود مانند اینکه شخصی عمدا انگشت دیگری قطع کند و اتفاقا این قطع سرایت کند و موجب فوت مجنی علیه یا قطع دست او گردد،علاوه بر حق قصاص یا دیه انگشت،حسب مورد دیه نفس یا دیه دست مجنی علیه نیز باید پرداخت شود.

✅ حقوق جزا نکته 830

در صورت وجود مجموع شرایط چهارگانه ذیل،دیه آسیب های متعدد تداخل می کند و تنها دیه یک آسیب ثابت می شود:

الف- همه آسیب های ایجاد شده مانند شکستگی های متعدد یا جراحات متعدد ار یک نوع باشد.

ب- همه آسیب ها در یک عضو باشد.

پ- آسیب ها متصل به هم یا به گونه ای نزدیک به هم باشد که عرفا یک آسیب محسوب شود.

ت- مجموع آسیب ها با یک رفتار مرتکب به وجود آید.

✅اصول فقه نکته522

اقسام وضع تعیینی:

الف)وضع تعیینی صریح: حالتی است که واضع مشخص، هنگام وضع کردن یک لفظ برای یک معنا، معنای آن لفظ را صریحاً بیان می کند. تعاریف موجود در قانون، از این قسم وضع است.

ب)وضع تعیینی ضمنی: حالتی است که واضع با بیان شرایط یا آثار و احکام یا مصادیق یک لفظ، معنای لفظ را به ما بفهماند ولی صراحتاً تعریفی از لفظ ارائه نکند.

✅حقوق تجارت نکته 829

قبولی باید در خود برگه برات به عمل آید و قبولی در خارج از ورقه برات و در برگه ای جداگانه در حد یک تعهد مدنی عادی معتبر است و در هر حال آثار قبول را نخواهد داشت.

✅حقوق تجارت نکته 830

اصولاً امضاء پشت سند ظهرنویسی است در نتیجه اگر قبولی در ظهر ورقه¬ی برات نوشته شود فقط در صورت تصریح به قبولی، قبولی محسوب می شود در غیر این صورت به عنوان نکول برات است و به منزله ضمانت از براتکش تلقی می گردد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 829

اعمال طرق فوق العاده ی شکایت از آراء اولاً نسبت به آرایی میسر است که قانون پیش بینی کرده باشد زیرا جنبه ی استثنایی دارند، ثانیاً مادام که طرق عادی شکایت از آراء قابل اعمال باشند طرق فوق العاده قابل استفاده نخواهند بود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 830

رسیدگی فرجامی عبارت است از تشخیص انطباق رای صادره با موازین شرعی و مقررات قانونی.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (والمیتۀ) و أجزاؤها التی تحلها الحیاۀ، دون ما لا تحله، مع طهارۀ أصله بحسب ذاته، (و الدم) و إن فرض لها نفع حُکمی کالصبغ، (و أرواث و أبوال غیر المأکول) و إن فرض لهما نفع، أما هما مما یؤکل لحمه فیجوز مطلقاً، لطهارتهما، و نفعهما، (و الخنزیر و الکلب) البَریان مطلقاً، (إلا کلب الصید و الماشیۀ و الزرع و الحائط).

(و مردار) و اجزایی از بدن مردار که روح دارد نه اجزای بی روح، در صورتی که حیوان ذاتاً پاک باشد. (و خون) اگرچه برای آن نفع حکمی فرض شود ]نه نفع حقیقی[ مانند استفاده از خون در رنگرزی. (و مدفوع و ادرار حیوان حرام گوشت) اگرچه برای آن دو نفعی فرض شود. اما اگر آن دو از حیوان حلال گوشت باشد معامله آن مطلق جایز است به دلیل طهارت و نفع آن دو. (و خوک و سگ) هر دو صحرایی، چه منفعت حلال داشته باشد یا نه (مگر سگ شکار و سگ گله و سگ مزرعه و سگ نگهبان).

✅ (وآلات اللهو) من الدف و المزمار و القصب و غیرها، (والصنم) المتخذ لعبادۀ الکفار، (و الصلیب) الذی یبتدعه النصاری، (و آلات القمار وبیع الِسلاح) بکسر السین من السیف، و الرمح، و القوس، و السهام، و نحوها (لأعداء الدین) مسلمین کانوا،أم کفارا، و منهم قُطَّاع الطریق فی حال الحرب، أو التهیؤله، لا مطلقاً، و لو أرادو الاستعانۀ به علی قتال الکفار لم یحرم، و لا یلحق بالِسلاح ما یُعَدُّ جُنَّۀ للقتال کالدرع و البیضۀ و إن کره.

(و ابزار لهو) مانند دف و چنگ و نی و غیر آن (و بت و صلیب) که مسیحی آن را ابداع کرده است (و آلات قمار و فروختن سلاح) به کسر سین نظیر شمشیر، نیزه، کمان، تیر و امثال آن (به دشمنان دین) مسلمان باشند یا کافر. و از جمله این دشمنان، راهزنان در حال جنگ یا در شرف جنگ هستند نه مطلقاً. و اگر بخواهند با فروش سلاح به دشمنان دین، آمادگی جنگیدن با کفار را پیدا کنند فروش اسلحه به آنها حرام نیست و آنچه که بعنوان سپر]و وسایل دفاعی[در جنگ مهیا شده مانند زره و کلاه خود به سلاح ملحق نمی شود ]و فروش این موارد جایز است[ اگرچه کراهت دارد.

✅ (و إجارۀ المساکن و الحَمولۀ) بفتح الحاء و هی الحیوان الذی یصلح للحمل کالإبل و البغال و الحمیر، و السفن داخلۀ فیه تَبَعاً، (للمحرم) کالخمر  و رکوب الظَلَمۀ و إسکانهم لأجله و نحوه، (و بیع العنب و التمر) و غیرهما مما یعمل منه المسکر، (لیعمل مسکراً) سواء شرطه فی العقد، أم حصل الأتفاق علیه، (والخشب لیُصنع صنماً)، أو غیره من الآلات المحرمۀ، (و یُکره بیعه لمن یعمله) من غیر أن یبیعه لذلک، إن لم یعلم أنه یعمله و إلا فالأجود التحریم، و غلبۀ الظن کالعلم، و قیل: یحرم ممن یعمله مطلقاً.

(واجازه منزل و حیوان بارکش) حموله به فتح حاء به حیوانی می گویند که صلاحیت حمل را دارد مانند شتر، قاطر و الاغ. کشتی ها به تبع داخل در این معنا می باشند (برای کارهای حرام) نظیر]حمل کردن[ خمر و سوار شدن ظالمان و اسکان ایشان برای اعمال ظلم و مانند آن. (و فروش انگور و خرما) و غیر این دو از آنچه که با آن شراب ساخته می شود (برای آنکه شراب درست کنند) خواه آن را در عقد شرط کرده باشند یا اتفاق نظر و تبانی بر آن ]بدون ذکر آن در عقد[ حاصل شده باشد. (و]فروش[ چوب برای ساختن بت) یا غیر بت از سایر آلات حرام. (و فروش چوب به کسی که از آن بت می سازد) بدون آنکه فروش آن برای این هدف باشد اگر نداند که خریدار از آن چوب بت می سازد (مکروه است) و گرنه بهتر، حرمت این معامله است. غلبه ظن هم مانند علم است. و برخی گفته اند: فروختن چوب به کسی که از آن بت می سازد در هر حالت حرام است.

✅ (و یحرم عمل الصور المجسمۀ) ذوات الأرواح. و احترز بالمجسمۀ عن الصور المنقوشۀ علی نحو الوسادۀ و الورق، و الأقوی تحریمه مطلقاً. و یمکن أن یرید ذلک بحمل الصفۀ علی الممثل لاالمِثال.

(و ساختن صورتهای مجسم حرام است) از ]صُوَری که[ دارای روح و جاندار می باشند. مصنف با ذکر قید «مجسمه» از صورتهای منقوش بر چیزهایی از قبیل بالش و کاغذ، احتراز جسته است. و اقوی تحریم تمام انواع صورتگری است. و ممکن است مصنف همین نظر ]اقوی[ را اراده کرده باشد به این صورت که صفت ]مجسمه[ بر جانداری که تصویر او کشیده شده حمل شود نه بر تصویر و شکلی که بوجود آمده است ]یعنی منظور از لفظ «مجسمه ی»، جاندار می باشد که دارای تجسّم خارجی است لذا صورتگری جانداران که تجسّم خارجی دارند خواه بصورت مجسمه یا نقاشی حرام است[.

✅حقوق مدنی نکته  831

مرگ طبقه اول از موقوف عليهم پيش از قبض باعث بطلان وقف نمي شود.

✅حقوق مدنی نکته  832

قبض يكي از منتفعان وقف،‌ عقد را تنها درباره او محقق مي كند اما اگر موقوف عليهم عنوان عامي مانند اولاد داشته باشد يكي از ايشان كه قبض كند كافي است (به دلالت عام بدلي)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 831

مرجع رسیدگی به درخواست تجدیدنظر از آرا و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان، شعبه ای از دادگاه تجدیدنظر استان است که مطابق با شرایط مقرر در این قانون و با ابلاغ رئیس قوه قضائیه تعیین می گردد.مرجع فرجام خواهی از آرا و تصمیمات دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان،دیوان عالی کشور است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 832

آرای دادگاه اطفال و نوجوانان در تمامی موارد قابل تجدیدنظر خواهی است.

✅ حقوق جزا نکته 831

از بین بردن یا بیرون آوردن چشم از حدقه فقط یک دیه دارد و از بین رفتن بینایی،دیه دیگری ندارد لکن اگر در اثر صدمه دیگری مانند شکستن سر، بینایی نیز از بین برود یا نقصان یابد، هر کدام حسب مورد دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 832

هرگاه با قطع تمام زبان،حس چشایی از بین برود،فقط دیه قطع زبان پرداخت می شود و اگر با قطع بخشی از زبان، چشایی از بین برود یا نقصان یابد،در صورتی که چشایی از بین رفته مربوط به همان قسمت زبان باشد، هر کدام از ارش چشایی و دیه زبان که بیشتر باشد، باید پرداخت شود  و اگر چشایی از بین رفته مربوط به همان قسمت از زبان نباشد، ارش چشایی و دیه زبان جداگانه  باید پرداخت شود مگر اینکه از دیه کامل بیشتر باشد که در این صورت فقط به میزان دیه کامل پرداخت می شود واگر با جنایت بر غیر زبان، چشایی از بین برود یا نقصان پیدا کند، دیه یا ارش آن جنایت بر ارش چشایی افزوده می گردد.

✅اصول فقه نکته 523

وضع تعیُّنی (تخصّصی): « لفظی در برابر یک معنا به صورت مکرر استعمال می شود بی آنکه پیشتر برای این معنا به صورت مستقیم وضع شده باشد و به تدریج در اثر کثرت استعمال، علاقه و پیوندی خاص بین لفظ و معنا در ذهن افراد ایجاد می شود بهگونه ای هر گاه آن لفظ بدون قرینه به کار رود آن معنا به ذهن خطور می کند»(اصول فقه کاربردی، ج1، ص72 – استادان حسین قافی و دکتر سعید شریعتی فرانی).

✅حقوق تجارت نکته 831

در صورتی که براتگیر بدون تحریر عبارتی، برات را صرفاً امضاء یا مهر نماید برات قبول شده محسوب خواهد شد.

✅حقوق تجارت نکته 832

اگر قبول¬کننده وجه برات را در محل دیگری بخواهد بپردازد، ذکر آن محل در برات الزامی است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 831

در مجموع برخی از آرای صادره از دادگاه بدوی و برخی از آرای صادره از دادگاه تجدیدنظر قابل رسیدگی فرجامی هستند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 832

فرجام خواهی نسبت به آراء دادگاه بدوی در صورتی ممکن است که رای به علت عدم تقاضای تجدیدنظر قطعی شده باشد، پس آرایی که از ابتدا به صورت قطعی صادر شده باشد قابل فرجام خواهی نیستند و مادام که امکان تجدیدنظر باقی است درخواست فرجام پذیرفته نمی شود.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (والغناء) بالمد و هو مدُّ الصوت المشتمل علی الترجیع المُطرِب، أو ما سُمی فی العرف غناء و إن لم یُطِرب، سواء کان فی شعر، أم قرآن، أم غیرهما. (و معونۀ الظالمین بالظلم) کالکتابۀ لهم، و إحضار المظلوم و نحوه، لامعونتهم بالأعمال المحللۀ کالخیاطۀ، و إن کره التکسب بماله، (و النوح بالباطل) بأن تصف المیت بما لیس فیه، و یجوز بالحق إذا لم تسمعها الأجانب، (و هجاء المؤمنین والغیبۀ).

(و غناء) با الف ممدوده، عبارت از کشیدن صدا به شکلی است که مشتمل بر چرخاندن صدا در گلو است به طوری که طرب آور باشد، یا هر صدایی که در عرف غناء نامیده شود اگرچه مطرب نباشد خواه در شعر یا در قرآن یا در غیر آن دو باشد. (و کمک کردن به ظالمین با ظلم) مانند نویسندگی برای آنها و احضار مظلوم ]نزد آنان[ و مانند آن، نه کمک کردن به آنان از طریق انجام اعمال حلال مثل خیاطی؛ اگر چه کسب و کار با مال او ]یعنی با مال ظالم که از راه تجارت با او بدست آمده[ کراهت دارد. (و نوحه سرایی به باطل) به این نحو که میت را به آن اوصافی که در او نیست توصیف نماید ولی نوحه سرایی زنان به حق، اگر بیگانگان صدای او را نشنوند جایز است (و هجو کردن مومنین و غیبت کردن).

✅(و حفظ کتب الضلال) عن التلف، أو عن ظهر القلب، (و نسخُها و درسُها) قراءۀً، و مطالعۀً، و مذاکرۀً،(لغیر النقض) لها، (أو الحجۀ) علی أهلها بما اشتملت علیه مما یصلح دلیلا لإثبات الحق، او نقض الباطل لمن کان من أهلها، (أو التقیۀ) و بدون ذلک یجب إتلافها، إن لم یمکن إفراد مواضع الضلال، و إلا اقتصر علیها.

( و نگهداری کتب ضالّه) از تلف یا از ظاهر شدن تغییر در آن (و نسخه برداری از آنها و تدریس آنها) برای خواندن و مطالعه و بحث نمودن (بخاطر ]هر هدفی جایز نیست[ غیر از ]هدف[ نقض ]مطالب[) آن کتب (یا احتجاج نمودن) علیه معتقدان به آن کتب ]احتجاج یعنی دلیل آوردن برای رد یا اثبات یک مطلب و عقیده[. احتجاج در مورد مطالبی است که کتاب مشتمل بر آنست و افرادی که شایستگی احتجاج نمودن را دارند بوسیله مطلبی که دلیل اثبات حق یا نقض باطل است احتجاج می کنند. (یا از روی  تقیه چنین کرده باشد) و به جز موارد فوق، اتلاف این کتب واجب است اگر جدا کردن قسمتهای گمراه کننده ممکن نباشد، وگرنه تنها بر ]تلف کردن[ همان قسمتهای ]گمراه کننده[ اکتفا می شود.

✅(و تعلم السحر والکهانۀ والقیافۀ) و هی الإستناد إلی علامات و أمارات، یترتب علیها إلحاق نسب و نحوه، و إنما یحرم إذا رُتّب علیها محرم، أو جزم بها، (والشعبذۀ و تعلیمُها و القمار) بالآلات المعدۀ له، حتی اللعب بالخاتم، و الجوز، و البیض، ولا یُملک ما یترتب علیه من الکسب، و إن وقع من غیر المکلف، فیجب رده علی مالکه، ولو قبضه غیرُ مکلَّف فالمخاطب برده الولیُّ، فإن جُهِل مالکهُ تُصدَّق به عنه، ولو انحصر فی محصورین وجب التخلص منهم ولو بالصلح.

(و آموختن سحر و کهانت  و قیافه شناسی) و آن عبارت است از استناد به علائم و نشانه هایی که بر آن علائم و نشانه ها، الحاق نسب و مانند آن مرتب می گردد ]یعنی مبنای الحاق نسب و مانند آن قرار   می گیرد. این عمل،[ تنها وقتی حرام است که کار حرامی بر آن مترتب گردد یا آنکه به مفاد آن یقین حاصل گردد (و شعبده بازی و آموزش شعبده بازی و قمار بازی) با آلاتی که برای آن آماده شده حتی بازی با انگشتر و گردو و تخم مرغ. و مالی که از راه قمار کسب می شود به ملکیت شخص در نمی آید اگرچه از طرف غیر مکلف انجام پذیرد، پس واجب است که آن مال را به مالکش رد کند و اگر غیر مکلفی مال را قبض کند مخاطب حکم ]وجوب[ رد مال، ولی او است و اگر مالک مال را نشناسد آن را از جانب او صدقه می دهد و اگر ]حق[ منحصر در افراد بخصوص و محدود باشد باید از تمام آنها طلب رضایت نماید ولو با صلح با آنها.

✅ (والغِش) بکسر الغین (الخفی)، کشوب البن بالماء، و وضع الحریر فی البرودۀ لیکتسب ثقلاً و یُکره بما لا یخفی، کمزج الحنطۀ بالتراب و التبن، و جیدها بردیئها.

(و غش خفی) کلمه «غش» به کسر غین ]از اعمال محرمه است و مقصود از آن این است که در یک جنس چیزی از غیر آن  داخل کند به نحوی که دیگران به سهولت آن را درک نکنند[ مانند آمیختن شیر با آب و قراردادن حریر در سرما تا سنگین تر شود. و غش با چیزی که مخفی نیست مکروه است مانند مخلوط کردن گندم با خاک و کاه و ]مخلوط کردن[ گندم مرغوب با گندم نامرغوب.

\

✅حقوق مدنی نکته  833

قبض بايد به اذن واقف باشد.

✅حقوق مدنی نکته  834

در قبض فوريت شرط نيست و تا وقتي كه واقف از وقف رجوع نكرده است هر وقت قبض بدهد عقد محقق مي شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 833

درخواست تجدیدنظر از آرا و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان را می توان به دفتر دادگاه صادرکننده حکم یا دفتر دادگاه تجدیدنظر استان یا چنانچه طفل یا نوجوان در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می شود به دفتر کانون اصلاح و تربیت تسلیم نمود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 834

درخواست تجدیدنظر از آرا و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان می تواند توسط نوجوان یا ولی یا سرپرست قانونی طفل یا نوجوان و یا وکیل آنان به عمل آید.دادستان نیز هرگاه آرا و تصمیمات دادگاهرا مخالف قانون بداند می تواند درخواست تجدیدنظر نماید.مدعی خصوصی می  تواند فقط از حکم مربوط به ضرر و زیان یا برائت یا قرار منع یا موقوفی یا تعلیق تعقیب و یا قرار بایگانی کردن پرونده تجدیدنظرخواهی کند.

✅ حقوق جزا نکته 833

هرگاه منفعتی قائم به عضوی باشد در جنایت بر آن عضو که منجر به زوال یا اختلال منفعت گردد تنها دیه بیشتر ثابت می شود ولی اگر منفعت قائم به آن عضو نبوده و میان از بین رفتن عضو و زوال منفعت ملازمه نباشد،اگر چه وجود آن عضو در تقویت و تسهیل منفعت موثر باشد،مانند لاله گوش و بینی که در تقویت شنوایی و بویایی موثرند و به سبب قطع لاله گوش یا بینی،شنوایی یا بویایی نیز زائل یا ناقص گردد،هرکدام دیه جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 834

چنانچه به سبب ایراد ضربه یا جراحت،صدمه بزرگتری به وجود آید مانند اینکه با شکستن سر،عقل زائل شود،هرگاه آن جراحت علت و سبب زوال یا نقصان منفعت باشد اگر با یک ضربه یا جراحت واقع شده باشد دیه ضربه یا جراحت در دیه بیشتر تداخل می کند و تنها دیه زوال یا نقصان منفعت که بیشتر است پرداخت می شود و چنانچه زوال منفعت یا نقصان آن با ضربه یا جراحت دیگری غیر از ضربه ای که جراحت را ایجاد کرده است،واقع شده باشد و یا ضربه یا جراحت وارده علت زوال یا نقصان منفعت به گونه ای که لازم و ملزوم یکدیگرند،نباشد و اتفاقا با آن ضربه و جراحت،منفعت نیز زائل گردد یا نقصان یابد،ضربه یا جراحت،منفعت نیز زائل گردد یا نقصان یابد، ضربه یا جراحت و منفعت،هرکدام دیه جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 525

مهمترین تفاوت وضع تعیینی با تعینی در واضع آن است که اولی در اثر جعل و قرارداد واضع بوجود می آید و دومی در اثر کثرت استعمال محقق می گردد. البته علاوه بر تفاوت فوق می توان گفت وضع تعیینی بصورت آنی و دفعی بوجود می آید در حالی که وضع تعینی بصورت تدریجی پدید می آید.

✅حقوق تجارت نکته 833

هر عبارتی که براتگیر در برات نوشته امضاء یا مهر نماید قبولی محسوب می شود مگر آن¬که صریحاً بر عدم قبول مشعر باشد.

✅حقوق تجارت نکته 834

برای این که قبولی معتبر باشد باید کتبی، مورخ به تاریخ و در خود برات نوشته شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 833

احکام قابل فرجام دادگاه بدوی عبارتند از:

  • احکام صادره دردعاوی مالی که خواسته یا بهای آن بیش از 20 ملیون ریال باشد.

  • احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن،طلاق، نسب،حجر،وقف،ثلث،حبس و تولیت.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 834

قرارهای قابل فرجام دادگاه بدوی عبارتند از:

  • قرار رد دادخواست صادره توسط دادگاه.

  • قرار ابطال دادخواست.

  • قرار سقوط دعوا.

  • قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

  • قرار رد دعوا.

  • قرار عدم استماع دعوا

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و تدلیس الماشطۀ) بإظهارها فی المرأۀ محاسنَ لیست فیها، من تحمیر وجهها و وصل شعرها و نحوه. و مثله فعل المرأۀ له من غیر ماشطۀ، و لو انتفی التدلیس کما لو کانت مزوجۀ فلا تحریم.

(و تدلیس زن آرایشگر) به این صورت که زن آرایشگر در زن ]تحت آرایش با آرایش کردن[ محاسنی جلوه دهد که در او نیست از جمله سرخ نمودن چهره زن و افزودن بر موی زن و مانند آن. فعل زن برای خودش ]یعنی آرایش زن توسط خودش[ بدون کمک زن آرایشگر همین حکم را دارد. ]البته[ اگر تدلیس منتفی باشد مثل آنجا که زن شوهردار باشد ] این عمل[ حرام نیست.

 ✅ (و تزیین کل من الرجل و المرأۀ بما یحرم علیه و الأجرۀ علی تغسیل الموتی و تکفینهم) و حملهم إلی المغتسل، و إلی القبر، و حفر قبورهم، (و دفنهم، و الصلاۀ علیهم)، و غیرها من الأفعال الواجبۀ کفایۀً ولو اشتملت هذه الأفعال علی مندوب، کتغسیلهم زیادۀ علی الواجب، و تنظیفهم و وضوئهم و تکفینهم بالِقطع المندوبۀ، لم یحرم التکسب به.

(و تزیین نمودن هریک از مرد و زن با چیزی که بر او حرام است و اجرت برای غسل دادن و تکفین مردگان) و حمل مردگان تا غسالخانه و از آنجا تا قبر و حفر کردن قبور ایشان (و دفن اموات و نماز خواندن بر ایشان) و غیر این موارد از افعالی که واجب کفایی است. و اگر این اعمال مشتمل بر امر مستحبی باشد – مانند غسل دادن مردگان بیش از مقدار واجب و نظافت نمودن و وضو دادن اموات و تکفین اموات با قطعه ای که مستحب است- تکسب از آن طریق حرام نیست.

✅ (و الأجرۀ علی الأفعال الخالیۀ من غرضٍ حکمی کالعبث) مثل الذَّهاب إلی مکان بعید، أو فی الظلمۀ، أو رفع صخرۀ، و نحو ذلک، مما لایعتد بفائدته عند العقلاء. (و الأجرۀ علی الزنا) و اللواط و ما شاکلهما. (و رُشا القاضی والأجرۀ علی الأذان و الإقامۀ) علی أشهر القولین، و لابأس بالرزق من بیت المال، و الفرق بینهما أن الأجرۀ تفتقر إلی تقدیر العمل، و العوض، و المدۀ، والصیغۀ الخاصۀ، و الرزق منوط بنظر الحاکم.

(و اجرت برای انجام اعمالی که خالی از غرض عقلایی و حکیمانه است مانند اعمال عبث و بیهوده) مثل رفتن به مکانی دوردست یا در تاریکی یا بلند کردن صخره و مانند آن از اعمالی که فایده اش نزد عقلا به حساب نمی آید ]فایده عقلایی ندارد.[ (و اجرت بر زنا) و لواط و مانند آن دو (و رشوه گرفتن قاضی. و اجرت بر اذان و اقامه) بنابر مشهورتر از دو نظر موجود. و ارتزاق از بیت المال ایرادی ندارد. و فرق بین این دو ]یعنی اجرت و رزق[ در این است که اجرت نیاز به تعیین عمل و عوض و مدت و صیغه خاص دارد ولی رزق منوط به نظر حاکم است.

✅ (والقضاء) بین الناس لوجوبه سواءٌ احتاج إلیها أم لا و سواء تعین علیه القضاء أم لا، (و یجوز الرزق من بیت المال).

(والأجرۀ علی تعلیم الواجب من التکلیف) سواءٌ وجب عینا، کالفاتحۀ و السورۀ، وأحکام العبادات العینیۀ، أم کفایۀً کالتفقّه فی الدین، و ما یتوقف علیه من المقدمات علما و عملا، و تعلیم المکلفین صیغ العقود و الإیقاعات و نحو ذلک.

(و ]اجرت بر[ قضاوت) بین مردم. زیرا این عمل واجب است خواه قاضی به اجرت نیاز داشته باشد یا نه و خواه قضاوت بر او واجب عینی باشد یا نه (و ]کسب[ رزق از بیت المال جایز است).

✅حقوق مدنی نکته  835

عقد وقف با ايجاب و قبول و قبض محقق مي شود:

قبل از قبض  * از هر دو طرف ايجاب و قبول قابل رجوع است چون عقدي محقق نشده است.

                  * ايجاب و قبول با فوت و حجر هر يك از طرفين از بين مي رود.

بعد از قبض عقد لازم است و نمي توان آن را به هم زد و واقف نمي تواند از موقوف عليهم كسي را داخل يا خارج كند.

✅حقوق مدنی نکته  836

واقف بايد مالك عين و منفعت مالي باشد كه وقف مي كند. زيرا با وقف كردن در هر دو تصرف مي كند. با اين وجود وقف ملكي كه در اجاره است جايز است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 835

دادگاه تجدیدنظر به ترتیب وصول پرونده ها به نوبت رسیدگی می کند، مگر در مواردی که به موجب قانون، رسیدگی خارج از نوبت ضروری باشد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 836

به جرایمی که موجب جریحه دار شدن احساسات عمومی شود، با درخواست دادستان صادرکننده کیفرخواست و موافقت دادگاه تجدیدنظر استان،خارج از نوبت رسیدگی می شود.

✅ حقوق جزا نکته 835

هرگاه جراحت عمیقی مانند منقله و یا جائفه یکباره واقع شود،تنها دیه همان جراحت عمیق پرداخت می شود و اگر به تدریج واقع شود یعنی ابتدا جراحت خفیف تر مانند موضحه و سپس جراحت شدیدتر مانند منقله ایجاد شود،چنانچه به سبب سرایت جراحت اول باشد تنها دیه جراحت شدیدتر پرداخت می شود و در صورتی که به سبب ضربه دیگری باشد،خواه دو ضربه از یک نفر خواه از چند نفر باشد،هر یک از دو جراحت، دیه جداگانه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 836

در اعضا و منافع،مقدار ارش یک جنایت، بیش از دیه مقدر برای آن عضو یا منفعت نیست و چنانچه به سبب آن جنایت،منفعت یا عضو دیگری از بین رود یا عیبی در آنها ایجاد شود،برای هر آسیب دیه جداگانه ای تعیین می گردد.

✅اصول فقه نکته 526

الفاظ در یک تقسیم بندی به شیوه زیر تقسیم می شوند:

  1. «مترادف» اگر دو یا چند لفظ دارای یک معنا باشد ، یعنی چند لفظ برای یک معنا وضع شده باشد، آن الفاظ را مترادف ، یا هم معنا می گویند».

  2. مختص: یک لفظ با یک معنا.

الف) مختص جزئی: لفظی که دارای یک معنا بوده و یک مصداق دارد.

ب) مختص کلی (مشترک معنوی): لفظی برای یک معنایی کلی وضع گردد که آن معنا دارای مصادیق و افراد متعدد باشد. مثل بیع(نقدی و نسیه)، نکاح (دائم و موقت)، وکالت(خاص و عام) و …

✅حقوق تجارت نکته 835

قید تاریخ قبولی الزامی نیست مگر در برات به وعده از رؤیت که ملاک محاسبه سررسید تاریخ رؤیت است.

✅حقوق تجارت نکته 836

در صورت عدم ذکر تاریخ، تاریخ صدور، تاریخ قبولی محسوب می شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 835

قرارهای مذکور به شرطی قابل فرجام خواهی هستند که حکم راجع به آن دعوا قابل فرجام خواهی باشد و قرار به لحاظ عدم تقاضای تجدیدنظر قطعیت یافته باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 836

قرار رد دعوا که از سوی دادگاه صادر شده باشد نه مدیر دفتر و عدم استماع دعوا در زمره ی قرارهای قابل فرجام هستند هرچند قانون تصریحی به آن ننموده است. قرار عدم اهلیت هرچند در ردیف قرارهای قابل فرجام آمده است اما عملاً موردی برای صدور این قرار وجود ندارد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (وأما المکروه – فکالصَّرف) و علل فی بعض الأخبار بأنه لا یسلم فاعله من الربا، (و بیع الأکفان و احتکار اطعام) و هو حبسه بتوقع زیادۀ السعر. و الأقوی تحریمه مع استغنائه عنه، و حاجۀ الناس إلیه و هو اختیاره فی الدروس، و قد قال النبی صلی الله علیه و آله: «الجالب مرزوق، و المحتکر ملعون»، (و الذباحۀ) لإفضائها إلی قسوۀ القلب، و سلب الرحمۀ و إنما تُکره إذا اتخذها حرفۀ و صنعۀ، لامجردُ فعلِها (والنساجۀ) والمراد بها ما یعم الحیاکۀ، (و الحجامۀ) مع شرط الأجرۀ، لابدونها (و ضراب الفحل) بأن یوجره لذلک مع ضبطه بالمرۀ و المرات المعینۀ أو بالمدۀ، ولاکراهۀ فی ما یُدفع إلیه علی جهۀ الکرامۀ لأجله.

(و اما ]مکاسب[ مکروه عبارتند از: صرافی کردن). در بعضی از روایات استدلال شده به این بیان که انجام دهنده آن از ربا سالم نمی باشد ] در امان نیست[. (و فروش کفن ها و احتکار مواد غذایی) و آن نگهداری مواد غذایی به انتظار زیادتر شدن قیمت آنست. اقوی تحریم احتکار مواد غذایی است در صورتی که محتکر از آن مواد بی نیاز باشد و مردم به آن نیاز داشته باشند. و این نظر را مصنف در کتاب دروس اختیار کرده است. پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «کسی که خوردنیها  را در اختیار مردم قرار می دهد در نزد خدا روزی خوار است و محتکر از رحمت خدا بدور است». (و ذبح حیوانات)؛ به دلیل منجر شدن آن به قساوت قلب و سلب رحمت. تنها این کار در صورتی مکروه است که شخص آن را حرفه و صنعت  خود قرار دهد نه آنکه مجرد ذبح کردن مکروه باشد. (و نساجی)؛ و منظور از آن اعم از پارچه بافی یا بافندگی است. (و حجامت) در صورتی که شرط اجرت شود نه بدون آن. (و جهاندن حیوان نر بر ماده) به این نحو که حیوان نر را برای آن هدف اجاره دهد با تعیین آن به یک و یا چند نوبت معین یا مدت مشخص. در مورد آن پولی که به عنوان انعام و تشکر به صاحب حیوان بخاطر این عمل داده می شود کراهتی نیست.

✅ (وکسب الصبیان) المجهول أصله، لما یدخله من الشبهۀ الناشئۀ من اجتراء الصبی علی ما لا یحل، لجهله، أو علمه بارتفاع القلم عنه، ولو عُلِمَ اکتسابه من محلل فلاکراهۀ، و إن أطلق الأکثر، کما أنه لو علم تحصیله، أو بعضه من محرم وجب اجتنابه، أو اجتناب ما علم منه، أو اشتبه به، و محل الکراهۀ تکسّب الولی به، أو أخذه منه، أو الصبی بعد رفع الحجر عنه (و) کذا یُکره کسب (من لا یجتنب المحرم) فی کسبه.

(ودرآمد کودکان) که اصل آن مجهول است. زیرا در مورد چنین مالی شبهه وجود دارد که ناشی از جرأت کودک بر انجام عملی است که حلال نمی باشد ]و حرام است. جرأت کودک بر انجام چنین عملی[ به دلیل جهل  او یا علم او به این موضوع است که قلم تکلیف از او برداشته شده است ]یعنی علم او به اینکه مسوولیت ندارد[. اگر معلوم شود که درآمد کودک از کسب حلال بدست آمده کراهتی ]در مورد درآمد او[ وجود ندارد اگرچه اکثر فقها این حکم را بصورت مطلق آورده اند. همانطور که اگر معلوم شود که تحصیل تمام درآمد کودک یا مقداری از آن از راه حرام بوده است اجتناب از آن واجب می باشد. همچنین اجتناب از آنچه که معلوم است از راه حرام بدست آمده، یا با مال حرامی مشتبه گردیده است واجب می باشد. موضوع و محل این کراهت، تکسّب ولی کودک با آن مال یا اخذ آن مال از کودک یا کاسبی کردن خود کودک با آن پول، بعد از رفع حجر از وی می باشد. (و) همچنین درآمد (کسی که) در کسب خود (از حرام اجتناب نمی کند) مکروه است.

✅حقوق مدنی نکته  837

وقف فضولي از سوي مالك قابل اجازه است و تنفيذ مي شود.

✅حقوق مدنی نکته  838

در موارد زير وقف باطل است:

  1. وقف حق، ‌منفعت، دين

  2. وقف بر مقاصد غير مشروع

  3. وقف بر نفس :

 واقف پرداخت ديون يا ساير مخارج خود را از منافع موقوفه قرار دهد.

 واقف خود را جز موقوف عليهم قرار دهد مگر وقف بر مصالح عامه بوده و واقف خود مصداقي از  موقوف عليهم باشد.

  1. وقف مالي كه قبض و اقباض آن ممكن نيست يعني نه واقف و نه خود موقوف عليهم قادر به اخذ و اقباض آن نيستند. ليكن اگر واقف قادر به اقباض نباشد اما موقوف عليهم اين توانايي را داشته باشد صحيح است.

  2. وقف بر معدوم، مگر اين كه وقف به تبع موجود باشد.

  3. وقف بر مجهول، مگر اين كه وقف عام باشد كه در اين حالت اگر مصرف مجهول باشد وقف باطل نيست.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 837

رئیس شعبه،پرونده های ارجاعی را بررسی و گزارش جامع آن را تهیمه می کند و یا به نوبت به یکی از اعضای دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع می دهد.این عضو، گزارش پرونده را که متضمن جریان آن و بررسی کامل در خصوص تجدیدنظر خواهی و جهات قانونی آن است، تهیه و در جلسه دادگاه قرائت می کند.خلاصه این گزارش در پرونده درج می شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 838

 در صورتی که تحقیقات ناقص باشد، قرار رفع نقص صادر میکند و پرونده را نزد دادسرای صادرکننده کیفرخواست یا دادگاه صادر کننده رای می فرستد تا پس از انجام دستور دادگاه تجدیدنظر استان ،آن را بدون اظهار نظر اعاده کند و یا دادگاه تجدیدنظر می تواند خود مبادرت به انجام تحقیقات نماید.

✅ حقوق جزا نکته 837

موارد دیه کامل همان است که در مقررات شرع تعیین شده است و میزان آن در ابتدای هر سال توسط رئیس قوه قضائیه به تفصیل بر اساس نظرمقام رهبری تعیین و اعلام می شود.

✅ حقوق جزا نکته 838

دیه خنثای ملحق به مرد، دیه مرد است و دیه خنثای ملحق به زن، دیه زن است.

✅اصول فقه نکته 527

مشترک لفظی: یک لفظ با چند معنای حقیقی جداگانه در یک زبان که این معانی حقیقی متعدد در زیر یک معنا قابل جمع نباشد. به عبارت دیگر، لفظی که در اصل لغت برای چند معنا وضع شده است. مثل عین یا شیر یا حقوق یا امر.

✅حقوق تجارت نکته 837

در صورت قبول قسمتی از برات از سوی براتگیر مابقی نکول شده محسوب می شود و مقررات نکول نسبت به مقدار قبول نشده جاری خواهد بود.

✅حقوق تجارت نکته 838

شرط عدم مسئولیت قبولی از سوی براتگیر منعی ندارد در این صورت فقط دارنده حق اعتراض نکول و مزایای آن را از دست می دهد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 837

احکام قابل فرجام خواهی صادره از دادگاه تجدیدنظر عبارتند از احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 838

قرارهای قابل فرجام صادره از دادگاه تجدیدنظر عبارتند از:

  • قرار رد دادخواست صادره توسط دادگاه.

  • قرار ابطال دادخواست.

  • قرار سقوط دعوا.

  • قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

  • قرار رد دعوا.

  • قرار عدم استماع دعوا.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (والمباح – ما خلا عن وجه رجحان) من الطرفین بأن لایکون راجحاً، ولا مرجوحاً لتتحقق الإباحۀ (بالمعنی الاخص).

(و ]مکاسب[ مباح آن مکاسبی هستند که خالی از وجه رجحان) از هر دو طرف ]یعنی از جهت انجام یا ترک آن[ (می باشند) به این صورت که نه راجح هستند و نه مرجوح، تا اباحه (به معنی اخص) محقق شود.

✅ (ثم التجارۀ) و هی نفس التکسب (تنقسم بانقسام الأحکام الخمسۀ) فالواجب منها ما توقف تحصیل مؤنته و مونۀ عیاله الواجبی النفقۀ علیه، و مطلق التجارۀ التی یتم بها نظام النوع الإنسانی، فإن ذلک من الواجبات الکفائیۀ و إن زاد علی المؤنۀ، و المستحب ما یحصل به المستحب و هو التوسعۀ علی العیال، و نفع المومنین، و مطلق المحاویج غیر المضطرین.

(سپس تجارت) یعنی تکسّب و عمل کسب کردن (براساس تقسیم احکام خمسه، به پنج قسم تقسیم می شود): تجارت واجب آن عملی است که تحصیل هزینه خود فرد و افراد واجب النفقه او  متوقف برآن است و ]نیز[ هر تجارتی که نظام نوع انسانی با آن تمام شده ]و قوام می یابد[. پس همانا این ]قسم اخیر از[ تجارت از واجبات کفایی است اگرچه زیادتر از نیاز فرد باشد. تجارت مستحب، تجارتی است که به موجب آن امر مستحبی تحصیل گردد و آن باعث توسعه و آسایش برخانواده و نفع مومنین و ]رفع[ هر نیازی که به حد ضرورت نرسیده است می باشد.

✅ و المباح ما یحصل به الزیادۀ فی المال من غیر الجهات الراجحۀ و المرجوحۀ، و المکروه و الحرام التکسب بالأعیان المکروهۀ و المحرمۀ و قد تقدمت.

تجارت مباح، عملی است که باعث افزایش در مال شده بدون آنکه جهات راجح یا مرجوح در آن باشد. تجارت مکروه و حرام هم، تکسّب با اعیان مکروه و حرام می باشد که ذکر آنها گذشت.

✅ الفصل الثانی: فی عقد البیع و آدابه – (و هو) أی عقد البیع (الإیجاب و القبول الدالّان علی نقل الملک بعوض معلوم) و هذا کما هو تعریف للعقد یصلح تعریفاً للبیع نفسه، لأنه عند المصنف و جماعۀ عبارۀ من العقد المذکور، استناداً إلی أن ذلک هو المتبادر من معناه فیکون حقیقۀ فیه.

(و آن) یعنی عقد بیع (ایجاب و قبولی است که بر انتقال ملک در برابر عوض معلوم دلالت می کند) و این تعریف، همانطور که تعریفی برای عقد بیع است، صلاحیت دارد که تعریفی برای خود بیع هم باشد. زیرا «بیع»  در نظر مصنف و جمعی از فقها، عبارت از عقد مذکور ]در فوق[ می باشد با استناد به اینکه مفهوم «عقد بیع» همان معنای متبادر از لفظ «بیع» می باشد؛ لذا لفظ «بیع» در این معنا، حقیقت است.

✅ و جَعلُ جنس التعریف الإیجاب و القبول أولی من جعله اللفظ الدال کما صنع غیره، لأنهما جنس قریب و اللفظ بعید، و باقی القیود خاصۀ مرکبۀ، یخرج بها من العقود ما لا نقل فیه کالودیعۀ، و المضاربۀ، و الوکالۀ، و ما تضمن نقل الملک بغیر عوض کالهبۀ و الوصیۀ بالمال.

اینکه مصنف، جنس و جوهره تعریف را «ایجاب» و «قبول» قرار داد بهتر است از اینکه جنس و جوهره تعریف را «لفظ دلالت کننده» ]بر انتقال عین در برابر عوض معلوم[ قرار دهد همانطور که فقهای دیگر غیر از او به این شکل عمل کرده اند. زیرا ایجاب و قبول جنس قریب برای عقد هستند ولی واژه «لفظ دلالت کننده» ]به دلیل اعم بودنش از عقد[، جنس بعید برای عقد است. بقیه قیود تعریف هم ]عرض[ خاصه مرکبه است که با توجه به این قیود و عرض خاصه، عقود دیگر که نقل و انتقال در آن نیست  ]از تعریف[ خارج می شود مانند ودیعه و مضاربه و وکالت. ]همچنین[ عقودی که متضمن انتقال ملک بصورت بلاعوض می باشد از تعریف خارج می شود مانند هبه و وصیت به مال.

✅حقوق مدنی نکته  839

وجود موقوف عليه در زمان برقراري حق انتفاع به سود او شرط است نه زمان انعقاد وقف.

✅حقوق مدنی نکته  840

شرط به سود واقف بر عهده موقوف عليهم باطل است اما وقف را باطل نمي كند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 839

هرگاه رای صادره از نوع قرار باشد و تحقیقات یا اقدامات دیگر ضروری نباشد و قرار مطابق مقررات صادر شده باشد،آن را تایید و پرونده به دادگاه صادرکننده قرار اعاده می شود و چنانچه به هر علت دادگاه تجدیدنظر عقیده به نقض داشته باشد، پرونده برای رسیدگی به دادگاه صادرکننده قرار اعاده می شود و آن دادگاه،مگلف است خارج از نوبت رسیدگی کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 840

نکته 846

هرگاه رای توسط دادگاهی که صلاحیت ذاتی یا محلی ندارد صادرشود، دادگاه تجدیدنظر استان، رای را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال و مراتب را به دادگاه صادرکننده رای اعلام می شود.

✅ حقوق جزا نکته 839

دیه خنثای مشکل،نصف دیه مرد به علاوه نصف دیه زن است.

✅ حقوق جزا نکته 840

در کلیه جنایاتی که مجنی علیه مرد نیست، معادل تفاوت دیه تا سقف دیه مرد از صندوق تامین خسارتهای بدنی پرداخت می شود.

✅اصول فقه نکته 528

یک لفظ ممکن است از یک جهت و جنبه، مشترک لفظی و از جهت و جنبه دیگر مشترک معنوی باشد. مثلاً دلالت لفظ بیع بر معانی متعدد آن، از باب اشتراک لفظی و دلالت بیع بر مصادیق متعدد بیع، از باب اشتراک معنوی است.

✅حقوق تجارت نکته 839

اگر در برات قید شود که در صورت نکول برات توسط براتگیر، به شخص ثالث تعیین شده در برات مراجعه شود و دارنده برات به شخص اخیرالذکر رجوع ننماید مسئولیت برات دهنده و ظهرنویسان در خصوص قبولی ساقط می شود.

✅حقوق تجارت نکته 840

انتقال به دو صورت است⇩

انتقال قهری⤆ در صورت فوت دارنده، برات به وراث وی منتقل می شود.

انتقال ارادی⤆ با ظهرنویسی در ظهر سند صورت می گیرد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 839

قرارهای صادره از دادگاه تجدیدنظر در صورتی قابل فرجام هستند که حکم راجع به دعوا قابل فرجام باشد. به این ترتیب، اگر هر یک از قرارهای فوق توسط دادگاه تجدیدنظر در دعاوی راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجریا وقف صادر شده باشد، قابل فرجام خواهد بود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 840

آراء صادره از سوی دادگاه تجدیدنظر در دعاوی مالی صادر شده اند قابل فرجام خواهی نیستند.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و شمل ما کان ملکا للعاقد و غیره، فدخل بیع الوکیل و الولی، و خرج بالعوض المعلوم الهبۀ المشروط فیها مطلق الثواب و بیع المکره حیث یقع صحیحاً إذ لم یعتبر التراضی، و بیع الأخرس بالإشارۀ و شراؤه، فإنه یصدق علیه الایجاب و القبول، و یرد علی تعریف أخذ «اللفظ» جنساً کالشرائع.

]تعریف فوق از عقد[ شامل عقدی که مورد آن ملک عاقد و ملک غیر عاقد است می شود لذا بیع وکیل ]نسبت به مال موکل[ و بیع ولی ]نسبت به مال مولی علیه[ در تعریف فوق از عقد، داخل می شود. با قید «عوض معلوم»، هبه مشروط به مطلق ثواب ]که منظور صدقه است[ از تعریف خارج می شود. تعریف، بیع مُکرَه را – جایی که صحیح واقع شود – شامل می شود. زیرا تراضی طرفین ]بعنوان شرط صحت عقد بیع[ معتبر نمی باشد. تعریف، فروش و خرید فرد لال که با اشاره انجام می شود را شامل می‏شود. زیرا ایجاب و قبول بر اشاره هم صدق می کند. لذا بر تعریف کسانی که واژه «لفظ» را بعنوان جنس در تعریف خود لحاظ کرده اند- مانند عبارت کتاب شرایع – اشکال وارد است.

✅ و بقی فیه دخول عقد الإجارۀ، إذ الملک یشتمل العین و المنفعۀ و الهبۀ المشروط فیها عوض معین، و الصلح المشتمل علی نقل الملک بعوض معلوم، فإنه لیس بیعاً عند المصنّف و المتأخرین.

در این تعریف اشکال ]دیگری[ باقی می ماند: عقد اجاره هم در تعریف داخل می شود ]حال آنکه تعریف فقط باید مانع اغیار باشد[. ]علت داخل شدن اجاره در این تعریف آنست که[ملک ] که در تعریف آمده است[ شامل ملکیت عین و منفعت می شود. همچنین هبه ای که در آن شرط عوض معین شده و صلح مشتمل بر نقل ملک در برابر عوض معلوم نیز در تعریف داخل می شود ]و تعریف مانع اغیار نیست[. چنین صلحی نزد مصنف و متأخرین بیع نمی باشد.

✅ و حیث کان البیع عبارۀ عن الإیجاب و القبول المذکورین (فلا یکفی المعاطاۀ) و هی إعطاء کل واحد من المتبایعین ما یریده من المال عوضاً عما یأخذه من الاخر باتفاقهما علی ذلک بغیر العقد المخصوص، سواء فی ذلک الجلیل و الحقیر، علی المشهور بین أصحابنا، بل کاد یکون إجماعاً.

از این حیث که بیع عبارت از ایجاب و قبول به نحو مذکور در فوق ]یعنی بصورت لفظی[ می باشد   (لذا معاملات کافی نمی باشد). معاطات عبارت است از اینکه هریک از خریدار و فروشنده، مالی را که می‏خواهد به عنوان عوض آنچه از دیگری دریافت کرده، به او بدهد با توافق آن دو بر این امر، بدون ذکر صیغه لفظی خاص. خواه در اشیای بزرگ و خواه در اشیای کوچک باشد. ]این حکم معاطات[ بنابر نظر مشهور علمای امامیه است بلکه نزدیک است که حکم اجماعی فقهای امامیه باشد.

✅ (نعم یباح) بالمعاطاۀ (التصرف) من کل منهما فیما صار إلیه من العوض، لإستلزام دفع مالکه له علی هذا الوجه الإذن فی التصرف فیه، و هل هی إباحۀ، أم عقد متزلزل، ظاهر العبارۀ الأول، لأن الإباحۀ ظاهرۀ فیها و لا ینافیه قوله (و یجوز الرجوع) فیها (مع بقاء العین)، لأن ذلک لا ینافی الإباحۀ. و ربما ظهر من بعض الأصحاب الثانی لتعبیره بجواز فسخها الدال علی وقوع أمر یوجبه.

(بله)، با معاملات (تصرف) از سوی هریک از دو طرف در آنچه که بعنوان عوض به او رسیده است (مباح می شود). زیرا لازمه اینکه مالک مال، مالش به این صورت به طرف مقابل بدهد، این است که گیرنده اذن در تصرف در آن مال را داشته باشد. آیا معاطات اباحه تصرف است یا عقد متزلزل؟ ظاهر عبارت مصنف، قول به اباحه است. زیرا «اباحه» در عبارت ایشان ظاهر است و مباح بودن تصرف، منافات ندارد با این قول او که: (رجوع) در معاطات (در صورت بقای عین جایز است). زیرا این امر با اباحه منافاتی ندارد ]و قابل جمع است. یعنی تصرف در مالی که از راه معاطات به فرد رسیده است مباح بوده و در عین حال رجوع در معاطات در صورت بقای عین جایز است[. چه بسا از کلام بعضی از فقها نظر دوم]یعنی اینکه معاطات عقد متزلزل است[ استفاده می شود. زیرا در سخن آنها تعبیر به  جواز فسخ معاطات شده که این تعبیر دلالت بر وقوع امری می‏کند که موجب فسخ شود ]یعنی چیزی قابل باز شدن و فسخ است که قبلاً عقد و بسته شده باشد لذا اگر گفتیم که معاطات را می توان فسخ نمود یعنی معاطات عقد است. سبب و زمینه اصلی فسخ، عقد بودن است[.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و تظهر الفائدۀ فی النماء، فعلی الثانی هو للقابض مع تحقق اللزوم بعده و علی الأول یحتمله و عدمه به.

فایده این دو قول ]اباحه یا عقد بودن معاطات[ در نمائات عوضین ظاهر می شود که بنا بر قول دوم نمائات مال به قابض تعلق دارد در صورتی که لزوم عقد ]لزوم در اینجا یعنی تشکیل و تحقق عقد[ بعد از قبض محقق شود و بنابر قول اول دو احتمال وجود دارد: تعلق نمائات مال به قابض و عدم تعلق آن به قابض.

✅ ویفهم من جواز الرجوع مع بقاء العین عدمه مع ذهابها، و هو کذلک، و یصدق بتلف العینین، و إحداهما، و بعض کل واحدۀ منهما، و نقلها عن ملکه و بتغیرها کطحن الحنطۀ، فإن عین المنتقل غیر باقیۀ مع الحتمال العدم.

از مفهوم جواز رجوع در صورت بقاء عین فهمیده می شود که در صورت تلف عین، رجوع ممکن نیست. چنانکه حق هم همین است. ]عنوان عدم بقاء عین[ با اموری صادق می شود: به تلف شدن هر دو عین ]که به عنوان عوضین به قبض هر دو طرف داده شده است[ و تلف شدن یکی از آن دو، تلف شدن مقداری از هر کدام از آن دو، نقل عین از ملکیت مالکش ]به شخص ثالث[ و با تغییر پیدا کردن عین مانند آرد شدن گندم. پس عینی که انتقال داده شده باقی نیست ]و عنوان عدم بقاء عین صادق است[ این احتمال نیز وجود دارد که این حالت بتوان گفت عین باقی است.

✅ (ویشترط وقوعهما) أی الإیجاب و القبول (بلفظ الماضی) العربی (کبعت) من البائع، (و اشتریت) من المشتری، (و شریت) منهما، لانه مشترک بین البیع و الشراء، (و ملّکت) بالتشدید من البائع، و بالتخفیف من المشتری و تملکت، (و یکفی الإشارۀ) الدالۀ علی الرضا علی الوجه المعین (مع العجز) عن النطق لخرس و غیره، و لاتکفی مع القدرۀ. نعم تفید المعاطاۀ مع الإفهام الصریح.

(و شرط است که وقوع آن دو) یعنی ایجاب و قبول (به لفظ ماضی) عربی (باشد مانند بعتُ ]یعنی فروختم[) از طرف فروشنده (و اشتریت ]یعنی خریدم[ ) از طرف مشتری (و شریت) از سوی هر دو طرف، زیرا این لفظ بین فروش و خرید مشترک است (و ملّکتُ) که مشدّد است از طرف بایع و بدون تشدید از طرف مشتری و تملّکت ]هم از طرف مشتری[. (و اشاره) ای که به روشنی دلالت بر رضایت داشته باشد (در صورت عجز) از نطق به دلیل لال بودن و ]آفتی[ غیر از آن، (کفایت می کند) و در صورت قدرت بر تکلم، اشاره کافی نیست. بله، اشاره در صورت افهام صریح، مفید ]تحقق[ معاطات است.

✅ (ولایشترط تقدیم الإیجاب علی القبول، و إن کان) تقدیمه (أحسن)، بل قیل: بتعینه، و وجه عدم الاشتراط أصالۀ الصحۀ، و ظهور کونه عقداً فیجب الوفاء به، و لتساویهما فی الدلالۀ علی الرضا، و تساوی المالکین فی نقل ما یملکه إلی الآخر.

(و تقدیم ایجاب بر قبول شرط نیست اگرچه) تقدیم آن (بهتر است). بلکه برخی تقدیم آن را متعیّن دانسته اند و وجه عدم اشتراط تقدیم ایجاب بر قبول، ]چهار دلیل است: اول[ اصل صحت، ]دوم[ بیعی که در آن ایجاب، مؤخر باشد به حسب ظاهر عقد است لذا وفای به آن واجب می باشد. ]سوم[ به دلیل تساوی ایجاب و قبول در دلالت بر رضایت ]که رکن اصلی عقد می باشد[. ]چهارم[ به دلیل تساوی هر دو مالک در انتقال مالی که به طرف دیگر تملیک می کند ]پس وجهی ندارد که اجباراً جانب بایع را بر مشتری مقدّم بدانیم[.

✅ و وجه التعیین الشک فی ترتب الحکم مع تأخره و مخالفته للأصل و لدلالۀ مفهوم القبول علی ترتبه علی الإیجاب لأنه رضی به، و منه یظهر وجه الحسن.

شرطیت تقدیم ایجاب بر قبول ]مستند به سه دلیل است: اول اینکه[ در صورت تأخّر ایجاب نسبت به قبول، در ترتب حکم عقد بر چنین توافقی شک می شود و ]دوم اینکه[ تقدیم قبول بر ایجاب، مخالف اصل استصحاب مالکیت فروشنده بر مبیع و مالکیت خریدار بر ثمن می باشد و ]سوم اینکه[ مفهوم «قبول» دلالت بر ترتب آن بر ایجاب می کند زیرا قبول رضایت به ایجاب است ]منظور از دلیل سوم این است که ابتدا باید ایجابی اظهار شود تا قبول بر آن مترتب شود و رضایت به آن ایجاب تلقی گردد[. از این دلایل سه گانه، نیکو بودن تقدیم ایجاب بر قبول ظاهر می شود ] نه وجوب تقدیم[.

✅حقوق مدنی نکته  841

متولي وكيل واقف نيست مدير وقف است.

✅حقوق مدنی نکته  842

اگر دو يا چند نفر به عنوان متولي تعيين شده باشند ظاهر اين است كه بايستي به نحو اجتماع عمل كنند و با يكديگر توافق نمايند. لذا تصرف يكي بدون موافقت ديگري نافذ نخواهد بود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 841

در مواردی که رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان، مستلزم تعیین وقت و احضار طرفین است، رسیدگی با حضور دادستان شهرستان مرکز استان یا یکی از معاونان یا دادیاران وی و با رعایت ماده (300) به ترتیب زیر انجام می شود:

الف-قرائت گزارش پرونده و تحقیقات و اقدامات انجام شده توسط یکی از اعضای دادگاه؛

ب- طرح سوالات لازم و تحقیق از طرفین توسط رئیس یا مستشار و استماع دفاعیات آنان؛

پ- کسب اطلاع از شهود و مطلعان در صورت لزوم؛

ت- اظهار عقده دادستان یا نماینده او و استماع اظهارات شاکی یا مدعی خصوصی و آخرین دفاعیات متهم یا وکلای آنان.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 842

قرار معاینه محل و تحقیق محلی توسط رئیس دادگاه یا با تعیین او توسط یکی از مستشاران شعبه اجرا می شود.چنانچه محل اجرای قرار، خارج از حوزه قضایی مرکز استان باشد،دادگاه تجدیدنظر استان می تواند اجرای قرار را از دادگاه محل مربوط درخواست کند و در صورتی که محل اجرای قرار در حوزه قضایی استان دیگری باشد با اعطای نیابت قضایی به دادگاه نخستین محل،درخواست اجرای قرار نماید.

✅ حقوق جزا نکته 841

بر اساس نظر حکومتی مقام رهبری،دیه جنایت بر اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اندازه دیه مسلمان تعیین می گردد.

✅ حقوق جزا نکته 842

در جنایت غیر عمدی بر اعضا و جنایت عمدی که قصاص ندارد یا قصاص در آن ممکن نیست یا بر دیه،مصالحه شده و مقدار آن مشخص نشده است به شرح مقرر ق.م.ا، دیه ثابت می شود.

✅اصول فقه نکته529

حقیقت: لفظی است که در «ما وضع له» (یا موضوع‌له) به کار رفته باشد. مجاز: لفظی است که در «غیر ما وضع له» (یا غیر موضوع‌له)  بکار رفته باشد.

✅حقوق تجارت نکته 841

قید تاریخ در ظهرنویسی ضروری نیست.

✅حقوق تجارت نکته 842

فواید ذکر تاریخ در ظهرنویسی:

1-  تشخیص اهلیت ظهرنویس در زمان انتقال

اگر تاجر ورشکسته باشد از تاریخ ورشکستگی حق ظهرنویسی سند را ندارد؛ اگر تاجر ورشکسته ای با ظهرنویسی برات به تاریخ قبل از ورشکستگی، طلب یکی از طلبکاران را بپردازد مزور شناخته می¬شود.

2-  تشخیص ترتیب رجوع ظهرنویس ها به یکدیگر پس از پرداخت وجه برات

✅آیین دادرسی مدنی نکته 841

حکم مستند به سوگند در صورتی قابل فرجام نیست که سوگند قاطع دعوا باشد. بنابراین، حکم مستند به سوگند تکمیلی و سوگند استظهاری از شمول آرای قابل فرجام خارج نیست.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 842

اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل فرجام نباشد، حکم راجع به متفرعات دعوا نیز قابل فرجام نخواهد بود هرچند که مبلغ متفرعات خواسته شده بیش از بیست میلیون ریال باشد. اینکه متفرعات در ضمن دعوای اصلی مطالبه شده و مورد حکم واقع شده است یا بعد از رسیدگی و در قالب دعوای مستقل، تأثیری در این رابطه ندارد.

✅حقوق مدنی نکته  843

متولي مسئول حفظ و نگهداري عين موقوفه بوده و بايستي منافع آن را صرف اموري نمايد كه واقف تعيين كرده است.

✅حقوق مدنی نکته  844

اختيار تعيين متولي با واقف است متولي مي تواند وقف را :

قبول كند، در اين حالت ديگر نمي تواند رد كند.

رد كند، مثل حالتي است كه از اصل متولي قرار نداده است

✅آیین دادرسی کیفری نکته 843

اگر عملی که محکوم علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت،جرم نبوده یا به لحاظ شمول عفو عمومی و یا سایر جهات قانونی متهم قابل تعقیب نباشد،رای مقتضی صادر می شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 844

هرگاه جرم از جرایم مستوجب مجازات های حدود،قصاص و جرایم غیرعمدی مستوجب بیش از نصف دیه و یا جرایم تعزیری درجه 4 و 5 باشد بطور مطلق و در جرایم تعزیری درجه 6و7 در صورت محکومیت به حبس و در سایر جرایم در صورت اقتضا دادگاه تجدیدنظر باصدور دستور تعیین وقت رسیدگی طرفین و اشخاصی را که حضورشان ضروری است احضار می کند طرفین می توانند شخصا حاضر شوند یا وکیل معرفی کنند.در هر حال عدم حضور یا عدم معرفی وکیل مانع از رسیدگی نیست.

✅ حقوق جزا نکته 843

شخص متولد از زنا در صورتی که هر دو یا یکی از طرفین زنا مسلمان باشد، در احکام دیه مانند مسلمان است.

✅ حقوق جزا نکته 844

وارث دیه شخص متولد از زنا در صورتی که فرزند و همسر نداشته باشد و زنا از هر دو طرف با رضایت صورت گرفته باشد،مقام رهبری است و چنانچه یکی از طرفین شبهه داشته یا اکراه شده باشد، همان طرف یا اقوام او، وارث دیه می باشند.

✅اصول فقه نکته 530

منقول و مرتجل: اگر پس از آنکه لفظی برای معنایی وضع شد به واسطه وجود مناسبتی به معنای جدیدی انتقال یابد و برای معنای دوم وضع گردد، آن لفظ را منقول می نامند. توضیح اینکه وقتی لفظ به معنای جدید انتقال یافت ، معمولا معنای نخستین آن مهجور و متروک می ماند. در برابر منقول، مرتجل قرار دارد. لفظی که در معنای جدیدی بکار رفته که تناسبی با معنای سابق ندارد. اگر ناقل(واضع جدید)، شارع باشد و لفظ را از معنای قبلی به معنای جدید منتقل و در معنای جدید، وضع کرده باشد در این صورت لفظ را منقول شرعی می نامند اما اگر ناقل(واضع جدید)، عرف باشد لفظ را منقول عرفی می گویند.

✅حقوق تجارت نکته 843

اصل بر ظهرنویسی جهت انتقال است و ظهرنویسی جهت وکالت یا وثیقه خلاف اصل است و نیاز به تصریح دارد.

✅حقوق تجارت نکته 844

دارنده می تواند با ظهرنویسی برات آن را تنزیل کند⇜ نرخ تنزیل توسط بانک مرکزی تعیین و اعلام می گردد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 843

احکامی که در زمره ی آرای قابل فرجام ذکر شده اند، در شرایط زیر قابل فرجام نیستند:

  • احکام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه.

  • احکام مستند به نظر یک یا چند نفر کارشناس که طرفین بطور کتبی نظر آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند.

  • احکام مستند به سوگند قاطع دعوا.

  • اسقاط حق فرجام خواهی از سوی طرفین.

  • احکام صادره در خصوص متفرعات دعوا، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل فرجام نباشد.

  • احکام غیر قابل فرجام به موجب قوانین خاص.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 844

حکم مستند به اقرار در صورتی قابل فرجام نیست که اولاً اقرار قاطع دعوا باشد، یعنی در اصل موضوع متنازع فیه اقرار شده باشد و ثانیاً اقرار در دادگاه صورت گرفته باشد، یعنی در جلسه دادرسی به طور شفاهی یا در لایحه تقدیمی به دادگاه به طور کتبی.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و محل الخلاف ما لو وقع القبول بلفظ اشتریت کما ذکره أو ابتعت أو تملکت الخ لا بقبلت و شبهه، و إن أضاف إلیه باقی الارکان لأنه صریح فی البناء علی أمر لم یقع.

محل اختلاف نظر فقها در اشتراط یا عدم اشتراط تقدیم ایجاب بر قبول، آنجاست که خریدار قبول را با لفظ «اشتریت» – همانطور که مصنف آن را ذکر کرد –یا «ابتعت» یا «تملکت» و مانند آنها واقع سازد نه با لفظ «قبلت» و مانند آن؛ اگرچه سایر ارکان صیغه را به دنبال آن بیاورد. زیرا این ماده، بر «مبتنی شدن بر امری» صراحت دارد که آن امر واقع نشده است ]یعنی لفظ «قبلت» حاکی از قبول ایجابی است که قبلاً تحقق یافته است در حالی که اگر ابتدا و قبل از ایجاد ایجاب، لفظ «قبلت» بیان شود، این لفظ بر چیزی مبتنی نشده است[.

✅ (و یشترط فی المتعاقدین الکمال) برفع الحجر الجامع للبلوغ و العقل و الرشد، (و الاختیار، إلا أن یرضی المُکرَه بعد زوال إکراهه)، لانه بالغ رشید قاصد إلی اللفظ دون مدلوله، و إنما مَنَعَ عدم الرضا، فإذا زال المانع أثَّرَ العقد کعقد الفضولی حیث انتفی القصد إلیه من مالکه مع تحقق القصد إلی اللفظ فی الجملۀ، فلمّا لحقته إجازۀ المالک أثَّرَت، ولا تعتبر مقارنته للعقد لِلأصل، بخلاف العقد المسلوب بِالأصلِ کعبارۀِ الصبی، فلاتَجبُرُهُ إجازۀ الولی، و لا رضاه بعد بلوغه.

(و در متعاقدین ]چند چیز[ شرط است: کمال) به رفع حجر ]حاصل می شود که این رفع حجر[ جامع بلوغ، عقل و رشد می باشد (و اختیار مگر اینکه مکرَه بعد از زوال کراهتش رضایت دهد) زیرا مکرَه، بالغ رشید است و قصد انشای لفظ را دارد نه ]قصد انشای[ مدلول آن، و فقط عدم رضایت مکرَه مانع ]صحت عقد[ است. لذا اگر این مانع زایل شود، عقد اثر می دهد همانطور که عقد فضولی اینچنین است از این حیث که قصد نسبت به مدلول لفظ از مالک مورد معامله منتفی است با ]اینکه[ قصد نسبت به ]اظهارِ[ لفظِ عقد، فی الجمله محقق است. بنابراین وقتی اجازه مالک به عقد ملحق شود این اجازه اثر می‏کند ]و مانع صحت عقد برداشته می شود[ و همزمان بودن رضایت با زمان انعقاد عقد شرط نیست. زیرا اصل عدم اشتراط تقارن زمانی این دو است، برخلاف عقدی که از اصل، اعتبار آن سلب شده است مانند عبارتی که توسط کودک ]در مقام انشای عقد ابراز شود[ که اجازه ولی و رضایت خود کودک بعد از بلوغش، سلب اعتبار ]این عقد[ را جبران نمی کند.

✅ (و القصد، فلو أوقعه الغافل، أو النائم، أو الهازل لغی) و إن لحقته الإجازۀ، لعدم القصد إلی اللفظ أصلاً، بخلاف المُکرَه.

(و قصد، بنابراین اگر فرد غافل یا خواب یا کسی که شوخی می کند عقدی را ]با ذکر الفاظ[ واقع سازد عملش لغو و بی اثر است ]و عقدی واقع نمی شود[) اگرچه اجازه بعدی به آن عقد ملحق شود زیرا در اینجا قصد نسبت به ]ابراز[ لفظ از ابتدا وجود ندارد برخلاف مکرَه ]که اینچنین نیست[.

✅ و ألحق المصنف بذلک المکره علی وجه یرتفع قصده أصلاً، فلا یؤثر فیه الرضا المتعقَّب کالغافل و السکران، و هو حسن مع تحقق الإکراه بهذا المعنی، فَإنَّ الظاهر من معناه حمل المُکرِه لِلمُکرَه علی الفعل خوفاً علی نفسه، أو ما فی حکمها مع حضور عقله و تمییزه.

مصنف، مکرَه را – در حالتی که قصدش از اصل مرتفع می شود – به مورد فقدان قصد، ملحق نموده است. لذا در این صورت، رضایت بعدی مکرَه تاثیر نخواهد کرد مانند فرد غافل و مست. و این نظر نیکو است در صورتی که اکراه به این معنی ]که قصد مرتفع شود[ محقق گردد. همانا ظاهر از معنای اکراه این است که مکرِه، مکرَه را بر انجام فعل وادار نماید و او از ترس جان خود یا آنچه که درحکم خوف نفس است ]آن عمل را انجام دهد[ و این در حالی است که ]قوّه[ عقل و تمییزش فعال است.

✅حقوق مدنی نکته  845

واقف مي تواند بر متولي ناظر انتخاب كند و اين ناظر ممكن است اطلاعي باشد يا استصوابي. اگر ناظر به صورت مطلق تعيين شده و معلوم نباشد اطلاعي است يا استصوابي اصل بر نظارت اطلاعي است. زيرا ناظر استصوابي وظايف و اختيارات بيشتري دارد و اصل عدم زياده است.

✅حقوق مدنی نکته  846

در خصوص امكان عزل متولي:

در قانون مدني ⇜ تنها در صورتي امكان عزل متولي از سوي واقف يا حاكم وجود دارد كه اين حق عزل در ضمن عقد وقف شرط شده باشد حتي در صورت تعدي و تفريط و خيانت متولي هم عزل متولي امكان ندارد و تنها مي توان ضم امين نمود

در قانون اوقاف ⇜ امكان عزل متولي در صورت تعدي و تفريط پيش بيني شده است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 845

هرگاه دادگاه تجدیدنظر استان، حضور شخصی را که زندانی است لازم بداند،دستور اعزام او را به مسئول زندان یا بازداشتگاه صادر می کند.چنانچه زندان یا بازداشتگاه در محل دیگری باشد،دادگاه می تواند با کسب موافقت مرجع قضایی که متهم تحت نظر وی زندانی است،دستور دهد که متهم زندانی به طور موقت تا پایان رسیدگی در زندان نزدیک محل دادگاه نگهداری شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 846

احضار،جلب، رسیدگی به ادله،صدور رای و سایر ترتیبات در دادگاه تجدیدنظر استان مطابق قواعد و مقررات مرحله نخستین است.

✅ حقوق جزا نکته 845

هرگاه در اثر جنایت صدمه ای بر عضو یا منافع وارد آید چنانچه برای آن جنایت در شرع دیه مقدر یا نسبت معینی از آن به شرح مندرج در این قانون مقرر شده باشد مقدار مقرر و چنانچه شرعا مقدار خاصی برای آن تعیین نشده ارش آن قابل مطالبه است.

✅ حقوق جزا نکته 846

دیه زن و مرد در اعضا و منافع تا کمتر از ثلث دیه کامل مرد یکسان است و چنانچه ثلث یا بیشتر شود دیه زن به نصف تقلیل می یابد.

✅اصول فقه نکته 531

شرایط مجاز:

  1. وجود علاقه: علاقه و رابطه بین معنای حقیقی و مجازی باید قوی و قابل توجه باشد به گونه ای که طبع انسان، استعمال مجازی را بپذیرد و برای شنونده نیز قابل فهم و ادراک باشد. بنابراین گوینده نمی تواند صرفاً با وجود یک علاقه و رابطه ضعیف، معنای مجازی بکار برد(همان، ص83).

  2. وجود قرینه صارفه: منظور از قرینه بکار بردن علامت و نشانه ای است که نشان دهد معنای حقیقی منظور نیست و ذهن شنونده را از معنای حقیقی منصرف سازد.

✅حقوق تجارت نکته 845

هرگاه ظهرنویس در ظهرنویسی تاریخ مقدمی را قید کند مزور شناخته می شود.

✅حقوق تجارت نکته 846

دارنده سند با ظهرنویسی کلیه حقوق سند را انتقال می دهد و دارنده جدید حقوقی بیش از حقوق ظهرنویس دارد زیرا تعداد مسئولین بیشتر شده است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 845

هریک از اصحاب دعوا که تمام یا بخشی از رای دادگاه به زیان او صادر شده باشد می تواند شخصاً یا توسط وکیل یا نماینده ی قانونی و گاهی قائم مقام وی درخواست فرجام نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 846

مهلت فرجام خواهی اشخاص مقیم ایران 20 روز و اشخاص مقیم خارج 2 ماه می باشد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و اعلم أن بیع المُکرَه إنما یقع موقوفاً مع وقوعه بغیر حق و من ثم جاز بیعه فی مواضع کثیرۀ، کمن أجبره الحاکم علی بیع ماله لوفاء دینه، و نفقۀ واجب النفقۀ، و بیع الحیوان إذا إمتنع مالکه من القیام بحق نفقته، و الطعام عند المخمصۀ یشتریه خائف التلف، و المُحتَکَر مع عدم وجود غیره، و احتیاج الناس إلیه، و نحو ذلک.

بدان که بیع مکرَه تنها در صورتی متوقف ]بر رضایت بعدی مکرَه و در نتیجه متزلزل[ واقع می شود که اکراه از روی حق نباشد و از این رو بیع مکرَه در بسیاری موارد جایز و نافذ است مانند کسی که حاکم او را مجبور بر فروش مالش می کند تا دینش را بپردازد و یا نفقه واجب النفقه اش ] را بپردازد[ و فروش حیوان اگر مالک آن از ادای حق نفقه حیوان امتناع کند و فروش طعام در ایام قحطی ]در حالی[ که کسی که از تلف شدن می ترسد آن را بخرد و بیع محتکر ]که از روی اجبار محتکر به فروش مال مورد احتکار انجام گیرد[ در صورتی که غیر از محتکر، شخص دیگر آن کالا را نداشته باشد و مردم به آن کالا احتیاج داشته باشند، و مانند این موارد.

✅ (و یشترط فی اللزوم الملکُ) لکل من البائع و المشتری لما ینقله من العوض، (أو إجازۀ المالک) فبدونه یقع العقد موقوفاً علی إجازۀ المالک، لا باطلاً من أصله علی أشهر القولین.

(در لزوم عقد، مالکیت) هریک از بایع و مشتری نسبت به مالی که آن را بعنوان عوض منتقل می کند (یا اجازه مالک ]آن مال[ شرط است). پس بدون این شرط، لزوم عقد، متوقف بر اجازه مالک می باشد نه اینکه عقد از ابتدایش، باطل باشد بنابر قول مشهورتر از دو قول موجود.

✅ (وهی) أی الإجازۀ اللاحقۀ من المالک (کاشفۀ عن صحۀ العقد) من حین وقوعه، لا ناقلۀ له من حینها، لأن السبب الناقل للملک هو العقد المشروط بشرائطه، و کلها کانت حاصلۀ إلا رضا المالک، فإذا حصل الشرط عمل السبب التام عمله لعموم الأمر بالوفاء بالعقود، فلو توقف العقد علی أمر آخر لزم أن لایکون الوفاء بالعقد خاصۀ، بل هو مع الآخر.

(و آن) یعنی اجازه بعد ]از عقد[ که از سوی مالک صادر می شود (کاشف از صحت عقد) از حین وقوع آن عقد است، نه ] اینکه اجازه[ ناقل ملکیت از زمان صدور اجازه باشد. زیرا سبب انتقال مالکیت، همان عقد مشروط به شرایطش است و تمام این شرایط حاصل است مگر رضایت مالک؛ پس اگر این شرط هم حاصل شد، سببِ تامّ ]الشرایط، یعنی عقد[ اثر و عمل می کند. زیرا امر ]خداوند در قرآن[ به وفای به عقود ]یا ایها الذین آمنوا اَوفوا بالعقود[، عمومیت دارد ]و این مورد را نیز در بر می گیرد[ لذا اگر این عقد بر چیز دیگری متوقف شود، لازم می آید که وفاء به صرف عقد نباشد بلکه وفاء، به عقد به همراه چیز دیگر لازم باشد.

✅ و وجه الثانی توقف التأثیر علیه فکان کجزء السبب، و تظهر الفائدۀ فی النماء، فان جعلناها کاشفۀ (فالنماء) المنفصل (المتخلل) بین العقد و الاجازۀ الحاصل من المبیع (للمشتری، و نماء الثمن المعین للبائع)، و لو جعلناها ناقلۀ فهما للمالک المجیز.

وجه نظر دوم]در مورد اثر اجازه یعنی ناقل بودن آن، این است که[ تاثیر عقد، متوقف بر رضایت مالک است پس رضایت مالک در حکم جزء سبب است. و فایده این دو نظر در نمائات ظاهر می شود. پس اگر اجازه را کاشف قرار دادیم (نماء) منفصل (در فاصله) بین عقد و اجازه که از مبیع حاصل شده (برای مشتری است و نماء ثمن معین برای بایع می باشد)، و اگر اجازه را ناقل قرار دادیم این دو مورد ]یعنی نمای مبیع و نمای ثمن[ متعلق به مالک اجازه کننده است.

✅ ثم إن اتحد العقد فالحکم کما ذکر و ان ترتبت العقود علی الثمن، أو المثمن، أو هما و أجاز الجمیع صح أیضاً، و إن إجاز أحدهما فان کان المثمنَ صح فی المجاز و ما بعده من العقود، أو الثمن صح و ما قبله.

سپس اگر عقد فضولی، واحد باشد حکمش همان است که ذکر شد و اگر عقود فضولی متعددی بر ثمن یا مثمن یا هردو واقع شد و مالک همه این عقود را اجازه داد همه عقود واقع شده صحیح می باشد و اگر یکی از این دو را اجازه کرد در صورتی که متعلقِ اجازه، عقد مُجاز و عقود ما بعد آن صحیح می باشد ] و عقود قبل از عقد مجاز، باطل می شود[ و در صورتی که متعلق اجازه، عقد واقع بر ثمن باشد آن عقد و عقود قبل از آن صحیح خواهد بود.

✅حقوق مدنی نکته  847

تفويض توليت به متولي ديگر براي متولي فعلي ممكن نيست مگر آن كه واقف در ضمن عقد وقف به او اين اذن را داده باشد. و تنها در صورتي كه شرط مباشرت متولي نشده باشد او مي تواند وكيل بگيرد.

✅حقوق مدنی نکته  848

تفاوت تفويض و وكالت:‌

در تفويض ⇜ سمت خود را به ديگري مي سپارد و از مسئوليت رها مي شود.

در وكالت ⇜ وكيل با نظارت متولي اقدام مي كند و متولي از مسئوليت رها نمي شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 847

دادگاه تجدیدنظر استان پس از تشکیل جلسه رسیدگی و اعلام ختم دادرسی به شرح زیر اتخاذ تصمیم می کند:

الف- هر گاه رای مورد تجدیدنظرخواهی مطابق ادله موجود در پرونده و طبق قانون صادر شده باشد،رای را تایید و پرونده را به دادگاه صادرکننده رای اعاده می کند.

ب- هرگاه متهم به جهات قانونی قابل تعقیب نباشد یا دادگاه تجدیدنظر استان، به هر دلیل،برائت متهم را احراز کند، رای تجدیدنظر خواسته را نقض و رای مقتضی صادر می کند، هر چند محکوم علیه درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و چنانچه محکوم علیه زندانی باشد، به دستور دادگاه فوری آزاد می شود.

پ- چنانچه رای تجدیدنظر خواسته را مخالف قانون تشخیص دهد با استدلال و ذکر مبانی و مستند قانونی، آن را نقض و در ماهیت، انشا رای می کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 848

عدم رعایت تشریفات دادرسی، موجب نقض رای نیست، مگر آنکه تشریفات مذکور به درجه ای از اهمیت باشد که موجب بی اعتباری رای شود.

✅ حقوق جزا نکته 847

هرگاه در اثر یک یا چند ضربه، آسیب های متعددی بر یک یا چند عضو وارد شود، ملاک رسیدن دیه به ثلث،دیه هر آسیب به طور جداگانه است مگر اینکه آسیب های وارده بر عضو،عرفا یک آسیب و جنایت محسوب شود.

✅ حقوق جزا نکته 848

در موارد ارش فرقی میان زن و مرد نیست لکن میزان ارش جنایت وارده بر اعضا و منافع زن نباید بیش از دیه اعضا و منافع او باشد، اگر چه مساوی با ارش همان جنایت در مرد باشد.

✅اصول فقه نکته532

اقسام قرینه:

الف)قرینه صارفه یا مانعه: علامت و نشانه ای است که ذهن را از رفتن به سمت معنای حقیقی منصرف کرده و آن را به سمت معنای مجازی می برد و به مخاطب نشان می دهد که در جمله، منظور متکلم معنای مجازی لفظ است و نه معنای حقیقی آن. پس این قرینه در هنگام استعمال مجازی لفظ استفاده می شود.

ب)قرینه معینه یا موضِّحه: قرینه ای  است که برای تعیین  معانی حقیقی لفظ مشترک بکار برده می شود. این قرینه در هنگامی استفاده می شود که استعمال حقیقی لفظ صورت گرفته است.

✅حقوق تجارت نکته 847

با ظهرنویسی تضمینات دین سابق به دین لاحق تعلق می گیرد برخلاف قانون مدنی که با انتقال دین، وثایق دین سابق به دین لاحق تعلق نمی گیرد زیرا موجب تبدیل تعهد شده است و بر این مبنا تضمینات سابق نیز ساقط می شود البته دقت داشته باشید اگر تضمینات مربوط به رابطه منشأ باشد و نه تعهد براتی، با ظهرنویسی منتقل نخواهد شد.

✅حقوق تجارت نکته 848

ماهیت ظهرنویسیِ انتقالی نمی تواند انتقال طلب یا تبدیل تعهد یا ضمانت باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 847

مهلت فرجام خواهی برای آرای صادره از دادگاه بدوی از تاریخ انقضای مهلت تجدیدنظر و برای آرای صادره از دادگاه تجدیدنظر از تاریخ ابلاغ رای است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 848

فرجام خواهی با تقدیم دادخواست به همراه لایحه ی فرجام خواه به دادگاه صادر کننده ی رای فرجام خواسته اعم از بدوی و تجدیدنظر به عمل می آید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و الفرق أن إجازۀ المبیع توجب انتقاله عن ملک المالک المجیز إلی المشتری فتصح العقود المتأخرۀ عنه، و تبطل السابقۀ لعدم الإجازۀ. و إجازۀ الثمن توجب إنتقاله إلی ملک المجیز فتبطل التصرفات المتأخرۀ عنه حیث لم یجزها، و تصح السابقۀ، لأن ملک الثمن المتوسط یتوقف علی صحۀ العقود السابقۀ، و إلا لم یمکن تملک ذلک الثمن.

تفاوت فوق از این جهت است که اجازه مبیع، موجب انتقال مبیع از ملک مالک مُجیز به مشتری می‏شود. لذا عقود بعد از عقد مُجاز صحیح می باشد و عقود ما قبل آن باطل می شود زیرا اجازه نشده است. و اجازه ثمن موجب انتقال ثمن به ملک مالک مجیز می شود لذا تصرفات بعد از این انتقال، باطل می شود زیرا این تصرفات اجازه نشده است و تصرفات ]وعقود[ قبل از آن صحیح می شود. زیرا مالکیتِ ثمنِ ]قراردادِ[ میانی، متوقف بر صحت عقود قبل از آن می باشد و گرنه ]اگر عقود قبل از آن صحیح نباشد[ تملکِ ثمنِ قراردادِ میانی، ممکن نیست.

✅ هذا إذا بیعت الأثمان فی جمیع العقود، أما لو تعلقت العقود بالثمن الأول مراراً کان کالمثمن فی صحۀ ما أجیز و ما بعده، و هذا القید وارد علی ما أطلقۀ الجمیع فی هذه المسألۀ کما فصلناه أوّلاً.

البته این حکم در موردی است که در همه عقود، ثمنها مورد فروش قرار گیرند؛ اما اگر عقود فضولی بطور مرتب بر ثمن اول تعلق گیرد حکم آن مانند حکم مثمن خواهد بود در این زمینه که عقد اجازه شده و عقود ما بعد آن صحیح می شود. این قید به تمام عباراتی که فقها در این مساله  به طور مطلق ذکر کرده اند وارد است چنانکه ما در ابتدای موضوع، آن را تفصیل داده ایم.

✅ مثاله لو باع مال المالک بثوب، ثم باع الثوب بمائۀ، ثم باعه المشتری بمائتین، ثم باعه مشتریه بثلثمائۀ فأجاز المالک العقد الاخیر، فانه لایقتضی إجازۀ ما سبق، بل لا یصح سواه و لو أجاز الوسط صح و ما بعده کالمثمن. نعم لو کان قد باع الثوب بکتاب، ثم باع الکتاب بسیف، ثم باع السیف بفرس، فإجازۀ بیع السیف بالفرس تقتضی إجازۀ ماسبقه من العقود، لأنه إنما یملک السیف إذا ملک العوض الذی اشتری به وهو الکتاب، و لا یملک الکتاب إلا إذا ملک العوض الذی اشتری به و هو الثوب، فهنا یصح ما ذکروه.

مثال عقود فضولی متعدد به این شرح است: اگر بایع فضولی مال مالک را در برابر لباسی بفروشد، سپس لباس را در برابر صد درهم بفروشد، سپس مشتری آن را به دویست درهم بفروشد، سپس مشتریِ ]جدید[ لباس آن را به سیصد درهم بفروشد. اگر مالک عقد آخر را اجازه کند این امر، اقتضا نمی کند که عقود ما قبل اجازه شوند، بلکه جز عقد اجازه شده سایر عقود صحیح نیست. و اگر عقد میانی را اجازه کند آن عقد و عقود ما بعد آن صحیح می شود مانند ]حالتی که عقود متعددی نسبت به[ مبیع ]انجام شود[. بله اگر فضول لباس را در برابر یک کتاب بفروشد، سپس کتاب را در برابر یک شمشیر بفروشد، بعد از آن شمشیر را در برابر یک اسب بفروشد، اجازه بیع شمشیر در برابر اسب، اقتضا می کند عقود قبل از عقد مجاز هم اجازه شده ]و صحیح شوند[. زیرا او ]یعنی مالک[ تنها وقتی مالک شمشیر می شود که مالک عوضی شود که شمشیر در برابر آن خریداری شده است و این عوض، کتاب است. او ]یعنی مالک[ زمانی کتاب را مالک می شود که عوضی که کتاب در مقابلش خریداری شده است – که همان لباس است – به ملکیت او درآمده باشد. در این صورت آنچه فقها ذکر کرده اند صحیح خواهد بود.

✅ (ولا یکفی فی الاجازۀ السکوت عند العقد) مع علمه به، (أو عند عرضها) أی الإجازۀ (علیه)، لأن السکوت أعمُّ من الرضا فلا یدل علیه، بل لابد من لفظ صریح فیها کالعقد، (و یکفی أجزت) العقد، أو البیع، (أو أنفذت، أو أمضیت، أو رضیت و شبهه) کأقررته، و أبقیته، و التزمت به.

(و در ]تحقق[ اجازه، سکوت مالک در هنگام عقد) همراه با علم او به فضولی بودن معامله ( یا سکوت مالک هنگام عرضه آن) یعنی ]هنگام عرضه[ اجازه (به او ]یعنی مالک[، کفایت نمی کند). زیرا سکوت، اعم از رضایت است لذا دلالتی بر رضایت ندارد، بلکه باید لفظ صریح درجهت تحقق اجازه بکار رود مانند ]لفظی که برای انشاء[ عقد ]استفاده می شود[. (و ]لفظ[ اجازه دادم) عقد یا بیع را (یا تنفیذ کردم یا امضاء کردم یا رضایت دادم و مانند آن کفایت می کند) مثل: عقد را تایید نمودم و عقد را باقی گذاردم و به عقد ملتزم شدم.

✅حقوق مدنی نکته  849

فروش مال موقوفه اصولا ممنوع است مگر:

–  موقوفه در معرض خرابي باشد به نحوي كه انتفاع از آن ممكن نباشد و عمران آن متعذر باشد يا کسي براي عمران آن حاضر نشود.

–  توليد اختلاف بين موقوف‌عليهم به نحوي که بيم سفک دماء رود يا منجر به خرابي مال موقوفه گردد.

✅حقوق مدنی نکته  850

وجود مجوز قانوني براي فروش مال موقوفه نياز به اثبات دارد و عين موقوفه بعد از فروختن به اقرب به غرض واقف تبديل مي شود يعني با حاصل فروش مال موقوفه بايد مالي تهيه گردد كه بيشترين نزديكي را با هدف واقف داشته باشد

✅آیین دادرسی کیفری نکته 849

هرگاه از رای صادره درخواست تجدیدنظر شود و از متهم تامین اخذ نشده باشد یا قرار تامین با جرم و ضرر و زیان مدعی خصوصی متناسب نباشد،دادگاه تجدیدنظر استان در صورت اقتضا راسا یا به درخواست دادستان، شاکی یا مدعی خصوصی و یا متهم، تأمین متناسب اخذ می کند و این تصمیم قطعی است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 850

نکته 856

اگر رای تجدیدنظر خواسته از نظر تعیین مشخصات طرفین یا تعیین نوع و میزان مجازات، تطبیق عمل با قانون،احتساب محکوم به یا خسارت و یا مواردی نظیر آن، متضمن اشتباهی باشد که به اساس رای، لطمه وارد نسازد،دادگاه تجدیدنظر استان،رای را اصلاح و آن را تایید می کنکد و تذکر لازم را به دادگاه نخستین می دهد.

✅ حقوق جزا نکته 849

از بین بردن هر یک از اعضای فرد و هر دو عضو از اعضای زوج،دیه کامل و از بین بردن هر یک از اعضای زوج، نصف دیه کامل دارد.خواه عضو مزبور از اعضای داخلی بدن باشد خواه از اعضای ظاهری مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

✅ حقوق جزا نکته 850

فلج کردن عضو دارای دیه معین، دو سوم دیه آن عضو و از بین بردن عضو فلج، یک سوم دیه همان عضو را دارد.در فلج کردن نسبی عضو که درصدی از کارایی آن از بین می رود، با توجه به کارایی از دست رفته، ارش تعیین می گردد.

✅اصول فقه نکته 533

مهمترین علامت های حقیقت، تصریح لغت شناسان و تبادر است(اصول فقه کاربردی، ج1، ص 100). البته حقیقت، علائم دیگری هم دارد: عدم صحت سلب یا همان صحت حمل و نیز إطّراد.

  1. تصریح واضع: واضع صراحتاً معنای لفظ را بگوید. مانند مواردی که در قانون، معنای لفظی صریحاً توسط قانون گذار بیان شده است.

  2. تبادر: عبارت است از اینکه یکی از معانی زودتر از بقیه و بی قرینه از لفظ فهمیده شود و این نشانه حقیقت است.

  3. عدم صحت سلب (صحت حمل): عدم صحت سلب معنایی از لفظی، یعنی نتوان معنایی را از لفظ جدا نمود و سلب کرد. در چنین حالتی گفته می شود معنایی که سلب آن از لفظ صحیح نیست.

  4. اطّراد: کثرت استعمال لفظی در معنایی بدون قرینه، اطّراد بوده و علامت حقیقت است و عدم اطّراد به معنای «قلّت استعمال» می باشد و علامت مجاز است.

✅حقوق تجارت نکته 849

با ظهرنویسی برات علاوه بر انتقال حقوق، ظهرنویس ضامن قبول برات و ضامن پرداخت برات در سررسید است.

✅حقوق تجارت نکته 850

ظهرنویسی می تواند برخلاف صدور برات به صورت در وجه حامل باشد و با قبض و اقباض منتقل شود و نیازی به ظهرنویسی مجدد نیست.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 849

دادخواست فرجام باید به دفتر دادگاه صادر کننده ی رای فرجام خواسته تقدیم گردد. ضمائم دادخواست باید به تعداد فرجام خواندگان به اضافه بک نسخه باشد بجز مدرک مثبت سمت که فقط به نسخه اول ضمیمه می شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 850

مشخصات و محل اقامت طرفین، مشخصات رای و دادگاه صادر کننده ی آن، تاریخ ابلاغ و دلایل فرجام خواهی باید در دادخواست ذکر شده باشد. رونوشت مصدق رای، لایحه فرجامخواه و مدرک مثبت سمت نیز باید ضمیمه باشد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (فان لم یجز انتزعه من المشتری)، لأنه عین ماله، (ولو تصرّف) المشتری (فیه بما لَهُ أجرۀ) کسکنی الدار، و رکوبِ الدابۀ (رجع بها علیه)، بل له الرجوع بعوض المنافع و إن لم یستوفها، مع وضع یده علیها، لأنه حینئذ کالغاصب و إن کان جاهلاً.

(پس اگر مالک عقد را اجازه نکرد، مالک، مبیع را از مشتری پس می گیرد) زیرا آن، عین مال مالک است (واگر) مشتری (در مبیع تصرفی کند که برای آن تصرف، اجرت قرار داده می شود) مانند سکونت در خانه و سوار شدن بر مرکب، (مالک نسبت به اجرت به مشتری رجوع می کند) بلکه برای او حق رجوع به عوض منافع وجود دارد هرچند که آن منافع را استیفاء نکرده باشد. البته ]حق رجوع نسبت به  عوض منافع[ در صورتی است که مشتری بر مال مالک استیلاء داشته باشد. زیرا او در این هنگام، همانند غاصب است اگرچه جاهل ]به فضولی بودن معامله[ باشد.

✅ (ولو نما کان) النماء (لمالکه) متصلاً کان، أم منفصلاً، باقیاً کان، أم هالکاً، فیرجع علیه بعوضه و إن کان جاهلا، و کذا یرجع بعوض المبیع نفسه لو هلک فی یده، أو بعضه مع تلف بعضه بتفریط و غیره، و المعتبر فی القیمی قیمته یوم التلف، إن کان التفاوت بسبب السوق، و بالأعلی إن کان بسبب زیادۀ عینیۀ.

( و اگر نمائی برای مال وجود داشته باشد) این نماء (برای مالک آن مال است) متصل یا منفصل باشد، ]نماء[ باقی یا تلف شده باشد. پس مالک به مشتری نسبت به عوض نماء رجوع می کند اگرچه مشتری، جاهل به فضولی بودن معامله باشد. و همچنین مالک ]برمشتری[ به عوض خود مبیع- اگر در دست مشتری تلف شده باشد- یا عوض بخشی از مبیع – اگر بخشی از آن تلف شده باشد – رجوع  می‏کند چه با تفریط تلف شده باشد و چه بدون آن. ملاک در ]تعیین قیمت[ مبیع قیمی، قیمت آن در یوم التلف است اگر تفاوت قیمت به سبب نوسانات بازار باشد. و اگر تفاوت قیمت به سبب زیاده عینی ]در مال[ باشد بالاترین قیمت ]از زمان قبض تا زمان تلف[ اعتبار دارد.

✅ (ویرجع المشتری علی البائع بالثمن إن کان باقیاً، عالماً کان أو جاهلاً) لأنه ماله و لم یحصل منه ما یوجب نقله عن ملکه، فانه انما دفعه عوضاً عن شیء لم یسلم له.

(و مشتری نسبت به ]اخذ[ ثمن به بایع رجوع می کند اگر ثمن باقی باشد، چه مشتری عالم به فضولی بودن معامله باشد و چه جاهل). چون ثمن، مال مشتری است و از مشتری، چیزی ]یعنی سببی[ که موجب انتقال ثمن از ملکش شود حاصل نشده است. زیرا مشتری، ثمن را فقط به عنوان عوضی از مالی داده است که آن مال به او تسلیم نشده است.

✅ (و إن تلف قیل) و القائل به الأکثر، بل ادعی علیه فی التذکرۀ الإجماع: (لا رجوع به مع العلم) بکونه غیر مالک و لا وکیل، لأنه سلطه علی إتلافه مع علمه بعدم استحقاقه له فیکون بمنزلۀ الإباحۀ، بل ظاهر کلامهم عدم الرجوع به مطلقاً، لما ذکرناه من الوجه.

(و اگر ثمن تلف شده باشد برخی از فقها گفته اند: مشتری در صورت علم) به اینکه فروشنده، مالک یا وکیل مالک نبوده است (حق رجوع به ثمن را ندارد). نظر اکثر فقها همین بوده و بلکه در کتاب تذکرۀ الفقها بر این نظر ادعای اجماع شده است. زیرا او با علمش به عدم استحقاق فروشنده نسبت به مبیع، فروشنده را بر اتلاف ثمن مسلط کرده است لذا این عمل مشتری به منزله اباحه ثمن برای فروشنده است بلکه ظاهر کلام ایشان، عدم امکان رجوع هم درصورت علم و هم در صورت جهل است به همان دلیلی که ذکر کردیم.]منظور از دلیل، قاعده اقدام است. یعنی اقدام مشتری به داخل شدن در معامله که با اختیار او این عمل صورت گرفته.مشتری با دخول اختیاری در معامله، تبعات احتمالی و ضمان خسارات احتمالی را پذیرفته است؛ لذا درصورت مستحق للغیر بودن مبیع،نمی تواند ثمن پرداختی به بایع فضولی را پس بگیرد[.

✅حقوق مدنی نکته  851

اگر منافع موقوفه مجهول المصرف باشد :

طبق قانون مدني ⇜ صرف بريات عمومي مي شود

طبق قانون اوقاف ⇜ در تحقيق و تبليغ و نشر كتب در زمينه اسلامي و عمران موقوفان مصرف مي گردد.

✅حقوق مدنی نکته  852

موقوفاتی‌ که‌ متولی‌ آنها  عزل ‌یا فوت ‌می‌شود تا تشخیص‌متولی ‌بعدی ‌و موقوفاتي ‌که ‌متولی ‌آنها ممنوع ‌المداخله‌ می‌شود تا رفع‌ ممنوعیت ‌یا ضم‌ امین ‌در حکم‌ موقوفات ‌بدون ‌متولی ‌است‌. (تبصره 1 ماده 4 قانون اوقاف)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 851

دادگاه تجدیدنظر استان نمی تواند مجازات تعزیری یا اقدامات تامینی و تربیتی مقرر در حکم تجدیدنظر خواسته را تشدید کند، مگر در مواردی که مجازات مقرر در حکم نخستین برخلاف جهات قانونی، کمتر از حداقل میزانی باشد که قانون مقرر داشته و این امر مورد تجدیدنظر خواهی شاکی و یا دادستان قرار گرفته باشد. در این موارد، دادگاه تجدیدنظر استان با تصحیح حکم، نسبت به تعیین حداقل مجازاتی که قانون مقرر داشته است، اقدام می کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 852

هرگاه دادگاه تجدیدنظر استان، محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند، ضمن تایید اساس حکم می تواند به نحو مستدل مجازات او را در حدود قانون تخفیف دهد، هر چند محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد.

✅ حقوق جزا نکته 851

از بین بردن قسمتی از عضو یا منفعت دارای دیه مقدر به همان نسبت دیه دارد به این ترتیب که از بین بردن نصف آن به میزان نصف و از بین بردن یک سوم آن به میزان یک سوم دارای دیه است مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

✅ حقوق جزا نکته 852

در مواردی که نسبت از بین رفته قابل تشخیص نباشد،ارش تعیین می شود.

✅اصول فقه نکته 534

  1. حقیقت لغوی و مجاز لغوی: هرگاه لفظ در معنایی که در علم لغت به عنوان معنای حقیقی آن معین شده بکار رود آن را «حقیقت لغوی» گویند و هرگاه در معنای دیگری غیر از معنایی که در علم لغت به عنوان معنای حقیقی آن معین شده بکار رود «مجاز لغوی» گویند.

  2. حقیقت عرفی و مجاز عرفی: هرگاه لفظ را در همان معنایی که عرف برای لفظ قرار داده بکار بریم «حقیقت عرفی» است و هرگاه لفظ را در معنای دیگری غیر از آن معنایی که عرف برای لفظ قرار داده بکار بریم «مجاز عرفی» است.

  3. حقیقت شرعیه: منظور از بحث حقیقت شرعی این است که آیا الفاظ و عباراتی که شرع در معانی بکار برده است بطور مجاز بکار برده یا حقیقت ثانوی است غیر از حقیقت لغوی.

  4. حقیقت قانونی: کلمات و اصطلاحاتی که قانون گذار به وضع تعیینی یا تعینی وضع نموده باشد «حقیقت قانونی» می گویند. حقیقت قانونی در حقوق و قوانین موضوعه وجود دارد یعنی قانونگذار برای برخی از معانی که از مخترعات اوست، لفظی را از لغت نقل و در آن مورد استعمال می کند بطوری که بعدها بدون قرینه همان معانی از آن متبادر شود.

✅حقوق تجارت نکته 851

ممکن است ظهرنویسی در وجه شخص معینی نباشد بلکه به صورت سفید امضاء باشد.

⇜زمانی که نام منتقل الیه در سند ذکر نمی شود به آن ظهرنویسی سفید امضاء می گویند.

✅حقوق تجارت نکته 852

انتقال مجدد در ظهرنویسی سفید امضاء به سه شکل است:

1-  قبض و اقباض

2-  قید نام منتقل الیه ذیل امضاء

📌 می توان ذیل همان امضای ظهرنویس قبلی نام انتقال گیرنده جدید درج شود. نکته اینجاست که در این صورت سند منتقل می شود اما منتقل کننده جزء مسئولین قرار نمی گیرد.

3-  ظهرنویسی مجدد

✅آیین دادرسی مدنی نکته 851

اگر مشخصات فرجام خواه در دادخواست فرجامی معلوم نباشد، دادخواست بلا اثر مانده و پس از انقضای مهلت فرجام توسط دادگاهی که دادخواست به آن تقدیم شده رد می شود. قرار صادره به دیوار دادگاه الصاق شده و ظرف 20 روز قابل اعتراض نزد دیوان عالی کشور است. تصمیم دیوان در این مورد قطعی خواهد بود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 852

اگر دادخواست فرجام از سایر جهات نقصی داشته باشد، توقیف شده و به فرجام خواه اخطار رفع نقص داده می شود. مهلت رفع نقص ده روز است. اگر رفع نقص در مهلت مقرر به عمل نیاید و یا دادخواست خارج از مهلت تقدیم شده باشد، به موجب قرار دادگاهی که دادخواست به آن تقدیم شده رد می شود. این قرار به فرجام خواه ابلاغ شده و ظرف 20 روز قابل اعتراض نزد دیوان عالی کشور خواهد بود.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (وهو) مع بقاءالعین فی غایۀ البعد، و مع تلفه (بعید مع توقع الإجازۀ) لانه حینئذ لم یبحه له مطلقاً، بل دفعه متوقعاً، لکونه عوضا عن المبیع، فیکون مضموناً له، و لتصرف البائع فیه تصرفا ممنوعا منه، فیکون مضموناً علیه.

( و این قول) در صورت بقاء عین ثمن، بسیار بعید و دور از صواب است و در صورت تلف ثمن ]نیز[ (اگر مشتری انتظار اجازه دادن مالک را داشته باشد این قول دور از صواب است). زیرا مشتری در این حالت، ثمن را مطلقاً برای فروشنده، مباح نکرده است، بلکه آن را با امید به اینکه آن عوض مبیع باشد، به فروشنده داده است. پس ثمن به نفع مشتری مورد ضمان فروشنده است. و بخاطر ]دلیل دیگر به این شرح که[ تصرف فروشنده در ثمن، ممنوع است. لذا ثمن مورد ضمان است و این ضمان بر عهده فروشنده است.

✅ و أما مع بقائه فهو عین مال المشتری، و مع تسلیم الاباحۀ لم یحصل ما یوجب الملک، فیکون القول بجواز الرجوع به مطلقاً قویاً و إن کان نادراً، إن لم یثبت الإجماع علی خلافِه.

و اما درصورت بقای ثمن، این ثمن موجود، عین مال مشتری است و با فرض قبول اباحهِ ]ثمن برای فروشنده[، سبب ملکیت ]برای فروشنده[ حاصل نشده است پس قول به جواز رجوع مشتری به ثمن بصورت مطلق ]یعنی خواه مشتری از فضول بودن فروشنده آگاه باشد یا نه[ قوی است اگرچه قول نادری است البته اگر اجماع بر خلاف این قول، ثابت نشود.

✅ (و یرجع) المشتری علی البائع (بما اغترم) للمالک حتی بزیادۀ القیمۀ عن الثمن لو تلفت العین فرجع بها علیه علی الأقوی، لدخوله علی أن تکون له مجاناً، أمّا ما قابل الثمن من القیمۀ فلا یرجع به لرجوع عوضه إلیه، فلا یجمع بین العوض و المعوض.

(و) مشتری به فروشنده (نسبت به آنچه که بعنوان غرامت) به مالک پرداخته است (رجوع می کند) حتی به زیادی قیمت از ثمن اگر عین مبیع در دست مشتری تلف شده باشد و مالک برای اخذ قیمت به مشتری رجوع کرده باشد ]در این حالت قیمتی که مشتری به مالک پرداخته، از ثمنی که مشتری به فروشنده فضولی پرداخته بود بیشتر است. مشتری می تواند مقدار زیادی قیمت یعنی مابه التفاوت ثمن و قیمت پرداختی به مالک – را از فروشنده فضولی بگیرد[. این قول، قول قویتر در مسأله است. زیرا ]اقدام مشتری[ به داخل شدنش در معامله بر این بنا بود که مقدار اضافه قیمت مبیع از ثمن پرداختی ]یعنی همان ما به التفاوت[، مجاناً برای او باشد. اما مشتری نسبت به مقداری از قیمت که برابر با ثمن باشد حق رجوع  ندارد. زیرا عوض آن ]یعنی مبیع[ به مشتری داده شده است. لذا ]مشتری[ نمی تواند عوض و معوض را برای خود جمع کند.

✅ و قیل: لایرجع بالقیمۀ مطلقاً، لدخوله علی أن تکون العین مضمونۀ علیه، کما هو شأن البیع الصحیح و الفاسد، کما لو تلفت العین، و فیه أن ضمانه للمثل، أو القیمۀ أمر زائد علی فوات العین الذی ]قد[ قَدِم علی ضمانه و هو مغرور من البائع بکون المجموع له بالثمن، فالزائد بمنزلۀ ما رجع علیه به، و قد حصل له فی مقابله نفع، بل أولی.

و برخی گفته اند: مشتری حق رجوع به قیمتی که به مالک داده است را ندارد خواه قیمتی که در مقابل ]و برابربا[ ثمن است و خواه مقدار اضافی ]قیمت از ثمن[. زیرا ]اقدام به مشتری به[ داخل شدنش در معامله بر این مبنا بوده که عین مبیع، مورد ضمان وی باشد  همانطور که مقتضای بیع صحیح و فاسد در جایی که عین]مبیع یا ثمن[ تلف شده است همین می باشد. در این سخن، اشکال است: ضمان مشتری نسبت به مثل یا قیمت، امری زائد بر تلف عینی است که اقدام به ضمان آن نموده است ]یعنی اینکه مشتری با رضایت وارد معامله شده و عین مبیع را قبض کرده، به این معناست که اگر مبیع تلف شد ضرر تلف شدن بر عهده او باشد. مشتری نسبت به این ضرر، علیه خودش اقدام کرده است ولی در این زمینه که اگر مبیع تلف شد باید مثل یا قیمت آن را بپردازد هیچ اقدامی از سوی مشتری صورت نگرفته است و مشتری نسبت به این ضمان اقدام نکرده است[. و مشتری از سوی فروشنده، مغرور شده به این صورت که مجموع مبیع در برابر ثمن به وی تعلق دارد، ]در حالی که بعداً معلوم شده که مبیع، فضولی بوده و مشتری ضرر کرده است[ بنابراین مقدار زائد از ثمن، به منزله خسارتی است که مشتری به مالک پرداخته و برای دریافت آن به فروشنده فضولی رجوع کرده است. ]علاوه بر این[ و در مقابل این مقدار زائد به مشتری نفعی رسیده بود ]در حالی که با رجوع مالک به مشتری، این نفع از وی گرفته شد[؛ بلکه امکان رجوع به مبلغ زائد از ثمن به طریق اولی ثابت است.

✅حقوق مدنی نکته  853

هرگاه‌ شخص‌ یا اشخاصی ‌که‌ در وقفنامه ‌به‌ عنوان‌ متولی‌ معین ‌شده‌اند وجود نداشته ‌باشند و یا اوصاف ‌مقرر در وقفنامه ‌منطبق ‌با شخص ‌یا اشخاص ‌معینی ‌نگردد موقوفه ‌در حکم‌ موقوفه ‌مجهول ‌التولیه‌ است‌. (تبصره 2 ماده 4 قانون اوقاف)

✅حقوق مدنی نکته  854

در موقوفاتی‌که ‌شرط ‌مباشرت ‌نشده‌ باشد هرگاه ‌متولی ‌برای ‌انجام‌ تمام ‌یا قسمتی ‌از امور مربوط  ‌به ‌موقوفه ‌وکیلی‌ انتخاب‌کند وکیل‌ مزبور باید توانایی ‌انجام‌ مورد وکالت‌ را داشته‌باشد در صورتی‌که‌ وکیل‌ انتخابی ‌به ‌تشخیص ‌سازمان‌ قادر به‌ایفا وظایف ‌محوله ‌نباشد مراتب ‌کتبا به ‌متولی ابلاغ ‌خواهد شد هرگاه‌ ظرف ‌دو ماه‌ برای ‌متولیان ‌مقیم ‌ایران ‌و چهار ماه ‌برای‌ متولیان ‌مقیم ‌خارج‌ کشور، متولی‌، اقدام‌ به‌ تغییر وکیل‌ ننماید موضوع ‌به‌ دادگاه ‌صالح ‌احاله‌ و پس‌از ثبوت‌ عدم‌ توانایی‌ وکیل‌ مزبور با ابلاغ ‌سازمان ‌از دخالت‌ ممنوع ‌می‌شود این ‌حکم ‌شامل ‌و کلایی‌که ‌قبلا نیز انتخاب ‌شده‌اند خواهد بود. (تبصره 3 ماده 4 قانون اوقاف)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 853

دادگاه تجدیدنظر استان مکلف است پس از ختم رسیدگی، در همان جلسه و در صورت عدم امکان در اولین فرصت و حداکثر ظرف یک هفته، انشای رای کند.تخلف از صدور رای در مهلت مقرر موجب محکومیت انتظامی تا درجه چهار است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 854

در مواردی که رای دادگاه تجدیدنظر استان بر محکومیت متهم باشد و متهم و یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی نخستین و تجدیدنظر حاضر نبوده و لایحه دفاعیه یا اعتراضیه هم نداده باشد، رأی دادگاه تجدیدنظر استان ظرف بیست روز پس از ابلاغ واقعی به متهم یا وکیل او، قابل واخواهی و رسیدگی در همان دادگاه است.رأیی که در این مرحله صادر می شود، قطعی است.

✅ حقوق جزا نکته 853

هرگاه جنایت،عضو را در وضعیتی قرار دهد که به تشخیص کارشناس، مجنی علیه ناگزیر از قطع آن باشد دیه قطع عضو ثابت می شود.

✅ حقوق جزا نکته 854

دیه اعضایی که با پیوند و امثال آن در محل عضو از بین رفته، قرار گرفته است و مانند عضو اصلی دارای حیات می شوند به میزان دیه عضو اصلی است و اگر دارای حیات گردد ولی از جهت دیگری معیوب شود، دیه عضو معیوب را دارد.

✅اصول فقه نکته 535

تعریف یک واژه در قانون، لزوماً و همیشه به معنای وجود «حقیقت قانونی» نیست. در مواردی، قانونگذار اصطلاحاتی را که در عرف یا شرع متداول است تعریف کرده و دقیقاً همان تعریف شرعی یا عرفی لفظ را در قانون بیان کرده است. مثلاً در در قانون مجازات اسلامی، تعاریفی از حدود، قصاص و دیات بیان شده است.همچنین در قانون مدنی، الفاظی چون بیع، اجاره، مضاربه، مزارعه، مثلی، قیمی، تعدی و تفریط تعریف شده است. اما در تمامی این موارد، نمی توان این الفاظ را حقیقت قانونی دانست. زیرا در واقع، این الفاظ، حقیقت شرعی یا عرفی هستند که در قانون به آن تصریح شده است. در این موارد، از آنجا که قانونگذار به معنای شرعی یا عرفی این الفاظ تصریح کرده، برای درک معانی آنها باید به قانون مراجعه کرد.(همان، صص94 و 95).

✅حقوق تجارت نکته 853

انتقال دهنده ای که با قبض و اقباض سند را انتقال می دهد مسئولیتی نخواهد داشت.

✅حقوق تجارت نکته 854

با ظهرنویسی دارنده سند که زمانی طلبکار بوده جزء مسئولین و مدیونین سند قرار می¬گیرد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 853

نسخه ای از دادخواست فرجامی و ضمائم آن به فرجام خوانده ابلاغ می شود تا ظرف 20 روز به طور کتبی پاسخ دهد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 854

هر شعبه دیوان عالی کشور دو نفر قاضی دارد که یک نفر رئیس و دیگری مستشار خواهدیود. در صورت حدوث اختلاف نظر بین اعضای شعبه، قاضی دیگری به قضات شعب اضافه شده و طبق نظر اکثریت رای صادر می شود.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ هذا إذا کانت الزیادۀ علی الثمن موجودۀ حال البیع، أما لو تجددت بعده فحکمها حکم الثمرۀ، فیرجع بها أیضاً کغیرها مما حصل له فی مقابلته نفع علی الأقوی، لغروره، و دخوله علی أن یکون ذلک له بغیر عوض.

این حکم در صورتی است که زیادی قیمت بر ثمن در زمان بیع موجود باشد. اما اگر زیادی بعد از بیع بوجود آید حکم این زیادی، حکم ثمره است، لذا مشتری نسبت به آن نیز، به  فروشنده رجوع می کند مانند موارد دیگری که منفعتی از مبیع برای مشتری بوجود آمده است. ]این نظر[ بنابر قول قویتر ]است[. ]علل این حکم عبارتنداز:[ مغرور شدن مشتری و داخل شدن مشتری در معامله بر این مبنا که «این نفع برای وی بصورت مجانی باشد».

✅ أمّا ما أنفقه علیه و نحوه مما لم یحصل له فی مقابلته نفع فیرجع به قطعاً (إن کان جاهلا) بکونه مالکا، أو مأذونا بأن ادعی البائع ملکه، أو الإذن فیه، أو سکت و لم یکن المشتری عالماً بالحال.

اما مخارجی که مشتری صرف مبیع کرده است و مانند آن از مواردی که در مقابلش، نفعی برای او حاصل نشده است قطعاً مشتری می تواند نسبت به این مخارج و هزینه ها ]به فروشنده فضولی[ رجوع کند (]البته[ اگر مشتری جاهل باشد) به اینکه فروشنده، مالک یا مأذون از سوی مالک است به این نحو که فروشنده، ادعای مالکیت مبیع یا اذن در فروش کرده یا سکوت کند و مشتری عالم به ]واقعیت موجود در[ این حال نباشد.

✅ (ولو باع غیر المملوک مع ملکه و لم یُجِزِ المالک صح) البیع (فی ملکه) و وقف فی ما لایملک علی إجازۀ مالکه، فإن أجاز صح البیع و لا خیار، (و) إن رد (تخیر المشتری مع جهله) بکون بعض المبیع غیرَ مملوک للبائع، لتبعض الصفقۀ، او الشرکۀ (فإن) فسخ رجع کل مال إلی مالکه، و إن (رضی صح البیع فی المملوک) للبائع (بحصته من الثمن).

(اگر فروشنده، مال غیر را با مال خودش بفروشد و مالکِ ]مال غیر[ فروش آن مال را اجازه ندهد) بیع (در مورد مال فروشنده صحیح است) و در مورد مال غیر، موقوف بر اجازه مالک آن است، اگر اجازه کرد بیع صحیح است و حق خیاری هم وجود ندارد. (و) اگر رد کرد (مشتری در صورت جهلش) به این که قسمتی از مبیع، ملک بایع نیست (حق خیار دارد) به دلیل تبعض صفقه یا شرکت ]یعنی خیار تبعض صفقه یا خیار شرکت دارد[. (پس اگر) مشتری معامله را فسخ کرد هر مالی به مالکش باز می گردد و اگر (رضایت به چنین عقدی داد بیع نسبت به مال) فروشنده (در برابر سهمی از ثمن که در مقابل آن قرار دارد صحیح است).

✅ و یعلم مقدار الحصۀ (بعد تقویمهما جمیعاً، ثم تقویم أحدهما) منفرداً ، ثم نسبۀ قیمته إلی قیمۀ المجموع، فیخصه من الثمن مثل تلک النسبۀ، فإذا قُوَّما جمیعاً بعشرین، و أحدهما بعشرۀ صح فی المملوک بنصف الثمن کائنا ما کان.

مقدار سهم مزبور (بعد از تقویم هر دو ]مال فروشنده و مال غیر[ با هم و سپس تقویم یکی از آن دو) به تنهایی، معلوم می شود، سپس نسبت قیمت مال تقویم شده به قیمت مجموع دو مال سنجیده می شود و همان نسبت از ثمن به آن مال تعلق پیدا می کند. پس در صورتی که دو مال را با هم به مبلغ بیست تومان تقویم کرده و یکی از آن دو را به ده تومان تقویم کرده باشند بیع در قسمت فروش مملوک در مقابل نصف ثمن به هر مقدار که باشد ]یعنی چه ثمن از قیمت مجموع بیشتر باشد یا کمتر یا مساوی[ صحیح است.

✅حقوق مدنی نکته  855

صرف ‌درآمد موقوفات ‌به ‌منظور بقا عین ‌آنها بر سایر مصارف ‌مقدم ‌است ‌و متولی ‌موظف ‌است ‌موجبات ‌آبادانی ‌رقبات ‌موقوفه ‌را در جهت ‌بهره ‌برداری ‌صحیح ‌از آنها به ‌منظور اجرای‌ نیات ‌واقف ‌فراهم ‌آورد (ماده 6 قانون اوقاف)

✅حقوق مدنی نکته  856

هرگاه‌ متولی ‌یا ناظر نسبت ‌به‌ عین ‌یا منافع‌ موقوفه‌ تعدی ‌یا تفریط ‌نماید یا در انجام ‌وظایف ‌مقرر در وقفنامه‌ و قانون ‌و آیین ‌نامه‌ ها و مقررات ‌مربوط‌ مسامحه ‌و اهمال ‌ورزد، با رسیدگی ‌شعبه ‌تحقیق ‌و حکم ‌دادگاه‌ حسب ‌مورد معزول ‌یا ممنوع ‌المداخله ‌یا ضم ‌امین خواهد شد.

به‌متولی‌ و ناظر ممنوع ‌المداخله ‌در زمان ‌ممنوعیت ‌حق ‌التولیه‌ و حق ‌النظاره‌ تعلق‌ نخواهد گرفت ‌مگر آنکه‌ برای ‌آنان ‌ثابت‌ شود و در مواردی‌که‌ ضم‌ امین ‌می‌شود اوقاف‌ حق ‌امین ‌را خواهد پرداخت‌.

در مواردی‌که‌ مطابق‌ قانون ‌مدنی ‌یا این ‌قانون ضم ‌امین ‌می‌شود دادگاه‌ها می‌توانند سازمان‌حج‌ و اوقاف ‌و امور خیریه‌ را هم ‌به‌ عنوان ‌امین‌ تعیین‌کنند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 855

دیوان عالی کشور در تهران مستقر است و شعب آن از رئیس و دو مستشار تشکیل می شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 856

دیوان عالی کشور به تعداد لازم عضو معاون دارد که می توانند وظایف مستشار را بر عهده گیرند.

✅ حقوق جزا نکته 855

از بین بردن اعضای مصنوعی،تنها موجب ضمان مالی است.

✅ حقوق جزا نکته 856

در مواردی که رفتار مرتکب نه موجب آسیب و عیبی در بدن گردد و نه اثری از خود در بدن برجای بگذارد ضمان منتفی است لکن در موارد عمدی در صورت عدم تصالح، مرتکب به حبس یا شلاق تعزیری درجه هفت محکوم می شود.

✅اصول فقه نکته 536

اگر لفظی در قانونی، حقیقت قانونی داشت و در قانون تعریف شده بود اصولاً این تعریف در قانون های دیگر هم می تواند ملاک عمل قرار گیرد اما در برخی موارد قانونگذار تصریح می کند یا به کمک قرائن می توان فهمید که تعریف ذکر شده صرفاً برای همان قانون است.

✅حقوق تجارت نکته 855

حذف حواله کرد نمی تواند وصف تجاری سند و قابلیت نقل و انتقال را از بین ببرد البته برخی معتقدند که با خط زدن قید حواله کرد چک قابل انتقال است اما تابع قانون مدنی خواهد بود.

✅حقوق تجارت نکته 856

اگر هدف عدم انتقال به دیگری است بهتر است عبارت «غیر قابل انتقال بودن»مسئولیت قید شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 855

فرجام اثر انتقالی ندارد زیرا دیوان عالی فقط انطباق یا عدم انطباق رای با موازین شرعی و مقررات قانونی را بررسی می کند و رسیدگی این مرجع جنبه ی ماهوی ندارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 856

فرجام اثر تعلیقی ندارد اما در مورد اجرای حکم به ترتیب زیر عمل می شود:

  • در خصوص محکوم به مالی، دادگاه می تواند در صورت ضرورت برای اجرای حکم از محکوم له تأمین مناسبی اخذ نماید.

  • در خصوص محکوم به غیر مالی، با اخذ تأمین مناسب از محکوم علیه اجرای حکم به تأخیر می افتد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و إنما یعتبر قیمتها مجتمعین إذا لم یکن لإجتماعهما مدخل فی زیادۀ قیمۀ کل واحد کثوبین، أما لو استلزم ذلک کمصراعی باب لم یُقَوَّما مجتمعین، إذ لا یستحق مالک کل واحد مالَه إلا منفرداً، و حینئذ فَیُقَوَّمُ کل منهما منفرداً، و یُنسب قیمۀ أحدهما إلی مجموع القیمتین، و یؤخذ من الثمن بتلک النسبۀ.

تنهادر صورتی قیمت دو مال با هم و به نحو مجموعی ملاک محاسبه قرار می گیرد که اجتماع دو مال در کنار هم، تأثیری در زیادی قیمت هریک از دو مال نداشته باشد مانند دو لباس. اما اگر اجتماع دو مال در کنار هم، مستلزم چنین حالتی شود، این دو مال را با هم و به نحو مجموعی تقویم نمی کنند؛ زیرا مالک هریک از دو مال، تنها مستحق مال خود می باشد ]و نمی تواند ارزش بیشتری از مالش را دارا شود[. در این هنگام هریک از  دو مال بصورت جداگانه تقویم می شود و قیمت یکی از آن دو، به مجموع دو قیمت نسبت داده می شود و آن نسبت از ثمن اخذ می گردد.

✅ (و کذا لو باع ما یُملَکُ) مبنیاً للمجهول (و ما لا یُملَکُ کالعبد مع الحر، و الخنزیر مع الشاۀ) فانه یصح فی المملوک بنسبۀ قیمته إلی مجموع القیمتین من الثمن، (و یُقَوَّمُ الحر لو کان عبداً و الخنزیر عند مُستَحِلَّیهِ).

(و همچنین است اگر فروشنده آنچه قابل تملک است را با آنچه قابل تملک نیست بفروشد مانند فروش عبد با انسان آزاد و فروش خوک با گوسفند). پس بیع در خصوص مال قابل تملک به نسبت قیمت آن به مجموع دو قیمت از ثمن، صحیح است (و انسان آزاد به فرض برده بودن تقویم می شود و خوک هم نزد کسانی که آن را حلال می دانند تقویم می شود).

✅ هذا مع جهل المشتری بالحال لیتم قصده إلی شرائهما. و یعتبر العلم بثمن المجموع لا الأفراد، فیوزع حیث لا یتم له.

این حکم در صورت جهل مشتری به وضعیت واقعی مبیع در این حالت است تا قصد مشتری به خرید هر دو مال، بصورت تمام و صحیح، باشد و علم به ثمنِ مجموعِ دو مال با هم معتبر است نه علم به ثمنی که به هر یک از اجزای این مجموعه تعلق می گیرد. پس در جایی که دو مال به صورت تمام و کمال به خریدار تعلق نگیرد ثمن ]بر اجزای مبیع[ توزیع می شود.

✅ أما مع علمه بفساد البیع فیشکل صحته لإفضائه إلی الجهل بثمن المبیع حال البیع؛ أما مع جهله فقصده إلی شراء المجموع و معرفۀ مقدار ثمنه کاف، و إن لم یعلم مقدار ما یخص کل جزء.

اما در صورت علم مشتری به فساد بیع، صحت بیع مشکل می شود به دلیل منجر شدن این وضعیت، به جهل به ثمن مبیع در زمان بیع. اما درصورت جهل مشتری ]به فساد بیع[، قصد مشتری به خریدن مجموع ]دو مال[ و دانستن مقدار ثمن مجموع آن دو کفایت می کند اگرچه او نداند که مقدار ثمنی که به هر جزء اختصاص می یابد چقدر است.

یا اعم از آن ]یعنی برای هدف انعقاد عقد و اهداف دیگر[؛ (و تقاص کننده در حکم حاکم است) تقاص کننده کسی است که مالی در اختیار دیگری دارد که گیرنده مال، وجود آن را انکار می کند یا در صورتی که باید پرداخت شود آن را نمی پردازد. پس ] در این حالت[ برای طلبکار این حق است که مستقلاً و بطور قهری از مال مدیون، کالایی را که از جنس حقش است بردارد البته اگر چنین مالی را بیابد و گرنه معادل قیمت آن را از سایر اموال او برمی دارد. در این حالت تقاص کننده مخیر است بین فروش آن مال به دیگری و به خودش.

✅حقوق مدنی نکته  857

حق ارتفاق، حقي است كه به موجب آن صاحب ملكي به اعتبار مالكيت خود مي تواند از ملك ديگري استفاده كند.

✅حقوق مدنی نکته  858

حق ارتفاق يك حق عيني قائم به ملك است و اختصاص به زمين دارد و به طور معمول در دو ملك مجاور برقرار مي شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 857

جهات فرجام خواهی به قرار زیر است:

الف- ادعای عدم رعایت قوانین مربوط به تقصیر متهم و مجازات قانونی او؛

ب- ادعای عدم رعایت اصول دادرسی با درجه ای از اهمیت منجر به بی اعتباری رأی دادگاه

پ- عدم انطباق مستندات با مدارک موجود در پرونده

✅آیین دادرسی کیفری نکته 858

پرونده ها به ترتیب وصول،در دفتر کل یا در صورت تاسیس واحد رایانه در این واحد با رعایت مقررات راجع به دادرسی الکترونیکی ثبت می شود و توسط رئیس دیوان یا معاون او و در غیاب آنان، توسط یکی از روسای شعب دیوان به انتخاب رئیس دیوان عالی کشور و از طریق سامانه رایانه ای با رعایت تخصص شعب و ترتیب وصول، به یکی از شعب دیوان ارجاع می شود.

✅ حقوق جزا نکته 857

دیه شکستن،ترک برداشتن و خرد شدن استخوان هر عضو دارای دیه مقدر به شرح زیر است:

الف- دیه شکستن استخوان هر عضو یک پنجم دیه آن عضو و اگر بدون عیب درمان شود چهارپنجم دیه شکستن آن است.

ب-دیه خرد شدن استخوان هر عضو یک سوم دیه آن عضو و اگر بدون عیب درمان شود چهارپنجم دیه خرد شدن آن استخوان است.

پ-دیه ترک برداشتن استخوان هر عضو چهارپنجم دیه شکستن آن عضو است.

ت- دریه جراحتی که به استخوان نفوذ کند بدون آنکه موجب شکستگی آن گردد و نیز دیه موضحه آن،یک چهارم دیه شکستگی آن عضو است.

✅ حقوق جزا نکته 858

پیوند خوردن عضو پس از جنایت تاثیری در دیه ندارد.

✅اصول فقه نکته 537

در صورت اجتماع چند حقیقت، به ترتیب زیر عمل می شود:

1)  در مورد الفاظی که در کلام شارع به کار رفته، به ترتیب باید به معنای شرعی، معنای عرفی زمان صدور کلام و معنای لغوی مراجعه کرد.

2)  در مورد الفاظی که در متون قانونی به کار رفته، به ترتیب باید به معنای قانونی، معنای

معنای شرعی و معنای عرفی مراجعه کرد. اگر لفظ دارای معنای قانونی خاصی نباشد ولی در اصطلاح شرع، معنای خاصی داشته باشد باید آن را بر معنای شرعی حمل کرد و برای فهم مراد قانونگذار از چنین الفاظی باید به فقه و اصطلاح شرع مراجعه کرد. مثلاً برای فهمیدن معنای الفاظی چون «قرابت رضاعی»، «لعان»، «إحرام» و «طلاق عدی» که در قانون آمده است باید به معنای شرعی آنها مراجعه کرد(همان).

3) در مورد الفاظ و عباراتی که افراد جامعه به کار می برند باید به معانی عرفی مراجعه کرد. در مورد الفاظی که در قانون آمده ولی معنای قانونی و شرعی خاصی ندارند(یعنی حقیقت قانونی و شرعی ندارند) باید به معنای عرفی یا لغوی مراجعه نمود. مانند اصطلاحات: مسکن، حسن معاشرت، مصالح خانوادگی، اطاعت از ابوین، تنبیه طفل، که در قانون مدنی آمده و نیز الفاظ: کشتن، اخلال در نظم جامعه، ضرب و جرح، مستی و … که در قانون مجازات اسلامی آمده است. پس برای فهم الفاظ به کار رفته در قوانین، به ترتیب باید به معنای قانونی، معنای شرعی و معنای عرفی مراجعه کرد(همان).

کلماتی که در هنگام انعقاد قراردادها، تهیه اسناد، اقرار کردن، شهادت دادن، وصیت کردن، وقف نمودن و مانند آن بیان می کنند یا می نویسند باید بر معنای عرفیة آن حمل شود نه بر معنای لغوی یا شرعی یا قانونی؛ هر چند این الفاظ معنای قانونی، شرعی یا لغوی خاصی داشته باشند.

✅حقوق تجارت نکته 857

با ظهرنويسي برات، ظهرنويس، ضامن قبولي برات نيز هست.

✅حقوق تجارت نکته 858

ظهرنویسی برخلاف صدور برات صرفاً با امضاء باید باشد و مهر یا اثر انگشت کفایت نمی¬کند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 857

درخواست رسیدگی فرجامی از طریق دادستان کل کشور تحت عنوان مخالفت رای با بین شرع یا مقررات قانونی نسبت به آرایی امکان پذیر است که قانوناً قابل فرجام بوده اند اما ظرف مهلت مقرر نسبت به آن فرجام خواهی نشده یا دادخواست فرجام تقدیم شده و به هر علتی رد شده و قطعیت یافته باشد. مهلت تقدیم دادخواست به دفتر کل دادستانی یک ماه خواهد بود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 858

دادخواست فرجامی تقدیمی به دفتر دادستانی کل کشور، چنانچه ناقص بوده و ظرف مهلت ده روز رفع نقص به عمل نیاید یا خارج از مهلت یک ماهه تقدیم شده باشد قابل رسیدگی نمی باشد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅(و کما یصح العقد من المالک، یصح من القائم مقامه و هم ستۀ: الأب، والجد له) و إن علا، (و الوصی) من أحدهما علی الطفل و المجنون الأصلی، و من طرأ جنونه قبل البلوغ، (و الوکیل) عن المالک و من له الولایۀ حیث یجوز له التوکیل، (والحاکم) الشرعی حیث تفقد الاربعۀ، (و أمینه) و هو منصوبه لذلک، أو ما هو أعم منه، (و بحکم الحاکم المقاص) و هو من یکون له علی غیره مال فیجحده، أو لا یدفعه إلیه مع وجوبه، فله الاستقلال بأخذه من ماله قهراً من جنس حقه إن وجده، و إلا فمن غیره بالقیمۀ، مُخَیَّراً بین بیعه من غیره، و من نفسه.

(و همانطور که ]انعقاد[ عقد از جانب مالک صحیح است، از سوی قائم مقام مالک هم صحیح است و ایشان شش گروه هستند: پدر و جد پدری) و هرچه بالا رود (و وصی) از جانب پدر و یا جد پدری بر طفل و مجنون اصلی و کسی که جنونش قبل از بلوغ عارض شده است (و وکیل) از سوی مالــک و کسی که دارای ولایت است در جایی که توکیل ]تعیین وکیل[ برای او جایز است (و حاکم) شرعی در جایی که چهار مورد ]قبلی[ نباشد (و امین حاکم) و او منصوب حاکم است برای این منظور ]یعنی برای انعقاد عقد[

✅ ولا یشترط إذن الحاکم و إن أمکن، لوجوده و وجود البینۀ المقبولۀ عنده فی الأشهر، و لو تعذر الأخذ إلا بزیادۀ جاز، فتکون فیه یده أمانۀ فی قول إلی أن یتمکن من ردها، فیجب علی الفور.

بنابر قول مشهورتر، اذن حاکم برای تقاص کردن شرط نیست اگرچه گرفتن اذن بخاطر وجود حاکم و وجود بینه مورد قبول در نزد وی ممکن باشد. و اگر اخذ مال مدیون ]بعنوان تقاص[ ممکن نباشد مگر با برداشتن مالی زیادتر از حق طلبکار، این تقاص جایز است. بنابر قولی زیاده در دست طلبکار به حالت امانت می باشد تا زمانی که متمکن از رد زیاده به صاحب آن گردد که در این صورت  رد آن به بدهکار ]که مالک مقدار زیاده است[ بصورت فوری واجب می باشد.

✅ و لو توقف أخذ الحق علی نقب جدار، أو کسر قفل جاز، ولا ضمان علی الظاهر، و یعتبر فی المأخوذ کونه زائداً علی المستثنی فی قضاء الدین، ولو تلف من المأخوذ شیء قبل تملکه ففی ضمانه قولان، و یکفی فی التملک النیّۀ، سواء کان بالقیمۀ، أم بالمثل.

اگر اخذ حق متوقف بر سوراخ کردن دیوار یا شکستن قفل باشد این عمل جایز است و ظاهراً ]به دنبال آن[ ضمانی وجود ندارد. معیار در مال اخذ شده این است که آن، زائد بر مستثنیات در پرداخت دین باشد. و اگر از مال اخذ شده، قبل از تملک آن، چیزی تلف شود در ضمان آن دو قول وجود دارد. در تملک تقاص کننده، نیتِ ]تملک[ کافی است خواه تقاص به قیمت بوده باشد یا به مثل.

✅ و فی جواز المقاصۀ من الودیعۀ قولان، و المروی العدم، و حمل علی الکراهۀ، و فی جواز مقاصۀ الغائب من غیر مطالبته وجهان، أجودُهما العدم إلا مع طولها بحیث یؤدی إلی الضرر، و لو أمکن الرجوع هنا إلی الحاکم فالأقوی توقفه علیه.

در جواز تقاص از مال ودیعه دو قول است و براساس روایت، این عمل جایز نیست. این حکم ]عدم جواز[ حمل بر کراهت شده است. در جواز تقاص از شخص غایب بدون اینکه دین از او مطالبه شود، دو قول است که بهترین این دو قول، عدم جواز تقاص است مگر در صورت طول غیبت بگونه ای که منجر به ضرر شود و اگر در اینجا رجوع به حاکم شرع ممکن باشد قول قویتر این است که تقاص کردن متوقف بر رجوع به حاکم است.

✅(و یجوز للجمیع) أی جمیع من له الولایۀ ممن تقدم (تولی طرفی العقد) بأن یبیع من نفسه، و ممن له الولایۀ علیه، (إلا الوکیل و المُقاص) فلا یجوز تولیهما طرفیه، بل یبیعان من الغیر، و الأقوی کونهما کغیرهما، و هو اختیاره فی الدروس، لعموم الأدلۀ و عدم وجود ما یصلح للتخصیص، (و لو استأذن الوکیل جاز)، لانتفاء المانع حینئذ.

(و جایز است برای همه اشخاص) یعنی تمام کسانی که ولایت دارند از اشخاص پیش گفته، (که دو طرف عقد را عهده دار شوند) به این نحو که ]مال مولی علیه را[ به خودش بفروشد و ]مال خودش را[ به کسی که بر او ولایت دارد بفروشد. (مگر وکیل و تقاص کننده) که عهده دار شدن این دو نسبت به دو طرف عقد جایز نیست، بلکه صرفاً می توانند کالا را به فرد دیگر بفروشند. ]اما[ نظر قویتر این است که این دو نیز مانند سایر قائم مقامها می باشند ]و می توانند دو طرف عقد را عهده دار شوند[. مصنف در کتاب دروس، این نظر را اختیار کرده است. به استناد عموم ادله و ]دیگر اینکه[ چیزی که شایستگی تخصیص ادله عام را داشته باشد وجود ندارد. (و اگر وکیل ]از فروشنده و خریدار[ اذن گرفته باشد جایز است ]دو طرف عقد را عهده دار شود[) زیرا مانع در این صورت، منتفی است.

✅حقوق مدنی نکته  859

حق ارتفاق جداي از ملك قابل انتقال نيست.

✅حقوق مدنی نکته  860

حق ارتفاق تنها در اموال غير منقول وجود دارد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 859

شعب دیوان عالی کشور به نوبت به پرونده ها رسیدگی می کنند، مگر در مواردی که به موجب قانون، رسیدگی خارج از نوبت مقرر باشد یا در جرایمی که به تشخیص رئیس دیوان عالی کشور موجب جریحه دار شدن احساسات عمومی شود و رسیدگی خارج از نوبت ضرورت داشته باشد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 860

نکته 866

رئیس شعبه، پرونده های ارجاعی را خود بررسی و گزارش جامع آنها را تنظیم می کند و یا به نوبت بهیکی از اعضای شعبه به عنوان عضو ممیز ارجاع می دهد.عضو ممیز،گزارش پرونده را که متضمن جریان آن و بررسی کامل درباره فرجام خواهی و جهات قانونی آن است به صورت مستدل تهیه و به رئیس شعبه تسلیم می کند.

✅ حقوق جزا نکته 859

کندن و یا از بین بردن تمام موی سر یا ریش مرد، در صورتی که دیگر نروید، دیه کامل دارد.

✅ حقوق جزا نکته 860

کندن و یا از بین بردن تمام موی سر یا ریش مرد، در صورتی که دوباره بروید،نسبت به موی سر، ارش و نسبت به ریش یک سوم دیه کامل ثابت دارد.

✅اصول فقه نکته 538

استعمال لفظ در بیش از یک معنا جایز نیست خواه تمام معانی، حقیقی یا مجازی یا برخی حقیقی و برخی مجازی.

✅حقوق تجارت نکته 859

در صورتی که صادرکننده یا یکی از دارندگان برات آن را با قید غیر قابل انتقال صادر یا ظهرنویسی کند⇩

در این صورت ظهرنویس های بعدی مشمول مقررات ظهرنویسی مقرر در قانون تجارت نمی شوند.

✅حقوق تجارت نکته 860

✌️دقت داشته باشید: در خصوص ظهرنویسی قسمتی از برات اختلاف نظر وجود دارد که به نظر می رسد در این صورت ظهرنویسی باطل است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 859

اگر دادستان کل از دیوان عالی کشور نقض رای فرجام خواسته را درخواست نماید، دادگاه اجرا کننده ی حکم مکلف است بنا به درخواست محکوم علیه و با اخذ تأمین مناسب از او اجرای حکم را تا حصول نتیجه فرجام متوقف سازد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 860

جهات نقض رای در مرحله فرجام عبارتند از:

  • عدم صلاحیت ذاتی دادگاه صادر کننده ی رای(بدون نیاز به ایراد) یا عدم صلاحیت محلی (در صورت ایراد).

  • مخالفت رای با موازین شرعی یا مقررات قانونی.

  • عدم رعایت اصول دادرسی، قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا.

  • صدور آرای مغایر در دعوای واحد.

  • نقص تحقیقات یا عدم توجه به دلایل و مدافعات طرفین.

  • تعارض بین اسباب موجهه و منطوق رای.

  • سوء تفسیر قرارداد، قانون یا آیین نامه.

  • عدم صحت اسناد، مدارک و نوشته های مبنای رای.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و یشترط کون المشتری مسلما إذا ابتاع مُصحفاً، أو مُسلماً)، لما فی ملکه للأول من الإهانۀ و للثانی من الإذلال و إثبات السبیل له علیه و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (إلا فیمن ینعتق علیه).

(در صورتی که قرآن کریم یا برده مسلمان ]بعنوان مبیع[ خریداری شود شرط است که مشتری مسلمان باشد). زیرا نسبت به خرید قرآن توسط کافر، این معامله موجب اهانت به قرآن کریم است. در مورد برده مسلمان هم چنین بیعی مستلزم خوار شدن مسلمان در نزد کافر و استیلای کافر بر مسلمان می شود ]حال آنکه به مقتضای آیه شریفه:[ «لَن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» ]استیلای کافر بر مسلمان منتفی است[. (مگر درمورد کسی که ]یعنی برده ای که با خریدن او توسط کافر[ آزاد می گردد ] مثل اینکه برده خریداری شده پدر یا مادر خریدار کافر باشد که در اینصورت فروش به کافر اشکالی ندارد[).

✅ الأولی – (یشترط کون المبیع مما یُملک) أی یقبل الملک شرعاً، (فلا یصح بیع الحر، و ما لا نفع فیه غالباً کالحشرات) إذ لانفع فیها یُقابَلُ بالمال، و إن ذکر لها منافع فی الخواص، وهو الخارج بقوله: «غالباً»، (و فضلاتِ الإنسان) و إن کانت طاهرۀ (إلّا لبنَ المرأۀ) فیصح بیعه و المعاوضۀ علیه مقدّراً بالمقدار المعلوم، أو المدۀ، لِعظَم الإنتفاع به.

مساله اول – (شرط است که مبیع از اموال قابل تملک باشد) یعنی شرعاً قابل ملکیت باشد (پس فروش انسان آزاد و آنچه که غالباً نفعی در آن نیست صحیح نمی باشد مانند حشرات) نظیر مارها، عقربها، موش، سوسکها، مورچه و مانند اینها. زیرا نفعی که مقابل مال قرار بگیرد  در این موارد وجود ندارد؛ اگرچه برای اینها در نزد خواص، منافعی ذکر شده است. اما این مورد ]یعنی جایی که مبیع دارای منافع برای خواص باشد[ با لفظ «غالباً» که در عبارت مصنف ذکر شده ]از شمول کلام او[ خارج می‏شود. (و زواید بدن آدمی) اگرچه طاهر باشد (مگر شیر زن) که بیع آن یا معاوضه بر آن در حالی که با مقدار یا مدت معلوم تعیین شده است صحیح می باشد به دلیل اهمیت فراوان انتفاع از شیر زن.

✅ (و لا المباحات قبل الحیازۀ)، لانتفاء الملک عنها حینئذ، و المتبایعان فیها سیان، و کذا بعد الحیازۀ قبل نیۀ التملک إن اعتبرناها فیه کما هو الاجود.

(ولا الأرض المفتوحۀ عنوۀ) بفتح العین أی قهراً کأرض العراق و الشام، لأنها للمسلمین قاطبۀ لا تملک علی الخصوص، (إلا تبعاً لآثار المتصرف) من بناء و شجر فیه، فیصح فی الأقوی.

(و الأقرب عدم جواز بیع رباع مکۀ زادها الله شرفاً، لنقل الشیخ فی الخلاف الأجماع) علی عدم جوازه، (إن قلنا إنها فتحت عنوۀ).

(الثانیۀ- یشترط فی المبیع أن یکون مقدوراً علی تسلیمه فلو باع الحمام الطائر) أو غیره من الطیور المملوکۀ (لم یصح، إلا أن تَقضِیَ العادۀ بعوده) فیصح (و لو باع الابق صح مع الضمیمۀ) إلی ما یصح بیعه منفرداً. (فإن وجده) المشتری و قدر علی إثبات یده علیه، (و إلا کان الثمن بإزاء الضمیمۀ ولا خیار للمشتری مع العلم بإباقه. ولو قدر المشتری علی تحصیله فالأقرب عدم اشتراط الضمیمۀ و عدم لحوق أحکامها لو ضم) فیوزع الثمن علیهما لو لم یقدر علی تحصیله، أو تلف قبل القبض.

(و بیع مباحات قبل از حیازت صحیح نیست)، به این دلیل که ملکیت از مباحات در این هنگام ]یعنی در حال بیع[ منتفی است ]یعنی فروشنده در هنگام بیع مالک مبیع نیست[ و خریدار و فروشنده نسبت به مباحات، وضعیت مساوی دارند. بعداز حیازت و قبل از نیت تملک هم همین حکم را دارد ]البته[، اگر ما نیت تملک را در تحقق ملکیت بموجب حیازت معتبر بدانیم که قول نیکوتر همین می باشد.

 (و بیع زمین مفتوح العنوه صحیح نیست) ]عَنوۀ[ به فتح عین ]زمین مفتوح العنوه[ یعنی زمینی که به قهر و  غلبه فتح شده باشد مانند زمین عراق و شام؛ زیرا این زمینها برای تمام مسلمین است که به ملکیت افراد خاص در نمی آید (مگر به تبع آثار متصرف]درآن[) از قبیل ساختمان و درخت درآن. پس ]در چنین حالتی[ بیع آن بنابر قول قویتر صحیح است.

(و نظر نزدیک به صواب، جایز نبودن فروش خانه های مکه – که خداوند بر شرافت آن بیفزاید- است چون شیخ طوسی در کتاب «خلاف»، اجماع) بر عدم جواز فروش آنها (نقل کرده است اگر ما بگوییم که این زمینها، مفتوح العنوه می باشد)

(مساله دوم – در مبیع شرط است که فروشنده بتواند آن را ]به مشتری[ تسلیم کند. پس اگر کبوتر پرنده) یا غیر آن، از سایر پرندگان مملوکه (را بفروشد بیع صحیح نیست مگر اینکه عادت ]و رویه معمول[ اقتضا کند که کبوتر برگردد) که در این صورت بیع صحیح است. (و اگر بنده فراری را بفروشد درصورتی که آن را به همراه چیز دیگری) که به تنهایی بیعش صحیح است (ضمیمه کرده باشد فروش آن صحیح است. پس اگر) مشتری (آن را بیابد) و بتواند برآن استیلا پیدا کند ]آن بنده مال او و در اختیار او خواهد بود[ (و گرنه ثمن در ازای همان ضمیمه می باشد. در صورت علم به فراری بودن برده ]در حین عقد[ خیاری برای مشتری نمی باشد. اگر مشتری بر تحصیل بنده فراری قادر باشد نزدیک به صواب آنست که ضمیمه کردن چیزی به آن، شرط نمی باشد و اگرهم چیزی ضمیمه شود، احکام ضمیمه ]که یاد شد[ بر آن مترتب نمی شود). بنابراین اگر مشتری بر تحصیل بنده فراری قدرت نداشت یا قبل از قبض، برده فراری تلف شد، ثمن بر بنده فراری و ضمیمه توزیع می شود ]و به نسبت فقدان بنده فراری از ثمن کسر می گردد[.

✅حقوق مدنی نکته  861

اگر کسي حق عبور در ملک غير ندارد ولي صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک او عبور کنند، هر وقت بخواهد مي‌تواند از اذن خود رجوع کرده و مانع عبور او بشود و همچنين است ساير ارتفاقات‌.

اثر اذن ايجاد اباحه است نه التزام به همين جهت مي توان از اذن رجوع كرد.

✅حقوق مدنی نکته  862

در تمام مواردي که انتفاع کسي از ملک ديگري به موجب اذن محض باشد مالک مي‌تواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند مگر اين که مانع قانوني موجود باشد.

منع رجوع مالك از اذن، يا قانوني است مانند منع نبش قبر يا قراردادي است مانند سلب حق رجوع از مالك.

اذن در انتفاع ايقاع است و تابع اراده مالك، بدون اين كه براي او ايجاد تكليف كند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 861

هرگاه رئیس یا عضو ممیز در حین تنظیم گزارش از هر یک از قضاتی که در آن پرونده دخالت داشته اند، تخلف از مواد قانونی، یا عدم رعایت مبانی قضایی و یا اعمال غرض مشاهده کند، آن را به طور مشروح و با استدلال  در گزارش خود متذکر می شود.به دستور رئیس شعبه، رونوشتی از این گزارش برای دادستان انتظامی قضات ارسال می گردد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 862

رسیدگی فرجامی در دیوان عالی کشور بدون احضار طرفین دعوی یا وکلای آنان انجام می شود، مگر آن که شعبه رسیدگی کننده حضور آنان را لازم بداند، عدم حضور احضار شوندگان موجب تاخیر در رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست.

✅ حقوق جزا نکته 861

کندن و یا از بین بردن تمام موی سر زنف در صورتی که دیگر نروید، موجب دیه کامل زن است.

✅ حقوق جزا نکته 862

کندن و یا از بین بردن تمام موی سر زنف در صورتی که دوباره بروید، موجب مهر المثل است.اگر مهر المثل بیش از دیه کامل زن باشد فقط به مقدار دیه کامل زن، پرداخت می شود.

✅اصول فقه نکته 539

مبداء همه اصول لفظی اصالت ظهور است و حجیت آنها تا زمانی است که با این اصل هماهنگ باشند. اصول لفظی بنا بر بنای عقلا حجت است و شرع نیز این بنا و روش عقلاء را رد نکرده و آن را پذیرفته و امضاء کرده است. (منظور از حجیت در اصول فقه، قابل استناد بودن است).

✅حقوق تجارت نکته 861

هرگاه دو نفر دارنده برات باشند با ظهرنویسی یکی از آن ها انتقال باطل است.

✅حقوق تجارت نکته 862

مسئولیت تضامنی ظهرنویس در پرداخت، به تبعیت حال شدن مسئولیت صادر کننده متوفی، حال نمی شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 861

دیوان عالی کشور رای صادره از دادگاه فاقد صلاحیت محلی را در صورتی نقض میکند که خوانده تا پایان جلسه اول دادرسیمرحله بدوی نسبت به آن ایرادنموده باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 862

رسیدگی دیوان عالی کشور در مرحله ی فرجامی جنبه ی ماهوی نداشته و شکلی است. لذا تعرض به اصالت اسناد نزد دیوان و نیز رسیدگی به اصالت سند توسط این مرجع امکان پذیر نمی باشد. منظور از عدم صحت اسناد این است که یا سند مبنای رای دلالتی بر موضوع مورد نظر نداشته است و یا با توجه به محتویات پرونده عدم اصالت سند محرز بوده است.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (الثالثۀ – یشترط) فی المبیع (أن یکون طلقاً، فلا یصح بیع الوقف) العام مطلقاً، إلا أن یتلاشی و یضمحل، بحیث لایمکن الانتفاع به فی الجهۀ المقصودۀ مطلقاً کحصیر یَبلی، و لایصلح للإنتفاع به فی محل الوقف.

(مساله سوم) – در مبیع (شرط است که ملک طِلق و رها باشد لذا بیع وقف) عام مطلقاً (صحیح نیست) مگر اینکه عین موقوفه متلاشی و مضمحل شود بگونه ای که انتفاع از آن در جهت مقصوده به هیچ وجه ممکن نباشد مانند حصیر کهنه، و شایستگی انتفاع ]دیگری[ از عین موقوفه در محل وقف وجود نداشته باشد.

✅ (و لو أدی بقاؤُُه إلی خرابه لخلف بین أربابه) فی الوقف المحصور (فالمشهور الجواز) أی جواز بیعه حینئذ، و فی الدروس اکتفی فی جواز بیعه بخوف خرابه، أو خُلف أربابه المؤدی إلی فساده.

(اگر بقای وقف به دلیل اختلاف بین صاحبان وقف، منجر به خرابی آن گردد) در وقف محصور (نظر مشهور جواز است) یعنی جواز بیع آن در این صورت است و در کتاب دروس، مصنف در حکم جواز بیع وقف به خوف خراب شدن آن، یا اختلاف بین صاحبان وقف که منجر به فساد وقف شود اکتفا کرده است.

✅ و الأقوی فی المسألۀ ما دلت علیه صحیحۀ علی بن مهزیار عن أبی جعفر الجواد علیه السلام من جواز بیعه إذا وقع بین أربابه خُلف شدید، و علله علیه السلام بأنه ربما جاء فیه تلف الأموال و النفوس و ظاهره أن خوف ادائه إلیهما؛ أو إلی أحدهما لیس بشرط، بل هو مظنۀ لذلک.

نظر قویتر در این مساله آنچه است که روایت صحیحه علی بن مهزیار از امام جواد (ع) بر آن دلالت دارد از این لحاظ که در صورتی که بین صاحبان وقف اختلاف شدید واقع شود بیع وقف را جایز دانسته است و امام (ع) حکم مزبور را چنین تعلیل کرده که چه بسا در اثر این حالت، تلف اموال و جانها نتیجه می آید. از ظاهر روایت استفاده می شود که خوف منجر شدن به اختلاف شدید و تلف اموال و نفوس یا خوف منجر شدن به یکی از آن دو، شرط جواز بیع نیست بلکه شرط جواز بیع وقف، ظن به تحقق چنین خوفی می باشد.

✅ و لایجوز بیعه فی غیر ما ذکرناه و إن احتاج إلی بیعه أرباب الوقف و لم تکفهم غلته، أو کان بیعه أعوَدَ، أو غیرذلک مما قیل، لعدم دلیل صالح علیه.

بیع وقف در غیر از مواردی که ما ذکر کردیم جایز نیست اگرچه صاحبان وقف به فروش آن نیاز داشته باشند و منافع وقف برای آنها کافی نباشد یا فروش آن سودمندتر باشد یا غیر از این موارد از آنچه که گفته شده. زیرا دلیل شایسته ای بر آن ]یعنی بر جواز فروش[ در این موارد نیست.

✅ و حیث یجوز بیعه یُشتَری بثمنه ما یکون وقفاً علی ذلک الوجه إن أمکن، مراعیا للأقرب إلی صفته فالأقرب، والمتولّی لذلک الناظر إن کان، و إلا الموقوف علیهم ان انحصروا، و الا فالناظر العام.

و جایی که فروش آن جایز است با ثمن آن، مالی خریداری می شود که حتی المقدور در جهت وقف قبلی قرار گیرد با مراعات نزدیک بودن هر چه بیشتر صفات آن مال با عین موقوفه. اگر ]وقف[ ناظر داشته باشد ناظر عهده دار این امر می گردد و گرنه در صورت منحصر بودن موقوف علیهم ]یعنی در وقف خاص[، ایشان عهده دار این وظیفه می شوند و در غیر این صورت ]در وقف عام[ ناظر عام ]یعنی حاکم شرع[ این کار را انجام  می دهد.

✅حقوق مدنی نکته  863

کسي نمي‌تواند در ملک خود تصرفي کند که مستلزم تضرر همسايه شود مگر تصرفي که به قدر متعارف و براي رفع حاجت يا رفع ضرر از خود باشد. (قاعده لاضرر)

✅حقوق مدنی نکته  864

کسي نمي‌تواند از ديوار خانه‌ي خود به خانه‌ي همسايه در باز کند اگر چه ديوار، ملک مختصي او باشد ليکن مي‌تواند از ديوار مختصي خود روزنه يا شبکه باز کند و همسايه حق منع او را ندارد ولي همسايه هم مي‌تواند جلوي روزنه و شبکه ديوار بکشد يا پرده ‌بياويزد که مانع رؤيت شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 863

در موقع رسیدگی، عضو ممیز، گزارش پرونده و مقاد اوراقی را که لازم است قرائت می کند و طرفین یا وکلای آنان،در صورت حضور، می توانند با اجازه رئیس شعبه، مطالب خود را اظهار دارند.همچنین دادستان کل یا نماینده وی با حضور در شعبهبه طور مستدل، مستند و مکتوب نسبت به نقض یا ابرام رای معترض عنه یا فرجام خواسته، نظر خود را اعلام می کند.سپس اعضای شعبه با توجه به محتویات پرونده و مفاد گزارش و مطالب اظهار شده، با درج نظر دادستان کل کشور یا نماینده وی در متن دادنامه، به شرح زیر اتخاذ تصمیم می کنند:

الف- اگر رای مطابق قانون و ادله موجود در پرونده باشد با ابرام آن،پرونده را به دادگاه صادر کننده رای اعاده می نمایند.

ب- هر گاه رای مخالف قانون،یا بدون توجه به ادله و مدافعات طرفین صادر شده باشد یا رعایت تشریفات قانونی نشده و آن تشریفات به درجه ای از اهمیت باشد که موجب بی اعتباری رای شود، شعبه دیوان عالی کشور، رای را نقض و به شرح زیر اقدام می کند:

1-اگر عملی که محکوم علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت،جرم نبوده یا به لحاظ شمول عفو عمومی و یا سایر جهات قانونی متهم قابل تعقیب نباشد، رای صادره نقض بلا ارجاع می شود.

2-اگر رای صادره از نوع قرار و یا حکمی باشد که به علت ناقص بودن تحقیقات نقض شده است، برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای ارجاع می شود.

3-اگر رای به علت عدم صلاحیت ذاتی دادگاه نقض شود، پرونده به مرجعی که دیوان عالی کشور، صالح تشخیص می دهد، ارسال می شود و مرجع مذکور مکلف به رسیدگی است.

4-در سایر موارد، پس از نقض رای، پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع میشود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 864

در مواردی که دیوان عالی کشور رای را به علت نقص تحقیقات نقض می کند، مکلف است تمام موارد نقص تحقیقات را به تفصیل ذکر کند.

✅ حقوق جزا نکته 863

درآوردن و یا از بین بردن دو چشم بینا دیه کامل و هر یک از آنها نصف دیه دارد.چشم هایی که بینایی دارند در این حکم یکسانند هر چند میزان بینایی آنها متفاوت باشد یا از جهات دیگر مانند شب کوری و منحرف بودن با هم فرق دشاه باشند.

✅ حقوق جزا نکته 864

هرگاه لکه دائمی موجود در چشم مانع بینایی قسمتی از چشم گردد، در صورتی که تعیین مقدار آن ممکن باشد به همان نسبت از دیه کسر و در غیر این صورت، ارش پرداخت می شود.

✅اصول فقه نکته 540

توجه نمائیم که مبنای اصول لفظیه، بنای عقلاء و خردمندان جامعه است اما اصول لفظیه در مورد سنت و ادله لفظیه(قرآن، روایات، قانون، قرارداد و …) قابل استناد است. لذا مجرای اصول لفظیه، شک در مراد متکلم در سنت و ادله لفظیه در حالت فقدان قرینه بر تعیین مقصود متکلم است.

✅حقوق تجارت نکته 863

ظهرنویس می تواند در زمان ظهرنویسی و انتقال برات شرط عدم مسئولیت کند به این معنا که شرط کند مسئولیت پرداخت نداشته باشد:

❋این شرط ممنوعیت قانونی ندارد.

❋ماهیتاً ظهرنویس حقوق خود را انتقال داده اما مسئولیت خود را ساقط نموده است.

✌️اما دقت داشته باشید همین شرط از سوی براتکش وجاهت قانونی ندارد زیرا در صورت نکول براتگیر به یک لاشه تبدیل خواهد شد پس

شرط عدم مسئولیت پرداخت از سوی ظهرنویس صحیح و از سوی براتکش باطل است.

✅حقوق تجارت نکته 864

دقت داشته باشید: ظهرنویس می تواند هم مسئولیت ناشی از عدم پرداخت و هم مسئولیت ناشی از نکول را از خود سلب نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 863

صدور آرای مغایر در دعوای واحد در زمره جهات فرجام و اعاده دادرسی است با این تفاوت که در اعاده ی دادرسی این دو رای باید از دادگاه واحدی صادر شده باشند، اما در فرجام آرای مغایر ممکن است از یک دادگاه یا دادگاه های متعدد صادر شده باشند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 864

در فرجام خواهی اگر جهتی بجز آنکه در توسط تجدیدنظر خواه مورد استناد واقع شده، در پرونده موجود باشد دیوان عالی کشور به آن جهت نیز رسیدگی می کند.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅  (الخامسۀ – یشترط علم الثمن قدراً و جنساً و وصفاً) قبل ایقاع عقد البیع، (فلا یصح البیع بحکم أحد المتعاقدین، أو أجنبی) اتفاقاً، و إن ورد فی روایۀ شاذۀ «جواز» تحکیم المشتری، فیلزمه الحکم بالقیمۀ فما زاد.

مساله پنجم – (علم به ثمن از نظر مقدار و جنس و وصف آن) قبل از واقع ساختن عقد بیع (شرط است. لذا) به اتفاق نظر فقها (فروش مبیع به حکم یکی از متعاقدین یا بیگانه صحیح نیست)]یعنی نمی‏توان تعیین بهای مبیع را به نظر یکی از طرفین یا شخص ثالث واگذار کرد[. اگرچه در روایت شاد و نادری، جواز حَکَم قراردادن مشتری ]برای تعیین ثمن[ وارد شده است که در اینصورت بر مشتری لازم است به میزان ثمن المثل یا بیشتر از آن ] به عنوان ثمن عقد بیع[ حکم دهد.

✅ (ولا بثمن مجهول القدر و إن شوهد)، لبقاء الجهالۀ، و ثبوت الغرر المنفی معها (ولا مجهولِ الصفۀ) کمائۀ درهم و إن کانت مشاهدۀ لایعلم وصفها مع تعدد النقد الموجود، (ولا مجهول الجنس، و إن علم قَدَرُه)، لتحقق الجهالۀ فی الجمیع.

(و بیع با ثمنی که  مقدار آن مجهول است صحیح نیست اگرچه مشاهده شده باشد) به دلیل باقی بودن جهالت و ثابت بودن غرری که معامله با آن نفی شده است. ]منظور از غرر، جهالتی است که منجر به خطری  شدن معامله شود. مثلاً جهل به وجود عین معین در زمان معامله یا جهل به اینکه معامله کننده قدرت بر تسلیم مورد معامله را دارد یا نه، و جهل به جنس یا وصف یا مقدار مورد معامله[. (و بیع با ثمنی که صفت آن مجهول است صحیح نیست) مثل صد درهم ثمن، که وصف آن معلوم نیست اگرچه مشاهده شده است البته این در صورتی است که نقد موجود ]یعنی ثمنی که در بازار مورد معامله قرار می گیرد[ متعدد باشد. (و بیع با ثمنی که جنس آن مجهول است صحیح نیست اگرچه مقدار آن معلوم باشد) زیرا در تمام موارد ذکر شده جهالت تحقق دارد.

✅ فلو باع کذلک کان فاسداً و إن اتصل به القبض، و لا یکون کالمعاطاۀ، لأن شرطها اجتماع شرائط صحۀ البیع سوی العقد الخاص.

پس اگر در چنین شرایطی مالی را بفروشد عقد فاسد است اگرچه قبض به این عقد فاسد اتصال داشته باشد ] و به دنبال عقد، قبض صورت گرفته باشد[. و این معامله، معاطات هم نمی باشد زیرا شرط ]تحقق[ معاطات، اجتماع شرایط صحت بیع بجز ذکر صیغه می باشد.

✅ (فإن قبض المشتری المبیع و الحال هذه، کان مضمونا علیه)، لأن کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده و بالعکس، فیرجع به و بزوائده متصلۀ و منفصلۀ، و بمنافعه المستوفاۀ و غیرها علی الأقوی، و یضمنه (إن تلف بقیمته یوم التلف) علی الأقوی، و قیل: یوم القبض، و قیل: الأعلی منه إلیه، و هو حسن إن کان التفاوت بسبب نقص فی العین أو زیادۀ، أما بِإختلاف السوق فالأول أحسن، و لو کان مثلیاً ضمنه بمثله، فإن تعذر فقیمته یوم الإعواز علی الأقوی.

(پس اگر مشتری مبیع را در این حالت قبض کند ضامن آن است) زیرا هر عقدی که صحیح آن، ضمان آور است فاسد آن هم ضمان آور است و بالعکس ]یعنی هر عقدی که صحیح آن ضمان آور نیست فاسد آن هم ضمان آور نیست[. لذا بنابر نظر قویتر فروشنده ]به مشتری[ نسبت به عین و نمائات متصل و منفصل آن عین و منافع مستوفات و غیر مستوفات رجوع می کند. و ]مشتری[ ضامن عین است. (اگر آن را تلف کرده باشد ]ضمان او[ به قیمت عین در یوم التلف است) بنابر نظر قویتر. برخی گفته اند: قیمت یوم القبض ملاک است و برخی دیگر گفته اند: بالاترین قیمت از زمان قبض تا زمان تلف عین معتبر است. و این نظر ]اخیر[ نیکو است اگر تفاوت قیمت به سبب نقص یا زیادی در عین ]مبیع[ باشد. اما اگر تفاوت به سبب نوسان ]قیمت در[ بازار باشد نظر اول نیکو است. و اگر مبیع، مثلی باشد ]مشتری[ ضامن مثل آن است. لذا اگر تأدیه مثل، متعذر گردد ضامن قیمت مبیع در روز نایاب شدن ]مثل آن[ است بنابر نظر قویتر.

✅حقوق مدنی نکته  865

چنانچه چگونگی استقرار حیاط ساختمان یا بالکن یا تراس مجموعه به گونه ای باشد که تنها از یک یا چند واحد مسکونی، امکان دسترسی به آن باشد، هزینه حفظ و نگهداری آن قسمت به عهده استفاده کننده یا استفاده کنندگان است.

✅حقوق مدنی نکته  866

چنانچه قراردادی بین مالکین یک ساختمان وجود نداشته باشد کلیه تصمیمات مربوط به اداره و امور مربوط به قسمت های مشترک به اکثریت آرا مالکینی است که بیش از نصف مساحت تمام قسمت های اختصاصی را مالک باشند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 865

مرجع رسیدگی پس از نقض رای در دیوان عالی کشور به شرح زیر اقدام می کند:

الف- در صورت نقض رای به علت ناقص بودن تحقیقات، باید تحقیقات مورد نظر دیوان عالی کشور را انجام دهد و سپس مبادرت به صدور  رای کند.

ب- در صورت نقض قرار و ضرورت رسیدگی ماهوی، باید از نظر دیوان عالی کشور متابعت نماید و در ماهیت، رسیدگی و انشای حکم کند، مگر آن که پس از نقض ، جهت تازه ای برای صدور قرار حادث شود.

پ- در صورت نقض حکم در غیر موارد مذکور،دادگاه می تواند بر مفاد رای دادگاه قبلی اصرار کند.چنانچه این حکم مورد فرجام خواهی واقع شود و شعبه دیوان عالی کشور پس از بررسی، استدلال دادگاه را بپذیرد، حکم را ابرام می کند و در غیر این صورت، پرونده در هیات عمومی شعب کیفری مطرح می شود.هرگاه نظر دادگاه صادرکننده رای مورد تایید قرار گیرد،رای ابرام می شود و در صورتی که نظر شعبه دیوان عالی کشور را تایید کند، حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگر دادگاه ارجاع می شود.دادگاه مزبور بر اساس استدلال هیات عمومی دیوان عالی کشور،حکم صادر می کند.این حکم قطعی و غیر قابل فرجام است.

✅ حقوق جزا نکته 865

در آوردن و یا از بین بردن چشم بینای کسی که فقط یک چشم بینا دارد و چشم دیگرش نابینای مادرزادی و یا به علل غیر جنایی از بین رفته باشد موجب دیه کامل است لکن اگر چشم دیگرش را در اثر قصاص یا جنایتی که استحقاق دیه آن را داشته است از دست داده باشد دیه چشم بینا، نصف دیه کامل می باشد.

✅ حقوق جزا نکته 866

دیه درآوردن و یا از بین بردن هر چشمی که بینایی ندارد یک ششم دیه کامل است.

✅اصول فقه نکته 541

شرح اصول لفظی به قرار زیر است:

1.اصل ظهور: هرگاه لفظی داشته باشیم که احتمال چند معنا برای آن لفظ داده شود، و یکی از این احتمالات قوی (معنای ظاهر) و احتمال دیگر ضعیف باشد (معنای موول) و ما هم معنای ظاهر آن را بدانیم و هم معنای موول آن را، لیکن ندانیم که منظور و مراد متکلم کدام معنا است، براساس اصالت الظهور می گوییم اصل بر این است که منظور متکلم از آن لفظ «معنای ظاهر» آن است مگر اینکه قرینه ای بیاورد که نشان دهد منظورش معنای موول است.

  1. اصل حقیقت: هرگاه متکلم لفظی را در جمله ای بیان کند و آن لفظ یک معنای حقیقی و یک معنای مجازی داشته باشد و ما، هم معنای حقیقی آن لفظ را بدانیم و هم معنای مجازی آن را؛ لیکن شک کنیم که «منظور و مراد» متکلم در آن جمله از آن لفظ، معنای حقیقی آن است یا مجازی، براساس اصاله الحقیقه می گوییم اصل بر این است که منظور و مراد متکلم از آن لفظ «معنای حقیقی» آن است.

(ادامه در روز آینده)

✅حقوق تجارت نکته 865

ضمانت یا به منظور قبولی برات است یا پرداخت برات.

✅حقوق تجارت نکته 866

جهت ضمانت باید عبارتی که حکایت از ضمانت دارد در ظهر یا روی برات نوشته شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 865

در صورت احراز مغایرت دو حکم در دعوای واحد توسط دیوان عالی کشور، حکم دوم نقض می شود و حکم اول اصولاً به قوت خویش باقیست. حکمی که زائد بر میزان خواسته صادر شده نیز نسبت به میزان زائد نقض می شود. این دو مورد نقض بلا ارجاع محسوب می شوند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 866

اگر رای قابل فرجام از جهتی به زیان یک طرف و از جهتی ببه زیان طرف دیگر باشد، هر دو طرف امکان فرجام خواهند داشت. در این حالت ممکن است، یک طرف درخواست فرجام نموده و طرف دیگر ظرف مهلت فرجام خواهی ننموده باشد. در این صورت فرجام خوانده می تواند در مقابل فرجام خواه به صورت تبعی درخواست فرجام نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅(السادسۀ – إذا کان العوضان من المکیل، أو الموزون أو المعدود فلابد من اعتبارهما بالمعتاد) من الکیل أو الوزن أو العدد، فلا یکفی المکیال المجهول کقصعۀ حاضرۀ و إن تراضیا به، و لا الوزن المجهول کالإعتماد علی صخرۀ معینۀ و إن عرفا قَدَرَها تخمیناً، ولا العدد المجهول بأن عوَّلا علی ملیء الید، للغرر المنهی عنه فی ذلک کله.

مساله ششم – اگر مبیع و ثمن از اموال مکیل یا موزون یا شمارشی باشد باید سنجش این دو با شیوه متعارف از کیل یا وزن یا شماره (صورت گیرد). بنابراین پیمانه ای که مجهول است مانند کاسه بزرگ ]که به عنوان پیمانه در بیع استفاده می شود[ اگرچه طرفین عقد نسبت به آن تراضی کنند کفایت نمی کند؛ و وزن مجهول نیز کفایت نمی کند مانند اعتماد کردن بر پاره سنگی معین اگرچه وزن تخمینی آن را بدانند؛ و شماره مجهول نیز کفایت نمی کند به این نحو که ]معیار سنجش مبیع را پُرشدن دست قرار دهند[ و بر مقداری که در دست پر می شود اعتماد نمایند ]و مثلاً تعدادی تخم مرغ را که در دو دست جا می گیرد بفروشد به این صورت که در ازای تخم مرغ های موجود در هر دست، خریدار مقداری از ثمن را پرداخت نماید. در این صورت چون تعداد تخم مرغ ها مجهول است بیع باطل می باشد[ زیرا در کلیه این موارد، غرری که در شرع از آن نهی شده وجود دارد.

✅ (ولو باع المعدود وزناً صح)، لإرتفاع الجهالۀ به و ربما کان أضبط، (ولو باع الموزون کیلاً، أو بالعکس أمکن الصحۀ فیهما)، للانضباط.

(و اگر کالای شمردنی را وزن کند و بفروشد عقد صحیح است) زیرا جهالت با وزن کردن مرتفع شده است و چه بسا وزن کردن از شمارش مضبوط تر باشد. (و اگر کالای وزن کردنی را با پیمانه کردن بفروشد یا برعکس آن، ممکن است در هر دو حالت عقد صحیح باشد) زیرا ضبط و تعیین حاصل شده.

✅ (و یحتمل صحۀ العکس) و هو بیع المکیل وزنا، (لا الطرد، لأن الوزن أصل الکیل) و أضبط منه، و إنما عدل إلی الکیل تسهیلا، (و لو شق العد اعتبر مکیال و نسب الباقی إلیه)، و اغتفر التفاوت الحاصل بسببه.

(و احتمال دارد عکس آن را صحیح بدانیم) و آن بیع کالای پیمانه ای با وزن کردن است (نه صورت مقابل آن ]یعنی احتمال دارد که بیع کالای وزن کردنی با پیمانه کردن صحیح نباشد اما بیع کالای پیمانه ای با وزن کردن صحیح باشد[ زیرا وزن، اصل کیل بوده) و از آن مضبوط تر می باشد و تنها به این دلیل به کیل عدول شده بود که کیل کردن آسانتر است. (و اگر شمارش مشکل باشد، پیمانه ای را مورد اعتبار قرار می دهند و بقیه را به آن نسبت می دهند ]مثلاً سطلی را می آورند و پر از گردو می کنند و بعد تعداد گردوهای داخل آن را بدست می آورند و آنگاه بقیه گردوها را با آن سطل محاسبه می کنند[). از تفاوتی که به سبب اعمال روش فوق ایجاد می گردد ]یعنی تفاوت بین مقدار واقعی مبیع و میزان اندازه گیری شده در نظر طرفین[ چشم پوشی می شود.

✅ (السابعۀ – یجوز ابتیاع جزء معلوم النسبۀ) کالنصف و الثلث (مشاعا تساوت أجزاؤه) کالحبوب و الأدهان، (أو اختلفت) کالجواهر و الحیوان (إذا کان الأصل) الذی بیع جزؤه (معلوماً) بما یعتبر فیه من کیل، أو وزن أو عدد، أو مشاهدۀ، (فیصح بیع نصف الصبرۀ المعلومۀ) المقدار و الوصف، (و نصف الشاۀ المعلومۀ) بالمشاهدۀ، أو الوصف، (ولو باع شاۀ غیر معلومۀ من قطیع بطل) و إن عُلِم عدد ما اشتمل علیه من الشیاه و تساوت أثمانها، لجهالۀ عین المبیع.

(مساله هفتم – خریدن جزیی که نسبت آن معلوم است) مانند نصف و ثلث (بطور مشاع جایز است خواه اجزای آن متساوی باشد) مانند حبوبات و روغن ها (یا مختلف باشد) مانند جواهر و حیوان (]البته جواز و صحت بیع[ در صورتی است که اصل و مجموعه ای)  که جزء آن فروخته شده است با شیوه اندازه گیری معتبر در آن از طریق کیل یا وزن یا شمارش یا مشاهده (معلوم باشد. پس بیع نصف کپه ای که) مقدار و وصف آن (معلوم است و ]بیع[ نصف گوسفندی که) با مشاهده یا وصف (معلوم شده صحیح است. و اگر گوسفند غیر معلومی از گله ای بفروشد بیع باطل است) اگر چه عدد گوسفندانی که گله برآن تعداد مشتمل است معلوم شده باشد و ثمن آنها با هم برابر باشد. زیرا عین مبیع مجهول است.

✅حقوق مدنی نکته  867

هر گاه یک آپارتمان یا یک محل کسب دارای مالکین متعدد باشد مالکین یا قائم مقام قانونی آنها مکلف اند یکنفر نماینده از طرف خود برای اجرای مقررات این قانون و پرداخت حصه مخارج مشترک تعیین و معرفی نمایند در صورتی که اشخاص مزبور به تکلیف فوق عمل نکنند رای اکثریت بقیه مالکین نسبت به تمام معتبر خواهد بود مگر این که عده حاضر کمتر از ثلث مالکین باشد که در این صورت برای یکدفعه تجدید دعوت خواهد شد.

✅حقوق مدنی نکته  868

نكته 119:

در صورت امتناع مالک یا استفاده کننده از پرداخت سهم خود از هزینه های مشترک از طرف مدیر یا هیئت مدیران به وسیله اظهارنامه با ذکر مبلغ بدهی و صورت ریز آن مطالبه می شود.

هر گاه مالک یا استفاده کننده ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهار نامه سهم بدهی خود را نپردازد مدیر یا هیئت مدیران میتوانند به تشخیص خود و با توجه به امکانات از دادن خدمات مشترک از قبیل شوفاژ – تهویه مطبوع – آب گرم – برق – گاز و غیره با و خودداری کنند و درصورتیکه مالک و یا استفاده کننده همچنان اقدام به تصفیه حساب ننمایند اداره ثبت محل وقوع آپارتمان به تقاضای مدیر یا هیئت مدیران برای وصول وجه مزبور بر طبق اظهار نامه ابلاغ شده اجرائیه صادر خواهد کرد.

عملیات اجرائی وفق مقررات اجرای اسناد رسمی صورت خواهد گرفت و درحال مدیر یا هیئت مدیران موظف می باشند که به محض وصول وجوه مورد مطالبه یا ارائه دستور موقت دادگاه نسبت به برقراری مجدد خدمات مشترک فوراً اقدام نمایند

✅آیین دادرسی کیفری نکته 866

هرگاه از شعب مختلف دیوان عالی کشور یادادگاه هانسبت به موارد مشابه،اعم از حقوقی،کیفری و امور حسبی، با استنباط متفاوت از قوانین، آرا مختلفی صادر شود، رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور، به هر طریق که آگاه شوند، مکلفند نظر هسات عمومی دیوان عالی کشور را به منظور ایجاد وحدت رویه درخواست کنند.هر یک از قضات شعب دیوان عالی کشور یا دادگاه ها یا دادستان ها یا وکلای دادگستری نیز می توانند با ذکر دلیل از طریق رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور، نظر هیات عمومی را درباره موضوع درخواست کنند.هیات عمومی دیوان عالی کشور به ریاست رئیس دیوان عالی یا معاون وی و با حضور دادستان کل کشور یا نماینده  او و حداقل سه چهارم روسا و مستشاران و اعضای معاون تمام شعب می شور تا موضوع مورد اختلاف را بررسی و نسبت به آن اتخاذ تصمیم کنند. رأی اکثریت در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه ها و سایر مراجع، اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است؛ اما نسبت به رای قطعی شده بی اثر است.

در صورتی که رای، اجرا نشده یا در حال اجرا باشد و مطابق رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور، عمل انتسابی جرم شناخته نشود یا رای به جهاتی مساعد به حال محکوم علیه باشد، رای هیات عمومی نسبت به آرای مذکور قابل تسری است و مطابق مقررات قانون مجازات اسلامی عمل می شود.

✅ حقوق جزا نکته 867

دیه مجموع چهار پلک دو چشم، دیه کامل، دیه هر یک از پلک های بالا، یک ششم دیه کامل و دیه هر یک از پلک های پایین، یک چهارم دیه کامل است.

✅ حقوق جزا نکته 868

شکافتن هر یک از پلک های بالا، موجب یک ششم دیه و شکافتن هر یک از پلک های پایین، موجب یک چهارم دیه است.

✅ اصول فقه ادامه نکته 541

3.اصل عموم: اگر در کلام، لفظ عامی به کار رفته و احتمال تخصیص آن وجود داشته باشد اما دلیل و قرینه قطعی بر وجود مخصِّص در کلام نباشد در این صورت در مراد متکلم شک می کنیم که عموم یا خصوص  بوده؛ بر طبق إصالة العموم می گوئیم: «اصل در لفظ، عام این است از آن معنای عموم اراده شده باشد مگر اینکه قرینه قطعی بر تخصیص وجود داشته باشد». لذا عبارت متکلم، بر معنای عام، حمل می شود و به احتمال تخصیص، نباید اعتنا کرد(همان، ص114).

  1. اصل اطلاق: معنای مقید مدنظر گوینده یا نویسنده نمی باشد بلکه «معنای مطلق» مدنظرش است. به عبارت دیگر هرگاه عبارت بدون قیدی بیان شود و شک کنیم که شاید شامل تمام حالات و انواع و اقسام و کیفیاتش نشود، با استناد به اصل اطلاق می گوییم عبارت شامل تمام حالات و انواع و اقسامش می شود.

5.اصل عدم تقدیر(عدم إضمار): اگر احتمال مخفی ماندن قسمتی از کلام گوینده وجود داشته باشد یعنی شنونده احتمال می دهد که قسمتی از مراد گوینده در کلام او منعکس نشده و در تقدیر است یا از کلام وی حذف شده، اما قرینه قطعی و یقینی بر این احتمال وجود نداشته باشد اصل بر  عدم تقدیر است و اصل بر آن است که تنها آنچه در کلام گوینده آمده مقصود و مراد وی بوده و چیزی در تقدیر نیست یا حذف نشده است(همان، ص113).

  1. اصل عدم نقل: گاهی شک می کنیم که آیا لفظی از معنای اولیه خود به معنای جدیدی منتقل شده یا خیر، که براساس این اصل می گوییم که این لفظ از معنای اولیه خود به معنای جدیدی منتقل نشده مگر اینکه قرینه ای بیاید.

  2. اصل عدم اشتراک: اگر لفظی دارای دو یا چند معنا بود و شک کنیم که تمام این معانی حقیقی است یا برخی حقیقی و برخی مجازی، اصل بر این است که لفظ «مشترک لفظی» نیست (یک لفظ با چند معنای حقیقی نیست) بلکه از آن معانی یکی معنای حقیقی و دیگری معنای مجازی است مگر اینکه قرینه ای بیاید.

✅حقوق تجارت نکته 867

ضامنی که ضمانتِ قبولی کرده است مسئولیتی در قبال پرداخت ندارداما ضامنی که ضمانت در پرداخت کرده است ضامنِ قبولی هم می باشد

 ✅حقوق تجارت نکته 868

ضمانت صرفاً با امضاء معتبر است و مهر قابل پذیرش نیست.

✺نکته: اثر انگشت ضامن نیز در حکم امضاء و قابل پذیرش است برخلاف ظهرنویسی.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 867

ویژگی فرجام تبعی در این است که فرجام خوانده نسبت به آن قسمت از رای که به زیان اوست، در پاسخ به دادخواست فرجام اصلی تقاضای فرجام می کند د ر حالی که مهلت قانوی فرجام برای او منقضی شده است. با استرداد دادخواست فرجام اصلی و یا رد این دادخواست حق درخواست فرجام تبعی ساقط شده و این درخواست بلااثر می گردد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 868

اعتراض ثالث از طرق فوق العاده شکایت از رای می باشد که برای اصحاب دعوا قابل استفاده نمی باشد و تنها شخص  که در طول جریان دادرسی دخالتی  در دادرسی نداشته است می تواند از آن استفاده نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و ربما قیل بتقدیم قول البائع، لتحقق الإطلاع المجوز للبیع، و أصالۀ عدم التغیر.

وچه بسا گفته شود قول فروشنده مقدم است. زیرا آن میزان از آگاهی که مجوز بیع است محقق می‏باشد و اصل عدم تغیّر مبیع است.

✅ (التاسعۀ – یعتبر ما یراد طعمه) کالدبس (وریحُه) کالمسک، أو یوصف علی الأولی (ولو اشتراه) من غیر اختبار، ولا وصف، (بناءً علی الأصل) و هو الصحۀ (جاز) مع العلم به من غیر هذه الجهۀ کالقوام، و اللَّون، و غیرهما مما یختلف قیمته بإختلافه.

مساله نهم – (چیزی که مقصود و مراد از آن، طعم آن است) مانند شیره (و بوی آن است) مانند مشک، (]هنگام بیع طعم و بوی آن[ آزمایش می شود) یا فروشنده این دو را توصیف کند که در اینصورت به طریق اولی بیع صحیح است. (واگر مشتری) بدون اختبار و آزمایش و بدون توصیف مبیع (بنابر اصل) که منظور اصل صحت است (آنرا بخرد جایز است) البته در صورتی که علم به مبیع در غیر از این جهت وجود داشته باشد مانند قوام و رنگ و غیر این دو از مواردی که قیمت با اختلاف آن، ] از نظر کمی و زیادی[ تفاوت می کند.

✅ و قیل: لایصح بیعه إلا بالإعتبار، أو الوصف کغیره، للغرر، و الأظهر جواز البناء علی الأصل، إحالۀ علی مقتضی الطبع، فإنه أمر مضبوط عرفاً لا یتغیر غالباً إلا بعیب فیجوز الإعتماد علیه، لارتفاع الغرر به.

و برخی گفته اند بیع صحیح نیست مگر با بررسی کردن یا توصیف کردن مانند سایر معاملات؛ به دلیل غرری بودن بیع ]در حالتی که مبیع توصیف یا بررسی نشود[. و اظهر این است که بنا کردن بر اصل صحت جایز باشد به دلیل احاله دادن ]مبیع[ بر مقتضای طبیعتش ]که همان سالم بودن مبیع است[. بنا کردن بر اصل صحت و احاله دادن اشیاء بر سالم بودن امری است که در عرف مضبوط است و غالباً تغییر نمی کند مگر با وجود عیب. لذا اعتماد بر اصل صحت، جایز است زیرا غرر با اعتماد برآن، برطرف می شود.

✅ (فإن خرج معیباً تخیر المشتری بین الرد و الأرش) إن لم یتصرف فیه تصرفا زائداً علی اختباره، ( و یتعین الأرش لو تصرف فیه) کما فی غیره من أنواع المبیع، (و إن کان) المشتری المتصرف (أعمی) لتناول الأدلۀ له، خلافاً لسلار حیث خیَّر الأعمی بین الرد و الأرش و إن تصرف.

(پس اگر مبیع، در چنین حالتی معیوب در آمد مشتری بین رد و ارش مخیر است) البته در صورتی که در مبیع تصرفی زیادتر از حد اختبار آن نکرده باشد. (و اگر در مبیع، تصرفِ ]زائد بر آزمایش و اختبار[ کرده باشد ارش متعین می شود) همانطور که در غیر این مورد از سایر اقسام مبیع اینگونه است (اگرچه) مشتری متصرف (نابینا باشد) زیرا ادله ]حاکم به سقوط رد[ شامل او می شود. ولی سلارمخالف این نظر است؛ از این حیث که وی فرد نابینا را بین رد مبیع و گرفتن ارش مخیر نموده است، اگر چه نابینا تصرف هم کرده باشد.

✅(و أبلغ فی الجواز) من غیر اعتباره (ما یفسد بِإختباره، کالبطیخ و الجوز و البیض)، لمکان الضرورۀ و الحرج، (فإن) اشتراه فظهر صحیحاً فذلک، و إن (ظهر فاسداً) بعد کسره (رجع بأرشه)، و لیس له الرد، للتصرف إن کان له قیمۀ، (و لو لم یکن لمکسوره قیمۀ) کالبیض الفاسد (رجع بالثمن أجمع)، لبطلان البیع، حیث لایُقابِلُ الثمنَ مالٌ.

(و سزاوارتر و شایسته تر در جوازِ ]بیع[) بدون بررسی و آزمایش، (] درمورد[ مبیعی است که با آزمایش کردن آن، فاسد می شود مانند خربزه و گردو و تخم مرغ). زیرا ضرورت و حرج، مقتضی این جواز است. (پس اگر) مشتری آن کالا را بخرد و سالم درآید که بیع صحیح است و اگر پس از شکستن آن (فاسد درآید مشتری برای گرفتن ارش آن به فروشنده رجوع می کند) و حق رد برای مشتری نیست به دلیل تصرفِ ]مشتری در مبیع[. ] این حکم[ درصورتی است که برای ]شکستهِ[ مبیع هم قیمتی در نظر گرفته شود (]ولی[ اگر برای شکستهِ مبیع قیمتی نباشد) مانند تخم مرغ فاسد (مشتری برای گرفتن تمام ثمن به فروشنده رجوع می کند) به دلیل بطلان بیع از این حیث که مالی در مقابل ثمن قرار نمی گیرد.

✅حقوق مدنی نکته  869

قسمت هایی از بنا، اختصاصی تلقی می‌شود که عرفاً برای استفاده انحصاری شریک ملک معین یا قائم مقام او تخصیص‌یافته باشد.

✅حقوق مدنی نکته  870

قسمت هایی از ساختمان و اراضی و متعلقات آنها که به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم مورد استفاده تمام شرکاء می‌باشد قسمت های مشترک محسوب می‌گردد و نمی‌توان حق انحصاری برآنها قایل شد.

قسمت های مشترک در ملکیت مشاع تمام شرکای ملک است‌، هرچند که در قسمت های اختصاصی واقع شده باشد و یا از آن قسمت ها عبور نماید.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 867

در کلیه مواردی که هیات عمومی دیوان عالی کشور به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی و یا رسیدگی به آرا اصراری و یا انجام سایر وظایف قانونی تشکیل می گردد، باید با حضور دادستان کل یا نماینده وی باشد.قبل از اتخاذ تصمیم، دادستان کل یا نماینده وی اظهار نظر می کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 868

نکته 874

آرای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور، فقط به موجب قانون یا رای وحدت رویه موخری که مطابق قانون صادر می شود، قابل تغییر است.

✅ حقوق جزا نکته 869

قطع کردن و یا از بین بردن تمام بینی یا نرمه ای که پایین استخوان بینی است دیه کامل دارد.از بین بردن تمام نرمه با تمام یا مقداری از استخوان بینی در صورتی که در یک دفعه باشد، موجب دیه کامل است لکن اگر نرمه بینی در یک دفعه و تمام یا مقداری از استخوان بینی در دفعه دیگر از بین برود، برای نرمه دیه کامل و برای استخوان، ارش تعیین می شود.

✅ حقوق جزا نکته 870

دیه از بین بردن نوک بینی که محل چکیدن خون است، نصف دیه کامل می باشد.

✅اصول فقه نکته 542

منظور از مشتق در اصطلاح اصول فقه، لفظی(اسمی) است که بر شخص یا چیزی حمل گردد و از صفتی یا حالتی از آن حکایت کند بگونه ای که آن صفت یا حالت قابل زوال باشد مثل تاجر، قاضی، روحانی، نظامی، مدیرعامل،رئیس جمهور، کارمند، منقول، غیرمنقول، قاتل، سارق، آزاد، اسیر، دپناهنده، تبعه، ورشکسته، قیم و … .

در بحث مشتق، «مبدأ اشتقاق» به صفت، حالت، وضعیت یا فعلی گفته می شود که لفظ مشتق از آن حکایت می کند و در حقیقت، لفظ مشتق، از همین مبدأ گرفته شده است. مبدأهایی که الفاظ مشتق از آنها گرفته می شود انواع مختلف دارد:

الف)برخی مبادی از قبیل افعال هستند یعنی تا زمانی که شخص به آن فعل عملاً اشتغال دارد مبدأ مشتق موجود است و زمانی که دست از کار کشید مبدأ منقضی می شود. مثلاً «بیننده» یعنی کسی که هم اکنون مشغول دیدن است و به محض اینکه شخص چشم خود را ببندد و از دیدن منصرف شود مبدأ مشتق (یعنی دیدن) از بین رفته است.

ب)برخی از مبادی از قبیل شغل و حرفه یا سمت و منصب هستند مانند قضاوت، وکالت، تجارت و قیمومت. در این موارد هنگامی که می گویند فلان شخص، قاضی یا وکیل یا تاجر است منظور این نیست که اکنون مشغول انجام دادن این امور است بلکه بدین معناست که این شخص در منصب قضاوت قرار دارد یا شغل او وکالت یا تجارت است هر چند در این لحظه مشغول استراحت باشد؛ لذا تا زمانی که از شغل و حرفه خود کناره گیری نکرده می توان لفظ مشتق را به صورت حقیقی بر او اطلاق کرد. پس انقضای مبدأ در این گونه مشتقات به وسیله کناره گیری از شغل صورت می گیرد(همان، ص109)

✅اصول فقه نکته 543

استعمال لفظ مشتق در زمان گذشته(پس از انقضای صفت یا حالت)، اختلاف نظر وجود دارد که استعمال حقیقی یا مجازی است اما نظر صحیح بر مجاز بودن لفظ مشتق در این حالت است. لکن استعمال لفظ مشتق در زمان آینده، مجاز و در زمان حال، حقیقت است.

✅حقوق تجارت نکته 869

در صورت عدم تعیین مضمون عنه، ضامن با صادر کننده مسئولیت تضامنی خواهد داشت.

✅حقوق تجارت نکته 870

امضاء پشت سند اصولاً یا ظهرنویسی است یا ضمانت.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 869

خواهان، خوانده، شخص ثالثی که به دادرسی جلب شده، شخص ثالثی که به دادرسی وارد شده همگی جزء اصحاب دعوا شمرده می شوند و نمی توانند به عنوان ثالثنسبت به رای اعتراض ثالث نمایند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 870

شخص ثالث می تواند نسبت به حکم یا قرارهایی مانند تأمین خواسته یا دستور موقت اعتراض نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و هل یکون العقد مفسوخاً من أصله) نظراً إلی عدم المالیۀ من حین العقد فیقع باطلاً ابتداء، (أو یطرأ علیه الفسخ) بعد الکسر و ظهور الفساد، التفاتاً إلی حصول شرط الصحۀ حین العقد، و إنما تبین الفساد بالکسر فیکون هو المفسد (نظر).

(و در اینصورت آیا عقد از اصل و ابتدا فسخ و منحل می شود) با نظر به اینکه مبیع از حین عقد مالیت نداشته است لذا عقد از ابتدا باطل واقع می شود (یا اینکه) ]بگوییم:[ بعد از شکستن مبیع و ظهور فساد آن، (فسخ بر عقد عارض می شود؟) چرا که با التفات و توجه به حصول شرایط صحت در حین عقد، ]می توان گفت عقد در ابتدا صحیحاً منعقد شده است[ و فساد، فقط بواسطه شکستن مبیع –  که مفسد عقد می باشد- معلوم شده است. (]در اینکه کدام یک از دو نظر را بپذیریم[ نظر و تأمل است).

✅ و رجحان الأول واضح، لأن ظهور الفساد کشف عن عدم المالیۀ فی نفس الأمر حین البیع، لا أحدث عدمها حینه، و الصحۀ مبنیۀ علی الظاهر.

(و) تظهر (الفائدۀ فی مؤنۀ نقله عن الموضع) الذی اشتراه فیه إلی موضع اختباره، فعلی الأول علی البائع، و علی الثانی علی المشتری لوقوعه فی ملکه.

برتری نظر اول واضح است. زیرا ظهور فساد مبیع، کاشف از عدم مالیت مبیع بصورت واقعی و حقیقی در زمان عقد بیع است نه اینکه عدم مالیت مبیع در زمان شکستن آن حادث شده باشد. حکم به صحت بیع هم به حسب ظاهر بود. (فایده ]این دو نظر[ در هزینه نقل مبیع از محلی) که آن را در آنجا خریده تا مکان آزمایش آن (ظاهر می شود) پس بنابر نظر اول، ]این هزینه[ بر عهده بایع و بنابر نظر دوم بر عهده مشتری است زیرا نقل مبیع در ملک او واقع شده است.

✅ (العاشرۀ – یجوز بیع المسک فی فأره و إن لم تفتق) بناءً علی أصل السلامۀ. فإن ظهر بعد فتقه معیباً تخیر (و فتقه بأن یُدخَل فیه خیط)، ثم (یُخَرج و یُشم أحوط) لترتفع الجهالۀ رأساً.

(مساله دهم – فروش مشک در پوست آن اگرچه گشوده نشده باشد) بنابر اصالۀ السلامۀ (جایز است). پس اگر بعد از گشودن پوست مشک، معیوب درآید مشتری اختیار فسخ دارد (و گشودن آن به این نحو است که در آن سوزنی داخل کنند و بیرون آورند و بو کنند. ] این شیوه[ احتیاط آمیزتر است) تا بدینوسیله جهالت بطور کلی مرتفع شود.

✅ (الحادیۀ عشرۀ – لایجوز بیع سَمَک الآجام مع ضمیمۀ القصب، أو غیره) للجهالۀ، ولو فی بعض للبیع، (ولا اللبن فی الضرع کذلک) أی و إن ضم إلیه شیئاً، و لو لبناً محلوباً، لأن ضمیمۀ المعلوم إلی المجهول تُصَیَّر المعلومَ مجهولاً. (ولا الجلود و الأصواف و الأشعار علی الأنعام) و إن ضم إلیها غیره أیضاً، لجهالۀ مقداره، مع کون غیر الجلود موزوناً فلا یباع جزافاً، (إلا أن یکون الصوف و شبهه مُستجزاً، أو شرط جزَّه فالأقرب الصحۀ).

(مساله یازدهم – فروش ماهی نیزارها با ضمیمه نی یا غیر آن جایز نیست) به دلیل وجود جهالت ولو در قسمتی از  مبیع باشد. (و فروش شیر در پستان به این نحو جایز نیست) یعنی اگرچه چیز دیگر ضمیمه آن گردد ولو شیر دوشیده شده. زیرا ضمیمه معلوم به مجهول، معلوم را مجهول می کند. (و فروش پوستها و پشمها و موها بر چهار پایان جایز نیست) اگرچه به آن نیز چیزی دیگر ضمیمه شود،  زیرا مقدار این موارد مجهول است. علاوه بر این، غیرِ پوستها ]یعنی پشمها و موها[ از اشیاء موزون می باشد که فروش آن بصورت جُزافی ]یعنی بدون وزن کردن و بصورت تخمینی[ جایز نیست. (مگر اینکه پشم و مانند آن چیده شده باشد یا شرط چیدن آن شده باشد که در این صورت نظر نزدیک به صواب، صحت بیع است).

✅حقوق مدنی نکته  871

در صورتی که تعداد مالکین از سه نفر تجاوز کند، مجمع عمومی مالکین تشکیل می‌شود.

✅حقوق مدنی نکته  872

زمان تشکیل مجمع عمومی مالکین اعم از عادی یافوق العاده‌، در مواردی که توافقنامه‌ای بین مالکین تنظیم نشده است‌به موجب اکثریت مطلق آرای مالکینی خواهد بود که بیش از نصف ‌مساحت تمام قسمت‌های اختصاصی را مالک باشند و در صورت ‌عدم حصول اکثریت مزبور، زمان تشکیل مجمع عمومی با تصمیم‌حداقل سه نفر از مالکین تعیین خواهد شد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 869

درخواست اعاده دادرسی در مورد احکام محکومیت قطعی دادگاه ها اعم از آنکه حکم مذکور به اجرا گذاشته شده یا نشده باشد، در موارد زیر پذیرفته می شود:

الف- کسی به اتهام قتل شخصی محکوم شود و سپس زنده بودن او محرز گردد

ب- چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند و ارتکاب آن جرم به گونه ای باشد که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد.

پ- شخصی به علت انتساب جرمی محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکمی از مرجع قضایی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بی گناهی یکی از آنان احراز گردد.

ت-درباره شخصی به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود.

ث- در دادگاه صالح ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است.

ج-پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه یا عدم تقصیر وی باشد.

چ- عمل ارتکابی جرم نباشد و یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 870

اشخاص زیر حق درخواست اعاده دادرسی دارند:

الف- محکوم علیه یا وکیل یا نماینده قانونی او و در صورت فوت یا غیبت محکوم علیه، همسر و وارث قانونی و وصی او؛

ب- دادستان کل کشور؛

پ- دادستان مجری حکم

✅ حقوق جزا نکته 871

از بین بردن دو لاله گوش، دیه کامل و از بین بردن هر یک از آنها نصف دیه کامل دارد.

✅ حقوق جزا نکته 872

از بین بردن نرمه هر گوش، موجب یک ششم دیه کامل است.

✅اصول فقه نکته 544

برخی مشتقات حاکی از عملی هستند که قبلاً واقع شده ولی اثر و عنوان آن بر شخص باقی مانده است. مثلاً الفاظ سارق، قاتل، جانی، زانی و مانند این موارد، فقط به کسی نمی گویند که اکنون مشغول ارتکاب جرم است بلکه به کسی هم که جرم را انجام داده و از آن فارغ شده نیز می گویند.

✅حقوق تجارت نکته 871

در خصوص تردید در ضمانت یا ظهرنویسی امضای ظهر سند، امضاء ظهور در ظهرنویسی دارد.

✅حقوق تجارت نکته 872

یکی از فواید تشخیص ظهرنویس از ضامن این است که ⇜ برای مراجعه به ضامن ِصادرکننده برات، رعایت مواعد شرط نیست اما برای مراجعه به ظهرنویس رعایت مواعد شرط است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 871

برای اعتراض ثالث به یک رای، نیازی به قطعیت آن نیست. ثالث می تواند قبل از اعلام ختم دادرسی در مرحله ی بدوی یا تجدیدنظر به عنوان ثالث وارد دعوا شود یا بعد از صدور رای بدوی یا تجدیدنظر نسبت به آن اعتراض ثالث نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 872

شخص ثالث می تواند نسبت به رای داور یا رای دیوان عدالت ادار ی نیز اعتراض ثالث نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅  (الثانیۀ عشرۀ – یجوز بیع دود القز، لأنه حیوان طاهر ینتفع به) منفعۀ مقصودۀ محللۀ، (و نفس القز و إن کان الدود فیه، لأنه کالنّوی فی التّمر) فلا یَمنَعُ من بیعه، و ربما احتمل المنع، لأنه إن کان حیّاً عُرضَۀ للفساد، و إن کان میّتاً دخل فی عموم النهی عن بیع المیتۀ.

(مساله دوازدهم- فروختن کرم ابریشم جایز است زیرا آن حیوانی طاهر است که از آن نفع برده می‏شود) ]یعنی[ منفعتِ مقصودِ عقلا و حلال ]از آن بدست می آید[. (و ]فروختن[ خود ابریشم اگرچه در آن، کرم باشد ]نیز جایز است[. زیرا کرم ]در ابریشم[ مانند هسته در خرما است). پس وجود کرم در ابریشم، مانع ]جواز[ بیع آن نیست و چه بسا احتمال وجود مانع برای صحت این بیع داده شده است. زیرا اگر کرم زنده باشد درمعرض فساد و موت است و اگر مرده باشد مشمول عموم ادله نهی از بیع میته می شود.

✅ و هو ضعیف، لأن عرضۀ الفساد لایقتضی المنع، والدود لایقصد بالبیع حتی تمنع میتته.

این نظر ضعیف است زیرا در معرض فساد و از بین رفتن، مانع صحت و جواز بیع نیست و قصد فروش کرم نشده است تا اینکه مرده آن، مانع صحت بیع شود.

✅ (الثالثۀ عشرۀ – إذا کان المبیع فی ظرف جاز بیعه) مع وزنه معه (و اُسقط ما جرت العادۀ به للظرف ولو باعه مع الظرف) من غیر وضع جاعلا مجموع الظرف و المظروف مبیعاً واحداً بوزن واحد (فالأقرب الجواز)، لحصول معرفۀ الجملۀ الرافعۀ للجهالۀ، ولا یقدح الجهل بمقدار کل منهما منفرداً، لأن المبیع هو الجملۀ، لا کل فرد بخصوصه.

(مساله سیزدهم- اگر مبیع در ظرفی باشد فروش آن) با وزن کردن مبیع همراه با ظرفش (جایز است و به اندازه ای که عادتاً برای ظرف، کسر می شود، از مبیع کم می شود و اگر مبیع را با ظرف بفروشد) بدون اینکه بابت ظرف، مقداری از وزن مجموع کم کند و مجموع ظرف و مظروف را مبیع واحد به وزن واحد قرار دهد (قول نزدیکتر به صواب، جواز این معامله است) زیرا علم به مجموع مبیع که رافع جهالت است حاصل می شود و جهل به مقدار هریک از آن دو به تنهایی، خدشه ای ]به صحت بیع[ وارد نمی کند. چرا که مبیع، مجموع ]ظرف و مظروف[ است نه اینکه هر کدام از ظرف و مظروف، جداگانه مبیع باشد.

✅ الاول – (التفقه فیما یتولاء) من التکسب، لیعرف صحیح العقد من فاسده، و یسلم من الربا، (و یکفی التقلید)، لأن المراد به هنا معرفتها علی وجه یصح، و قد قال علی علیه السلام: «من اتجر بغیر علم فقد ارتطم فی الربا، ثم ارتطم».

اول – ( فهم و درک احکام فقه در) کسب و کاری (که ]معامله کننده[ عهده دار آن می شود)؛ عقد صحیح را از عقد فاسد تشخیص دهد و از ربا در امان بماند. (و تقلید ]در این امر[ کفایت می کند). زیرا مراد از دانستن احکام در اینجا، شناخت این احکام بصورت صحیح می باشد. به تحقیق که حضرت علی (ع) فرمودند: «هر کس که بدون علم تجارت نماید به طور فزاینده در ربا فرو می رود».

✅ الثانی – (التسویۀ بین المعاملین فی الإنصاف) فلا یُفَرَّق بین المماکس و غیره، و لا بین الشریف و الحقیر. نعم لو فاوت بینهم بسبب فضیلۀ و دین فلا بأس.

دوم – (برابری در انصاف بین معامله کنندگان) پس بین کسی که چانه می زند و کسی که اینگونه نیست تفاوت نگذارد و بین  فرد متشخّص با فردی که از طبقات پایین است فرق نگذارد. بله اگر بین ایشان به سبب فضیلت و دین تفاوت بگذارد اشکالی ندارد.

✅ الثالث – (إقالۀ النّادم) قال الصادق علیه السلام : «أیّما عبد مسلم أقال مسلماً فی بیع أقال الله عثرته یوم القیامۀ» و هو مطلق فی النادم و غیره، إلا أن ترتب الغایۀ مشعر به.

سوم – (اقاله کردن پشیمان). امام صادق (ع) فرمودند: «هر بنده مسلمانی  با مسلمان دیگر در مورد بیع ]فیما بین آن دو[ اقاله نماید خداوند در روز قیامت از لغزشها و اشتباهاتش می گذرد». این روایت در مورد پشیمان و غیر پشیمان اطلاق دارد اما مترتب شدن غایت بر اقاله ]یعنی اینکه گذشت خداوند از لغزشهای فرد در روز قیامت، اثر و غایت اقاله است[ حاکی از اقاله فرد پشیمان است ]چرا که بخشش خداوند نسبت به گناهان در روز قیامت، در مورد افراد نادم تحقق می یابد.[

✅حقوق مدنی نکته  873

برای رسمیت مجمع‌، حضور مالکین بیش از نصف‌مساحت تمام قسمتهای اختصاصی با نماینده آنان ضروری است‌.

✅حقوق مدنی نکته  874

 هر قراردادی با هر عنوان که به موجب آن، مالک رسمی زمین (پیش‌فروشنده) متعهد به احداث یا تکمیل واحد ساختمانی مشخص در آن زمین شود و واحد ساختمانی مذکور با هر نوع کاربری از ابتدا یا در حین احداث و تکمیل یا پس از اتمام عملیات ساختمانی به مالکیت طرف دیگر قرارداد (پیش‌خریدار) درآید از نظر مقررات این قانون « قرارداد پیش‌فروش ساختمان» محسوب می‌شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 871

درخواست اعاده دادرسی به دیوان عالی کشور تسلیم می شود.این مرجع پس از احراز انطباق موضوع درخواست با یکی از جهات اعاده دادرسی،با تجویز اعاده دادرسی، رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی، ارجاع می دهد و در غیر این صورت قرار رد اعاده دادرسی صادر می نماید.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 872

درصورتی که رئیس قوه قضائیه رای قطعی صادره از هر یک از مراجع قضایی را خلاف شرع بیّن تشخیص دهد با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رئیس قوه قضائیه برای این امر تخصیص می یابد. رسیدگی  و رای قطعی صادر نماید.شعب خاص مذکور مبنیا بر خلاف شرع اعلام شده، رای قطعی قبلی را نقض و رسیدگی مجدد اعم از شکلی و ماهوی بعمل می آورند و رای مقتضی صادر می نمایند.

✅ حقوق جزا نکته 873

پاره کردن پرده گوش، موجب ارش است و اگر در اثر آن حس شنوایی نیز از بین برود یا نقصان پیدا کند، دیه آن نیز باید پرداخت شود.

✅ حقوق جزا نکته 874

از ین بردن دو لب، دیه کامل و هر یک، نصف دیه کامل دارد و دیه از بین بردن مقداری از لب به نسبت تمام لب محاسبه می شود.

✅اصول فقه نکته 545

نسبت منطقی بین مشتق اصولی و مشتق ادبی، عموم و خصوص من وجه است.

✅اصول فقه نکته546

1-استعمال لفظ مجرم در مورد متهم پیش از اثبات جرم: استعمال صحیح و از نوع مجاز.

2-استعمال لفظ اقرار در مورد ادعا: استعمال غلط

3-استعمال لفظ صداق در مورد مهریه: استعمال صحیح و حقیقت.

4-استعمال لفظ صداق در مورد کابین: استعمال صحیح و حقیقت.

5-استعمال لفظ قانون در مورد بخشنامه های دولتی: استعمال صحیح و مجاز.

6-استعمال لفظ کلاهبردار در مورد کسی که قبلاً کلاهبرداری کرده است: استعمال صحیح و حقیقت.

7-استعمال لفظ طلاق در مورد فسخ نکاح: استعمال غلط.

8-استعمال لفظ بیِّنه در مورد دو شاهد عادل: استعمال صحیح و حقیقت.

9-استعمال لفظ رئیس در مورد کسی که قبلاً ریاست داشته است: استعمال صحیح و مجاز.

10-استعمال لفظ کارگر در مورد کارمند: استعمال صحیح و مجاز.

11-استعمال لفظ دانش آموز در مورد محصلی که فعلاً در تعطیلات به سر می برد: استعمال صحیح و حقیقت.

12-استعمال لفظ زوجه در مورد زوجه منقطعه: استعمال صحیح و حقیقت.

13-استعمال لفظ پدر در مورد کسی که در آینده ممکن است فرزندی داشته باشد: استعمال صحیح و مجاز.

✅حقوق تجارت نکته 873

ظهرنویس به همراه سایر امضاکنندگان در مقابل دارنده سند مسئولیت تضامنی دارد اما ضامن فقط با مضمون عنه خود مسئولیت تضامنی دارد

✅حقوق تجارت نکته 874

قید ضمانت در امضاء ضامن الزامی نیست.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 873

اعتراض شخص ثالث تنها طریق شکایتی است که مهلت ندارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 874

اعتراض شخص ثالث به دو نوع اصلی و طاری امکان پذیر است.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و إنما یفتقر إلی الإقالۀ (إذا تفرقا من المجلس، أو شرطا عدم الخیار)، فلوکان للمشتری خیار، فسخ به و لم یکن محتاجاً إلیها.

به اقاله نیاز است فقط (در صورتی که طرفین عقد از مجلس متفرق شده باشند یا شرط عدم خیار کرده باشند). پس اگر برای مشتری، حق خیاری باشد به استناد آن خیار، معامله را فسخ می کند و محتاج به اقاله نمی باشد.

✅ (و هل تشرع الإقالۀ فی زمن الخیار، الأقرب نعم) لشمول الأدلۀ له (و لا یکاد یتحقق الفائدۀ) فی الإقالۀ حینئذ (إلا إذا قلنا هی بیع) فیترتب علیها أحکام البیع من الشفعۀ و غیرها، بخلاف الفسخ، أو قلنا: (بأن الإقالۀ من ذی الخیاراسقاط للخیار)، لدلالتها علی الالتزام بالبیع، و إسقاط الخیار لا یختص بلفظ، بل یحصل بکل ما دل علیه، من قولٍ، و فعلٍ و تظهر الفائدۀ حینئذ فیما لو تبین بطلان الإقالۀ فلیس له الفسخ بالخیار.

(آیا  اقاله در زمان خیار، مشروع است؟ نظر نزدیک به صواب این است که بله ]جایز است[) به دلیل شمول ادله مشروعیت اقاله نسبت به این مورد. (و فایده ای) در اقاله در اینصورت (محقق نمی گردد مگر اینکه ما بگوییم اقاله، بیع است) در نتیجه بر اقاله، احکام بیع از ]قبیل[ شفعه و غیر شفعه مترتب می‏شود برخلاف ]اینکه اقاله را[ فسخ ]بدانیم[ یا اینکه ما بگوییم: (اقاله از صاحب خیار، اسقاط خیار او است) زیرا اقاله بر التزام به بیع دلالت دارد، و اینکه اسقاط خیار مختص به لفظ نیست بلکه با هر آنچه که دلالت بر اسقاط خیار کند حاصل می شود از]قبیل[ قول و فعل. ثمره این فرض در آنجا ظاهر می شود که بطلان اقاله]بعد از اینکه اقاله انجام شد[ معلوم شود که در اینصورت برای صاحب خیار ]قبلی[ حق فسخ با استناد به خیار وجود ندارد.

✅ (ویحتمل سقوط خیاره بنفس طلبها مع علمه بالحکم) و الأقوی عدم السقوط فی الحالین، لعدم دلالته علی الالتزام حتی بالالتزام، و یجوز أن یکون مطلوبه من الإقالۀ تحصیل الثواب بها فلا ینافی إمکان فسخه بسبب آخر و هو من أتم الفوائد.

(و محتمل است که اگر]فرد ذوالخیار [درخواست اقاله کند خیار او ساقط می شود مشروط بر اینکه وی به این حکم فقهی علم داشته باشد). قول قویتر این است که خیار ذوالخیار در هیچیک از دو حالت ]حالت صِرف درخواست اقاله و حالت واقع شدن اقاله[ ساقط نمی شود زیرا درخواست یا وقوع اقاله دلالت بر التزام به عقد ندارد حتی به دلالت التزامی. و ممکن است که منظور و هدف از اقاله، تحصیل ثواب با تحقق اقاله باشد پس این امر با ]داشتن خیار و[ امکان فسخ عقد منافاتی ندارد و نفس این امر ]یعنی تحصیل ثواب[ از فوائد بزرگ است.

✅ الرابع – (عدم تزیین المتاع).

چهارم (تزیین نکردن کالا).

✅ الخامس – (ذکر العیب) الموجود فی متاعه (إن کان) فیه عیب ظاهراً کان، أم خفیّاً، للخبر، و لأن ذلک من تمام الإیمان و النّصیحۀ.

پنجم – (ذکر عیب) موجود در کالایش (اگر) در آن عیب ظاهری یا مخفی (باشد). زیرا روایتی در این مورد است و چون این کار ]ناشی[ از کامل بودن ایمان و خیرخواهی است.

✅ السادس – (ترک الحلف علی البیع و الشراء) قال صلی الله علیه و آله وسلم: «ویلٌ للتاجر من لا والله و بلی و الله»، و قال صلی الله علیه و آله و سلم: «من باع و اشتری فلیحفظ خمس خصال و إلا فلایشتری و لایبیع: الربا، و الحلف، و کتمان العیب، و المدح إذا باع، و  الذم إذا اشتری».

(ترک سوگند خوردن در فروش و خرید). پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «وای به حال تاجر بخاطر «لا والله و بلی والله گفتنش». همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند: کسی که فروش و خرید را به عهده می گیرد باید خود را از پنج خصلت حفظ کند ]دور نماید[ و گرنه خرید و فروش نکند: ربا و سوگند خوردن و کتمان عیب و مدح کالای خود در هنگام فروش و ذم کالای دیگران در هنگام خرید.

✅حقوق مدنی نکته  875

درصورتی که مساحت بنا براساس صورت‌مجلس تفکیکی، کمتر یا بیشتر از مقدار مشخص شده در قرارداد باشد، مابه‌التفاوت براساس نرخ مندرج در قرارداد مورد محاسبه قرار خواهد گرفت، لیکن چنانچه مساحت بنا تا پنج درصد (‌۵ %) افزون بر زیربنای مقرر در قرارداد باشد، هیچکدام از طرفین حق فسخ قرارداد را ندارند و در صورتی‌که بیش از پنج درصد (‌۵ %) باشد صرفا خریدار حق فسخ قرارداد را دارد. چنانچه مساحت واحد تحویل‌شده کمتر از نود و پنج درصد (‌٩۵ %) مقدار توافق‌شده باشد، پیش‌خریدار حق فسخ قرارداد را دارد یا می‌تواند خسارت وارده را بر پایه قیمت روز بنا و براساس نظر کارشناسی از پیش‌فروشنده مطالبه کند.

✅حقوق مدنی نکته  876

پیش‌فروشنده در قبال خسارات ناشی از عیب بنا و تجهیزات آن و نیز خسارات ناشی از عدم رعایت ضوابط قانونی، در برابر پیش‌خریدار و اشخاص ثالث مسئول است و باید مسئولیت خود را از این جهت بیمه نماید. چنانچه میزان خسارت وارده بیش از مبلغی باشد که از طریق بیمه پرداخت می‌شود، پیش‌فروشنده ضامن پرداخت مابه‌التفاوت خسارت وارده خواهد بود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 873

آرا قطعی مراجع قضایی(اعم از حقوقی و کیفری) شامل احکام و قرار های دیوان عالی کشور، سازمان قضایی نیروهای مسلح، دادگاه های تجدیدنظر و بدوی، دادسراها و شوراهای حل اختلاف می باشند. آرا شعب دیوان عالی کشور در باب تجویز اعاده دادرسی و نیز دستورهای موقت دادگاه ها، اگر توسط رئیس قوه قضائیه خلاف بیّن شرع تشخیص داده شود مشمول احکام مذکور در فوق می باشند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 874

در صورتی که رئیس دیوان عالی کشور،دادستان کل کشور، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح و یا رئیس کل دادگستری استان در انجام وظایف قانونی خود رأی قطعی اعم از حقوقی یا کیفری را خلاف بیّن شرع تشخیص دهند، می توانند با ذکر مستندات از رئیس قوه قضائیه درخواست تجویز اعاده دادرسی نمایند.مفاد این حکم فقط برای یک بار قابل اعمال است، مگر اینکه خلاف شرع بیّن آن به جهت دیگری باشد.

✅ حقوق جزا نکته 875

حدود لب بالا از نظر عرض، مقداری است که لثه را می پوشاند و به دو روزنه و دیواره بینی متصل و طول آن همان طول دهان است و حدود لب پایین از نظر عرض، مقداری است که لثه را می پوشاند و طول آن همان طول دهان است.حاشیه گونه ها جز لبها محسوب نمی شود.

✅ حقوق جزا نکته 876

قطع و یا از بین بردن تمام زبان گویا موجب دیه کامل است و دیه از بین بردن قسمتی از آن به نسبت گویایی از بین رفته است که با تقسیم تمام دیه به حروف محاسبه می شود.

✅اصول فقه نکته 547

هر نوع طلب و درخواستی را امر نمی گویند. بلکه فقط دستوری که از طرف مافوق به افراد زیر دست یا تحت فرمان صورت می گیرد یا به اصطلاح «طلب عالی از دانی» امر نامیده می شود. تقاضای دو شخص همرتبه از یکدیگر، یا تقاضای شخصی در مرتبه پائین تر از مافوق خود، بر حسب مورد ممکن است استدعا، التماس، تقاضا، خواهش یا درخواست نامیده شود(همان، صص 120 و 121).

✅حقوق تجارت نکته 875

ضمانت الزاماً باید در سند تجاری امضاء شود و اگر امضاء در سند دیگری باشد تابع مقررات حقوق مدنی خواهد بود و فقط زمانی جنبه تضامنی دارد که طرفین بر تضامنی بودن آن تصریح کنند.

✅حقوق تجارت نکته 876

قید تاریخ در ضمانت الزامی نیست

✅آیین دادرسی مدنی نکته 875

اعتراض ثالث در صورتی اصلی است که ثالث به طور مستقل از رای مطلع شده و در صدد اعتراض به آن نزد دادگاه صادر کننده ی رای برآید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 876

اعتراض ثالث طاری در فرضی مطرح می شود که در دعوای بین دو طرف حکمی صادر شده و سپس محکوم له این حکم دعوایی علیه ثالث مطرح کرده و در این دعوا، از حکم صادره در دعوای قبلی به عنوان دلیل علیه ثالث استفاده می کند. خوانده ی دعوای دوم که نسبت به رای استنادی خواهان ثالث محسوب می شود برای دفاع از خویش می تواند به رای استنادی که در دعوای قبلی صادر شده است اعتراض ثالث طاری نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ السابع- (المسامحۀ فیهما، و خصوصاً فی شراء آلات الطاعات).

هفتم – (مسامحه کردن و آسان گرفتن در فروش و خرید و خصوصاً در خرید آلات عبادتها).

✅ الثامن- (تکبیر المشتری ثلاثاً، و تشهده الشهادتین بعد الشراء).

هشتم – (الله اکبر گفتن مشتری سه بار و شهادتین گفتن او بعد از خرید).

✅ التاسع – (أن یقبض ناقصاً، و یدفع راجحاً، نقصاناً و رجحاناً لایؤدی إلی الجهالۀ) بأن یزید کثیراً بحیث یجهل مقداره تقریباً.

نهم – (اینکه کمتر]از مقدار تعیین شده[ بگیرد و بیشتر ]از مقدار تعیین شده[ بدهد، ] به شرط آنکه[ کمی و زیادی منجر به جهالت ]در مقدار عوضین در معامله[ نشود) به این نحو که این عمل ]یعنی کمتر گرفتن و بیشتر دادن[ را به حد کثیری افزایش دهد بگونه ای که مقدار کمی و زیادی تقریباً مجهول شود.

✅ العاشر- (أن لایمدح أحدهما سلعته، و ]لا[یذم سِلعۀ صاحبه ولو ذم سلعۀ نفسه بما لایشمل علی الکذب فلا بأس).

دهم- (اینکه هیچیک از طرفین قرارداد از کالای خود مدح نکند و کالای طرف مقابلش را ذم نکند و اگر کالای خودش را به نحوی که دروغ نباشد نکوهش نماید اشکالی ندارد).

✅ الحادی عشر – (ترک الربح علی المؤمنین إلا مع الحاجۀ فیأخذ منهم نفقۀ یوم) له و لعیاله، (موزعۀ علی المعاملین) فی ذلک الیوم مع انضباطهم.

یازدهم – (ترک سود ]گرفتن [از مومنین، مگر در صورت نیاز، که در این صورت نفقه یک روز) خود و خانواده اش را (بر معامله کنندگان) در آن روز (تقسیم کرده و از ایشان دریافت می کند) به شرط معین بودن مشتریان.

✅ الثانی عشر – (ترک الربح علی الموعود بالإحسان) بأن یقول له: هلمَّ اُحسِن إلیک فیجعل إحسانه الموعود به ترک الربح علیه. قال الصادق علیه السلام: إذا قال الرجل للرجل هلمَّ اُحسِن بیعک، یحرم علیه الربح، و المراد به الکراهۀ المؤکّدۀ.

دوازدهم – (ترک سود ]گرفتن[ از کسی که وعده احسان به او داده است) به این نحو که به او می‏گوید: «نزد من بیا که به تو احسان خواهم کرد» و احسانی را که به او وعده داده است، ترک سود بر او قرار می دهد. امام صادق (ع) فرمودند: «وقتی مردی به مرد دیگر گفت بیا که در بیع با تو احسان می‏نمایم، گرفتن سود بر او حرام است». مراد از این حرمت، کراهت مؤکّد است.

✅ الثالث عشر – (ترک السبق إلی السّوق و التأخّر فیه)، بل یبادر إلی قضاء حاجته و یخرج منه.

سیزدهم – (زودتر از دیگران به بازار نرود و دیرتر از دیگران از بازار برنگردد) بلکه برای برطرف ساختن نیازش به بازار برود و از آنجا خارج شود.

✅ الخامس عشر – (ترک التعرض للکیل، أو الوزن إذا لم یُحسِن) حذراً من الزیادۀ و النقصان المؤدّیَینِ إلی المحرَّم.

پانزدهم – (در صورتی که پیمانه کردن یا وزن کردن را نمی داند عهده دار آن نشود) به دلیل حذر از زیادی و نقصانی که منجر به حرام می شود.

✅ السادس عشر – (ترک الزیادۀ فی السعلۀ وقت النداء) علیها من الدلال، بل یصبر حتی یسکت ثم یزید إن أراد، لقول علی علیه السلام: «إذا نادی المنادی فلیس لک أن تزید، و انما یحرم الزیادۀ النداء، و یحلها السکوت».

شانزدهم – (قیمت کالا را به هنگام فریاد سردادن) قیمت از سوی دلال ]به منظور جلب مشتری[ (افزایش ندهد) بلکه صبر کند تا اینکه دلال ساکت شود سپس اگر خواست قیمت را زیاد کند. چرا که حضرت علی (ع) فرمودند: «وقتی دلال ندا می کند برای تو این حق نیست که قیمت را اضافه کنی، ندا کردن، زیاده قیمت را حرام می گرداند و سکوت، آن را حلال می کند».

✅ السابع عشر – (ترک السوم) و هو الاشتغال بالتجارۀ (ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشمس).

هفدهم – (ترک سوم) سوم، اشتغال به تجارت است (در فاصله طلوع فجر تا طلوع خورشید).

✅ الثامن عشر – (ترک دخول المؤمن فی سَومِ أخیه) المؤمن (بیعاً و شراءً) بأن یطلب ابتیاع الذی یرید أن یشتریه، و یبذل زیادۀ عنه لیقدّمه البائع.

هجدهم – (ترک دخول مومن در معامله برادر) مومنش، (] این معامله[ فروش باشد و ]یا[ خرید). ]دخول در خرید[ به این نحو است که شخصی از فروشنده خریدن جنسی را طلب نماید که دیگری ]قبل از او[ اراده کرده است آن را بخرد و مبلغ زیادتری از آن فرد دیگر بپردازد تا فروشنده او را بر وی مقدم دارد.

✅حقوق مدنی نکته  877

عرصه و اعیان واحد پیش‌فروش شده و نیز اقساط و وجوه وصول و یا تعهدشده بابت آن، قبل از انتقال رسمی واحد پیش‌فروش‌شده به پیش‌خریدار قابل توقیف و تامین به نفع پیش‌فروشنده یا طلبکار او نیست.

✅حقوق مدنی نکته  878

اراضی شهری زمین هایی است که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهرها و شهرک ها قرار گرفته است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 875

هرگاه رای دیوان عالی کشور مبنی بر تجویز اعاده دادرسی باشد، یا طبق رای خلاف بین شرع تشخیص داده شود توسط رئیس قوه قضائیه، اجرای حکم تا صدور حکم مجدد به تعویق می افتد و چنانچه از متهم تامین اخذ نشده و یا تامین منتفی شده باشد یا متناسب نباشد،دادگاهی که پس از تجویز اعاده دادرسی به موضوع رسیدگی می کند، تامین لازم را اخذ می نماید.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 876

در صورتی که مجازات مندرج در حکم، از نوع مجازات سالب حیات یا سایر مجازاتهای بدنی یا قلع و قمع بنا باشد شعبه دیوان عالی کشور با وصول تقاضای اعاده دادرسی قبل از اتخاذ تصمیم درباره تقاضا،دستور توقف اجرای حکم را می دهد.

✅ حقوق جزا نکته 877

دیه از بین بردن ادای هر حرف با توجه به حروف زبان تکلم مجنی علیه تعیین می شود انند اینکه از بین بردن قدرت ادای یک حرف شخص فارسی زبان، یک سی و دوم دیه کامل است.

✅ حقوق جزا نکته 878

شخصی که دارای لکنت زبان است و یا به کندی یا تندی سخن می گوید یا برخی از حروف را نمی تواند تلفظ کند، گویا محسوب می شود.

✅اصول فقه نکته 548

در حقوق، امر با ماده امر و صیغه امر در ادبیات (فعل امر) نداریم؛ امر در مواد قانونی به صورت جمله خبری گفته می شود. البته خبر در مقام انشاء و نه صرف خبر. یعنی در ظاهر، جمله خبری است ولی در واقع حاکی از انشاء(ایجاد و خلق کردن) طلب فعل و دستور انجام کار می باشد. امر در قالب جمله خبریه در مقام انشاء، آکِد در افاده معنای وجوب و به تعبیر دیگر، آکِد در بعث است.

✅حقوق تجارت نکته 877

در صورت مجهول بودن تاریخ ضمانت تاریخ به سه حالت قابل تعیین است⇩

1-  تاریخ امضاء مضمون عنه، تاریخ ضمانت است البته این حالت در صورتی است که مضمون عنه مشخص باشد.

2-  در صورت مشخص نبودن مضمون عنه، دادگاه با توجه به اوضاع و احوال تاریخ را مشخص می¬کند.

3-  تاریخ صدور برات، تاریخ ضمانت قلمداد می شود.

✅حقوق تجارت نکته 878

ضمانت می تواند مشروط یا مطلق باشد یا نسبت به قسمتی از وجه برات.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 877

اعتراض ثالث اصلی با تقدیم دادخواست به دادگاه صادر کننده ی رای و به طرفیت محکوم له و محکوم علیه رای مزبور صورت می گیرد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 878

اعتراض ثالث طاری بدون نیاز به تقدیم دادخواست نزد دادگاهی مطرح می شود که دعوا در آن تحت رسیدگی است و رای مورد اعتراض در آن به عنوان دلیل مورد استناد واقع شده است.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ أو یبذل للمشتری متاعاً غیر ما اتفق هو و البائع علیه، لقول النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «لا یسوم الرجل علی سوم أخیه» و هو خبر معناه النهی، و من ثَمّ قیل: بالتحریم، لأنه الأصل فی النهی.

یا ]دخول در فروش به این نحو است که[ شخصی به مشتری کالایی غیر از آنچه مشتری و بایع برآن اتفاق نظر پیدا کرده بودند بدهد. ]تا بدین طریق مشتری کالای آن شخص را بخرد نه کالای بایع[. علت ترک دخول مومن در معامله برادر دینی اش سخن نبی اکرم (ص) است که فرمودند: «کسی در مورد معامله برادرش، وارد معامله نشود». این حدیث که ]ظاهرش[ حالت اخباری دارد ولی در معنای نهی است و از این رو برخی در خصوص دخول در معامله برادر مومن قائل به تحریم شده اند زیرا اصل در نهی، حرمت است.

✅ و إنما یکره، أو یحرم (بعد التراضی، أو قربه) فلو ظهر له ما یدل علی عدمه فلا کراهۀ و لاتحریم.

این عمل فقط وقتی مکروه یا حرام است که (بعد از تراضی طرفین یا در شُرُف تحقق تراضی طرفین ]و قبل از ذکر  ایجاب و قبول[ واقع شود) لذا اگر برای او امری ظاهر شود که دلالت بر عدم تراضی یا در شرف تراضی بودن طرفین بکند، دخول در آن مکروه و حرام نیست.

✅ (و لو کان السوم بین اثنین) سواء دخل أحدهما علی النهی، أم لا بأن ابتَدئا فیه معاً قبل محل النهی (لم یجعل نفسه بدلا من أحدهما) لصدق الدخول فی السوم.

(و اگر معامله بین دو نفر باشد) خواه دخول یکی از آن دو با وجود نهی صورت گرفته یا چنین نباشد مثل اینکه هر دو با هم اقدام بر معامله نموده باشند بدون اینکه محل نهی فرا رسیده باشد (نباید شخص دیگر خود را بجای یکی از آن دو قرار دهد) زیرا دخول در معامله در اینجا صدق می کند.

✅ (ولا کراهۀ فیما یکون فی الدِلالۀ)، لأنها موضوعۀ عرفاً لطلب الزیادۀ مادام الدّلّال یطلبها، فاذا حصل الاتفاق بین الدّلّال و الغریم تعلقت الکراهۀ.

(و وارد شدن در معامله ای که دلال در حال دلالی آن است کراهت ندارد) زیرا دلالی عرفاً برای طلب زیادی ]یعنی سود بیشتر[ وضع شده است، البته تا زمانی که دلال طلب زیادی کند. بنابراین اگر دلال و مشتری بر مبلغی توافق کردند، ]به دخول در این معامله[ حکم کراهت تعلق می گیرد.

✅(و فی کراهۀ طلب المشتری من بعض الطالبین الترک له نظر ولا کراهیۀ فی ترک الملتَمس منه)، لانه قضاء حاجۀ لأخیه، و ربما استحبت إجابته لوکان مؤمناً، و یحتمل الکراهۀ لو قلنا بکراهۀ طلبه، لإعانته له علی فعل المکروه.

(و در کراهت داشتن اینکه مشتری از برخی از طالبین کالا بخواهد که معامله را بخاطر او ترک کنند نظر و تأمل است و ترک معامله توسط کسی که این کار از او خواسته شده است کراهت ندارد) زیرا این عمل تامین نیاز برادرش است و چه بسا اگر درخواست کننده مومن باشد اجابت تقاضای او مستحب باشد. البته اگر طلب ترک معامله از مشتری را مکروه بدانیم احتمال دارد ]بگوییم که[ ترک معامله توسط کسی که از او درخواست شده نیز مکروه است به دلیل یاری کردن و معاونت درخواست شونده نسبت به درخواست کننده برانجام عمل مکروه.

✅ التاسع عشر – (ترک توکل حاضر لباد) و هو الغریب الجالب للبلد و إن کان قرویا، قال النبی صلی الله علیه و آله: «لا یتوکل حاضر لبادٍ، دعوا الناس یرزق الله بعضهم من بعض»، و حمل بعضهم النهی علی التحریم و هو حسن لو صح الحدیث، و إلا فالکراهۀ أوجَه، للتسامح فی دلیلها.

نوزدهم – (شهرنشین برای بادیه نشین، وکالت ]در معامله[ را نپذیرد). و بادیه نشین فرد غریبی است که به شهر آمده باشد اگرچه روستایی باشد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «شهرنشین نباید از روستایی وکالت کند مردم را به حال خود بگذارید خداوند بعضی را توسط بعضی دیگر روزی می دهد». برخی از فقها این نهی را بر تحریم حمل کرده اند و این برداشت آنان درست است اگر ]سند[ حدیث صحیح باشد وگرنه حکم به کراهت موجه تر است زیرا در ادلّه سنن تسامح وجود دارد.

✅ و شرطه ابتداء الحضری به، فلو التمسه منه الغریبُ فلا بأس به، و جَهلُ الغریب بسعر البلد، فلو علم به لم یُکره، بل کانت مساعدته محضَ الخیر، ولو باع مع النهی انعقد و ان قیل بتحریمه، و لا بأس بشراء البلدی له، للأصل.

شرط حکم کراهت، این است که ابتدا شهری درخواست وکیل شدن نماید. پس اگر فرد غریب از او چنین چیزی را بخواهد اشکالی ندارد. ]کراهت داشتن عمل، شرط دیگری هم دارد و آن[ آگاه نبودن روستایی به نرخ کالا در شهر است لذا اگر به آن آگاه باشد وکالت شهری از روستایی مکروه نیست بلکه مساعدت او سراسر خیر است. و اگر در صورت نهی از چنین عملی، ]شهری وکیل روستایی شود و کالایش را[ بفروشد ]معامله صحیحاً[ منعقد می شود اگر چه برخی قائل به تحریم آن شده اند. خرید کالا ]توسط[ شهری برای روستایی اشکالی ندارد، به دلیل اصل ]عدم کراهت یا عدم حرمت[.

✅ حقوق مدنی نکته 879

اراضی موات شهری زمین هایی است که سابقه عمران و احیا نداشته باشد.

زمینهای مواتی که علیرغم مقررات قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری بدون مجوز قانونی از تاریخ 5/4/1358 به بعد احیا شده باشد همچنان در اختیار دولت می باشد.

✅ حقوق مدنی نکته 880

اراضی بایر شهری زمینهایی است که سابقه عمران و احیا داشته و به تدریج به حالت موات برگشته اعم از آن که صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 879

پس از شروع به محاکمه جدید، هرگاه ادله ای که اقامه شده قوی باشد، قرار توقف آثار و تبعات حکم اولی، فوری صادر می شود و دادرسی مطابق قانون انجام می گیرد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 880

هرگاه دادگاه پس از رسیدگی ماهوی، درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد، حکم مورد اعاده دادرسی را نقض و حکم مقتضی صادر می کند.در صورتی که درخواست اعاده دادرسی راجع به قسمتی از حکم باشد، فقط همان قسمت نقض یا اصلاح می شود.حکم دادگاه از حیث تجدیدنظر یا فرجام خواهی تابع مقررات مربوط است.

✅ حقوق جزا نکته 879

قطع و از بین بردن تمام زبان لال موجب یک سوم دیه کامل است و از بین بردن مقداری از آن، موجب همان مقدار دیه به نسبت مساحت تمام زبان است.

✅ حقوق جزا نکته 880

لال اعم از مادرزادی و عارضی است لکن کسی که به واسطه عارضه ای به طور موقت قادر به سخن گفتن نیست، گویا محسوب می شود.

✅ اصول فقه نکته 549

مشهور اصولیان معتقدند که امر بر وجوب و الزام دلالت می کند؛ به عبارت دیگر ظاهر «امر» آن است که آمر به طور الزامی انجام کار مورد نظر را از مأمور خواسته و راضی به ترک آن نیست؛ پس صیغه امر ظاهر در وجوب است و اگر گوینده منظور دیگری داشته باشد، باید با آوردن قرینه آن را بفهماند.

✅ حقوق تجارت نکته 879

ضامن می تواند مسئولیت خود را محدود به ضمانت در مقابل دارنده فعلی نماید یا این¬که مسئولیت خود را محدود به قبولی برات نماید.

✅ حقوق تجارت نکته 880

توجه داشته باشید: مسئولیت ضامن مشابه با مسئولیت مضمون عنه است و حق مراجعه به ضامن در حدود حق مراجعه به مضمون عنه می باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 879

در صورتی که این دادگاه از حیث درجه پایین تر از دادگاه صادر کننده ی رای مورد اعتراض باشد، اعتراض با تقدیم دادخواست نزد دادگاه صادر کننده ی رای به عمل می آید و اگر دادگاه دوم تشخیص دهد که نتیجه ی اعتراض در رسیدگی به دعوا موثر است، این رسیدگی تا حصول نتیجه ی اعتراض با صدور قرار اناطه به تأخیر می افتد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 880

 در فرضی که درجه دادگاه صادر کننده ی رای مورد اعتراض ثالث طاری بالاتر از دادگاه رسیدگی کننده به دعوایی است که رای مورد اعتراض در آن به عنوان دلیلی مورد استناد قرار گرفته است، مهلت تقدیم دادخواست 20 روز است که در صورت عدم تقدیم دادخواست ظرف مهلت مقرر رسیدگی به دعوای دوم ادامه خواهد یافت.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ العشرون – (ترک التلقی للرکبان) و هو الخروج إلی الرکب القاصد إلی بلد للبیع علیهم، أو الشراء منهم، (وحدُّه أربعۀ فراسخ) فما دون، فلا یکره ما زاد، لأنه سفر للتجارۀ.

بیستم – (به پیشواز قافله ها نرود) تلقی رکبان عبارت است از خروج از شهر به سوی قافله ای که قصد دارد به شهر بیاید برای فروش کالا به شهرنشینان  یا خرید کالا از ایشان. (وحد آن چهار فرسنگ) و کمتر از آن (است) لذا سفر بیشتر از  این مقدار، کراهت ندارد زیرا آن، سفر برای تجارت می باشد.

✅ و انما یُکره (إذا قصد الخروج لأجله)، فلو اتفق مصادفۀ الرَکب فی خروجه لغرض لم یکن به بأس، (و مع جهل البائع، أو المشتری القادم بالسعر) فی البلد، فلو علم به لم یُکره.

این عمل فقط(وقتی) مکروه است (که خروج از شهر بخاطر پیشواز قافله باشد و فروشنده یا مشتری – که به طرف شهر می آید- به قیمتِ) کالا در شهر (جاهل باشد). لذا اگر خارج  شدن او برای هدفی دیگر باشد و بصورت تصادفی با قافله روبرو گردد اشکالی ندارد. ]و همچنین[ اگر فروشنده یا مشتری به قیمت کالا آگاه باشد، کراهت ندارد.

✅ (و) کذا ینبغی (ترک شراء ما یُتلقی) ممن اشتراه من الرکب بالشرائط و من ترتبت یده علی یده و إن ترامی، لقول الصادق علیه السلام «لاتلقِ و لاتشتر ما یُتلقی و لاتأکل منه»، و ذهب جماعۀ إلی التحریم، لظاهر النهی فی هذه الأخبار.

(و) همچنین سزاوار است (ترک خریدن کالایی که از راه تلقی رکبان بدست آمده است) ]ترک خریدن[ از کسی که آن را از قافله با وجود شرایط ]لازم در تحقق کراهت[، خریده است و ]ترک خریدن[ از کسی که ید او برید قبلی مترتب شده ]یعنی کسی که  بعنوان دست بعدی کالا را از خریدار اول، خریده است[ اگرچه کالا دست به دست بگردد ]و مکروه است که از دستان بعدی نیز کالا خریده شود[. زیرا امام صادق (ع) فرمودند: «به پیشواز  قافله ها نرو و آنچه از این راه بدست آمده را خریداری نکن و از آن مصرف نکن». جمعی از فقها با توجه به ظاهر نهی در این روایات ]که مقتضی حرمت عمل است[ به حرام بودن چنین عملی نظر داده اند.

✅ و علی القولین یصح البیع، (ولا خیار للبائع و المشتری إلا مع الغبن) فیتخیر المغبون علی الفور فی الأقوی.

و بنابر هر دو قول، بیع صحیح است (و برای فروشنده و مشتری، خیاری وجود ندارد مگر در صورت غبن). در این صورت بنابر قول قویتر، مغبون حق خیار ]غبن[ به صورت فوری دارد.

✅ الحادی و العشرون – (ترک الحُکرۀ) بالضم و هو جمع الطعام و حبسه یتربص به الغلاء، و الأقوی تحریمه مع حاجۀ الناس إلیه، لصحۀ الخبر بالنهی عنه عن النبی صلی الله علیه و آله: «و أنه لا یحتکر الطعام إلا خاطیء و أنه ملعون»

بیست و یکم – (ترک احتکار) لفظ «حُکرۀ» به ضم عبارت است از جمع آوری طعام و نگهداری آن با انتظار کشیدن افزایش قیمت بواسطه این کار. قول قویتر حرمت این عمل است در صورتی که مردم به آن طعام نیاز داشته باشند. زیرا روایتی که از رسول اکرم (ص) وارد شده و در آن از احتکار نهی کرده اند، صحیح می باشد به این مضمون: « غذای مردم را جز فرد خطاکار احتکار نمی کند و محتکر ملعون است».

✅ و إنما تثبت الحکرۀ (فی) سبعۀ أشیاء (الحنطۀ و الشعیر و التمر و الزبیب و السَّمن و الزیت و الملح)، و إنما یُکره إذا وجد باذل غیره یکتفی به الناس، (ولو لم یوجد غیره وجب البیع) مع الحاجۀ.

و احتکار فقط (در) هفت چیز ثابت است: (گندم و جو و خرما و کشمش و روغن و روغن زیتون و نمک). حکم کراهت تنها در صورتی است که غیر از محتکر، توزیع کننده دیگری که مردم بتوانند به او اکتفا کنند وجود داشته باشد (و اگر ]چنین فردی[ غیر از محتکر موجود نباشد بیع کالا ]بر محتکر([در صورت نیاز مردم (واجب می شود).

✅(و یسعَّر) علیه حیث یجب علیه البیع (إن أجحف) فی الثمن لما فیه من الإضرار المنفی، (و إلا فلا)، و لایجوز التسعیر فی الرخص مع عدم الحاجۀ قطعاً.

(و) بر کالای محتکر در جایی که بیع بر او واجب می شود (قیمت گذاری می شود ]البته[ اگر) در ثمن کالا (اجحاف نماید). زیرا در این کار ضرر است که ]با توجه به قاعده لاضرر، حکم ضرری در دین اسلام[ نفی شده است (و الا ]اگر در تعیین ثمن اجحاف ننماید[ بر کالای او قیمت گذاری نمی شود). و در حالت فراوانی و ارزانی اجناس، در صورتی که مردم به آن نیاز نداشته باشند قطعاً جایز نیست بر اجناس محتکر قیمت گذاری می شود.

✅ حقوق مدنی نکته 881

اراضی دایر زمین هایی است که آن را احیا و آباد نموده اند و در حال حاضر دایر و مورد بهره برداری مالک است زمین های دایر مشمول این قانون صرفا اراضی کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیر محصور می باشد.

✅ حقوق مدنی نکته 882

کلیه اراضی بایر شهری که صاحب مشخصی نداشته باشد در اختیار ولی فقیه می باشد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 881

هرگاه شاکی یا مدعی خصوصی در جرایم غیر قابل گذشت، پس از قطعی شدن حکم از شکایت خود صرفنظر کند، محکوم علیه می تواند از دادگاه صادرکننده حکم قطعی،درخواست کند در میزان مجازات او تجدیدنظر شود.در این صورت، دادگاه به درخواست محکوم علیه در وقت فوق العاده و با حضور دادستان یا نماینده او با رعایت مقررات ماده (300)ق.ا.د.ک رسیدگی می کند و مجازات را در صورت اقتضا در حدود قانون تخفیف می دهد یا به مجازاتی که مناسبتر به حال محکوم علیه باشد، تبدیل می کند.این رای قطعی است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 882

اجرای احکام کیفری بر عهده دادستان است و «معاونت اجرای احکام کیفری» تحت ریاست و نظارت وی در مناطقی که رئیس قوه قضائیه تشخیص می دهد، در دادسرای عمومی عهده دار این وظیفه است.

✅ حقوق جزا نکته 881

دندان های اضافی به هر نام که باشد و به هر نحو که روییده باشد اگر در کندن آنها نقصی حاصل شود، ارش ثابت می گردد و اگر هیچگونه نقصی حاصل نشود ارش نیز ندارد.

✅ حقوق جزا نکته 882

هرگاه در مورد اینکه دندان کنده شده اصلی است یا زائد،تردید وجود داشته باشد و با رجوع به کارشناس، زائد یا اصلی بودن آن مشخص نشود، اقل الامرین از دیه دندان اصلی و ارش دندان زائد پرداخت می شود.

✅ اصول فقه نکته 550

مشهور اصولین معتقدند که روش های امر کردن نه بر مره دلالت دارند و نه بر تکرار ، بلکه تنها بر لزوم انجام عمل دلالت دارند. به بیان دیگر، نهایت چیزی که از روش های امر کردن استفاده می شود، دستور و فرمان به انجام دادن عمل است و لزوم تکرار آن یا کفایت یکبار را باید از قرائن و ادله دیگر فهمید.اگر هیچ قرینه ای بر مرّه یا تکرار وجود نداشته باشد، یک بار انجام مامورٌبه کافی است و تکلیف ساقط می شود.

✅ حقوق تجارت نکته 881

اگر مضمون عنهِ ضامن، براتگیر یا صادرکننده برات باشد همچنان که برای مراجعه به آن ها رعایت مواعد شرط نیست برای مراجعه به ضامن نیز رعایت مواعد شرط نیست اما چنان چه ضامن، ضامنِ ظهرنویس باشد چون برای مراجعه به ظهرنویس رعایت مواعد شرط است برای مراجعه به ضامن او نیز رعایت مواعد شرط است.

✅ حقوق تجارت نکته 882

 رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور ⤆ مهلت یک سال مقرر در ماده 286 قانون تجارت جهت استفاده از حقی که ماده 249 این قانون برای دارنده برات یا سفته منظور داشته، در مورد ظهرنویس به معنای مصطلح کلمه بوده و ناظر به شخصی که ظهر سفته را به عنوان ضامن امضاء نموده است نمی باشد زیرا با توجه به طبع ضمان و مسئولیت ضامن در هر صورت(بنا بر قول ضم ذمه به ذمه یا نقل آن) در قبال دارنده سفته با برات، محدودیت مذکور در ماده 286 قانون تجارت در مورد ضامن مورد ندارد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 881

 اعاده ی دادرسی یک طریقه شکایت عدولی و فوق العاده است که در نزد دادگاه صادرکننده حکم مورد رسیدگی واقع می شود.

آیین دادرسی مدنی نکته 882

اعاده ی دادرسی مختص احکام است و نسبت به قرارها قابل اعمال نیست.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و الأقوی أنه مع الإجحاف حیث یؤمر به لا یُسعَّر علیه أیضاً، بل یؤمر بالنزول عن المجحَف و إن کان فی معنی التسعیر، إلا أنه لایُحصر فی قدر خاص.

اقوی این است که در صورت اجحاف در تعیین قیمت کالا، در جایی که او به فروش کالا امر می‏شود نیز نباید بر کالایش قیمت گذاری شود؛ بلکه محتکر به پایین آوردن قیمت از حد قیمت اجحاف شده، امر می شود اگرچه این کار به منزله قیمت گذاری است اما ] در اینجا[ قیمت در اندازه خاصی، محصور و مشخص نمی شود.

✅ الثانی و العشرون – (ترک الربا فی المعدود علی الأقوی)، للأخبار الصحیحۀ الدالۀ علی اختصاصه بالمکیل و الموزون، و قیل: یحرم فیه أیضاً، استناداً إلی روایۀ ظاهرۀ فی الکراهۀ، (وکذا فــــی النسیئۀ) فی الربوی، (مع اختلاف الجنس) کالتمر بالزبیب، و إنما کره فیه، للأخبار الدالۀ علی النهی عنه، إلا أنها فی الکراهۀ أظهر، لقوله صلی الله علیه و آله: «إذا اختلف الجنس فبیعوا کیف شئتم»

بیست و دوم- (ترک ربا در کالای شمارشی بنابر نظر قویتر)، به دلیل روایات صحیحه که دلالت  بر اختصاص ربا به اموال مکیل و موزون دارد. و برخی گفته اند: درکالای شمارشی نیز ربا حرام است  با استناد به روایتی که ظهور در کــراهت دارد. (و همچنین ]ترک ربا[ در بیع) کالاهایی که ربا در آنها راه دارد (بصورت نسیه و به شرط اختلاف جنس) مانند خرما در مقابل کشمش. و کراهت ربا در آن، فقط به دلیل روایات دلالت کننده بر نهی از آن است اما این روایات در کراهت ظهور بیشتری]از حرمت[ دارد. زیرا پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «وقتی جنس عوضین اختلاف داشته باشد هر طور که می خواهید بفروشید».

✅الثالث و العشرون – (ترک نسبۀ الربح و الوضیعۀ إلی رأس المال) بأن یقول: بعتک بمائۀ و ربح المائۀ عشرۀ، أو وضعیتها، للنهی عنه و لانه بصورۀ الربا و قیل: یحرم عملاً بظاهر النهی، و ترک نسبته کذلک أن یقول: بعتک بکذا، و ربح کذا، أو وضیعته.

بیست و سوم – (ترک نسبت سود و زیان به سرمایه) به این نحو که بگوید: این کالا را در مقابل صد درهم به تو فروختم و سود صد درهم، ده درهم است یا زیان صد درهم، ده درهم است. زیرا از چنین معامله ای نهی شده است و همچنین به این دلیل که شکل ربا را دارد. و برخی گفته اند: این معامله حرام است به دلیل عمل به ظاهر نهی ]که مقتضی حرمت است[. ترک نسبت سود و زیان به سرمایه به این نحو است که بگوید: این کالا را در مقابل فلان ثمن به تو فروختم و فلان مقدار سود یا زیان آن است.

✅الرابع و العشرون – (ترک بیع ما لایقبض مما یکال، أو یوزن)، للنهی عنه فی أخبار صحیحۀ حُمِلَت علی الکراهۀ، جمعاً بینها، و بین ما دل علی الجواز و الأقوی التحریم، وفاقاً للشیخ رحمه الله فی المبسوط مدعیاً الإجماع، و العلامه رحمه الله فی التذکرۀ و الإرشاد، لضعف روایات الجواز المقتضیۀ لحمل النهی فی الأخبار الصحیحۀ علی غیر ظاهره.

بیست و چهارم – (ترک کردن فروش کالای مکیل یا موزون در صورتی که قبض نشده باشد) به دلیل نهی از این عمل در روایات صحیح که این نهی حمل بر کراهت می شود. زیرا جمع بین این روایات و روایاتی که دلالت بر جواز این بیع دارد مقتضی حکم کراهت است. ولی قول قویتر، تحریم آن است، که موافق قول شیخ طوسی رحمه الله در کتاب مبسوط است که ایشان ادعای اجماع بر این قول کرده و همچنین موافق قول علامه حلی رحمه الله در کتاب تذکره و ارشاد است. زیرا روایات جواز- که مقتضی حمل نهی در روایات  صحیحه بر معنای غیر  ظاهر آن ]یعنی کراهت[ است – ضعیف می باشد ]لذا باید نهی در روایات را بر معنای ظاهری آن یعنی حرمت حمل کرد[.

✅(والحمل یدخل) فی بیع الحامل (مع الشرط) أی شرط دخوله لابدونه فی أصح القولین، للمغایَرۀ کالثمرۀ.

در فروش حامله (حمل او نیز داخل در مبیع است در صورتیکه شرط شده باشد) یعنی شرط دخول حمل در مبیع شده باشد نه بدون شرط بنابر قول صحیحتر از دو قول موجود در مساله. زیرا بین حمل و حامله مغایرت و جدایی وجود دارد ]و فروش حامله، متضمن فروش حمل نمی باشد[ همانند ]تغایر و جدایی درخت و[ ثمره آن.

✅ حقوق مدنی نکته 883

تشخیص عمران و احیا و تاسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات به عهده وزارت مسکن و شهرسازی است این تشخیص قابل اعتراض در دادگاه صالحه می باشد.

دادگاه نسبت به اعتراض خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی رسیدگی کرده و حکم لازم خواهد داد، اعتراض به تشخیص وزارت مسکن و شهرسازی در دادگاه مانع از اجرای مواد این قانون نمی گردد.

✅ حقوق مدنی نکته 884

زمینهای موات شهری اعم از آنکه در اختیار اشخاص یا بنیادها و نهادهای انقلابی دولتی و یا غیر دولتی باشد در اختیار دولت جمهوری اسلامی است و اسناد و مدارک مالکیت گذشته ارزش قانونی ندارد. ادارات ثبت اسناد و املاک مکلفند به درخواست وزارت مسکن و شهرسازی اسناد آن ها را به نام دولت صادر نمایند مگر آنکه از تاریخ 1357/11/22 توسط دولت واگذار شده باشد.

اسناد مالکیت زمینهای مواتی که در وثیقه می باشند و به موجب قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری و قانون اراضی شهری مصوب ۱۳۶۰ و این قانون به اختیار دولت درآمده و یا در می آیند آزاد تلقی    می شوند و غیر از مطالبات اشخاص ناشی از فروش آن گونه اراضی که منتفی می گردد مطالبات دیگر وسیله طلبکار از سایر اموال بدهکار وصول خواهد شد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 883

معاونت اجرای احکام کیفری، می تواند در صورت ضرورت دارای واحد یا واحدهای تخصصی برای اجرای احکام باشد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 884

در حوزه قضایی بخش، اجرای احکام کیفری به عهده رئیس دادگاه و در غیاب وی با دادرسی علی البدل است.

✅ حقوق جزا نکته 883

هرگاه دندان های اصلی دائمی از بیست و هشت عدد کمتر باشد به عمان نسبت از دیه کامل کاهش می یابد خواه خلقتا کمتر باشد یا در اثر عارضه ای کم شده باشد.

✅ حقوق جزا نکته 884

در میزان دیه تفاوتی میان دندان هایی که رنگهای گوناگون دارند،وجود ندارند و اگر دندانی در اثر جنایت،سیاه شود و نیوفتد دیه آن دو سوم دیه همان دندان است و دیه دندانی که قبلا سیاه شده است،یک سوم دیه همان دندان است.

✅ اصول فقه نکته 551

مشهور اصولین معتقدند که روش های امر کردن نه بر فور دلالت دارند و نه بر تراخی؛ بلکه تنها طلب انجام عمل را بیان می کند و فوریت یا تاخیر را باید با کمک قرائن خارجی فهمید، بنابراین در هر مورد باید به قرائن لفظی و غیرلفظی توجه کرد.

اگر در موردی، هیچ قرینه ای نباشد، یعنی امر به صورت مطلق بیان شده و هیچ قرینه ای بر لزوم فوریت یا جواز تاخیر وجود نداشته باشد، به عقیده اصولیان در چنین مواردی، تاخیر در انجام عمل جایز است. مقتضای اصول لفظی و اصل برائت این است که هیچ قیدی زائد بر انجام مامورٌبه واجب نیست. پس مامور می تواند انجام مامورٌبه را به تاخیر بیندازد و تعجیل و فوریت در آن شرط نیست.

✅ حقوق  تجارت نکته 883

سقوط دین مضمون عنه ⇦ بری الذمه شدن ضامن را در پی خواهد داشت. اما عدم اهلیت یا نداشتن رضا در مضمون عنه که باعث رفع مسئولیت او خواهد بود ⇦تأثیری در مسئولیت ضامن نخواهد داشت.

✅ حقوق تجارت نکته 884

کسی که در برات به عنوان ضامن دخالت کرده وقتی مسئول است که دارنده سند به براتگیر قبول کننده مراجعه کرده و پرداخت صورت نگرفته باشد نه این که دارنده ابتدا باید به مضمون عنه مراجعه کند به عبارت دیگر⇩

رجوع به ضامن مستلزم رجوع به مضمون عنه نیست.

به این ترتیب ⎈⎈ حق مراجعه دارنده برات به ضامنِ ظهرنویس⍇ منوط به عدم تأدیه وجه از سوی محال علیه.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 883

 درخواست اعاده ی دادرسی فقط نسبت به احکام قطعی امکان پذیر است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 884

جهات اعاده ی دادرسی عبارتند از:

  • صدور حکم به چیزی غیر از خواسته.

  • صدور حکم به بیش از میزان خواسته.

  • وجود تضاد در مفاد حکم.

  • صدور احکام مغایر در دعوای واحد توسط دادگاه واحد.

  • اثبات حیله و تقلب طرف مقابل که در حکم دادگاه موثر بوده است.

  • اثبات جعلیت سندی که مبنای صدور حکم واقع شده است.

  • بدست آمدن اسناد و مدارکی که دلیل بر حقانیت متقاضی بوده، در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار او نبوده اند.

  • تشخیص رئیس قوه قضاییه مبنی بر مخالفت بین حکم قطعی با شرع.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ القائل بدخوله مطلقا ینظر إلی أنه کالجزء من الأم، و فرَّع علیه عدم جواز استثنائه کما لایجوز استثناء الجزء المعین من الحیوان.

و کسی که در فروش مبیعِ حامله، بصورت مطلق ] چه شرط دخول حمل شده و چه نشده باشد[ قائل به دخول حمل در مبیع می باشد نظر به این نکته دارد که حمل مانند جزیی از مادر است ]و جدا کردن جزء مبیع از خود مبیع صحیح نیست[ و براساس این سخن، فرع دیگری بیان نموده اند که : استثنای حمل از حیوان حامله در عقد بیع حیوان حامله، جایز نیست همانطور که استثنای جزء معین از حیوان ]مانند دست یا پای او[ در فروش حیوان جایز نیست.

✅ و علی المختار لاتمنع جهالته من دخوله مع الشرط، لأنه تابع.

بنابر قول مختار، در صورت شرط دخول حمل در مبیع]که همان حیوان حامله است[ جهل به اوصاف حمل، مانع از دخول حمل در مبیع نیست. زیرا حمل، ]مقصود اصلی از بیع نیست و[تابعِ حیوانِ حامل است.

✅(ولو شرط فسقط قبل القبض رجع) المشتری من الثمن (بنسبته) لفوات بعض المبیع (بأن یقوَّم حاملاً و مجهضاً) أی مسقطاً لا حائلاً للإختلاف، ومطابقۀ الأول للواقع، و یرجع بنسبۀ التفاوت بین القیمتین من الثمن.

(و اگر شرط دخول حمل در مبیع در فروش حیوان حامله شود و قبل از قبض، حمل سقط گردد) مشتری (به نسبت آن) برای گرفتن ثمن به بایع (رجوع می کند) به دلیل اینکه قسمتی از مبیع از بین رفته است. (به این نحو که حیوان حامله را در حالت حامله بودن و مجهض بودن) یعنی حیوانی که حملش سقط شده (قیمت می کنند) نه اینکه آن را در حالتی قیمت کنند که حامل نیست. زیرا مجهض بودن و حائل بودن حیوان با هم تفاوت دارد و مورد اول ]یعنی مجهض بودن حیوان[ با واقع مطابقت دارد ]یعنی در حال حاضر حیوان مجهض است نه حائل یا غیر باردار[. و ]مشتری بعد از تحصیل دو قیمت و بدست آوردن نسبت تفاوت آن دو[، برای اخذ نسبت تفاوت بین دو قیمت از ثمن به بایع رجوع می کند.

✅(و یجوز ابتیاع جزء مشاع من الحیوان) کالنصف و الثلث، (لامعین) کالرأس و الجلد، و لایکون شریکاً بنسبۀ قیمته علی الأصح، لضعف مستند الحکم بالشرکۀ، و تحققِ الجهالۀ، و عدم القصد إلی الإشاعۀ فیبطل البیع بذلک، إلا أن یکون مذبوحاً، أو یراد ذبحه، فیقوی صحۀ الشرط.

(خریدن جزء مشاع از حیوان) مانند نصف و ثلث (نه ]جزء[ معین) مثل سر و پوست (جایز است) ]و در صورت فروش جزء معین از حیوان[، بنابر نظر صحیحتر مشتری به نسبت قیمت آن جزء، شریک فروشنده نمی شود زیرا مستند حکم به شرکت ضعیف است و جهالت نسبت به اوصاف جزء معین که فروخته شده محقق است و قصد اشاعه از سوی متعاقدین وجود نداشته است لذا بیع بواسطه عوامل فوق باطل است مگر اینکه حیوان ذبح شده باشد یا بخواهند آن را ذبح کنند که در اینصورت ]قول به[ صحت معامله تقویت می شود ]و مشتری مالک جزء معین می شود[.

✅الأولی – (لو حدث فی الحیوان عیب قبل القبض فللمشتری الرد و الأرش)، أما الرد فموضع وفاق، و أما الأرش فهو أصح القولین، لأنه عوض عن جزء فائت، و إذا کانت الجملۀ مضمونۀ علی البائع قبل القبض فکذا أجزاؤها.

مساله اول – (اگر در حیوان قبل از قبض عیبی حادث شود در اینصورت برای مشتری حق رد و ارش می باشد) اما در مورد حق رد، فقها اتفاق نظر دارند و اما جواز ارش، بنابر قول صحیحتر از دو قول موجود در مساله است. زیرا ارش، عوض جزء از بین رفته است، و در صورتی که کل مبیع قبل از قبض مورد ضمان بایع باشد پس اجزای مبیع نیز همین حکم را دارد.

✅ حقوق مدنی نکته 885

کسانی که طبق مدارک مالکیت، از زمین های موات شهری در اختیار داشته اند مشروط بر آنکه از مزایای مواد ۶ یا ۸ قانون اراضی شهری مصوب ۱۳۶۰ استفاده نکرده و مسکن مناسبی نداشته باشند، طبق ضوابط مسکن و شهرسازی در سراسر کشور قطعه و یا قطعاتی جمعا معادل ۱۰۰۰ (هزار) متر مربع در اختیارشان گذاشته می شود تا در مهلت مناسبی که در آیین نامه تعیین خواهد شد عمران و احیا کنند در صورت عدم عمران و احیا بدون عذر موجه اجازه مذکور ساقط و زمین به دولت بازمی گردد.

در مورد کسانی که به تاریخ قبل از قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری مصوب 5/4/1358 با اسناد عادی دارای زمین بوده و در مهلت های تعیین شده قبلی از طرف مراجع مربوطه تشکیل پرونده داده اند و یا در شهرهایی که تاکنون مهلت های مذکور برای تشکیل پرونده اعلام نشده است در صورتی که تاریخ تنظیم سند عادی و صحت معامله از طرف مراجع قضایی ذیصلاح تایید گردد برابر ضوابطی که در آیین نامه اجرایی این قانون تعیین می شود اجازه عمران داده خواهد شد.

✅ حقوق مدنی نکته 886

حريم مقداري از اراضي اطراف چاه، چشمه، يا قنات است كه براي كمال انتفاع از آن ضرورت دارد و تصرف در آن به زيان صاحب حريم ممنوع است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 885

معاونت اجرای احکام کیفری به تعداد لازم قاضی اجرای احکام کیفری، مددکار اجتماعی،مامور اجرا و مامور مراقبتی در اختیار دارد.

آیین دادرسی کیفری نکته 886

قاضی اجرای احکام کیفری باید حداقل سه ساعت سابقه خدمت قضایی داشته باشد.

✅ حقوق جزا نکته 885

در تغییر رنگ دندان،بدون آنکه سیاه شود یا منفعت آن از بین برود، ارش ثابت است و اگر پس از آن شخصی دندان مزبور را بکند، باید دیه کامل همان دندان را بدهد.

✅ حقوق جزا نکته 886

ایجاد یا لق کردن دندان هرگاه در حکم از بین بردن آن باشد،موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است.

✅ اصول فقه نکته 552

1-  امر ابتدائی، ظهور در «وجوب» دارد و حقیقت در وجوب است و اگر امری بر استحباب(نَدب) دلالت کند در معنای مجازی استعمال شده و به قرینه صارفه نیازمند است.

2-  امر بعد از امر، بر «تأکید» وجوب قبلی و امر قبلی دلالت دارد نه بر تأسیس حکم وجوب.

3-  امر بعد از منع(امر عقیب حَظر) بر «ترخیص و رفع ممنوعیت قبلی» دلالت دارد.

✅ حقوق تجارت نکته 885

مبلغ مندرج در برات باید از کسی مطالبه شود که برات را قبول کرده است.

✅ حقوق تجارت نکته 886

پرداخت باید روز وعده یا پس از آن باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 885

صرف اظهارات کذب یک طرف حیله و تقلب محسوب نمی شود. تشخیص و اثبات آن به وسیله ی دادگاه به عمل می آید و این حیله و تقلب باید موثر در حکم دادگاه واقع شده باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 886

ضروری نیست که اسناد و مدارکی که مکتوم بوده به وسیله ی طرف مخفی شده باشد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و کذا) لو حدث (فی زمن الخیار) المختص بالمشتری، أو المشترک بینه و بین البائع، أو غیره، لأن الجملۀ فیه مضمونۀ علی البائع أیضاً.

– (و همچنین است ]یعنی مشتری حق رد و ارش دارد[) اگر عیب (در زمان خیار) مختص به مشتری یا ]خیار[ مشترک بین مشتری و بایع یا ]خیار مشترک بین مشتری و[ غیر بایع ]یعنی شخص ثالث[ حادث شود. زیرا کل مبیع در سه مورد یاد شده نیز مورد ضمان بایع است.

✅ أما لو کان الخیار مختصاً بالبائع، أو مشترکا بینه و بین أجنبی فلا خیار للمشتری. هذا إذا کان التعیُّب من قبل الله تعالی، أو من البائع، و لو کان من أجنبی فللمشتری علیه الأرش خاصۀ و لوکان بتفریط المشتری فلا شیء.

اما اگر خیار، مختص به بایع یا مشترک بین بایع و شخص ثالث باشد برای مشتری حق خیار نیست. این حکم در صورتی است که معیوب شدن مبیع از سوی خداوند متعال یا از جانب بایع باشد. ولی اگر ]معیوب شدن مبیع[ از سوی شخص ثالث باشد مشتری فقط حق گرفتن ارش از شخص ثالث دارد و اگر ]معیوب شدن مبیع[ به سبب تفریط مشتری باشد وی هیچگونه حقی ندارد.

✅ (و کذا) الحکم (فی غیر الحیوان)، بل فی تلف المبیع أجمع، إلا أن الرجوع فیه بمجموع القیمۀ، فإن کان التلف من قبل الله تعالی و الخیار للمشتری و لو بمشارکۀ غیره فالتلف من البائع، و إلا فمن المشتری.

(و همین) حکم (در مورد غیر حیوان هم جاری است)، بلکه حکم مذکور در مورد تلف تمام مبیع هم جاری است اما در مورد تلف تمام مبیع مشتری نسبت به مجموع قیمت به بایع رجوع می کند. پس اگر ]بعد از قبض مبیع[، تلف مبیع از سوی خداوند متعال باشد و خیار هم برای مشتری باشد ولو با مشارکت غیر از او ]یعنی ولو اینکه فرد دیگری چه بایع و چه ثالث در کنار مشتری خیار داشته باشد[ در اینصورت تلف مبیع از کیسه بایع است و در غیر این صورت تلف مبیع از کیسه مشتری می باشد.

✅ إن کان التلف من البائع، أو من أجنبی و للمشتری خیار و اختار الفسخ و الرجوع بالثمن، و إلا رجع علی المتلف بالمثل، أو القیمۀ، و لو کان الخیار للبائع، و المتلف أجنبی، أو المشتری تخیر و رجع علی المتلف.

اگر تلف مبیع از سوی بایع یا ازجانب شخص ثالث باشد و مشتری خیار داشته باشد و بیع را فسخ کند و نسبت به ثمن به بایع رجوع نماید ]که مساله تمام است[ والا ]اگر معامله را فسخ ننماید[ به مُتلِف برای گرفتن مثل یا قیمت رجوع می نماید. و اگر خیار برای بایع باشد و متلف هم شخص ثالث یا مشتری باشد بایع می تواند از حق خیار خود استفاده کرده، و حق رجوع به متلف را نیز دارد.

✅ (الثانیۀ – لو حدث) فی الحیوان (عیب من غیر جهۀ المشتری فی زمن الخیار فله الرد بأصل الخیار)، لأن العیب الحادث غیر مانع منه هنا، لأنه مضمون علی البائع فلا یکون مؤثراً فی رفع الخیار، (و الأقرب جواز الرد بالعیب أیضا،) لکونه مضموناً.

(مساله دوم – اگر) در حیوان (عیبی از غیر ناحیه مشتری در زمان خیار حادث شود در اینصورت برای مشتری حق رد به سبب اصل خیار وجود دارد). زیرا عیب حادث در اینجا مانع از رد نیست، چرا که این عیب مورد ضمان بایع است لذا این عیب در برداشتن خیار تاثیری ندارد. (و نظر نزدیک به صواب، جواز رد به سبب عیب نیز است) زیرا این عیب مورد ضمان ]بایع[ می باشد.

✅ حقوق مدنی نکته 887

از نظر اصولي حريم در زمين موات ايجاد مي شود نه در ملك.

در قانون آب و نحوه ملي شدن آن مصوب 47 حريم در املاك نيز شناخته شده است. رويه قضايي نيز به شناسايي حق حريم در املاك متمايل است.

در قانون توزيع عادلانه آب،‌ مقررات مربوط به حريم چاه و قنات اختصاص به اراضي غير محيات دارد.

✅ حقوق مدنی نکته 888

در قانون قنوات حريم در فرضي كه مالك به حكم قانون ناگزير از فروش ملك خود به عنوان محل چاه مي شود در اراضي غير محيات نيز شناخته شده است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 887

قوه قضائیه به منظور انجام وظایف مددکاران اجتماعی، تشکیلات مناسبی تحت عنوان«مددکاری اجتماعی» را در حوزه قضایی هر شهرستان ایجاد می نماید.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 888

مددکاران اجتماعی از بین فارغ التحصیلان رشته های مددکاری اجتماعی، علوم تربیتی، روانشناسی، جامعه شناسی، جرم شناسی و حقوق استخدام می شوند.

✅ حقوق جزا نکته 887

کندن دندان لق یا ترک خورده که منفعت آن باقی است، موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است.

✅ حقوق جزا نکته 888

کج شدن و خمیدگی گردن در اثر شکستگی در صورت عدم بهبودی و باقی ماندن این حالت موجب دیه کامل و در صورت بهبودی و زوال حالت خمیدگی و کج شدگی موجب ارش است.

✅ اصول فقه نکته 553

حکم تکلیفی حکمی است که بطور مستقیم و بی واسطه مربوط به افعال مکلفین(افراد بالغ و عاقل) است و پنج قسم دارد: وجوب و حرمت(احکام الزامی) و استحباب(نَدب)، کراهت و اباحه(احکام ترخیصی).

اما حکم وضعی حکمی است که مستقیماً به افعال مکلفین تعلق نگیرد بلکه وضع مشخص و معینی را قانونگذاری می کند که بطور غیرمستقیم بر رفتار انسان اثر می گذارد مثل لزوم و بطلان و صحت و عدم نفوذ در عقود، سببیت، مانعیت، شرطیت، زوجیت، وکالت، ضمانت و … .

✅ حقوق تجارت نکته 887

برات به وعده باید روز آخر وعده پرداخت شود.

✅ حقوق تجارت نکته 888

دارنده برات باید روز وعده وجه سند را مطالبه کند.

✌️دقت داشته باشید اگر در گزینه ای در خصوص زمان مطالبه «روز وعده» و در گزینه دیگر «ظرف 10 روز از وعده» باشد، گزینه صحیح تر «روز وعده» است زیرا این عبارت عین عبارات ماده 279 قانون تجارت است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 887

اعاده ی دادرسی مشتمل بر دو نوع اصلی و طاری است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 888

اعاده ی دادرسی در صورتی اصلی است که بین دو طرف حکم قطعی در دعوایی صادر شده و محکوم علیه به طور مستقل نسبت به آن درخواست اعاده ی دادرسی نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و تظهر الفائدۀ لو أسقط الخیار الأصلی و المشترط) فله الرد بالعیب. و تظهر الفائدۀ أیضاً فی ثبوت الخیار بعد انقضاء الثلاثۀ و عدمه، فعلی اعتبار خیار الحیوان خاصۀ یسقط الخیار، و علی ما اختاره المصنف رحمه الله یبقی، إذ لا یتقید خیار العیب بالثلاثۀ و إن اشترط حصوله فی الثلاثۀ فما قبلها.

( و اگر ]مشتری[ خیار اصلی ]مانند خیار حیوان و خیار مجلس[ و خیار شرط خود را ساقط کرده باشد، فایده ]خیار عیب[ ظاهر می شود)؛ پس در اینصورت برای مشتری حق رد به جهت عیب نیز وجود دارد. و فایده ]دیگر[ همچنین در ثبوت خیار بعد از انقضاء سه روز و عدم ثبوت خیار بعد از انقضاء سه روز ظاهر می شود. پس بنابر اینکه ]بگوییم[ فقط خیار حیوان وجود دارد بعد از انقضاء سه روز، خیار او ساقط است و بنابر نظری که مصنف رحمه الله آن را اختیار کرده است بعد از انقضاء سه روز، خیار او باقی است. زیرا خیار عیب به سه روز مقید نشده است اگرچه در تحقق خیار عیب، شرط است که عیب در سه روز و یا قبل از آن حاصل شود.

✅ و غایته ثبوته فیها بسببین و هو غیر قادح، فإنها معرَّفات یمکن اجتماع  کثیر منها فی وقت واحد، کما فی خیار المجلس و الحیوان و الشرط و الغبن، إذا اجتمعت فی عین واحدۀ قبل التفرق.

نهایت اینکه ثبوت خیار برای او در سه روز به دو سبب است که این امر اشکالی ندارد. زیرا خیارات ]از[ معرَّفات شرعیه است ]معرَّفاتی[ که اجتماع کثیری از آن در وقت واحد امکانپذیر است همانطور که ممکن است در معامله مبیع واحد، قبل از تفرق متعاقدین از مجلس عقد، خیار مجلس و خیار حیوان و خیار شرط و خیار غبن جمع شود ]که این امر اشکالی ندارد[.

✅ (و قال الفاضل نجم الدین أبوالقاسم) جعفربن سعید رحمه الله (فی الدرس) علی ما نُقِلَ عنه: (لا یُرَدُّ إلا بالخیار، و هو ینافی حکمه فی الشرائع بأن الحدث) الموجب لنقص الحیوان (فی الثلاثۀ من مال البائع)، و کذا التلف، (مع حکمه) فیها بعد ذلک بلا فصل (بعدم الأرش فیه).

( و فاضل نجم الدین ابوالقاسم) جعفر بن سعید رحمه الله (در ]مجلس[ درس) مطابق آنچه از او نقل شده، (گفته است: ]مشتری[ نمی تواند مبیع را به بایع رد کند مگر در صورت داشتن خیار ]یعنی خیار حیوان یا خیار شرط[. و این حکم با حکم ]دیگر[ او در کتاب شرایع الاسلام منافات دارد. ]حکم او در شرایع[ به این بیان است که ] عیب[ حادث شده در سه روز) که موجب نقص حیوان گردیده (از مال بایع است) و همچنین است تلف در سه روز، (با حکم او) بدون اینکه فاصله ای در کلامش بیفتد (به عدم ارش در آن).

✅ فإنه إذا کان مضمونا علی البائع کالجملۀ لزمه الحکم بالأرش، إذ لا معنی لکون الجزء مضمونا إلا ثبوت أرشه، لأن الأرش عوض الجزء الفائت، أو التخییر بینه و بین الرد کما أن ضمان الجملۀ یقتضی الرجوع بمجموع عوضها و هو الثمن.

]وجه تنافی این است که[ وقتی عیب حادث در سه روز مضمون بر بایع باشد – مانند کل مبیع که در سه روز در ضمان بایع است- ]یا باید گفت که[ بر بایع حکم به ارش لازم  می آید. زیرا معنی ندارد که جزء مبیع مورد ضمان باشد مگر اینکه ارش آن جزء ]در صورت معیوب شدن[ ثابت باشد – زیرا  ارش عوض جزء فائت است – یا مشتری مخیر بین گرفتن ارش و رد مبیع باشد. همچنانکه ضمان کل مبیع، رجوع ]مشتری[ به مجموع عوض مبیع – که همان ثمن است- را اقتضا می کند. ]در اینجا از یک طرف محقق طی در مجلس درس بیان نموده که در صورت حدوث عیب در سه روز، تنها به استناد خیاری غیر از خیار عیب می توان مبیع معیوب را رد نمود ولی از طرف دیگر در کتاب شرایع الاسلام، عیب حادث در سه روز را در ضمان بایع دانسته است. مضمون بودن عیب بر بایع به این معناست که مشتری می تواند از بایع ارش بگیرد یا مبیع را به او رد کند. محقق حلی ضمان ارش را منتفی دانسته است لذا تنها راه باقیمانده «رد مبیع به بایع» است. بنابراین محقق حلی در جلسه درس خود، رد مبیعِ معیوب به بایع را نمی پذیرد ولی در کتاب شرایع الاسلام رد مبیع معیوب به بایع را می پذیرد و این یک تنافی بین گفتار او در جلسه درس و متن کتاب شرایع الاسلام است[.

✅ و الأقوی التخییر بین الرد و الارش کالمتقدَّم، لاشتراکهما فی ضمان البائع، و عدم المانعیۀ من الرد.

قول قویتر در اینجا، تخیر بین رد مبیع و ارش است مانند مساله قبلی. به دلیل اشتراک دو مساله در ضمان بایع، و عدم مانع از رد مبیع]در هر دو مورد[.

✅ حقوق مدنی نکته 889

بررسي چند اصطلاح:

اعمال

–  عمل مادي ⇜  عملي كه به طور ارادي يا غير ارادي رخ مي دهد و فاقد آثار حقوقي است مانند راه رفتن،‌ غذا خوردن و ..

–  عمل حقوقي ⇜ عملي است كه به صورت ارادي و به منظور نيل به آثار حقوقي مشخص صورت مي گيرد.كه يا عمل حقوقي يك طرفه (ايقاع) است و يا عمل حقوقي دو طرفه (عقد) است.

واقعه حقوقي

عملي كه به طور ارادي (اتلاف، تسبيب، غصب، استيفا) يا غير ارادي (تولد،‌ فوت) روي مي دهد و داراي آثار حقوقي خاصي است.

ايقاع

عملي كه با يك اراده صورت مي گيرد. ايقاع گاهي يك طرفه است و گاهي دوطرفه.

ايقاع يك طرفه ⇜ ايقاعي كه اثرش تنها به يك نفر مي رسد. مانند حيازت مباحات مثلا وقتي كسي در دريا ماهي گيري مي كند اثر آن فقط به خود ماهي گير مي رسد.

ايقاع دوطرفه⇜ ايقاعي كه با يك اراده صورت مي گيرد اما اثرش به دو طرف مي رسد. مانند طلاق كه اثر آن هم به مرد و هم به زن مي رسد.

عقد

تعريف عقد از نظر حقوق دانان:

دكتر كاتوزيان « توافق اراده دو طرف به منظور ايجاد آثار حقوقي »

دكتر شهيدي «همكاري متقابل اراده دو طرف به منظور ايجاد يك ماهيت حقوقي»

✅ حقوق مدنی نکته 890

ابرا – اعراض –  فسخ – اخذ به شفعه – وصيت عهدي (وصايت) نيز همگي ايقاع مي باشند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 889

در هر معاونت اجرای احکام کیفری،واحد سجل کیفری و عفو و بخشودگی برای انجام وظایف زیر تشکیل می شود:

الف- ایجاد بانک اطلاعاتی مجرمان خطرناک،کتهمان تحت تعقیب و متواری و محکومان فراری؛

ب- تنظیم برگ سجل کیفری محکوم علیه در محکومیت های موثر کیفری با ثبت و درج مشخصات دقیق و اثر انگشت و تصویر وی به صورت الکترونیکی؛

پ- ثبت و ارسال درخواست عفو محکوم علیه و نیز پیشنهاد عفو یا تخفیف مجازات محکومان طبق مقررات

✅  آیین دادرسی کیفری نکته 890

وظایف قاضی اجرای احکام کیفری عبارت است از:

الف- صدور دستور اجرای احکام لازم الاجرای کیفری و نظارت بر شیوه اجرای آنها؛

ب- نظارت بر زندان ها در امور راجع به زندانیان

پ- اعلام نظر درباره زندانیان واجد شرایط عفو و آزادی مشروط مطابق قوانین و مقررات

ت- اعطای مرخصی به محکومان بر اساس قوانین و مقررات

ث- اتخاذ تصمیم درباره محکومان سالمند، مبتلایان به بیماری های روانی و بیماری های جسمی صعب العلاج و سایر افراد محکوم نیازمند به مراقبت و توجه ویژه،از قبیل صدور اجازه بستری برای آنها در مراکز درمانی بر اساس ضوابط و مقررات

ج-اجرای سایر وظایفی که به موجب قوانین و مقررات برای اجرای مجازاتها وضع شده یا بر عهده قاضی اجرای احکام کیفری یا ناظر زندان قرار گرفته است.

✅ حقوق جزا نکته 889

شکستگی گردن بدون کج شدن و خمیدگی آن موجب ارش است.

✅ حقوق جزا نکته 890

جنایت بر گردن که مانع فرو بردن یا جویدن و یا نقص آن و یا مانع حرکت گردن شود موجب ارش است.

✅ اصول فقه نکته 554

حکم تکلیفی در رابطه با انجام یا عدم انجام یک عمل است ولی حکم وضعی در رابطه با تعیین وضعیت چیزی است نه انجام یا عدم انجام عملی.

احکام وضعی، تعداد معینی ندارد بلکه کلیه احکام شرعی به جز احکام پنج گانه تکلیفی، احکام وضعی هستند(همان، ص30).

✅ حقوق تجارت نکته 889

مطالبه وجه برات مستلزم ارائه برات است و دارنده برات ملزم است در مقابل دریافت وجه، اصل برات را به پرداخت کننده تسلیم کند.

✅ حقوق تجارت نکته 890

 در صورتی که دارنده برات بدون ارائه سند در سررسید تقاضای پرداخت وجه برات را بنماید و براتگیر از تأدیه خودداری کند، برای مطالبه مبلغ برات نمی¬تواند به هیچ کدام از امضاکنندگان مراجعه نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 889

 اعاده ی دادرسی طاری یعنی اینکه در دعوای بین دو طرف دعوا حکم قطعی صادر شده، محکوم له به استناد همان حکم دعوای دیگری علیه محکوم علیه حکم مذکور اقامه نمود و خوانده در دعوای دوم برای دفاع از خود درخواست اعاده ی دادرسی نسبت به حکمی که علیه او به عنوان دلیل مورد استفاده واقع شده است، اقامه می نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 890

دادخواست اعاده دادرسی اصلی باید به دادگاه صادر کننده ی حکم قطعی تقدیم گردد. اگر حکم توسط دادگاه بدوی صادر شده و دادگاه تجدیدنظر آن را تأیید کرده باشد، دادخواست باید به دادگاه تجدیدنظر تقدیم شود.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ ولو کان حدوث العیب بعد الثلاثۀ مَنَعَ الرد بالعیب السابق، لکونه غیر مضمون علی البائع مع تغیر المبیع، فإنَّ رده مشروط ببقائه علی ما کان، فیثبت فی السابق الارش خاصۀ.

اگر حدوث عیب بعد از سه روز باشد عیب حادث مانع از رد مبیع به استناد عیب سابق می شود- زیرا عیب جدید مورد ضمان بایع نیست – البته این حکم در صورتی است که مبیع تغییر کرده باشد. پس اگر مبیع را ]به استناد عیب سابق[ رد نمود ]صحتِ ردِ مبیع[، مشروط به بقای آن بر حالت سابق است لذا ] در صورت تغییر مبیع به واسطه عیب جدید[، فقط در مورد عیب سابق، ارش ثابت می شود.

✅ (و لایجوز بیع للثمره قبل ظهورها) و هو بروزها إلی الوجود و إن کانت فی طلع، أو کمام (عاماً) واحداً، بمعنی ثمرۀ ذلک العام و إن وجدت فی شهر، أو أقل، سواء فی ذلک ثمرۀ النخل، و غیرها، و هو موضع وفاق، و سواء ضم إلیها شیئاً، أم لا (ولا) بیعها قبل ظهورها أیضاً (أزید) من عام (علی الأصحّ)، للغرر.

(و فروش میوه ]یک سال درخت[ قبل از ظهور آن جایز نیست) منظور از ظهور میوه، بروز و آشکار شدن وجود میوه است اگرچه در شکوفه یا غلاف باشد. ]منظور از[ یک (سال) یعنی ثمره آن سال، اگرچه در یک ماه یا کمتر از یکماه بوجود آید، خواه ثمره درخت نخل باشد یا غیر آن- که این امر اجماعی است – و خواه به میوه چیزی ضمیمه شود یا نه. و فروش میوه قبل از ظهور آن (به بیش) از یکسال نیز (جایز نیست بنابر قول صحیحتر) به دلیل وجود غرر ]وجهالت[.

✅ (و یجوز) بیعها (بعد بدّوِ صلاحها) إجماعا، (و فی جوازه قبله بعد الظهور) من غیر ضمیمۀ، ولا زیادۀ عن عام، و لا مع الأصل و لا بشرط القطع (خلاف، أقربه الکراهۀ. و تزول) الکراهۀ (بالضمیمۀ) إلی ما یصح إفراده بالبیع، (أو شرط القطع) و إن لم یقطع بعد ذلک مع تراضیهما علیه، (أو بیعها مع الأصول) و هو فی معنی الضمیمۀ.

(و) فروش میوه (بعداز آشکار شدن صلاحیت میوه) اجماعاً (جایز است، و در جواز بیع میوه قبل از بُدُوِّ صلاح ]یعنی آشکار شدن صلاحیت میوه و[ بعد از ظهور میوه) بدون ضمیمه ]کردن چیزی به آن[ و نه ] در حالت فروش میوه[ بیش از یکسال و نه ]در حالت فروش میوه[همراه با درخت و نه ]در حالت فروش میوه[ به شرط قطع آن، (اختلاف است، نظر نزدیکتر به صواب، کراهت این بیع است. و) این کراهت (با ضمیمه کردن چیز دیگر) که فروختن آن به تنهایی صحیح است (یا شرط قطع کردن) اگرچه بعد از تراضی طرفین بر این شرط، آن را قطع نکنند و نچینند (یا فروش میوه همراه با درختان) که آن هم در حقیقت به منزله ضمیمه کردن درخت به میوه است (زایل می شود).

✅ (و بدّوِ الصلاح) المسوغ للبیع مطلقاً، أو من غیر کراهۀ و هو (احمرار التمر أو اصفراره، أو انعقاد ثمرۀ غیره و إن کانت فی کمام).

(و بدّو صلاح) که مشروع کننده و مجوّز بیع است مطلقاً یا مجوز حکمی غیر از کراهت است و آن (سرخ شدن خرما یا زرد شدن آن یا بسته شدن میوه غیر خرما اگرچه در غلاف باشد).

✅ (ویجوز بیع الخُضَر بعد انعقادها لَقطۀً و لَقطات معینۀ) أی معلومۀ العدد، (کما یجوز شراء الثمرۀ الظاهرۀ، و ما یتجدد فی تلک السنۀ، و فی غیرها) مع ضبط السنین، لأن الظاهر منها بمنزلۀ الضمیمۀ إلی المعدوم، سواء کانت المتجددۀ من جنس الخارجۀ، أم غیره.

(و فروش سبزیجات پس از سبز شدن آن به یک بار چیدن و ]یا[ چندبار چیدن معین) یعنی تعداد چیدن معلوم باشد (جایز است همانطور که خریدن میوه ای که آشکار شده و میوه ای که در آن سال و سالهای بعد ظاهر می شود) مشروط به تعیین این سالها (جایز است). زیرا میوه های آشکار شده از آن ثمرات  به منزله ضمیمه کردنِ ]موجود[ به معدوم است خواه میوه های بعدی از جنس میوه های آشکار شده فعلی باشد یا از غیر آن جنس باشد.

✅ حقوق مدنی نکته 891

يك تقسيم بندي از عقود تقسيم آن به عقد لازم،  جايز،  خياري و لازم – جايز است.

✅ حقوق مدنی نکته 892

عقد لازم، عقدي است كه هيچ يك از دو طرف معامله حق بر هم زدن آن را ندارند مگر در موارد معين (م 185 ق.م.)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 891

 آرای کیفری در موارد زیر پس از ابلاغ به موقع اجرا گذاشته می شود:

الف- رای قطعی که دادگاه نخستین صادر می کند.

ب- رایی که در مهلت قانونی نسبت به ان واخواهی یا درخواست تجدیدنظر یا فرجام نشده باشد یا درخواست تجدیدنظر یا فرجام آن رد شده باشد.

پ- رایی که مرجع تجدیدنظر آن را تایید یا پس از نقض رای نخستین صادر کرده باشد.

ت- رایی که به تایید مرجع فرجام رسیده باشد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 892

هرگاه قای اجرای احکام کیفری، رای صادره را از لحاظ قانونی لازم الاجرا نداند، مراتب را با اطلاع دادستان به دادگاه صادرکننده رای قطعی اعلام و مطابق تصمیم دادگاه اقدام می کند.

✅ حقوق جزا نکته 891

قطع کردن و یا از بین بردن دو استخوان چپ و راست فک که محل رویش دندان های پایین است، دیه کامل؛ هرکدام از آنها نصف دیه کامل  مقداری از آنها به همان نسبت دیه دارد.

✅ حقوق جزا نکته 892

فلج کردن فک پایین ،دوسوم دیه کامل و قطع فک فلج یک سوم دیه کامل دارد.

✅ اصول فقه نکته 555

در مقررات حقوقی اصولاً با حکم وجوب یا لزوم یا الزام (مانند لزوم پرداخت مالیات، لزوم تسلیم مبیع و …) و حکم حرمت یا ممنوعیت (مانند ممنوعیت شکنجه، ممنوعیت تفتیش عقاید و …) و حکم اباحه یا جواز (مانند اباحه انعقاد بیع، اجاره و دیگر قراردادها، اباحه انتخاب مسکن و شغل مورد نظر و …) روبرو هستیم و علی الأصول احکام کراهت و استحباب در مقررات حقوقی وجود ندارد اما مقنن در ماده 101ق.م.ا سابق حکم مستحبی شرعی را بیان داشته است. در این ماده آمده : «مناسب است که حاکم شرع، مردم را از زمان اجرای حد آگاه سازد…».

✅ حقوق تجارت نکته 891

در برات به رؤیت و به وعده از رؤیت، برات باید ظرف یک سال ارائه شود اما در براتی که موعد یا سررسید معین دارد دارنده حداکثر ظرف 10 روز از سر رسید آن را مطالبه می¬کند.

✅ حقوق تجارت نکته 892

فوت و ورشکستگی براتگیر موجب حال شدن دیون وی می¬شود و دارنده برات می¬تواند قبل از سر رسید، وجه برات را مطالبه نماید⎆

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 891

اعاده ی دادرسی طاری ابتدا به عنوان یک درخواست نزد دادگاهی که حکم در آن به عنوان دلیل اقامه شده، مطرح می شود و تا سه روز بعد از آن، بایستی دادخواست به دفتر همین دادگاه تقدیم گردد. این دادگاه مکلف است که دادخواست را جهت رسیدگی به به دادگاه صادر کننده ی حکم ارسال نماید و در صورت موثر بودن نتیجه ی اعاده ی دادرسی در دعوای مطروحه، با صدور قرار اناطه تا حصول نتیجه اعاده دادرسی به تأخیر اندازد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 892

دادگاه ابتدا در جهت قبول یا رد درخواست اعاده ی دادرسی بررسی مقدماتی در خصوص رعایت مهلت، وجود جهات اعاده دادرسی و قابلیت اعاده دادرسی، به عمل می آورد سپس در صورت قبول اعاده دادرسی رسیدگی ماهوی به عمل می نماید.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و یرجع فی اللَّقطۀ إلی العرف. فلو امتزجت الثانیۀ) بالأولی (تخیر المشتری بین الفسخ و الشرکۀ)، للتعیب بالشرکۀ، و لتعذر تسلیم المبیع منفرداً، فإن اختار الشرکۀ فطریق التخلص بالصلح (ولو اختار الامضاء فهل للبائع الفسخ لعیب الشرکۀ نظر، أقربه ذلک إذا لم یکن تأخر القطع بسببه) بأن یکون قد منع المشتری منه.

(در چین سبزیها به عرف مراجعه می شود. پس اگر چین دوم) با چین اول (مخلوط شود مشتری بین فسخ کردن بیع و شریک شدن با بایع مخیر است) به دلیل معیوب شدن مبیع بواسطه شرکت مشتری با بایع، و بخاطر تعذر تسلیم مبیع بصورت جداگانه ]و بدون مخلوط شدن آن با مال بایع[. حال اگر مشتری شریک شدن با بایع را اختیار کند راه رهایی از شرکت، مصالحه با فروشنده است. (و اگر مشتری معامله را امضاء ]و قبول نماید[ آیا برای بایع بخاطر وجود عیب شرکت ]با مشتری[ حق فسخ وجود دارد؟ محل نظر است. قول نزدیکتر به صواب داشتن حق فسخ است البته اگر تاخیر در چیدن، به سبب او ]بایع[ نبوده باشد) به این نحو که مشتری را از چیدن سبزی منع کرده باشد.

✅ (وحینئذ) أی حین إذ یکون الخیار للبائع (ولو کان الاختلاط بتفریط المشتری مع تمکین البایع، و قبض المشتری أمکن عدم الخیار للمشتری)، لأن التعیب جاء من قبله فیکون دَرَکُه علیه، لا علی البایع کما لو حصل مجموع التلف من قبله.

(و در این هنگام) یعنی زمانی که برای بایع خیار فسخ وجود دارد (اگر آمیخته شدن مبیع با مال بایع، به سبب تفریط مشتری همراه با امکان دادن بایع به مشتری برای قبض مبیع باشد و مشتری مبیع را قبض نماید، عدم خیار برای مشتری امکان دارد) زیرا معیوب شدن مبیع از سوی او بوجود آمده لذا خسارت آن هم بر عهده اوست نه بر عهده بایع؛ همانطور که اگر تلف مجموع مبیع از سوی او باشد حکم همین است ]که خیارش ساقط است[.

✅ (ولو قیل: بأن الاختلاط إن کان قبل القبض تخیر المشتری و إن کان بعده، فلا خیار لأحدهما)، لاستقرار البیع بالقبض، و براءۀ البائع من درکه بعده (کان قویاً).

(و اگر گفته شود: در صورتی که آمیخته شدن قبل از قبض باشد مشتری ]میان فسخ و امضای معامله[ مخیر است و اگر بعد از قبض باشد خیاری برای هیچیک از آن دو وجود ندارد) زیرا بیع، با قبض مستقر شده و بایع بعد از قبض دادن، از خسارت مبیع بری شده است (این قول قوی است).

✅ (و کذا یجوز بیع ما یُخرط کالحناء و التوت خرطۀً و خَرطات و ما یُجَزُّ کالرَّطبۀ و البقل جَزَّۀ و جَزّات).

(و همچنین فروش آنچه دست کشیدنی است جایز است مانند حنا و توت، یک خرط و ]یا[ چند خرط و فروختن آنچه که بریدنی و جداشدنی است مانند یونجه و سبزی خوردنی به یک بار بریدن و ]یا[ چند بار بریدن جایز است).

✅ (و یجوز استثناء ثمرۀ شجرۀ معینۀ، أو شَجَرات) معینۀ، (و جزءٍ مشاع) کالنصف، و الثلث، (و أرطال معلومۀ، و فی هذین) الفردین و هما استثناء الجزء المشاع، و الأرطال المعلومۀ (یسقط من الثُنیا) و هو المستثنی (بحسابه) أی نسبته إلی الأصل (لو خاست الثمرۀ) بأمر من الله تعالی. (بخلاف المُعَیَّن) کالشجرۀ و الشجرات، فإن استثناءها کبیع الباقی منفرداً، فلایسقط منها بتلف شیء من المبیع شیء، لإمتیاز حق کل واحد منهما عن صاحبه، بخلاف الأول لأنه حق شائع فی الجمیع، فیوزع الناقص علیهما إذا کان التلف بغیر تفریط.

(و استثناء کردن میوه درخت معین یا درختان) معین (وجزء مشاع) مانند نصف و ثلث (ورطل های معلوم جایز است و در این دو) مورد ]اخیر[ یعنی استثناء جزء مشاع ورطل های معلوم (اگر میوه) به امر خداوند متعال (فاسد گردد به حساب آن) یعنی به تناسب مقدار استثنا شده نسبت به اصل ثمرات، (از آنچه استثناء شده ساقط می شود برخلاف) ]استثناء کردن ثمرهِ[ درخت یا درختان (معین).

که در صورت استثناء کردن ثمره درخت یا درختان معین، مثل این است که ]ثمرهِ[ باقیمانده درختان به تنهایی فروخته شده است. لذا با تلف مقداری از مبیع، از مستثنی چیزی کم نمی شود. زیرا حق هریک از آن دو طرف از فرد دیگر جدا شده است برخلاف حالت اول. زیرا مقدار مستثنی، حق مشاع در تمام مبیع بود لذا ]در صورت فساد مقداری از میوه ها[ نقص برهر دو وارد می شود البته در صورتی که تلف ]بخشی از ثمره[ بخاطر تفریط یکی از آنها نباشد.

✅ حقوق مدنی نکته 893

مواردي كه طبق م 185 ق.م. باعث بر هم خوردن عقد لازم مي گردد: اقاله و فسخ به استناد خيارات است.

✅ حقوق مدنی نکته 894

عقد جايز، عقدي است كه اصولا قابل فسخ است. يعني هر طرف هر وقت بخواهد مي تواند آن را بر هم زند. هم چنين عقود جايز با فوت يا حجر هر يك از طرفين عقد نيز بر هم مي خورد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 893

هرگاه رای، در خصوص اشخاص متعدد صادر شده باشد و در موعد مقرر بعضی از آنان اعتراض و یا درخواست تجدیدنظر یا فرجام کرده باشند، پس از گذشت مهلت اعتراض و یا تجدیدنظر یا فرجام در مورد بقیه لازم الاجرا است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 894

اعتراض و یا درخواست تجدیدنظر یا فرجام درباره یک قسمت از رای، مانع از اجرای سایر قسمت های لازم الاجرای آن نیست.

✅ حقوق جزا نکته 893

قطع کردن و یا از بین بردن هر یک از دستها از مفصل مچ به شرط آنکه دارای انگشتان کامل باشد،موجب نصف دیه کامل است خواه مجنی علیه دارای دو دست و خواه به هر علت دارای یک دست باشد.

✅ حقوق جزا نکته 894

قطع تمام انگشتان یک دست از انتهای انگشتان یا تا مچ، موجب نصف دیه کامل است.

✅ اصول فقه نکته 556

احکام تکلیفی فقط شامل افراد بالغ و عاقل(مکلفین) می شود در حالی که احکام وضعی شامل مکلفین و غیرمکلفین می شود. لذا در احکام وضعی، بلوغ و عقل شرط نیست. از این رو مثلاً ماده 1216ق.م بیانگر حکم وضعی ضمان برای صغیر یا مجنون یا غیررشید است.

✅ حقوق تجارت نکته 893

پرداخت وجه برات موجب ⇦بری الذمه شدن مگر دو استثناء⇩

🔒اگر وجه برات قانوناً نزد پرداخت کننده توقیف شده باشد که در این صورت مطابق قانون اجرای احکام مدنی مجاز در پرداخت نمی باشد.

🔒در صورتی که پرداخت کننده پیش از موعد وجه را پرداخت نماید ممکن است در مقابل کسانی که حقی نسبت به آن دارند همچنان مسئول باقی بماند.

✅ حقوق تجارت نکته 894

اگر قسمتی از وجه برات تأدیه شود مسئولین سند به همان اندازه بری الذمه می¬شوند و دارنده برات فقط برای بقیه آن می¬تواند اعتراض نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 893

 اعاده دادرسی اثر تعلیقی ندارد یعنی به صرف مطرح نمودن اعاده ی دادرسی اجرای حکم متوقف نمی گردد اما در صورت صدور قرار قبولی اعاده ی دادرسی در خصوص اجرای حکم می توان به ترتیب زیر عمل نمود:

  • در خصوص محکوم به غیر مالی، اجرای حکم متوقف می شود.

  • در خصوص محکوم به مالی، اگر اخذ تأمین و جبران خسارت ممکن باشد، با اخذ تأمین از محکوم له اجرای حکم ادامه می یابد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 894

 اعاده ی دادرسی به صورت محدود اثر انتقالی دارد، یعنی دادگاه در محدوده جهت استنادی، رسیدگی ماهوی می نماید.

🔴 کلیات #کتاب_المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (الأولی – لایجوز بیع الثمرۀ بجنسها) ای نوعها الخاص کالعنب بالعنب و الزبیب، و الرطب بالرطب و التمر (علی أصولها)، أما بعد جمعها فیصح مع التساوی (نخلاً کان) المبیع ثمره (أو غیره) من الثمار.

(مساله اول – فروش میوه بر درخت به جنس خود) یعنی نوع خاص میوه مانند فروش انگور در برابر انگور و در برابر کشمش، و فروش خرمای تازه در برابرخرمای تازه و در برابر خرمای خشک (جایز نیست). اما بعد ازجمع آوری ]چیدن[ آن، در صورت تساوی ]دو عوض[ صحیح است. ]تفاوتی نمی کند که[ مبیع، میوه (نخل باشد یا غیر نخل) از سایر میوه ها.

✅ (و یُسمّی فی النخل مزابنۀ) و هی مفاعلۀ من الزبن و هو الدفع و منه الزبانیۀ، سمیت بذلک لبنائها علی التخمین المقتضی للغبن، فیرید المغبون دفعه، و الغابن خلافه، فیتدافعان.

(و ]این معامله[ در خصوص نخل، مُزابنه نام دارد) کلمه مزابنه از باب مفاعله و از «زبن» به معنای دفع مشتق شده است. در آیه قرآن آمده است: «و منه الزبانیه» معامله مزبور به این جهت مزابنه نامیده شده که بنای مزابنه بر تخمینی است که مقتضی غبن ]در معامله[ می باشد لذا مغبون می خواهد غبن را از خود دفع کند و غابن خلاف آنرا می خواهد در نتیجه در برابر هم در مقام مدافعه هستند.

✅ (ولا بیع السنبل بحب منه، أو من غیره من جنسه، و یُسمّی محاقَلۀ) مأخوذۀ من الحقل جمع حَقلۀ و هی الساحۀ التی تُزرع، سُمَّیَت بذلک لتعلقها بزرع فی حَقلۀ، و خرج بالسنبل بیعه قبل ظهور الحب فإنه جائز، لأنه حینئذ غیر مطعوم.

(و فروش سنبله به دانه آن یا غیر آن از همان جنس صحیح نیست و این معامله، محاقله نام دارد) محاقله مشتق از «حقل» جمع حقله است و به معنی زمین زراعتی است. این معامله به این نام نامیده شده چون متعلق آن زراعت کردن در زمین زراعتی است. با قید «سنبل» بیع گندم و جو قبل از ظهور دانه خارج می شود لذا به دلیل طعام نبودن حبه ]و عدم اطلاق سنبل برآن[ بیع آن جایز است.

✅ (إلا العَرِیَّۀ) هذا استثناء من تحریم بیع المزابنۀ، و المراد بها النخلۀ تکون فی دار الإنسان، أو بستانه، فیشتری مالکهما، أو مستأجرهما، أو مستعیرهما رُطَبَها (بخرصها تمراً من غیرها).

(مگر عَرِیّه). این استثنا از تحریم بیع مزابنه است. مراد از عریه، درخت نخلی است که در خانه انسان یا باغ او می باشد که مالک یا مستاجر یا عاریه کننده خانه یا باغ، خرماهای آن را از صاحب آن درخت (به وسیله تخمین زدن در برابر خرمایی از غیر آن) درخت خریداری کند.

✅ (الثانیۀ – یجوز بیع الزرع قائماً) علی أصوله، سواء أحصد، أم لا، قصد فصله، أم لا، لأنه قابل للعلم مملوک فتناولته الأدلۀ، (و حصیدا) أی محصودا و إن لم یعلم مقدار ما فیه، لأنه حینئذ غیر مکیل و لاموزون، بل یکفی فی معرفته المشاهدۀ، (و قصیلا) أی مقطوعا بالقوۀ، بأن شرط قطعه قبل أن یحصد لعلف الدواب، فإذا باعه کذلک وجب علی المشتری فصله بحسب الشرط.

(مساله دوم – فروش زراعت در حالی که) بر ریشه اش (قائم باشد ]یعنی هنوز درو نشده باشد[ جایز است) خواه وقت درو آن رسیده باشد یا نه، قصد چیدن آن را داشته باشد یا نه. زیرا مبیع قابلیت معلوم بودن را دارد و مملوک بایع هم است لذا ادله صحت بیع آن را شامل می شود. (و ]بیع زرع[ به صورت درو شده ]هم جایز است[ ) ]کلمه حصید[ به معنای محصود یعنی مقطوع است. ]این بیع جایز است[ اگر چه مقدار آنچه مقطوع است معلوم نباشد. زیرا مبیع در این صورت، مکیل و موزون نیست، بلکه در علم به مبیع، مشاهده آن کفایت می کند. (و ]بیع زرع[ بصورت سبز بریده شده ] نیز جایز است[) ]قصیل[ به معنی مقطوع بالقوه است. به این نحو که شرط چیدن زراعت قبل از آغاز زمان درو برای استفاده کردن در زمینه علف چهار پایان صورت گیرد. پس اگر بایع، به چنین صورتی، زراعت رابفروشد بر مشتری واجب است که زراعت رامطابق شرط، بچیند.

✅ حقوق مدنی نکته 895

عقود اذني (مضاربه، شركت، وديعه، عاريه، وكالت) همگي جايز هستند.

حقوق مدنی نکته 896

عقد جايز را مي توان در ضمن عقد لازمي شرط كرد. كه در اين صورت نمي توان عقد جايز را بر هم زد. اما همين عقدي جايزي كه به صورت شرط در ضمن عقد لازمي آمده با فوت و حجر به هم مي خورد.

عقود جايز با فوت و حجر به هم مي خورد حتي اگر در ضمن عقد لازم بيايند.

✅ ایین دادرسی کیفری نکته 895

عملیات اجرای رای با صدور قاضی اجرای احکام کیفری شروع می شود و به هیچ وجه متوقف نمی شود، مگر در مواردی که قانون مقرر نماید.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 896

آرا کیفری به دستور و تحت نظارت قاضی اجرای احکام کیفری اجرا می شو د و در مواردی که طبق قانون، اجرای رای باید توسط وزارتخانه ها،موسسات و شرکت های دولتی و نهادهای عمومی غیر دولتی و سازمان ها و نهادهایی که شمول قانون بر آنان مستلزم ذکر یا تصریح نام است به عمل آید، قاضی اجرای احکام کیفری، ضمن صدور دستور اجرا و ارائه تعلیمات لازم، بر چگونگی اجرا و اقدامات آن ها نظارت دارد.

✅ حقوق جزا نکته 895

قطع کردن و از بین بردن کف دستی که به هر علت دارای انگشت نمی باشد، موجب ارش است.

✅ حقوق جزا نکته 896

قطع دست دارای ساعد از آرنج،خواه دارای کف باشد خواه نباشد نصف دیه کامل دارد و قطع دست دارای بازو از شانه، خواه دارای آرنج باشد خواه نباشد، نصف دیه کامل دارد.

✅ اصول فقه نکته 557

میان احکام تکلیفی و وضعی، ارتباط عمیق و ناگسستنی وجود دارد به گونه ای که هیچ حکم وضعی یافت نمی شود جز اینکه در کنار آن، یک یا چند حکم تکلیفی وجود دارد مثلاً در کنار زوجیت (حکم وضعی)، احکام وجوب نفقه دادن به شوهر، وجوب تمکین زن نسبت به شوهر و حرمت ازدواج زن با مرد دیگر(احکام تکلیفی) وجود دارد یا مثلاً در کنار حکم مالکیت(حکم وضعی) احکام حرمت تصرف غیرمالک و اباحه تصرفات مالک(احکام تکلیفی) وجود دارد (همان، ص 32).

✅ حقوق تجارت نکته 895

 اگر براتگیر حاضر باشد قسمتی از مبلغ برات را بپردازد دارنده برات باید بپذیرد؛ زیرا پرداخت قسمتی از برات در وضع تمام کسانی که به طور تضامنی مسئول پرداخت وجه برات هستند مؤثر است.

✺نکته اول: چک از این قاعده مستثنی است و تجزیه دین در آن امکان پذیر نیست.

✺نکته دوم: در حقوق مدنی تجزیه دین ممنوع است و متعهد نمی¬تواند متعهد له را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید.

✅ حقوق تجارت نکته 896

پرداخت برات با نوع پولی که در آن معین شده به عمل می¬آید 🔒 یک استثناء⇩

اگر دارنده برات به برات‌دهنده يا كسي كه برات را به او منتقل كرده است پولي غير از آن نوع كه در برات معين شده است بدهد و آن برات ‌در نتيجه نكول يا امتناع از قبول يا عدم تأديه اعتراض شود دارنده برات مي‌تواند از دهنده برات يا انتقال‌دهنده، نوع پولي را كه داده يا نوع پولي كه در ‌برات معين شده مطالبه كند ولي از ساير مسئولين وجه برات جزء نوع پولي كه در برات معين شده قابل مطالبه نيست.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 895

در صورت وارد بودن درخواست، حکم توسط دادگاه نقض شده و حکم مقتضی صادر می شود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 896

اگر جهت درخواست اعاده ی دادرسی صدور احکام مغایر در دعوای واحد باشد، حکم موخر نقض شده وحکم اول به قوت خود باقی می ماند.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (فلو لم یفصله المشتری فللبائع فصله) و تفریغ أرضه منه، لأنه حینئذ ظالم، و لا حق لعرق ظالم (و له المطالبۀ بأجرۀ أرضه) عن المدۀ التی بقی فیها بعد إمکان فصله مع الإطلاق، و بعد المدۀ التی شرطا فصله فیها مع التعیین.

(پس اگر مشتری، مبیع را جدا نکرد و نبرد بایع حق بریدن آن) و حق تفریغ زمینش از مبیع (را دارد). زیرا مشتری در این صورت ]به دلیل تاخیر در عمل به تکلیفش به حسب شرط[ ظالم است و حقی برای ریشه و درخت ظالم وجود ندارد (و بایع، حق گرفتن اجرت زمینش را دارد) ]این اجرت مربوط به[ مدتی است که زراعت مشتری در آن باقی بوده و مشتری امکان جداسازی زراعت از زمین را داشته است. البته چنانچه مدت تعیین نشده باشد. و در صورتی که مدت بریدن زراعت شرط شده باشد بعد از آن مدت ]اگر زراعت بریده نشده باشد اجرت زمین را برای مدت بعدی می گیرد[.

✅ ولو کان شراؤه قبل آوان فصله وجب علی البائع الصبر إلی آوانه مع الإطلاق. و مقتضی الإطلاق جواز تولّی البائع قطعه مع امتناع المشتری منه و إن قدر علی الحاکم، و کذا أطلق جماعۀ.

و اگر خریدن ]زراعت توسط[ مشتری قبل از آغاز ]قابلیت[ قطع آن باشد در صورتی که عقد، مطلق باشد ]یعنی قید و شرطی در عقد نباشد[ بر فروشنده واجب است تا آغاز آن زمان صبر کند. مقتضای اطلاق ]کلام مصنف در این مورد که فرمود: «فللبایع فصله»[ این است که در صورت امتناع مشتری از قطع زراعت، بربایع جایز باشد که عهده دار قطع آن شود اگرچه او قادر برگرفتن اذن از حاکم باشد. همچنین جمعی از فقها مساله را ] به این نحو[ مطلق بیان نموده اند.

✅ و الأقوی توقفه علی إذنه حیث یمتنع المشتری مع إمکانه. فإن تعذر جاز له حینئذ مباشرۀ القطع، دفعا للضرر المنفی، و له إبقاؤه و المطالبۀ بأجرۀ الأرض عن زمن العدوان، و أرش الأرض إن نقصت بسببه، إذا کان التأخیر بغیر رضاه.

قول قویتر، توقف قطع زراعت از سوی بایع به اذن حاکم است در جایی که مشتری از قطع زراعت امتناع می کند و امکان استیذان از حاکم وجود دارد. پس اگر استیذان از حاکم ممکن نباشد در اینصورت برای بایع بریدن زراعت مباشرتاً جایز است به دلیل دفع ضرر که ]در شرع، حکم ضرری[ نفی شده است. و برای بایع، حق ابقای زراعت و مطالبه اجرت زمین از زمان عدوان ]مشتری[ و همچنین حق گرفتن ارش زمین وجود دارد به شرط اینکه زمین به سبب ]فعل[ مشتری ناقص شده باشد و تاخیر ] مشتری در قطع زراعت[ بدون رضایت بایع باشد.

✅ (الثالثۀ – یجوز أن یتقبل أحد الشریکین بحصۀ صاحبه من الثمرۀ ولا یکون) ذلک (بیعاً)، و من ثم لم یشترط فیه شروط البیع، بل معاملۀ مستقلۀ، و فی الدروس أنه نوع من الصلح، (و) یشکل بأنه (یلزم بشرط السلامۀ) فلو کان صلحا للزم مطلقاً.

(مساله سوم – جایز است که یکی از دو شریک، سهم شریک خود را از میوه بپذیرد) و این توافق (بیع نمی باشد) و از این رو در آن، شروط بیع، شرط نیست. بلکه ]این توافق[ معامله مستقلی است و در کتاب دروس آمده که آن نوعی از صلح است (و) ]این سخن[ اشکال دارد به این بیان که (] این توافق[ به شرط سلامت ]میوه از حوادث و آفات سماوی[ لازم می شود) ]اما[ اگر صلح باشد مطلقاً ]چه میوه سالم بماند و چه نه[، لازم است.

✅ حقوق مدنی نکته 897

عقد خياري، عقدي كه به دو طرف يا يكي از آن ها يا ديگري اختيار فسخ داده شده باشد. به عبارت ديگر، عقد لازمي كه در آن شرط خيار شده باشد.

✅ حقوق مدنی نکته 898

در مورد عقد خياري توجه به اين نكته ضروري است كه عقد خياري به عقد لازمي گفته مي شود كه در آن شرط خيار باشد نه هر خياري.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 897

تمام ضابطان دادگستری،نیروهای انتظامی و نظامی،مقامات و مستخدمان وزارتخانه ها،موسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی غیر دولتی و سازمانها و نهادهایی که شمول قانون بر آنان مستلزم دکر یا تصریح نام است، در حدود وظایف خود مکلفند دستور قاضی اجرای احکام کیفری را در مقام اجرای رای که مرتبط با اجرای آن است، رعایت کنند.متخلف از مقررات این مقرره، علاوه بر تعقیب انتظامی و اداری،به مجازات مقرر قانونی نیز محکوم می شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 898

رفع ابهام و اجمال از رای با دادگاه صادرکننده رای قطعی است،اما رفع اشکالات مربوط به اجرای رای با رعایت موازین شرعی و قانونی با قاضی اجرای احکام کیفری است که رای زیر نظر او اجرا می شود.

✅ حقوق جزا نکته 897

دیه هر یک از انگشتان اصلی دست،یک دهم دیه کامل است.

✅ حقوق جزا نکته 898

بریدن یا از بین بردن هر بند انگشت غیر شست،موجب یک سوم دیه آن انگشت و هر بند انگشت شست،موجب نصف دیه شست است.

✅ اصول فقه نکته 558

حکم تأسیسی حکم و قانونی است که قبلا وجود نداشته و جدیداً تاسیس و وضع شده باشد. مثلا ماده 19 قانون مجازات اسلامی 1392 که براساس آن مجازات های تعزیری به هشت درجه تقسیم شده اند، حکم تاسیسی است زیرا قبلا چنین حکم و قانونی وجود نداشته و جدیداً تاسیس و وضع شده است.

حکم امضایی حکمی است که شارع به موجب آن، اقدام به تاسیس قانونی غیر از آنچه متداول بوده نمی زند بلکه همان رویه سابق را با انشاء حکم تایید می نماید مثل اکثر احکام اسلام در زمینه معاملات از جمله بیع.

✅ حقوق تجارت نکته 897

برات باید به موجب نسخه ای که قبولی بر روی آن نوشته شده پرداخت شده باشد، در غیر این صورت:

در مقابل شخصی که نسخه قبول شده را دارد مسئول پرداخت وجه آن است.

✅ حقوق تجارت نکته 898

در صورت گم شدن براتی که قبولی روی آن نوشته شده است⤺ تقاضای پرداخت فقط به موجب امر دادگاه پس از دادن ضامن به عمل می¬آید(ماه 262 قانون تجارت).

 ✺نکته: خسارات دادرسی قابل مطالبه نیست.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 897

 نسبت به حکمی که پس از درخواست اعاده ی دادرسی صادر شده، دیگر اعاده ی دادرسی از همان جهت امکان پذیر نمی باشد، اما ممکن است از جهت دیگری نسبت به آن تقاضای اعاده ی دادرسی نمود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 898

 ورود ثالث و جلب ثالث در ضمن رسیدگی به درخواست اعاده ی دادرسی امکان پذیر نمی باشد.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و أما الشرط الثانی فرواه عبدالله بن سنان عن الصادق علیه السلام، قال: یأکل منها و لایفسد، و المراد به أن یأکل کثیراً بحیث یؤثر فیها أثراً بینا و یصدق معه الإفساد عرفاً. (ولا یجوز أن یَحمِلَ) معه شیئاً منها و إن قل.

و اما شرط دوم ]عدم افساد[ را عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) روایت کرده که امام فرمودند: « از میوه ها بخورد ولی فساد نکند» و مراد از فساد این است که زیاد بخورد به اندازه ای که در درخت اثر بیّن و آشکاری بگذارد و عرفاً برآن حالت، ]عنوانِ[ «فساد» صدق کند. (و جایز نیست که) علاوه بر خوردن، چیزی از ثمرات را (با خود حمل کند ]و ببرد[) اگرچه کم باشد.

✅ (و ترکه بالکلیۀ أولی)، للخلاف فیه، و لما روی أیضاً من المنع منه، مع اعتضاده بنص الکتاب الدال علی النهی عن أکل أموال الناس بالباطل و بغیر تراض، و لقبح التصرف فی مال الغیر، و بِإشتمال أخبار النهی علی الحظر، و هو مقدم علی ما تضمن الاباحۀ و الرخصۀ، لمنع کثیر من العمل بخبر الواحد فیما وافق الأصل فکیف فیما خالفه.

(و ترک آن بطور کلی ]اعم از خوردن یا بردن[ بهتر است) زیرا این مساله مورد اختلاف است و به دلیل روایتی نیز که از این عمل منع کرده است. افزون برآن، این منع، با نص قرآن که بر نهی از خوردن اموال مردم به باطل و بدون تراضی طرفین دلالت دارد تقویت و پشتیبانی شده است. ]همچنین[ به دلیل قبح تصرف در مال غیر ] که یک دلیل عقلی است[ و بخاطر مشتمل بودن اخبار نهی بر منع ] از انجام این عمل[، و این اخبار بر روایاتی که متضمن اباحه و رخصت است مقدم می باشد. و ]همچنین[ به دلیل منع بسیاری از فقها از عمل به خبر واحد در آنجا که آن خبر موافق با اصل و قاعده است چه رسد به آنجا که ]مانند این مورد، مفاد خبر واحد[ خلاف اصل و قاعده است.

✅ (و هو بیع الأثمان) و هی الذهب و الفضۀ (بمثلها، و یشترط فیه) زیادۀ علی غیره من أفراد البیع (التقابض فی المجلس) الذی وقع فیه العقد، (أَو اصطحابهما) فی المشی عرفا و إن فارقاه (إلی) حین (القبض أو رضاه) أی رضا الغریم الذی هو المشتری (بما فی ذمته) أی ذمۀ المدیون الذی هو البائع (قبضاً) أی مقبوضاً (بوکالته) إیاه (فی القبض)، لما فی ذمته.

(و آن فروختن ثمنها) یعنی طلا و نقره (به مثلش است. و در این بیع،) شرط اضافه ای بر ]شرایط[ سایر مصادیق بیع (وجود دارد ]و آن شرط[، تقابض عوضین در مجلسی است) که عقد در آن واقع شده است (یا همراه هم بودن آن دو) در راه رفتن به شکل متعارف، – اگرچه آن دو، مجلس عقد را ترک کرده باشند – (تا) زمان (قبض؛ یا رضایت او) یعنی رضایت طلبکار که همان مشتری است (به اینکه آنچه در ذمه او است) یعنی در ذمه مدیون که همان بایع می باشد (قبض شده) یعنی مقبوض باشد (با وکالت بایع) از مشتری (در قبض) آنچه در ذمه او ]بایع[ است.

✅ و ذلک (فیما إذا اشتری) من له فی ذمته نقد (بما فی ذمته) من النقد (نقدا آخر)، فإن ذلک یصیر بمنزلۀ المقبوض.

و این حالت (در آنجاست که) برای کسی ]یعنی مشتری[ در ذمه بایع، نقدی ]یعنی طلا یا نقره[ است (]و مشتری[ در مقابل آنچه) یعنی نقدی که (در ذمه بایع است، نقد ]یعنی طلا و نقره[ دیگری از او خریده است) پس ]در اینصورت[ آن نقد جدید ] که همان مبیع است و مشتری آنرا از بایعِ بدهکار، خریده است[ به منزله مقبوض است. ]توضیح اینکه در اینجا ثمن قبل از بیع در ذمه بایع بوده است. مشتری نقد جدیدی از بایع می خرد و ثمن این بیع را، دین موجود بر ذمه بایع قرار می دهد و بایع آنرا در ذمه خود قبض می کند. با انعقاد عقد بیع صرف، بایع، بدهکارِ نقد جدید (بعنوان مبیع) به مشتری می شود. برای اینکه بیع صرف صحیح باشد باید مبیع هم مانند ثمن به قبض درآید. در این حالت، مشتری به بایع وکالت در قبض مبیع (یا همان نقد جدید) می دهد. اکنون نقد جدید در ذمه بایع است و بایع به استناد وکالت در قبض مبیع، آن را قبض می کند. اینچنین است که مبیع هم به قبض درمی آید و بیع صرف صحیحاً منعقد می‏شود[.

✅ حقوق مدنی نکته 899

عقد لازم – جايز، عقدي كه نسبت به يك طرف لازم و نسبت به طرف ديگر جايز است. مانند : عقد رهن كه نسبت به راهن لازم و نسبت به مرتهن جايز است يا مانند عقد كفالت كه نسبت به كفيل لازم و نسبت به مكفول له جايز است.

✅ حقوق مدنی نکته 900

عقد منجز، عقدي است كه بلافاصله پس از توافق (ايجاب و قبول) اثرش به وجود مي آيد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 899

هرگاه شیوه اجرای رای در دادنامه تعیین گرد،به همان ترتیب اجرا می شود و در صورت عدم تعیین شیوه اجرا، قاضی اجرای احکام کیفری مطابق مقررات قانونی،رای را اجرا می کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 900

اجرای علنی مجازات ممنوع است، مگر در موارد الزام قانونی یا در صورتی که به لحاظ آثار و تبعات اجتماعی بزه ارتکابی،نحوه ارتکاب جرم و سوابق مرتکب و بیم تجری او یا دیگران، دادگاه خود یا به پیشنهاد دادستان اجرای علنی مجازات را ضروری تشخیص دهد و اجرای علنی مجازات را در رای تصریح کند.

✅ حقوق جزا نکته 899

دیه فلج کردن هر دست دو سوم دیه دست، دیه فلج کردن هر انگشت دو سوم دیه همان انگشت،دیه قطع دست فلج یک سوم دیه دست و دیه قطع انگشت فلج یک سوم دیه همان انگشت است.

✅ حقوق جزا نکته 900

قطع نخاع دیه کامل و قطع جزئی از آن به نسبت مساحت عرض،دیه دارد.

✅ اصول فقه نکته 559

حکم مولوی دستوری است که شارع صادر می کند و اطاعت آن لازم و مخالفت آن حرام است انجامش ثواب و ترکش عقاب دارد؛ حکم ارشادی دستوری است از شارع در موردی که انسان به درک عقلی خود آن را می فهمد و اثری بیش از همان حکم عقلی ندارد؛ حکم مولوی را تشبیه کرده اند به دستور والدین و حکم ارشادی را مانند دستور پزشک دانسته اند.

✅ حقوق تجارت نکته 899

در صورت گم شدن براتی که هنوز قبولی نوشته نشده است⤺ صاحب برات می¬تواند وصول وجه آن را به حسب نسخ بعدی بخواهد (ماده 261 قانون تجارت).

حقوق تجارت نکته 900

هر یک از مسئولین که وجه برات را پرداخت می¬نماید می¬تواند پرداخت را موکول کند به

❂ تسلیم برات و اعتراض نامه و مخارج قانونی

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 899

اگر رئیس قوه ی قضاییه حکمی را خلاف بین شرع تشخیص دهد، مطابق ماده ی 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب این مورد از جهات   اعاده ی دادرسی محسوب می گردد. مهلت درخواست رسیدگی از رئیس قوه قضاییه، یک ماه از تاریخ قطعیت حکم است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 900

مواعد مربوط به دادرسی بر دو نوع می باشند:

  • مواعد قانونی: مواعدی که از سوی قانونگذار تعیین شده اند، مانند مهلت رفع نقص، مهلت تقاضای تجدیدنظر.

  • مواعد قضایی: مواعدی که از طرف دادگاه تعیین می شوند، مانند اظعارنظر کارشناس، مهلت سپردن تأمین.

🔴 کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ مثاله: أن یکون لزید فی ذمۀ عمرو دینار فیشتری زید من عمرو بالدینار عشرۀ دراهم فی ذمته و یوکله فی قبضها فی الذمۀ بمعنی رضاه بکونها فی ذمته، فإن البیع و القبض صحیحان، لأن ما فی الذمۀ بمنزلۀ المقبوض بید مَن هو فی ذمته، فاذا جعله وکیلا فی القبض صار کأنه القابض لما فی ذمته، فَصَدَقَ التقابض قبل التفرق.

مثال این حالت آنست که برای زید در ذمه عمرو دیناری ]بعنوان دین[ می باشد. زید از عمرو در مقابل آن دینار ]بعنوان ثمن[، ده درهم ]بعنوان مبیع[ در ذمه او ]عمرو[ می خرد و عمرو را وکیل در قبض ده درهم در ذمه اش می کند به این معنی که زید رضایت می دهد که ده درهم در ذمه عمرو باشد. پس در اینصورت بیع ]صرف[ و قبض هردو صحیح است. زیرا آنچه در ذمه است به منزله مقبوض در دست کسی است که آن مال در ذمه اوست لذا وقتی زید، عمرو را وکیل در قبض کرد، گویی عمرو قابض ما فی الذمه خود شده است. بنابراین تقابض ]عوضین[ قبل از جدا شدن طرفین، صورت گرفته است.

✅ (ولو قبض البعض) خاصۀ قبل التفرق (صح فیه) أی فی ذلک البعض المقبوض و بطل فی الباقی (وتخیرا) معاً فی إجازۀ ما صح فیه و فسخه، لتبعض الصَّفَقَه (إذا لم یکن من أحدهما تفریط) فی تأخیر القبض، ولو کان تأخیره بتفریطهما فلا خیار لهما، ولو اختص أحدهما به سقط خیاره، دون الآخر.

(واگر) قبل از جدا شدن طرفین، فقط (بخشی ]از عوض[ قبض شود نسبت به همان مقدار عقد صحیح است) یعنی در آن بخش قبض شده ]صحیح است[ و در مقدار باقیمانده، عقد باطل است (و هردو) با هم در اجازه مقدار صحیح و فسخ آن، به دلیل تبعض صفقه (حق خیار دارند. ]البته[ اگر تفریطی از سوی یکی از آن دو) در تاخیر قبض (نباشد). و اگر تاخیردر قبض به سبب تفریط هردو باشد هیچیک از آن دو، خیار ندارد. و اگر تاخیر در قبض، مختص یکی از آن دو باشد خیار او ساقط می شود نه فرد دیگر ]که تاخیر نکرده[.

✅ (و لابد من قبض الوکیل) فی القبض عنهما، أو عن أحدهما (فی مجلس العقد قبل تفرق المتعاقدین) و لااعتبار بتفرق الوکیل و أحدهما، أو هما، أو الوکیلین.

(و باید عوضین توسط وکیل) ]که وکالت[ در قبض از سوی هردو یا یکی از آن دو دارد (در مجلس عقد و قبل از جدا شدن متعاقدین قبض شود) و اعتباری به جداشدن وکیل و یکی از متبایعین یا هر دوی متبایعین یا جداشدن دو وکیل نیست.

✅ هذا إذا کان وکیلا فی القبض، دون الصرف. (ولو کان وکیلا فی الصرف) سواء کان مع ذلک وکیلا فی القبض، أم لا (فالمعتبر مفارقته) لمن وقع العقد معه، دون المالک. و الضابط أن المعتبر التقابض قبل تفرق المتعاقدین، سواء کانا مالکین، أم وکیلین.

این حکم در صورتی است که وکیل، وکیل در قبض عوضین باشد نه وکیل در بیع صرف. (ولی اگر او، وکیل در بیع صرف باشد) خواه علاوه بر آن، وکیل در قبض هم باشد یا نه، (جدا شدن وکیل) از کسی که عقد با او منعقد شده است (ملاک می باشد) نه مالک. و ضابط این است که ] ملاک و[ معتبر، تقابض ]عوضین[ قبل از جدا شدن متعاقدین است خواه آن دو، مالک یا وکیل باشند.

✅ (ولا یجوز التفاضل فی الجنس الواحد)، لأنه حینئذ یجمع حکم الربا و الصرف. فیعتبر فیه التقابض فی المجلس نظراً إلی الصرف، و عدم التفاضل نظراً إلی الربا، سواء اتفقا فی الجودۀ و الرداءۀ و الصفۀ، أم اختلفا، بل (و إن کان أحدهما مسکوراً، أوردیئاً) و الآخر صحیحاً، أو جیّد الجوهر.

(در ]بیعِ صرفِ[ جنسِ واحد زیادتر بودن ]یکی از عوضین[ جایز نیست) زیرا معامله در اینصورت، حکم ربا و حکم بیع صرف را در خود جمع می کند. لذا در این معامله، با توجه به اینکه بیع صرف است تقابض عوضین در مجلس شرط است و برای اینکه ربا نشود، زیادتر نبودن یکی از عوضین درآن، لازم است؛ خواه عوضین در مرغوبیت یا نامرغوب بودن و اوصاف یکسان بوده یا مختلف باشند. بلکه (اگرچه یکی از عوضین شکسته یا پست باشد) و عوض دیگر سالم یا از جنس مرغوبی باشد ] حکم همان است که گفته شد[.

✅ حقوق مدنی نکته 901

عقد معلق، عقدي است كه تحقق آن بنا به اراده دو طرف موكول به امر ديگري شده است. به عبارت ديگر اثر اين عقد بلافاصله بعد از ايجاب و قبول نمي آيد بلكه تحقق عقد منوط به امر ديگري است كه اصطلاحا آن را معلق عليه مي نامند.

✅ حقوق مدنی نکته 902

شرايط معلق عليه:

  • معلق عليه امري خارج از عقد (غير از اركان و شرايط صحت و نفوذ عقد) است (حادثه اي خارجي باشد)

  • معلق عليه يك امر احتمالي باشد

  • معلق عليه مربوط به آينده باشد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 901

محکوم علیه برای اجرای رای احضار می شود و در صورت عدم حضور،به کفیل یا وثیقه گذار اخطار می شود تا محکوم علیه را برای اجرای رای تسلیم کند.در این صورت، قاضی اجرای احکام کیفری می تواند به طور همزمان دستور جلب محکوم علیه را صادر کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 902

در صورتی که بیم فرار یا مخفی شدن محکوم علیه باشد، قاضی اجرای احکام کیفری می تواند با ذکر دلیل در پرونده،از ابتدا دستور جلب محکوم علیه را صادر کند.

✅حقوق جزا نکته 901

هرگاه صدمه ای که به حد فاصل بیضه ها و مقعد وارد شده است موجب عدم ضبط ادرار یا مدفوع یا هر دو گردد، یک دیه کامل دارد.

✅حقوق جزا نکته 902

دیه شکستن هر یک از دنده های محیط به قلب که از آن حفاظت می کند،یک چهلم دیه کامل و دیه شکستن هر یک از دنده های دیگر یک صدم دیه کامل می باشد.

✅اصول فقه نکته 560

بحث اقسام وجوب و اقسام واجب، زمانی مطرح می شود که حکم گزاره و عبارت مورد بحث، حکم تکلیفی و از نوع وجوب باشد. لذا اگر حکم عبارتی، حکم وضعی یا حکم تکلیفی از انواع دیگر مانند حرمت یا استحباب یا کراهت یا اباحه باشد سخن از اقسام واجب و وجوب مطرح نمی شود.

✅حقوق تجارت نکته 901

مسئولیت تمامی مسئولین اسناد تجاری از نوع تضامنی است.

✅حقوق تجارت نکته 902

مسئولیت تضامنی ⟻به این معناست که تمام مسئولین سند در عرض یکدیگرند، به طوری که دارنده سند یعنی شخصی که وجه برات باید به او پرداخت شود، می¬تواند برای وصول تمام یا قسمتی از وجه سند به هر کدام از آن ها همزمان یا در زمان های مختلف مراجعه کند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 901

 از نظر محاسبه مواعد، هرماه سی روز محاسبه خواهد شد اعم از اینکه در نیمه ی اول سال باشد یا نیمه ی دوم.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 902

 در فرض تعدد خواندگان، طولانی ترین موعد که در مورد یک نفر از آنها رعایت می شود، شامل دیگران نیز خواهد بود.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ ( و تراب معدن أحدهما یباع بالآخر، أو بجنس غیرهما و تراباهما یباعان بهما)

(و خاک معدن یکی از آن دو ]یعنی طلا و نقره[ به دیگری یا به جنسی غیر از آن دو فروخته می‏شود و خاک طلا و نقره به طلا و نقره فروخته می شود).

✅ (ولا عبرۀ بالیسیر من الذَّهبِ فی النُّحاسِ و الیسیر من الفضَّۀ فی الرَّصاصِ فلا یمنع من صحۀ البیع بذلک الجنس) و إن لم یُعلم زیادۀ الثمن عن ذلک الیسیر و لم یُقبَض فی المجلس ما یساویه، لأنه مضمحل، و تابع غیر مقصود بالبیع.

(مقدار اندکی از طلا در مس و اندکی از نقره در سرب اشکالی ندارد. لذا مانع از صحت بیع آن جنس ]یعنی مس و سرب[ نمی شود) اگرچه زیادتر بودن ثمن از آن مقدار اندک، معلوم نباشد و در مجلس عقد، مقدار مساوی با آن مقدار اندک قبض نشده باشد. زیرا این مقدار اندک ] در جنس غالب و اصلی مبیع[، مضمحل]و مستهلک[ شده ] و تابع مبیع به حساب می آید[ و تابع هم مورد قصد فروش قرار نگرفته است.

 ✅ و لا فرق فی المنع من الزیاده فی أحد المتجانسین بین العینیۀ و هی الزیادۀ فی الوزن، و الحکمیۀ کما لو بیع المتساویان و شرط مع أحدهما شرطاً و إن کان صنعۀ.

در منع از ]اخذ[ زیاده در یکی از عوضین همجنس، بین زیاده عینی – که زیاده در وزن می باشد – و زیاده حکمی – مانند آنجا که دو کالای متساوی در وزن فروخته شود و همراه با یکی از آن دو شرطی در ضمن عقد، شرط شود اگرچه شرط، صنعت باشد – تفاوتی نیست.

✅(و الأوانی المصوغۀ من النقدین إذا بیعت بهما) معاً (جاز) مطلقاً، ( و إن بیعت بأحدهما) خاصۀ (اُشتُرِطَت زیادته علی جنسه)، لتکون الزیادۀ فی مقابلۀ الجنس الآخر، بحیث تصلح ثمناً له و إن قَلَّ.

(و ظروف ساخته شده از طلا و نقره اگر در برابر طلا و نقره) با هم (فروخته شود جایز است) مطلقاً. (واگر) فقط (به یکی از آن دو فروخته شود، زیادتر بودن طلا یا نقره بر ]طلا یا نقره موجود در[ جنس ظرف، شرط است) تا مقدار زیاده ]طلا یا نقره[ در مقابل جنس دیگر ]ظرف، یعنی آن قسمت از ظرف که از جنس طلا یا نقره نیست[ قرار گیرد؛ بگونه ای که شایستگی ثمن بودن برای آن ]مقدار زیاده طلا یا نقره[ برود، هرچند که کم باشد. ]البته این حکم در جایی است که ثمن ظرف ساخته شده از طلا، طلا باشد و ثمن ظرف ساخته شده از  نقره، نقره باشد[.

✅(و یکفی غلبۀ الظن) فی زیادۀ الثمن علی مجانسه من الجوهر، لعسر العلم الیقینی بقدره غالباً، و مشقۀ التخلیص الموجب له.

(و غلبه ظن) در زیادی ثمن بر جوهر مجانس آن، (کفایت می کند) زیرا علم یقینی به اندازه جوهر همجنس با ثمن، دشوار است و سختی تخلیص و تصفیه جوهر همجنس با ثمن از غیر همجنس با آن، موجب دشوار شدن تحصیل علم یقینی در این خصوص شده است.

✅(و حِلیۀ السیف و المرکب یعتبر فیها العلم إن أرید بیعها بجنسها) و یعتبر مع بیعها بجنسها زیادۀ الثمن علیها، لتکون الزیادۀ فی مقابلۀ السیف و المرکب إن ضمهما إلیها (فان تعذر) العلم (کفی الظن الغالب بزیادۀ الثمن علیها).

(و اگر بخواهد زیور شمشیر و مرکب ]که از طلا یا نقره باشد[ را با همجنس خودش] یعنی همجنس زیور[ بفروشد علم به ]وزنِ[ زیور شرط است). در بیع زیور با همجنس آن – اگر شمشیر و مرکب را به زیور ضمیمه کرده باشد ]و هر دو را بعنوان مبیع بفروشد[- زیادی ثمن ]یعنی طلا یا نقره[ بر ]وزنِ[ زیور، شرط است تا زیادیِ ]ثمن[ در مقابل شمشیر و مرکب قرار بگیرد. (لذا اگر) علم ]به وزن زیور[ (متعذر بود ظن غالب به زیادتر بودن ثمن از ]وزنِ[ زیور کافی است).

✅ حقوق مدنی نکته 903

تعليق عقد به شرايط صحت آن تعليق واقعي نبوده و چنين عقدي را معلق نمي سازد. به عنوان مثال كسي بگويد خانه ام را مي فروشم اگر اهليت داشته باشم. اهليت داشتن از شرايط اساسي صحت معامله است و نمي توان عقدي را منوط به آن نمود.

✅ حقوق مدنی نکته 904

انواع تعليق

–  تعليق در انشا ⇜ باطل

–  تعليق در منشا ⇜ صحيح

تعليق در انشا؛ طرفين ابراز اراده خويش مبني بر خلق ماهيت عقد را موكول به امر ديگري بنمايند. به عبارت ديگر اراده ايجاد عقد به امر ديگري موكول شود.

مثال ⤆ اگر فلان كار را كردي خانه ام را به تو مي فروشم.

 در اين مثال اصل اراده در فروش موكول به امر ديگري شده است. يعني انشا و ايجاد معامله معلق گرديده و لذا باطل است.

معمولا براي تشخيص تعليق در انشا فعل به كار رفته با صيغه مستقبل (آينده) است.

تعليق در مُنشا، منظور از منشا همان ماهيت حقوقي عقد است. كه مخلوق اراده مي باشد. به عبارت ديگر در اين نوع تعليق انشاي عقد به طور منجر صورت گرفته و قصد انشا وجود دارد ليكن تحقق ماهيت عقد به امر ديگري موكول شده است. اين مفهوم همان عقد معلق پذيرفته شده در حقوق ماست كه اصولا صحيح مي باشد جز در مورد نكاح و ضمان.

مثال ⤆ خانه ام را به شما فروختم اگر در آزمون قبول شويد.

 در اين مثال اراده فروش خانه قطعي گرديده اما ايجاد ماهيت حقوقي عقد منوط به امر ديگري شده است.

در مثال فوق فعل به كار رفته با صيغه ماضي است.

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته 903

اجرای مجازات در موارد زیر به تشخیص و دستور قاضی اجرای احکام به تعویق می افتد:

الف- دوران بارداری؛

ب-پس از زایمان حداکثر تا شش ماه

پ-دوران شیردهی حداکثر تا رسیدن طفل به سن دو سالگی؛

ت- اجرای مجازات شلاق در ایام حیض یا استحاضه

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 904

هرگاه محکوم علیه به بیماری جسمی یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازا موجب تشدید بیماری و یا تاخیر در بهبودی وی شود، قاضی اجرای احکام کیفری با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی،اجرای مجازات را به تعویق می اندازد. چنانچه در جرایم تعزیری امیدی به بهبودی بیمار نباشد،قاضی اجرای احکام کیفری، پس از احراز بیماری محکوم علیه و مانع بودن آن برای اعمال مجازات، با زکر دلیل، پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادرکننده رای قطعی ارسال می کند.

✅ حقوق جزا نکته 903

کندن دنده موجب ارش است.

✅ حقوق جزا نکته 904

قطع و از بین بردن دو استخوان ترقوه،موجب دیه کامل و هر کدام از آنها موجب نصف دیه کامل است.

✅ اصول فقه نکته 561

واجب تعبدی و واجب توصلی: واجب تعبدی آن است که به قصد قربت(قصد امتثال و اطاعت فرمان خدا یا قصد تقرُّب به پروردگار و تحصیل رضای او) انجام شود که شامل عبادات واجب می شود. واجب توصلی آن است که به قصد قربت نیاز ندارد که شامل همه واجبات به جز عبادات می شود.

✅ حقوق تجارت نکته 903

سهام وثیقه اعضای هیئت مدیره شرکت سهامی بانام و غیرقابل انتقال است.

✅ حقوق تجارت نکته 904

داشتن سهام وثیقه برای شخص حقوقی عضو هیأت مدیره الزامی است ولی برای نماینده حقیقی شخص حقوقی عضو هیأت مدیره الزامی نیست.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 903

اقدامی که خارج از مهلت مقرر به عمل آمده باشد، اصولاً معتبر نبوده و قابل ترتیب اثر نمی باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 904

در خصوص مواعد قانونی، تمدید یا تجدید موعد امکان پذیر نمی باشد مگر در صورت اثبات عذر موجه یا در صورتی که سهو در اعلام صورت گرفته باشد.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و الأجود اعتبار القطع، وفاقاً للدروس و ظاهر الأکثر، فان تعذر بیعت بغیر جنسها، بل یجوز بیعها بغیر الجنس مطلقاً کغیرها.

و نظر بهتر این است که قطع و یقین ملاک اعتبار باشد ]نه ظن[، موافق با نظر مصنف در کتاب دروس و ظاهر قول اکثر فقها. بنابراین اگر تحصیل قطع متعذر بود زیور را به غیر جنس آن بفروشد. بلکه فروش زیور به غیر جنس آن مطلقاً جایز است مثل فروش غیر زیور ]از سایر کالاها که به غیر از همجنس آن جایز است[.

✅(ولو باعه بنصف دینار فَشَقُّ) أی نصف کامل مشاع، لأن النصف حقیقۀ فی ذلک، (إلا أن یراد) نصف (صحیح عرفاً) بأن یکون هناک نصف مضروب بحیث ینصرف الإطلاق إلیه، (أو نطقاً) بأن یصرح بإرادۀ الصحیح و إن لم یکن الإطلاق محمولاً علیه فینصرف إلیه. (وکذا) القول (فی نصف درهم) و أجزائهما غیر النصف.

(و اگر آن کالا را به نصف دینار بفروشد ثمن، نصف است) یعنی نصف کامل مشاع است. زیرا لفظ «نصف»، حقیقت در این معنی است (مگر اینکه عرفاً ]از لفظ نصف[)، نصف (صحیح اراده شود) به این نحو که در آنجا سکه نیم دیناری ضرب شده باشد که اطلاق لفظ «نصف» به آن انصراف پیدا کند (یا در نطق و سخن، ]منظور خود را از لفظ نصف که نصف صحیح می باشد بیان نماید[) به این نحو که اراده نصف صحیح را صراحتاً بیان نماید اگرچه اطلاق لفظ نصف، حمل بر این معنی نشود پس در اینصورت  نیز لفظ نصف بر نصف صحیح منصرف می شود. (و در نصف درهم) و اجزای دیگر درهم و دینار غیر از نصف (هم همین) قول (است).

✅(و حکم تراب الذهب و الفضۀ عند الصَّیَّاغۀ حکم) تراب (المعدن).

(و حکم خاک طلا و نقره که در هنگام زرگری ]جمع می شود همان[ حکم) خاک (معدن ]آن دو[ می باشد).

✅(و یجب) علی الصائغ (الصدقۀ به مع جهل أربابه، و الأقرب الضمان لو ظهروا و لم یرضوا بها. ولو کان بعضهم معلوماً وجب الخروج من حقه).

(در صورت جهل ]زرگر[ نسبت به شناخت صاحبان طلا و نقره) بر زرگر (واجب است که آن ]طلا یا نقره[ را صدقه دهد و نظر نزدیک به صواب آنست که اگر صاحبان آن پیدا شدند و به صدقه رضایت ندادند زرگر ضامن است و اگر برخی از صاحبان آن معلوم باشند، ]بر زرگر[ واجب است که ذمه خود را ]از حق آنها[ خارج سازد).

✅(الدراهم و الدنانیر یتعینان بالتعیین) عندنا (فی الصرف و غیره)، لعموم الأدلۀ الدالۀ علی التعیین، و الوفاء بالعقد، و لقیام المقتضی فی غیرها.

در نزد ما امامیه (در بیع صرف و غیر بیع صرف، درهمها و دینارها با تعیین کردن، معین می شوند) زیرا ادله ای که دلالت بر تعیین کردن عوضین دارد عمومیت دارد ]و شامل این مورد هم می شود. و نیز به دلیل ادله دلالت کننده بر[ وفای به عقد؛ و بخاطر اینکه مقتضی تعیین در غیر درهم و دینار در اینجا نیز وجود دارد.

✅(فلو ظهر عیب فی المعین) ثمنا کان، أم مثمناً (من غیر جنسه) بأن ظهرت الدراهم نحاساً، أو رصاصاً (بطل) البیع (فیه)، لأن ما وقع علیه العقد غیر مقصود بالشراء، و العقد تابع له، (فإن کان بإزائه مجانسه بطل البیع من أصله) إن ظهر الجمیع کذلک، و إلا فبالنسبۀ (کدراهم بدراهم، و إن کان) ما بإزائه (مخالفاً) فی الجنس (صح) البیع (فی السلیم و ماقابله، و یجوز) لکل منهما (الفسخ مع الجهل) بالعیب، لتبعض الصفقۀ.

(اگر در ]دینار و درهم[ معین)، ثمن باشد یا مثمن (عیبی از غیر جنس آن ظاهر شود) به این نحو که ظاهر شود درهمها ]بجای اینکه از جنس مقصود باشند[ مس یا سرب است، بیع (درآن]قسمت که از غیر جنس است[ باطل است(؛ زیرا آنچه که عقد برآن واقع شده، مقصود بر خریدن آن نبوده است در حالی که عقد تابع قصد است ]العقود تابعه للقصود[. (پس اگر به ازای آن ]عوض معیوب[، کالای همجنس آن وجود داشته باشد بیع از اصل ]وابتدا[ باطل است( ]البته[ اگر ظاهر شود که تمام مبیع این چنین ]یعنی از غیر جنس[ است و گرنه به نسبتی که مبیع از غیر جنس است بیع باطل است (مانند ]بیع[ درهمها در برابر درهمها؛ و اگر) ما به ازای آن ]عوض معیوب[، (کالایی باشد) که از نظر جنس، با آن (مخالف است ]یعنی کالایی غیر همجنس با عوض معیوب است[) بیع (در قسمت عوض سالم با آنچه که در مقابل آن است صحیح می باشد و) برای هریک از آن دو (درصورت جهل) به ]وجود[ عیب (جایز است که بیع را فسخ نمایند) به دلیل تبعض صفقه.

✅ حقوق مدنی نکته 907

بيع معلق نسبت به مال معين تا قبل از حصول معلق عليه، اگر چه موجب انتقال مالكيت مال نمي شود اما بايع را ملزم مي گرداند كه تا زمان حصول معلق عليه مورد معامله را حفظ كرده و از انتقال آن به ديگران خودداري كند. به عبارت ديگر در عقد معلق مورد معامله متعلَق حق طرف مقابل قرار گرفته و اگر بدون رضاي او به شخص ثالثي منتقل شود ذي نفع مي تواند ابطال چنين معامله اي را از دادگاه بخواهد.

✅ حقوق مدنی نکته 908

 يكي از شرايط صحت عقد معلق اين است كه مدت زمان حصول معلق عليه بايد معلوم باشد و بدون تعيين مدت باطل است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 907

محکوم به حبس یا کسی که به علت عدم پرداخت جزای نقدی در حبس به سر می برد، در صورت جنون تا بهبودی در بیمارستان روانی یا مکان مناسب دیگری نگهداری می شود. این ایام جزء مدت محکومیت وی محاسبه می شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 908

در غیر مجازات حبس، هرگاه رییس قوه قضاییه با عفو تخفیف مجازات محکوم علیه برای پیشنهاد به مقام رهبری موافقت کند و دستور توقف اجرای حکم دهد، اجرای حکم متوقف می شود.

✅ حقوق جزا نکته 907

رضایت دختر نابالغ یا مجنون یا مکرهی که رضایت واقعی به زنا نداشته در حکم عدم رضایت است.

✅ حقوق جزا نکته 908

هرگاه به همراه ازاله بکارت جنایت دیگری نیز به وجود آید مانند آنکه مثانه آسیب دیده و شخص نتواند ادرار خود را ضبط کند، جنایت مزبور حسب مورد دیه یا ارش جداگانه دارد.

✅ اصول فقه نکته564

واجب عینی آن است که انجام آن بر تک تک افراد مکلف واجب است و حتی اگر از سوی یک یا چند نفر صورت گیرد، تکلیف از عهده دیگران ساقط نمی شود. واجب کفایی آن است که تکلیف به همه افراد تعلق می گیرد اما اگر عده ای به اندازه نیاز آن را انجام دهند، کفایت کرده و تکلیف از دیگران ساقط است.

✅ حقوق تجارت نکته 907

دارنده در صورت عدم تأدیه و اعتراض می¬تواند به هر کدام از مسئولین که بخواهد رجوع نماید.

∎ این که عدم تأدیه از جانب چه کسی منظور مقنن است، مشخص نیست اما به نظر می¬رسد منظور عدم تأدیه از سوی محال علیه است نه هر یک از مسئولین.

✅ حقوق تجارت نکته 908

دارنده ای که به وظایف خود عمل نکند یعنی در مواعد مقرر برات را برای قبولی یا پرداخت به محال علیه ارائه نداده و یا در موعد مقرر اعتراض عدم تأدیه ننموده است⇩

📌 حق مراجعه به ظهرنویس ها و ضامن آن ها یا اقامه دعوا علیه آن ها را از دست خواهد داد.

📌 نمی¬تواند بدون پرداخت خسارت احتمالی درخواست تأمین خواسته نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 907

 قرارداد مستقل داوری معمولاً زمانی منعقد می شود که اختلافی بین دو طرف ایجاد شده و طرفین در صدد هستند تا حل و فصل اختلاف موجود را به داوری ارجاع نمایند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 908

 شرط داوری در ضمن قرارداد اصلی و قبل از بروز اختلاف مورد توافق واقع می شود، بدین معنا که با توافق طرفین قرارداد مقرر می گرددتا هر گونه اختلاف راجع به قرارداد از طریق داوری فیصله یابد.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ ( وفی المخالف) بإزاء المعیب (إن کان صرفاً) کما لو باعه ذَهَباً بِفِضَّۀٍ فظهر أحدهما معیباً من الجنس (فله الأرش فی المجلس، و الرد). اما ثبوت الأرش فَلِلعَیبِ، و لایضر هنا زیادۀ عوضه للأختلاف و اعتبر کونه فی المجلس لِلصَّرف.

(و در صورتی که) به ازای عوض معیوب، (کالای غیر همجنس با آن باشد، اگر ]این امر در[ بیع صرف باشد) مانند آنجا که بایع، طلا را در برابر نقره بفروشد و یکی از آن دو معیوب – ]به عیبی[ از جنس- ظاهر شود (کسی که عوض معیوب به او رسیده، حق گرفتن ارش و همچنین حق رد در مجلس صرف دارد) اما ثبوت ارش به دلیل وجود عیب است و در اینجا اینکه ]با گرفتن ارش[، زیاده در عوض معیوب ]پدید می آید[، ضرری بوجود نمی آورد ]اشکالی ندارد[ به دلیل اختلاف ]جنس عوضین. لذا زیاده منجر به ربا نمی شود[. و حق گرفتن ارش در مجلس به دلیل این است که معامله، بیع صرف است ]و چون ارش، جزیی از عوض است و عوضین در بیع صرف باید در مجلس، تقابض شوند لذا ارش هم باید در مجلس به قبض درآید[.

✅ (و بعد التفرق له الرد، و لا یجوز أخذ الأرش من النقدین)، لئلا یکون صرفاً (بعد التفرق).

(و بعد از جدا شدن طرفین از یکدیگر، برای او حق رد وجود دارد، و گرفتن ارش از ]جنس[ نقدین ]یعنی طلا و نقره بعد از جدا شدن طرفین[ جایز نیست) برای اینکه این عمل (بعداز جدا شدن آنان)، بیع صرف به حساب نیاید ]یعنی اگر بنا باشد که بعد از جدایی طرفین، بتوان از جنس نقدین، ارش گرفت از آنجا که ارش جزیی از عوض به حساب می آید می توان گفت که در اینجا بعداز جدایی طرفین مقداری از عوض به قبض درآمده است و این حالت در بیع صرف پذیرفته نیست. چون در بیع صرف، عوضین باید در مجلس عقد و یا تا قبل از جداشدن طرفین به قبض طرف مقابل درآید لذا گرفتن ارش از جنس نقدین فقط در مجلس عقد ممکن است[.

✅ ولو أخذ الأرش (من غیرهما قیل) و القائل العلامۀ رحمه الله: (جاز)، لأنه حینئذ کالمعاوضۀ بغیر الأثمان فیکون جملۀ العقد بمنزلۀ بیع و صرف، و البیع ما أخذ عوضه بعد التفرق.

(واگر) ارش (از غیر نقدین اخذ شود برخی گفته اند جایز است) که قائل به این قول، علامه حلی رحمه الله می باشد. زیرا اخذ ارش از غیر نقدین به منزله معاوضه به غیر از نقدین است. لذا مجموع عقد واقع شده به منزله ]دو عقد، یعنی[ بیع و صرف می باشد. بیع نسبت به آن چه است که عوضش بعداز جدا شدن طرفین گرفته شده ]و صرف آنست که عوضین آن در مجلس عقد تقابض شده است[.

✅ (ولو کان) العیب الجنسی (فی غیر صرف) بأن کان العوض الآخر عَرَضاً (فلا شک فی جواز الرد و الأرش)، اعطاءً للمعیب حکمه شرعاً، ولا مانع منه هنا (مطلقاً) سواء کان قبل التفرق، أم بعده.

(واگر) عیب جنسی (در غیر]بیع[ صرف باشد) به این صورت که ]یکی از عوضین، طلا یا نقره و[ عوض دیگر، کالا باشد (شکی در جواز رد و ارش نیست) زیرا حکم کالای معیوب از نظر شرع در اینجا جاری است و مانعی از اجرای این حکم وجود ندارد (]جواز رد و ارش[ بصورت مطلق ]است[) خواه قبل از جدا شدن طرفین از یکدیگر باشد و خواه بعد از آن.

✅ (ولو کانا) أی العوضان (غیر معینین فله الإبدال) مع ظهور العیب جنسیاً کان، أم خارجیاً، لأن العقد وقع علی أمر کلی و المقبوض غیره، فإذا لم یکن مطابقاً لم یتعین لوجوده فی ضمنه.

(و اگر آن دو) یعنی دو عوض (در عقد تعیین نشده باشد ]یعنی کلی باشد[ برای کسی که عوض معیوب به او رسیده، حق تبدیل کردن آن وجود دارد) در صورتی که عیب از جنس یا خارج از جنس باشد ]تفاوتی نمی کند[. زیرا عقد بر امر کلی واقع شده و آنچه قبض شده غیر از آن است. لذا در صورتی که مصداق قبض شده با ]اوصاف[ کلی مطابق نداشته باشد کلی در ]آن مصداق[ تَعَیُّن پیدا نمی کند زیرا وجود کلی در ضمن خودش می باشد. ]یعنی کلی در صورتی وجود پیدا می کند که اوصاف تعیین شده آن، در مصداق ارائه شده تماماً وجود داشته باشد لذا وجود کلی منوط به تحقق اوصاف کلی در یک مصداق خارجی است[.

✅ لکن الإبدال (ماداماً فی المجلس فی الصرف،) أما بعده فلا، لأنه یقتضی عدم الرضا بالمقبوض قبل التفرق و أنَّ الأمر الکلی باق فی الذمۀ فیؤدی إلی فساد الصرف.

اما حق تبدیل (تا زمانی است که آن دو در مجلس عقد هستند البته اگر معامله، بیع صرف باشد) اما بعد از انقضای مجلس صرف، حق تبدیل وجود ندارد. زیرا داشتن حق تبدیل، اقتضا می کند که کسی که عوض معیوب به او رسیده، قبل از تفرق، به کالای قبض شدهِ ]معیوب[ راضی نباشد و امر کلی در ذمه طرف مقابل باقی مانده باشد در نتیجه این حالت منجر به فساد بیع صرف می شود ]زیرا عوضین قبل از تفرق، تقابض نشده است[.

حقوق مدنی نکته 909

مالكيت در عقد معلق،  از زمان حصول معلق عليه به طرف منتقل مي شود.

در عقد معلق دو تاريخ وجود دارد : 1. تاريخ عقد (مثلا امروز) 2. تاريخ حصول معلق عليه (مثلا دو ماه ديگر)

مالكيت شخص از تاريخ دوم يعني زمان حصول معلق عليه است. البته طرفين مي توانند شرط كنند كه مالكيت از تاريخ عقد محقق گردد.

⤆ بر اساس نظريه ناقليت بايد گفت اثر عقد معلق ناظر به آينده است.

حقوق مدنی نکته 910

سه نظر وجود دارد:

  1. نظريه نقل 2. نظريه كشف حقيقي 3. نظريه كشف حكمي

مثال : معامله در اول ارديبهشت ماه رخ داده ، حصول معلق عليه (در عقد معلق) يا اجازه (در معاملات فضولي و اكراهي) در اول خرداد ماه ، مالكيت عين و منافع در اين يك ماه به چه كسي تعلق دارد و آثار آن از چه زماني محقق مي گردد؟

مطابق نظريه نقل ⇦ همه چيز يعني هم عين و هم منافع هر دو از روز اجازه يعني اول خرداد ماه محقق مي شود و قبل از آن متعلق به مالك اصلي است. (اثرش نسبت به آينده است)

مطابق نظريه كشف حقيقي ⇦ كه مقابل نظريه نقل است. همه چيز (عين و منافع) از روز عقد يعني اول ارديبهشت ماه محقق مي گردد. (اثر قهقرايي دارد)

مطابق نظريه كشف حكمي  ⇦ عين از روز اجازه منتقل مي شود (اثرش نسبت به آينده است) اما منافع از روز عقد. (اثر قهقرايي (نسبت به گذشته) دارد)

آیین دادرسی کیفری نکته 909

در مواردی که مطابق مقررات، اجرای رای موقوف می شود، قاضی اجرای احکام کیفری قرار موقوفی اجرا صادر می کند.

آیین دادرسی کیفری نکته 910

موقوف شدن اجرای مجازات در حقوق شاکی یا مدعی خصوصی و اجرای احکام ضبط اشیاء و اموالی که وسیله ارتکاب جرم بوده و یا از ارتکاب جرم تحصیل شده است، تاثیری نخواهد داشت، مگر اینکه علت موقوف شدن اجرای مجازات، نسخ مجازات قانونی باشد.

حقوق جزا نکته 909

افضای همسر به ترتیب ذیل موجب ضمان است:

الف- هرگاه همسر، بالغ و افضاء به سببی غیر از مقاربت باشد، دیه کامل زن باید پرداخت شود.

ب- هرگاه همسر، نابالغ و افضاء به سبب مقاربت جنسی باشد علاوه بر تمام مهر و دیه کامل زن، نفقه نیز تا زمان وفات یکی از زوجین بر عهده زوج است هرچند او را طلاق داده باشد.

حقوق جزا نکته 910

افضاء عبارت از یک شدن دو مجرای بول و حیض یا حیض و غائط است.

اصول فقه نکته565

برای عینی بودن واجب لازم است که یک دین بر عهده و ذمه یک مکلف باشد و اگر یک دین بر ذمه چند مکلف باشد با تکلیف پرداخت دین بر چند نفر به صورت واجب کفایی مواجه هستیم.

حقوق تجارت نکته 909

در دعاوی راجع به برات، سفته و چک دادگاه مکلف است به مجرد تقاضاي دارنده که در مهلت قانونی نسبت به تأمین خواسته اقدام می کند، بدون نیاز به پرداخت خسارت احتمالی قرار تأمین خواسته صادر نماید و معادل وجه سند را از ‌اموال مدعي‌عليه به عنوان تأمين توقيف نمايد.

پس شرایط صدور قرار تأمین بدون پرداخت خسارت احتمالی:

1-اعتراض عدم تأدیه

2-اقامه دعوا ظرف مهلت قانونی

حقوق تجارت نکته 910

دارنده در هر حال می¬تواند علیه براتگیری که برات را قبول کرده اما در سررسید وجه آن را نپرداخته است، اقامه دعوا کند حتی اگر به وظایف خود به عنوان یک دارنده عمل نکرده باشد.

آیین دادرسی مدنی نکته 909

برای اعتبار قرارداد داوری لازم است که اولاً طرفین اهلیت لازم برای اقامه ی دعوایی که درصدد ارجاع آن به داوری هستند را داشته باشند و ثانیاً موضوع مورد اختلاف نیز قانوناً قابلیت ارجاع به داوری را داشته باشد.

آیین دادرسی مدنی نکته 910

اصولاً همه ی دعاوی مدنی قابلیت ارجاع به داوری را دارند مگر موارد زیر:

  • دعوای ورشکستگی.

  • دعاوی راجع به اصل نکاح، فسخ نکاح، طلاق و نسب.

کلیات  کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

هذا إذا کان العیب من الجنس، أمَّا غیره فالمقبوض لیس ما وقع علیه العقد مطلقاً فیبطل بالتفرق، لعدم التقابض فی المجلس.

این حکم در صورتی است که عیب از جنس باشد. اما اگر عیب از غیر جنس باشد کالای مقبوض، چیزی نیست که عقد بر آن واقع شده است- خواه کسی که این کالا به او داده شده به آن راضی باشد یا نه – عقد با تفرق طرفین باطل می شود به دلیل عدم تقابض عوضین در مجلس ]که شرط صحت صرف می‏باشد[.

(و فی غیره) أی غیر الصرف له الإبدال، (و إن تفرقا)، لانتفاء المانع منه مع وجود المقتضی له و هو العیب فی عین لم یتعین عوضاً.

(و در غیر از آن) یعنی غیراز بیع صرف، برای کسی که عوض معیوب به او رسیده حق تبدیل وجود دارد (و اگرچه طرفین از یکدیگر جدا شده باشند). زیرا مانع حق تبدیل ]در اینجا[ منتفی است و علاوه برآن، مقتضی حق تبدیل وجود دارد. این مقتضی، همان عیب موجود در عینی است که آن عین بعنوان عوض، تَعَیُّن پیدا نکرده است.

و هو بیع (مضمون) فی الذمۀ، مضبوط بمال معلوم مقبوضٍ فی المجلس إلی أجل معلوم بصیغۀ خاصۀ. (و ینعقد بقوله) أی قول المُسلِم و هو المشتری (أسلمت إلیک، أو أسلفتک کذا فی کذا إلی کذا، و یقبل المخاطب) و هو المُسلَمُ إلیه و هو البائع بقوله: قبلت و شبهه، ولو جعل الإیجاب منه جاز بلفظ البیع و التملیک، و استلمت منک و استلفت و تسلفت و نحوه.

آن بیعِ (]مالِ[ مضمون) در ذمه و مضبوط، در مقابل مال]یعنی ثمنِ[ معلومی که در مجلس عقد قبض شده تا مدت معلومی ]که برای تحویل مبیع مشخص شده[ با صیغه خاص. (و ]بیع سلف[ منعقد می‏شود با قول او) یعنی قول مسلم – که همان مشتری است- ]به این بیان که[: (در مقابل فلان مبلغ، فلان چیز را تا فلان مدت پیش خرید کردم و مخاطب) که او مسلم الیه یعنی بایع می باشد (قبول می نماید) با این سخن: «قبلت» و مانند آن. و اگر ایجاب از سوی بایع قرار داده شود جایز است که ایجاب به لفظ بیع و تملیک بیان شود و ]با صیغه[ استلمت منک و استلفت و تسلفت ]به معنی به تو پیش فروش کردم[ و مانند آن.

(و یشترط فیه) شروط البیع بأسرها، و یختص بشروط (ذکر الجنس)، و المراد به هنا الحقیقۀ النوعیۀ کالحنطۀ و الشعیر، (و الوصفُ الرافع للجهالۀ) الفارقُ بین أصناف ذلک النوع، لامطلق الوصف، (بل الذی یختلف لأجله الثمن اختلافاً ظاهراً) لایتسامح بمثله عادۀ، فلا یقدح الإختلاف الیسیر غیر المؤدی إلیه، و المرجع فی الأوصاف إلی العرف.

– (و در بیع سلف) تمام شروط بیع (شرط است) ]و علاوه بر آن، به بیع سلف[ شروط ]خاصی[ اختصاص می یابد (]از جمله[ ذکر جنس ]مسلم فیه[)؛ مراد از جنس دراینجا، حقیقت نوعیه ]مبیع[ است مانند گندم و جو، (و وصف رفع کننده جهالت) ]وصفی که[ تفاوت دهنده بین اصناف مختلف آن نوع است نه هر وصفی، (بلکه وصفی که بخاطر آن، ثمن اختلاف ظاهری پیدا می کند) ]بگونه ای که[ عرف نسبت به مثل این وصف، تسامح نمی کند. لذا اختلاف اندکی که منجر به عدم تسامح عرف نشود اشکالی ندارد و مرجع در ]تشخیص[ این اوصاف، عرف است.

(ولا یبلغ فیه الغایۀ) فإن بلغها و أفضی إلی عِزَّۀِ الوجود بطل، و إلا صح.

(و در ذکر این اوصاف، ]توصیف[ به حد نهایی نرسد ]یعنی مبالغه نکند[) لذا اگر ذکر اوصاف به حد نهایت برسد و منجر به کمیاب شدنِ ]مبیع[ شود بیع باطل است و گرنه صحیح می باشد.

(و اشتراط الجیَّد و الرَّدیء جائز)، لإمکان تحصیلهما بسهولۀ، و الواجب أقل ما یطلق علیه اسم الجید، فإن زاد عنه زاد خیراً، و ما یصدق علیه اسم الردیء.

(و شرط کردن مرغوب بودن و]یا[ پست بودن ]مبیع[ جایز است) زیرا تحصیل این دو به سهولت ممکن است و واجب، ]تحصیلِ[ کمترین چیزی است که برآن عنوان مرغوب اطلاق می شود؛ پس اگر از آن حد، مرغوبتر بود بهتر است و ]اگر شرط کرده اند که مبیع، پست باشد واجب، تحصیل کمترین[ چیزی است که بر آن عنوان پست، صدق می کند.

✅ حقوق مدنی نکته 911

عقد معوض، عقدي است كه دو عوض اصلي دارد و اين دو عوض در برابر هم قرار مي گيرند. مانند بيع كه عوضين آن عبارتند از : مبيع و ثمن

✅ حقوق مدنی نکته 912

عقد مجاني، عقد (غير معوض) عقدي كه در آن يك طرف مالي را مجانا به طرف ديگر تمليك مي كند . مانند هبه، صلح بلاعوض

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 911

چنانچه اجرای مجازات مستلزم دسترسی به محکوم علیه به دفعات باشد و محکوم علیه در پرونده فاقد قرار تامین بوده و یا قرار صادره متناسب نباشد، قاضی اجرای احکام کیفری مطابق مقررات، قرار تامین متناسب صادر می کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 912

قاضی اجرای احکام کیفری درباره درخواست محکوم علیه، کفیل یا وثیقه گذار مبنی بر تبدیل قرار تامین، تغییر کفیل یا وثیقه گذار و یا جایگزینی وثیقه، تصمیم می گیرد.

✅ حقوق جزا نکته 911

افضای غیر همسر، به ترتیب ذیل موجب ضمان است:

الف- هرگاه افضاء شده نابالغ یا مکره بوده و افضاء به سبب مقاربت باشد، علاوه بر مهرالمثل و دیه کامل زن، در صورت ازاله بکارت، ارش البکاره نیز ثابت خواهد بود و اگر افضاء به غیر مقاربت باشد، دیه کامل زن و در صورت ازاله بکارت، مهرالمثل نیز ثابت است.

ب- هرگاه افضاء با رضایت زن بالغ و از طریق مقاربت انجام گرفته باشد، تنها پرداخت دیه کامل زن ثابت خواهد بود.

پ- افضای ناشی از وطی به شبهه علاوه بر مهرالمثل و دیه، در صورت ازاله بکارت، موجب ارش البکاره نیز می باشد.

✅ حقوق جزا نکته 912

قطع دو بیضه یکباره دیه کامل و قطع بیضه چپ، دو ثلث دیهو قطه بیضه راست، ثلث دیه دارد.

✅ اصول فقه نکته566

غالب تکالیفی که در قانون مقرر شده به صورت عینی است مانند لزوم پرداخت نفقه زوجه، پرداخت مالیات، اطاعت از قوانین، اطاعت از قوانین و… در کنار این تکالیف می توان به برخی واجبات کفایی نیز اشاره کرد مانند وجوب دفاع از وطن (ماده 1 قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب 1363) یا لزوم کمک به آسیب دیدگان حوادث و اشخاصی که در معرض خطر جانی قرار دارند (قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی 1354).

✅ حقوق تجارت نکته 911

اگر بر عليه كسي كه براتي قبول كرده ولي وجه آن را نپرداخته اعتراض عدم تأديه شود ⇆ دارنده براتي نيز كه همان شخص قبول كرده ولي‌ هنوز موعد پرداخت آن نرسيده است مي‌تواند از قبول‌كننده تقاضا نمايد كه↡

براي پرداخت وجه آن ضامن دهد يا پرداخت آن را به نحو ديگري تضمين‌كند

حقوق تجارت نکته 912

وجه برات باید به دارنده ای پرداخت گردد که اهلیت قانونی دارد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 911

در مورد معاملات و قراردادهای منعقده بین اتباع ایرانی و اشخاص بیگانه، طرف ایرانی نمی تواند قبل از بروز اختلاف ملتزم به پذیرش داوری کسانی شود که همان تابعیت طرف معامله را دارند. اما پس از حدوث اختلاف، توافق برای ارجاع دعوا به داوری کسانی که همان تابعیت طرف معامله را دارند، امکان پذیر است. قبل یا پس از حدوث اختلاف می توان ملتزم به پذیرش داوری کسانی شد که بیگانه هستند اما تابعیت آنها با تابعیت طرف معامله متفاوت است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 912

 ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری:

  • اصولاً مستلزم تصویب هیأت وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی است.

  • در مواردی که طرف دعوا خارجی بوده یا موضوع دعوا از موضوعاتی بوده که قانون آن را مهم تشخیص داده،تصویب مجلس شورای اسلامی نیز ضروری خواهد بود.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و) شرط (الأجود و الاردأ ممتنع)، لعدم الانضباط، إذ ما من جید إلا و یمکن وجود أجود منه، و کذا الأردأ.

(و) شرطِ (مرغوبترین و ]یا[ پست ترین، ممنوع است) به دلیل عدم معلوم بودن. زیرا هیچ ]جنسِ[ مرغوبی وجود ندارد مگر اینکه وجود مرغوبتر از آن نیز ممکن است و در مورد جنس پست تر نیز حکم همین است.

✅(و کل ما لا یضبط وصفه یمتنع السلم فیه، کَاللَّحم و الخبز و النبل المنحوت و الجلود) لتعذر ضبطها، و بالوزن لایفید الوصف المعتبر لأن أهم أوصافها السَّمکُ و لایحصل به. (و الجواهر و اللآلیء الکبار، لتعذر ضبطها) علی وجه یرفع بسببه إختلاف الثمن، (و تفاوت الثمن فیها) تفاوتاً باعتبارات لاتحصل بدون المشاهدۀ.

(و هر آنچه وصف آن معلوم و مشخص نباشد بیع سلم در آن ممنوع است مانند گوشت و نان و تیر تراشیده و پوستها) زیرا مشخص کردن آن ممکن نیست و وزن کردن، فایدهِ ]مشخص کردن[ وصف معتبر را نمی دهد. زیرا مهمترین وصف پوست، ضخامت آن است و با وزن کردن، این وصف حاصل نمی‏شود. (و جواهرات و مرواریدهای بزرگ، زیرا مشخص کردن آنها ]با ذکر اوصاف[) به نحوی که به سبب آن، اختلاف ثمن از بین برود (متعذر است و ثمن در آنها با هم متفاوت است) تفاوت به اعتباراتی که ]علم به این اعتبارات و ویژگیها[ بدون مشاهده حاصل نمی شود ]یعنی جواهرات به لحاظ اینکه خصوصیات زیادی دارند قابل ضبط نیستند و تنها راه ضبط و تعیین اوصاف آن، مشاهده آن است[.

✅(و یجوز السلم فی الحبوب و الفواکه، و الخُضَر، و الشحم، و الطیب، و الحیوان کله، حتی فی شاۀ لبون)، لإمکان ضبطها، و کثرۀ وجود مثلها، و جهالۀ مقدار اللبن غیرمانعۀ علی تقدیر وجوده، لأنه تابع (و یلزم تسلیم شاۀ یمکن أن تحلب فی مقارب زمان التسلیم)، فلا یکفی الحامل و إن قرب زمان ولادتها، (ولایشترط أن یکون اللبن حاصلاً بالفعل حینئذ، فلو حلبها و سَلَّمَها أجزأت)، لصدق اسم الشاۀ اللبون علیها بعده.

(و بیع سلم در حبوبات و میوه ها، و سبزیجات، و پیه، و بوی خوش]عطر[ وهمه حیوانات، حتی در گوسفند شیرده جایز است). زیرا امکان ضبط این موارد وجود دارد و نیز بخاطر فراوان بودن وجود مثل این موارد. جهالت به مقدار شیر حیوان بر فرض وجود شیر برای حیوان، مانع از صحت بیع نیست زیرا شیر تابع مبیع ]حیوان شیرده[ است. (و تسلیم گوسفندی که نزدیک به زمان تسلیم، امکان دوشیدن شیر آن باشد لازم می شود) لذا تحویل گوسفند حامله کافی نیست اگرچه زمان وضع حمل او نزدیک باشد. (و شرط نیست که شیر در این هنگام بالفعل، حاصل و موجود باشد. لذا اگر]بایع[ شیر حیوان را بدوشد و ]سپس[ او را تسلیم کند کفایت می کند). زیرا بعد از دوشیدن شیر، اسم گوسفند شیرده بر آن حیوان صادق است.

✅(ولابد من قبض الثمن قبل التفرق، أو المحاسبۀ به من دین علیه) أی علی المُسلَم (إذا لم یشترط ذلک فی العقد) بأن یجعل الثمن نفس ما فی الذمۀ، (ولو شرطه) کذلک (بطل، لأنه بیع دین بدین).

(و ]در بیع سلم[ باید ثمن قبل از تفرق طرفین به قبض درآید یا نسبت به ثمن، از دینی که بر ذمه او) یعنی مُسلَم ]بایع[ (است محاسبه شود ]البته[ اگر این محاسبه در ضمن عقد، شرط نشود) به این نحو که ]در عقد[، ثمن را خود آنچه در ذمه]بایع[ است قرار می دهد. (و اگر این محاسبه) این چنین (شرط شود بیع باطل است زیرا این عقد، بیع دین به دین می باشد).

✅أما کون المُسلَمُ فیه دیناً فواضح، و أما الثمن الذی فی الذمۀ فِلأنَّهُ دین فی ذمۀ المُسلَم فإذا جعل عوضاً للمسلم فیه صدق بیع الدین بالدین، لأن نفس الدین قد قُرِنَ بالباء فصار ثمناً.

اما اینکه مسلم فیه دین می باشد که واضح است. و اما ثمنی که در ذمه است نیز دینی است که بر ذمه مُسلَم ]بایع[ است. پس در صورتی که این ثمن ]که در ذمه است[ بعنوان عوضی برای مسلم فیه قرار داده شود بیع دین به دین صدق می کند زیرا لفظ «دین» ]منظور لفظ دوم «دین» در عبارت دین به دین است[ همراه با حرف «باء» ]مقابله[ آمده ]که بر عوض بودن آن نسبت به مسلم فیه دلالت دارد[ پس «دینِ» ]دوم در عبارت دین به دین[، ثمن شده است]یعنی بعنوان ثمن در نظر گرفته می شود[.

✅ حقوق مدنی نکته 913

ممكن است عقد غير معوض مانند هبه همراه با شرط عوض باشد مانند اين كه شخص مالي را به ديگري هبه كند و شرط نمايد كه متهب نيز كاري را مجانا براي او انجام دهد. در اين حالت وجود شرط عوض عقد را به عقد معوض تبديل نمي كند زيرا شرط در چنين عقدي جنبه فرعي داشته و معادل عوض اصلي قرار نمي گيرد. بنابراين عدم انجام مفاد شرط از سوي مشروط عليه لطمه اي به صحت عقد اصلي وارد نمي سازد.

✅ حقوق مدنی نکته 914

عقد معين، عقدي است كه در قانون داراي عنوان معين است و شرايط، احكام و آثار آن در قانون مشخص گرديده است.  مانند بيع، اجاره، قرض، صلح، شركت، ….

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 913

هرگاه اقدامات قاضی اجرای احکام کیفری منتهی به دسترسی به محکوم علیه نشود و بیم فرار وی از کشور باشد می تواند دستور منع منع خروج او را از کشور صادر و به مراجع قانونی اعلام کند؛ اما به محض حضور یا دستگیری محکوم علیه نسبت به لغو این دستور اقدام می کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 914

هرگاه هنگام اجرای حکم معلوم شود محکوم علیه محکومیتهای قطعی دیگری داشته است که در اعمال مقررات تکرار جرم موثر است، قاضی اجرای احکام کیفری،پرونده را نزد دادگاه صادرکننده حکم قطعی ارسال می کند.در این صورت، چنانچه دادگاه،محکومیت های سابق را محرز دانست، مطابق مقررات اقدام می نماید.

✅ حقوق جزا نکته 913

فرقی در حکم مذکور بین جوان و پیر و کودک و بزرگ و عنین و سالم و مانند آن نیست.

حقوق جزا نکته 914

در قطع کردن شیر پستان زن یا از بین بردن قدرت تولید شیر یا متعذر کردن خروج شیر از پستان و یا ایجاد هر نقص دیگری درآن، ارش ثابت است.

✅ اصول فقه نکته567

اصل بر آن است که واجب عینی باشد و کفایی بودن نیاز به اثبات دارد. و به تعبیر برخی علما اطلاق صیغه امر اقتضا می کند که واجب، عینی باشد زیرا کفائی بودن واجب، نیاز به قرینه و بیان زائد دارد و هر گاه چنین قرینه ای نباشد(در حالت اطلاق صیغه امر) از امر ، وجوب عینی فهمیده می شود(همان، ص128).

✅ حقوق تجارت نکته 913

اعطای مهلت توسط دادگاه به مدیون برات بدون رضایت دارنده برات غیرممکن است.

در حقوق مدنی برخلاف حقوق تجارت دادگاه می¬تواند برای پرداخت دین با توجه به اوضاع و احوال مهلت تعیین نماید یا قرار اقساط بدهد.

✅ حقوق تجارت نکته 914

اگر دارنده برات به براتگیر قبول¬کننده برای پرداخت، مهلت داده باشد مسئولیت برات دهنده ساقط می¬شود اگر برات دهنده به آن مهلت رضایت نداده باشند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 913

 تعیین تعداد داوران، شخص داور، مدت داوری و حتی قبول سمت داور تعیین شده، هیچ کدام در زمره ی شرایط اعتبار قرارداد داوری به شمار نمی روند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 914

در صورت عدم تعیین تعداد داوران، تعداد ایشان سه نفر خواهد بود.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ بخلاف المحاسبۀ علیه قبل التفرق إذا لم یشترط، لأنه استیفاء دین قبل التفرق، مع عدم ورود العقد علیه، فلایقصر عما لو أطلقاه ثم أحضره قبل التفرق و إنما یفتقر إلی المحاسبۀ مع تخالفهما جنساً أو وصفاً، أما لو اتفق ما فی الذمۀ و الثمن فیهما وقع التهاتر قهریاً و لزم العقد.

برخلاف جایی که قبل از تفرق طرفین، ثمن از دینی که بر ذمه بایع است محاسبه شود، ]البته[ درصورتی که این امر در ضمن عقد شرط نشود ]که این عمل، جایز است[. زیرا این عمل ]به منزله[ استیفای دین قبل از تفرق طرفین می باشد که عقد هم بر آن مبتنی نشده است. لذا]این مورد[ کمتر از آنجا نیست که ثمن را کلی و مطلق قرار داده اند و قبل از تفرق طرفین، آنرا حاضر می کند. فقط در صورتی به محاسبه نیاز است که جنس یا وصف عوضین با هم تفاوت داشته باشد. اما اگر ما فی الذمه ]یعنی مبیعِ مسلم فیه[ و ثمن جنساً و وصفاً متفق باشند تهاتر قهری واقع شده و عقد لازم می شود.

✅ و لکن المصنف فی الدروس استشکل علی هذا صحۀ العقد، استناداً إلی أنه یلزم منه کون مورد العقد دیناً بدین، و یندفع بأن بیع الدین بالدین لایتحقق إلا إذا جعلا معاً فی نفس العقد متقابلین فی المعاوضۀ، قضیۀ للباء و هی منتفیۀ هنا، لأن الثمن هنا أمر کلی، و تعیینه بعد العقد فی شخص لایقتضی کونه هو الثمن الذی جری علیه العقد، و مثل هذا التّقاصّ و التحاسب استیفاء، لامعاوضۀ ولو أثر مثل ذلک لَأَثَّرَ مع إطلاقه، ثم دفعه فی المجلس، لصدق بیع الدین بالدین علیه ابتداء، بل قیل بجواز الصورۀ الثانیۀ أیضاً، و هی ما لو جعل الدین ثمناً فی العقد، نظراً إلی أن ما فی الذمۀ بمنزلۀ المقبوض.

ولی مصنف در کتاب دروس در این مورد ]فوق[ نسبت به صحت عقد اشکال کرده است به استناد اینکه از آن ]شکل معامله[، لازم می آید که مورد عقد دین به دین باشد. و این اشکال دفع می شود به این بیان که بیع دین به دین محقق نمی شود مگر وقتی که دو دین با هم در خود عقد، متقابل در معاوضه قرار داده شوند ]یعنی عوضین معامله هردو دین باشند[. علت این نظر اقتضای حرف «باء» مقابله است]که دلالت بر تقابل دو عوض می کند[ در حالی که در اینجا چنین حالتی منتفی است. چرا که ثمن در اینجا امر کلی است و تعیین ثمن بعد از عقد در مصداق خاصی، اقتضا نمی کند که آن مصداق، همان ثمنی باشد که عقد بر آن جاری شده است و ]از سوی دیگر[ مثل این تقاص و تحاسب، استیفاء به حساب می آید نه معاوضه و اگر چنین تحاسبی اثر دهد ]و موجب بطلان عقد گردد[ در حالتی که ثمن مطلق و کلی است ]و[ سپس مشتری در همان مجلس آن را می پردازد هم باید عقد باطل شود زیرا در ابتدا بیع دین به دین نسبت به آن صادق است. بلکه برخی نیز قائل به جواز صورت دوم شده اند و آن صورتی است که در عقد، دین بعنوان ثمن قرار داده می شود با این توجیه که آنچه در ذمه است به منزله مقبوض می باشد.

✅ (و تقدیره) أی المُسلَم فیه، أو ما یعم الثمن (بالکیل، أو الوزن المعلومین) فی ما یکال، أو یوزن، و فیما لایُضبط إلا به، و إن جاز بیعه جزافاً کَالحطب و الحجارۀ، لأن المشاهدۀ ترفع الغرر، بخلاف الدین، و احترز بالمعلولین عن الإحالۀ علی مکیال، أو صنجۀ مجهولین فیبطل، (أو العدد) فی المعدود، (مع قلۀ التفاوت) کالصنف الخاص من الجوز و اللوز، أما مع کثرته کَالرُّمّان فلا یجوز بغیر الوزن.

(و تعیین کردن آن) یعنی مسلم فیه یا اعم از مسلم فیه و ثمن (با پیمانه معلوم یا وزن معلوم) در کالای مکیل یا موزون و در کالایی که جز با پیمانه یا وزن مضبوط نمی شود (صورت می گیرد) اگرچه بیع آن ]یعنی بیع غیر سَلَم آن کالا[ بصورت جُزافی ]یعنی بدون وزن یا پیمانه کردن و بصورت تخمینی[ جایز باشد مانند هیزم و سنگ؛ زیرا مشاهده غرر را رفع می کند برخلاف دین. و مصنف با قید «معلومین» از حواله دادن بر کیل و یا وزن مجهول احتراز جسته است پس در این صورت بیع سلم باطل است. (یا با عدد) در کالای شمارشی (در صورت کمی تفاوت میان مصادیق آن مال ]صورت می گیرد[) مانند صنف خاصی از گردو و بادام. اما در صورتی که تفاوت بین مصادیق آن مال زیاد باشد مانند انار، تعیین مقدار آن بدون وزن کردن جایز نیست.

✅ حقوق مدنی نکته 915

عقد نامعين، در قانون عنوان خاصي ندارد و شرايط و آثار آن بر طبق قواعد عمومي قراردادها تعيين  مي گردد. (م 10 ق.م.)

✅ حقوق مدنی نکته 916

عقد تمليكي، عقدي است كه اثر اصلي آن تمليك است و به موجب اين عقد مالكيت مالي از يك طرف به طرف ديگر منتقل مي شود. مانند: بيع، اجاره و …

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 915

هرگاه حکم در دیوان عالی کشور تایید شده باشد، پرونده به آن مرجع ارسال می شود تا چنانچه محکومیت های سابق را محرز دانست،حکم را نقض و پرونده را جهت صدور حکم به دادگاه صادرکننده آن ارسال کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 916

شخصی که موجب حکم قطعی، برائت حاصل کند، می تواند حداکثر ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ رای، از دادگاه صادرکننده حکم نخستین درخواست نماید که حکم برائت از محل اعتبارات مربوط به قوه قضائیه در یکی از روزنامه های کثیر الانتشار منتشر شود.

✅ حقوق جزا نکته 915

ادله اثبات دیه منافع، همان ادله اثبات دیه اعضاء است.

✅ حقوق جزا نکته 916

در موارد میان اختلاف میان مرتکب و مجنی علیه در زوال منفعت یا نقصان آن، چنانچه از طریق اختبار و آزمایش، اقرار، بینه، علم قاضی یا قول کارشناس مورد وثوق، زوال یا نقصان منفعت ثابت نشود در صورت تحقق لوت، مجنی علیه می تواند با قسامه به نحوی که در دیه اعضاء مقرر است، دیه را ثابت کند و چنانچه نسبت به بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده اختلاف باشد دیه با یک سوگند مجنی علیه ثابت می شود و نیازی به قسامه نیست.

✅ اصول فقه نکته568

واجب عینی و کفایی ممکن است در عین حال تعبدی و توصلی باشد. اخذ اجرت در برابر انجام واجب عینی جایز نیست خواه تعبدی یا توصلی باشد. اما اخذ اجرت در برابر انجام واجب کفایی در صورتی که توصلی باشد جایز است ولی در صورتی که تعبدی باشد جایز نیست.

✅ اصول فقه نکته569

واجب تعیینی آن است که تکلیف تنها به یک عمل معین تعلق می گیرد و بدل و جایگزینی در عرض آن وجود ندارد. واجب تخییری آن است که مورد تکلیف مردد میان دو یا چند چیز است و مکلف موظف است از میان چند عمل معین که در عرض هم هستند، یکی را به اختیار برگزیند.

✅ حقوق تجارت نکه 915

اگر براتگیر وجه برات را پرداخت کند در خصوص مراجعه به براتکش دو حالت پیش می¬آید⇩

در صورتی که براتکش محل برات را نزد براتگیر تأمین نکرده باشد⤆ وی می¬تواند پس از پرداخت به براتکش مراجعه کند و وجه برات را مطالبه کند مانند حالتی است که دین کسی را با اذن او پرداخت کرد.

در صورتی که صادر کننده محل برات را نزد براتگیر تأمین کرده باشد⤆ براتگیر حق رجوع به کسی را ندارد.

✅ حقوق تجارت نکته 916

اگر براتگیر وجه برات را پرداخت نکند دو حالت پیش خواهد آمد⇩

1-  در صورتی که صادر کننده محل برات را نزد براتگیر تأمین نکرده باشد⤆ مسئولیت صادر¬کننده مطلق است و خواه دارنده به وظایف قانونی¬اش عمل کرده باشد یا نه، دارنده می¬تواند علیه صادر¬کننده اقامه دعوا کرده و وجه برات را مطالبه کند.

2-  در صورتی که صادرکننده محل برات را نزد براتگیر تأمین کرده باشد⤆ دارنده در صورتی می¬تواند علیه صادر کننده طرح دعوا نماید که به وظایف قانونی خود از جمله اعتراض در مواعد عمل نموده باشد.

 ✺نکته: اصل بر این است که برات دهنده محل برات را تأمین ننموده است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 915

در صورت عدم تعیین شخص داوران ، هر طرف می تواند داور اختصاصی خویش را انتخاب کرده و در تعیین داور مشترک همکاری نماید. در صورت امتناع، دادگاه به جای شخص ممتنع تصمیم خواهد گرفت.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 916

در صورت عدم تعیین مدت داوری در قرارداد، مدت قانونی داور سه ماه است.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و خصَّها بعضهم بالمکیل و الموزون، و آخرون بالطعام، و حَرَّمَهُ آخرون فیهما و هو الأقوی، حملاً لما وَرَدَ صحیحاً من النهی علی ظاهره، لضعف المعارض الدال علی الجواز الحامل للنهی علی الکراهۀ، و حدیث النهی عن بیع مطلق ما لم یُقبض لم یثبت.

و بعضی فقها حکم کراهت را به کالای مکیل و موزون اختصاص داده اند و گروه دیگر آن را به طعام اختصاص داده اند و دسته دیگر معامله مذکور را در آن دو ]یعنی در کالای مکیل و موزون و طعام[ حرام دانسته اند و این قول اخیر، اقوی است. به دلیل حمل روایات صحیح – که بیانگر نهی است – بر معنای ظاهری نهی ]که حرمت می باشد[ و به دلیل ضعف ]روایت[ معارضی که دلالت بر جایز بودن معامله مذکور دارد ]و این روایت ضعیف[، نهی را بر «کراهت» حمل می کند. ]از سوی دیگر در جهت جواز فروش کالا توسط خریدار قبل از قبض آن می توان گفت:[ حدیث نهی از بیع هر مالی که قبض نشده باشد ثابت نشده است.

✅و أما بیعه قبل حلوله فلا، لعدم استحقاقه حینئذ. نعم لو صالح علیه فالأقوی الصحۀ.

و اما فروش مبیع قبل از فرا رسیدن سررسید تسلیم آن جایز نیست به دلیل عدم استحقاق مشتری ]نسبت به مبیع[ در این هنگام. بله اگر برآن صلح نمایند اقوی صحت ]صلح[ باشد.

✅(و إذا دفع) المُسلَم الیه (فوق الصفۀ وجب القبول)، لأنه خیر و احسان، فَالإمتناع منه عناد، و لأن الجَودۀ صفۀ لایمکن فصلها فهی تابعۀ، بخلاف ما لو دفع أزید قَدراً یمکن فصله ولو فی ثوب، و قیل: لایجب، لما فیه من المنۀ.

(و در صورتی که) بایع (]کالایی[ بهتر را ]به مشتری[ بدهد ]بر مشتری[ قبول آن واجب است) زیرا این عمل نیکی و احسان است لذا امتناع از ]پذیرش[ آن، عناد و لجبازی است و بخاطر اینکه خوب بودن صفتی است که امکان جدا کردن آن از کالا وجود ندارد لذا این صفت، تابع کالا است برخلاف آنجا که بایع مقدار زیادتری به مشتری می دهد که امکان جدا کردن آن مقدار از مبیع وجود دارد ولو اینکه در پارچه باشد. و برخی گفته اند: قبول مبیع ]در این حالت بر مشتری[ واجب نیست زیرا در آن قبول، ]بر مشتری[ منت است.

✅(و دونها) أی دون الصفۀ المشترطۀ (لایجب) قبوله و إن کان أجود من وجه آخر، لأنه لیس حَقَّهُ مع تضرره به. (ولو رضی المُسلِم به) أی بِالأدون صفۀ (لزم)، لأنه أسقط حقه من الزائد برضاه، کما یلزم لو رضی بغیر جنسه.

(و ]اگر مبیع[ پایین تر از آن) یعنی پایین تر از صفت شرط شده ]در عقد[ (باشد) قبول آن (واجب نیست) اگرچه از جهت دیگر نیکوتر و اجود باشد. زیرا کالای تسلیم شده حق مشتری نیست و علاوه برآن ]چه بسا[ بواسطه پذیرفتن این کالا متضرر شود. (و اگر مشتری به آن کالا) یعنی به کالایی که از نظر صفت پایین تر است (رضایت دهد بیع لازم می شود) زیرا او حقش را از مقدار زاید با رضایت خود ساقط کرده است کما اینکه اگر مشتری به کالایی که از جنس مبیع نیست رضایت دهد بیع نیز لازم می شود.

✅(ولو انقطع) المُسلَمُ فیه (عند الحلول) حیث یکون مؤجلاً مُمکِنَ الحصول بعد الأجل عادۀ فاتفق عدمه (تَخَیَّرَ) المُسلِم (بین الفسخ) فیرجع برأس ماله، لتعذر الوصول إلی حقه، و انتفاء الضرر، (و) بین (الصبر) إلی أن یحصل.

(واگر) مبیع ]یا همان مسلم فیه[ (در زمان سررسید تسلیم آن، نایاب شود) جایی که بیع موجل باشد و عادتاً مبیع بعد از رسیدن اجل ]تسلیم[، ممکن الحصول باشد ولی اتفاقاً بعد از رسیدن اجل، ممکن الحصول نباشد ]یعنی نایاب شود[، (مشتری مخیر می شود بین فسخ عقد) که در این صورت برای گرفتن مالش ]که به بایع داده بود[ مراجعه می کند زیرا رسیدن به حقش متعذر شده است و ضرر ]در اسلام با توجه به قاعده لاضرر[ منتفی است. (و) بین (صبرکردن) تا زمانی که مبیع را ]از بایع[ تحصیل می کند.

✅(و یجوز اشتراط السائغ فی العقد) کاشتراط حمله إلی موضع معین، و تسلیمه کذلک، و رهــن و ضمین، و کونــه من غلۀ أرض و نحو ذلک، (و) کذا یــجوز (بیعه بعد حلوله)، و قبل قبــضه (علی الغریم، و غیره علی کراهۀ)، للنهی عن ذلک فی قوله صلی الله علیه و آله: «لا تبیعنَّ شیئاً حتی تقبضه»، و نحوه المحمول علی الکراهۀ.

(و شرط کردن هر امر مشروع در عقد ]سلف[ جایز است) مانند شرط کردن حمل مبیع تا محل معین و تسلیم آن در محلی معین و شرط دادن رهن و ضامن و اینکه مبیع از محصول فلان زمین باشد و مانند آن. (و) همچنین (فروش مبیع]از سوی مشتری[ بعد از فرا رسیدن سررسید]تسلیم آن[) و قبل از قبض آن ]توسط مشتری[ (به بدهکار ]یعنی بایع[ و به غیر از او) جایز است (اگرچه کراهت دارد) به دلیل نهی از آن در سخن حضرت رسول اکرم (ص) که فرمودند: «چیزی را نفروش مگر اینکه آنرا قبض کرده باشی» و مانند این روایت که حمل بر کراهت شده است.

✅ حقوق مدنی نکته 917

عقد عهدي، عقدي است كه اثر اصلي و مستقيم آن ايجاد تعهد باشد. مانند: اجاره عين كلي

✅ حقوق مدنی نکته 918

عقد رضايي عقدي است كه براي تحقق آن ابراز اراده (ايجاب و قبول) كافي است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 917

اشخاص محکوم به حبس با ذکر مشخصات کامل،نوع جرم، میزان محکومیت، ایام بازداشت قبلی و مرجع صادرکننده حکم در برگه مخصوص، برای تحمل کیفر به زندان همان حوزه قضایی یا نزدیکترین حوزه قضایی آن استان، حسب مورد، به همراه مامور بدرقه زن  و یا مرد و با رعایت موازین مراقبتی،اعزام و معرفی می شوند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 918

زندانها به زندان بسته، نیمه باز، مراکز حرفه آموزی و اشتغال و مراکز اقدامات تامینی و تربیتی از جمله کانون اصلاح و تربیت برای اطفال و نوجوانان تقسیم می شود.

✅ حقوق جزا نکته 917

در مواردی که نظر کارشناسی بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده در مدت معینی باشد چنانچه مجنی علیه قبل از مدت تعیین شده فوت کند دیه ثابت می شود.

✅ حقوق جزا نکته 918

هرگاه جنایتی که موجب زوال یکی از منافع شده است، سرایت کند و سبب مرگ مجنی علیه شود دیه منفعت  در دیه نفس تداخل می کند و تنها دیه نفس قابل مطالبه است.

✅ اصول فقه نکته 570

اصل بر تعیینی بودن واجب است و تخییری بودن نیاز به اثبات دارد. اطلاق صیغه امر در زمینه تعیینی یا تخییری بودن واجب (در حالت نبودن قرینه بر تعیینی یا تخییری بودن واجب) اقتضا دارد که واجب، تعیینی باشد نه تخییری.

✅ حقوق تجارت نکته 917

در صورتی که پرداخت مبلغ برات از سوی ظهرنویسان صورت گیرد دو حالت پیش خواهد آمد⇩

در صورتی که ظهرنویس های مقدم مشخص باشند⤆ هر یک از ظهرنویسانِ پرداخت کننده، می¬تواند به ظهرنویس های ماقبل و صادرکننده رجوع کنند.

در صورتی که ظهرنویس های مقدم مشخص نباشند⤆ هر کدام از ظهرنویس ها صرفاً می¬توانند به برات دهنده مراجعه نمایند.

✅ حقوق تجارت نکته 918

در صورتی که پرداخت مبلغ برات از سوی ضامن باشد او حق مراجعه به مضمون عنه خود و ایادی ماقبل او را دارد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 917

 هر یک از طرفین مکلف است که قبولی داور منتخب خویش را اخذ نماید. ابتدای مدت داوری از روزی است که داوران قبول داوری کرده و موضوع اختلاف، شرایط داوری، مشخصات طرفین و داوران به همه ی آنها ابلاغ شده باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 918

 داور تعیین شده مکلف به قبول سمت داوری نیست. اگر قبول سمت نموده ولی از انجام وظایف داوری بدون عذر موجه خودداری نماید، علاوه بر جبران خسارات وارده، به مدت 5 سال از تصدی سمت داوری محروم خواهد بود.

کلیات  کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و له أن لایفسخ و لایصبر، بل یأخذ قیمته حینئذ، لأن ذلک هو حقه. والاقوی أن الخیار لیس فوریاً فله الرجوع بعد الصبر إلی أحد الأمرین ما لم یُصَرَّح بإسقاط حقه من الخیار.

و برای مشتری این حق است که بیع را فسخ نکند و نیز صبر نکند بلکه در این هنگام، قیمت مبیع را دریافت کند زیرا این قیمت، حق وی است و بنابر اقوی خیار مزبور فوری نیست. لذا مشتری بعد از صبر کردن، حق رجوع به یکی از این دو امر را دارد ]یعنی حق اعمال خیار و یا حق گرفتن قیمت[، مشروط بر آنکه به اسقاط حق خیارش تصریح نکرده باشد.

✅ ولو کان الإنقطاع بعد بذله له و رضاه بالتأخیر سقط خیاره، بخلاف ما لو کان بعدم المطالبۀ، أو بمنع البائع مع إمکانه.

و اگر نایاب شدن مبیع، بعد از آن باشد که بایع، مبیع را در تصرف مشتری قرار داده ]ولی مشتری آن را قبول نکند[ و به تاخیر گرفتن مبیع، رضایت دهد ]یعنی در ابتدا مشتری مبیع را با رضایت خود تحویل نمی گیرد و سپس نایاب می شود[، خیار مشتری ساقط است برخلاف جایی که مشتری، مبیع را از بایع مطالبه نمی کند ]و بایع هم آن را تحویل ندهد و پس از مدتی مبیع نایاب شود[ یا ]مشتری مبیع را مطالبه کند[ ولی بایع با امکان تسلیم مبیع، از تسلیم آن امتناع کند ]که در این دو صورت اخیر، حق خیار مشتری باقی است[.

✅ و فی حکم انقطاعه عند الحلول موت المسلم إلیه قبل الأجل و قبل وجوده، لا العلم قبله بعدمه بعده، بل یتوقف الخیار علی الحلول علی الأقوی، لعدم وجود المقتضی له الآن، إذ لم یستحق شیئا حینئذ.

و در حکم نایاب شدن مبیع در وقت تحویل، آنجاست که بایع قبل از حلول اجل تسلیم و قبل از موجود شدن مبیع فوت کند. ]یعنی مشتری در اینجا نیز حق خیار دارد[، نه جایی که مشتری قبل از فرا رسیدن اجل تسلیم، علم پیدا می کند که بعد از حلول اجل، مبیع معدوم می شود. بلکه در اینجا حق خیار مشتری، متوقف بر فرا رسیدن اجل است بنابر قول قویتر.  زیرا هم اکنون ]یعنی قبل از حلول اجل[، مقتضی برای خیار وجود ندارد زیرا او در این هنگام، مستحق چیزی ]در برابر بایع[ نیست

✅ ولو قبض البعض تخیر أیضا بین الفسخ فی الجمیع، و الصبر و بین أخذ ما قبضه، و المطالبۀ بحصۀ غیره من الثمن، أو قیمۀ المثمن علی القول الآخر، و فی تخیر المُسلَمِ إلیه مع الفسخ فی البعض وجه قوی، لتبعض الصَّفَقَۀِ علیه، إلا أن یکون الإنقطاع من تقصیره فلا خیار له.

و اگر مشتری]بعد از حلول اجل[، قسمتی از مبیع را ]که موجود بود[ قبض کند در اینجا نیز بین فسخ تمام معامله و صبر کردن و یا اخذ مقدار مقبوض و مطالبه مقداری از ثمن که در مقابل قسمت غیر مقبوض قرار دارد  مخیّر است و یا بنابر قول دیگر می تواند قیمت مبیع را از بایع بگیرد. و در صورتی که مشتری ]نسبت به بعضی مبیع که موجود است معامله را قبول و[ نسبت به مقدار دیگر فسخ کند بنابر وجه قوی برای بایع خیار وجود دارد. زیرا در مبیع به ضرر او تبعض ایجاد شده. مگر اینکه نایاب شدن مبیع ]ناشی[ از تقصیر بایع باشد که در اینصورت برای او خیاری نیست.

✅ (و هو اربعۀ أقسام) لأنه إما أن یُخبِرَ به، أو لا، و الثانی المساومۀ، و الأول إما أن یبیع معه برأس المال، أو بزیادۀ علیه، أو نقصان عنه، و الأول التولیۀ، و الثانی المرابحۀ، و الثالث المواضعۀ، و بقی قسم خامس و هو إعطاء بعض المبیع برأس ماله.

(و آن بر چهار قسم است) زیرا بایع ]در وقت فروش[ یا به ثمنی ]که کالا را به آن ثمن خریده بود[ خبر می دهد یا نه. قسم دوم مساومه است و قسم اول ]خود به سه صورت تقسیم می شود: صورت اول[ یا بایع، مبیع را به راس المال می فروشد، ]صورت دوم[ یا به زیادتر از آن، ]صورت سوم[ یا به کمتر ازآن. صورت اول تولیه، صورت دوم مرابحه و صورت سوم را مواضعه می نامند. قسم پنجم باقی می ماند و آن عبارت است از فروش قسمتی از مبیع به راس المال ]که خبر داده است[.

✅ (أحدها – المساومۀ) و هی البیع بما یتفقان علیه من غیر تعرض للإخبار بالثمن، سواء علمه المشتری أم لا و هی أفضل الأقسام.

(یکی از چهار قسم بیع، مساومه است) و آن بیعی است نسبت به آن چه که طرفین عقد بر آن اتفاق نظر دارند بدون اینکه بایع، به ثمن ]ثمنی که کالا را به آن خریده بود[ خبر دهد، خواه مشتری آن را بداند یا نه. و مساومه، بهترین قسم از اقسام ]فوق[ است.

✅ (و ثانیها – المرابحۀ: و یشترط فیها العلم) أی علم کل من البائع و المشتری (بقدر الثمن، و ) قدر (الربح) و الغرامۀ، و المؤن إن ضمها، (و یجب علی البائع الصدق) فی الثمن، و المؤن، و ما طرا من موجب النقص و الأجل و غیره.

( و قسم دوم از چهار قسم، مرابحه است: و در آن علم) یعنی علم هریک از بایع و مشتری (به مقدار ثمن ]ثمنی که بایع، کالا را به آن ثمن خریده بود[، و) اندازه (سود) و غرامت و هزینه ها، اگر آن را ضمیمه مبیع کرده باشد ]یعنی غرامت و هزینه هایی که در مورد مبیع متحمل شده است[ (شرط است. و بر بایع واجب است که) در مورد (]این موارد[ صادق باشد): ثمن و هزینه ها و آن ]عاملِ[ موجبِ نقصی که بر مبیع عارض شده و مدت ]مدتی که در عقد بین بایع و فروشنده قبل از او – که بایع کالا را از وی خریده است- برای پرداخت ثمن کالا تعیین شده بود[ و غیر از این موارد.

✅ حقوق مدنی نکته 919

عقد عيني، عقدي است كه علاوه بر ايجاب و قبول به قبض نيز احتياج دارد و قبض شرط اساسي در آن است. به نحوي كه بدون قبض عقد محقق نمي شود.

✅ حقوق مدنی نکته 920

در قانون مدني 5 عقد عيني وجود دارد:

   عقد موجد حق انتفاع (م 47 ق.م.)

  عقد وقف (م 59 ق.م.)

  بيع صرف (م 364ق.م.)

  عقد رهن (م 772 ق.م.)

  عقد هبه (م 798 ق.م.)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 919

به جز مواردی که در قانون یا در حکم دادگاه تصریح شده است، محکومان با توجه به نوع و مدت محکومیت، پیشینه و شخصیتشان، بر اساس تصمیم شورای طبقه بندی و تایید قاضی اجرای احکام در یکی از بخشهای فوق نگهداری می شوند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 920

در صورتی که محل اقامت محکوم به حبس، خارج از حوزه دادگاه صادرکننده حکم باشد، نامبرده برای تحمل ادامه حبس به زندان محل اقامت خود منتقل میشود.مگر اینکه این امر موجب مفسده باشد که در این صورت با تشخیص قاضی صادر کننده رای قطعی به نزدیک ترین زندان به محل اقامت خود منتقل می شود.هزینه انتقال از محل اعتبارات قوه قضائیه پرداخت می شود.

✅ حقوق جزا نکته 919

هرگاه در مهلتی که به طریق معتبری برای بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده، تعیین گردیده، عضوی که منفعت،قائم به آن است از بین برود، به عنوان مثال چشمی که بینایی آن به طور موقت از بین رفته است از حدقه بیرون بیاید،مرتکب، فقط ضامن ارش زوال موقت آن منفعت است و چنانچه از بین رفتن آن عضو به سبب جنایت شخص دیگر باشد مرتکب دوم، ضامن دیه کامل آن عضو می باشد.

✅ حقوق جزا نکته 920

زائل کردن عقل موجب دیه کامل و ایجاد نقص در آن موجب ارش است،خواه جنایت در اثر ایراد ضربه و جراحت و خواه ترساندن و مانند آن باشد.

✅ اصول فقه نکته570

بین افراد واجب تخییری هیچ اصلی (اصل عملی)جاری نیست. زیرا اختیار مکلف در واجب تخییری، ناشی از دلیل به معنای اخص یا دلیل قطعی مانند قرآن یا سنت یا قانون یا قرارداد و … – که بیانگر حکم واقعی است – می باشد. در حالی که اجرای اصل تخییر در حالتی است که شک بین

وجوب و حرمت(دوران امر بین محذورین) عمل بوده آن هم در جایی که دلیل اخص نباشد؛ و تخییر در چنین حالتی به دلیل اینکه ناشی از اصل تخییر است حکمی ظاهری است.

✅ حقوق تجارت نکته 919

شرط عدم مسئولیت پرداخت از سوی براتگیر شرطی باطل است زیرا اگر براتگیر پرداخت نکند، این سند به صورت یک لاشه در می¬آید.

✅ حقوق تجارت نکته 920

اگر براتکش براتی را به نفع خود صادر کرده باشد این برات ماهیتاً سفته است⇊

در این صورت براتگیر با وجود این¬که قبول کرده است مسئول پرداخت نمی¬باشد و می¬تواند به ایرادات سند تجاری استناد کند زیرا دارنده سند شخص ثالث نیست + در صورت پرداخت به میزان وجهی که می¬پردازد در مقابل براتکش- در صورت وجود بدهی- تهاتر صورت می¬گیرد.

در واقع وصف تجریدی و سایر اوصاف مربوط به اسناد تجاری در خصوص دارنده ای خواهد بود که اولاً شخص ثالث باشد ثانیاً با حسن نیت باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 919

قرارداد داوری یک عقد لازم است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 920

 قرارداد داوری در موارد زیر از بین می رود:

با فوت یا حجر یکی از طرفین دعوا.

با تراضی کتبی طرفین دعوا.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (فإن لم یحدث فیه زیادۀ قال: اشتریته، أو هو عَلَیَّ، أو تَقَوَّمَ) بکذا، (و إن زاد بفعله) من غیر غرامۀ مالیۀ (أخبر) بالواقع، بأن یقول: اشتریته بکذا، و عملت فیه عملاً یساوی کذا.

(لذا اگر ]بایع[ در مبیع زیاده ای ایجاد نکرده باشد می گوید: آن را ]به فلان مبلغ[ خریده ام یا آن بر من به فلان مبلغ تمام شده است یا قیمت آن ]برای من[) به فلان مبلغ (شده است و اگر با فعل بایع) بدون پرداخت غرامت مالی (در کالا زیاده ای بوجود آمده باشد) بایع به واقع (خبر می دهد) به این نحو که می گوید: آن را به فلان مبلغ خریده ام و روی آن عملی که مساوی فلان مبلغ ]ارزش مالی[ است انجام دادم.

✅ ( و إن زاد بِإستجاره) علیه (ضمَّه فیقول: تقوَّم علیَّ) بکذا (لا اشتریت به)، لأن الشراء لا یدخل فیه إلا الثمن، بخلاف تقوَّم علیَّ فإنه یدخل فیه الثمن، و ما یلحقه من أجرۀ الکیّال، و الدّلّال و الحارس، و المحرَس، و القصّار، و الرفاء، و الصَّباغ، و سائرِ المؤن المرادۀ للإسترباح (إلا أن یقول: و استأجرت بکذا) فإن الأجرۀ تنضم حینئذ إلی الثمن لِلتَّصرِیحِ بها.

(و اگر بایع با اجاره کردن اجیر) برای انجام کار (در کالا زیاده ای ایجاد کرده، آن ]یعنی اجرت پرداختی به اجیر[ را به قیمت کالا ضمیمه می کند و می گوید: برمن) به فلان (قیمت تمام شده است نه ]اینکه بگوید[ به فلان مبلغ آن را خریده ام) زیرا خریدن فقط شامل ثمن می شود. برخلاف ]اینکه گفته شود:[ «برمن به فلان قیمت تمام شده است» زیرا در این عبارت اخیر، ثمن و آنچه به ثمن ملحق می شود از ]جمله[ اجرت پیمانه کننده و دلال و نگهبان و محل نگهداری مال و تمییز کننده و رفو کننده و رنگرز و سایر هزینه های مدنظر برای بهره برداری داخل می شود. (مگر اینکه بگوید: ]به فلان مبلغ خریده ام[ و فلان مبلغ اجرت داده ام) زیرا در این هنگام، به دلیل تصریح به اجرت، اجرت به ثمن ضمیمه می شود.

✅ (و إن طرأ عیب وجب ذکره)، لنقص المبیع به عمَّا کان حین شراه، (و إن أخذ أرشا) بسببه (أسقطه)، لأن الأرش جزء من الثمن، فَکَأنَّهُ اشتراه بما عداه، و إن کان قوله: اشتریته بکذا حقاً لطروء النقصان الذی هو بمنزلۀ الجزء. ولو کان الأرش بسبب جنایۀ لم یسقط من الثمن، لأنها حق متجدد لایقتضیها العقد کنتاج الدابۀ، بخلاف العیب و إن کان حادثاً بعد العقد حیث یُضمَن، لأنه بمقتضی العقد أیضاً فکان کالموجود حالته.

(و اگر عیبی ]بر مبیع[ عارض شده باشد ذکر آن ]بر بایع[ واجب است) زیرا مبیع به سبب عیب از آن وضعیتی که در زمان خریدن داشته ناقص شده است (و اگر) به سبب عیب، ]بایع[ ارش گرفته باشد (آن را از بهای مبیع کم کند) زیرا ارش جزیی از ثمن است، از این رو گویی بایع، مبیع را به بهایی غیر از ارش خریداری کرده است. اگر ارش به سبب جنایت بوده باشد، ارش از ثمن کسر نمی شود. زیرا آن، حق جدیدی است که عقد اقتضای آن را ]آن حق را[ ندارد مانند بچه حیوان ]که بعد از فروش متولد می شود[ برخلاف عیب، اگرچه بعد از عقد حادث شده باشد ]البته[ در جایی که عیب در ضمان بایع باشد ]که در اینصورت بایع حق گرفتن ارش را از فروشنده قبلی را دارد و به تبع آن بایع باید مقدار ارش را از ثمن کم کند[. زیرا حکم چنین عیبی ]که همان گرفتن ارش و فسخ باشد[ نیز از مقتضیات عقد بیع است لذا ]حکم[ این عیب مانند ]حکم[ عیب موجود در زمان عقد است.

✅ (ولا یقوَّم أبعاض الجملۀ) و یُخبر بما یقتضیه التقسیط من الثمن و إن کانت متساویۀً، أو أخبر بالحال، لأن المبیع المقابل بالثمن هو المجموع، لا الأفراد و إن یُقَّسط الثمن علیها فی بعض الموارد، کما لو تلف بعضها، أو ظهر مستحقاً.

(و بایع نباید برای اجزای مبیع قیمت گذاری نماید) و به بهای هر جزء به مقداری که تقسیط ثمن اقتضا دارد خبر دهد اگرچه ]قیمتِ[ اجزای مبیع با هم مساوی باشد ]و[ یا به ]قیمتِ[ فعلیِ ]اجزای مبیع[ خبر دهد ]که این اعمال جایز نیست[. زیرا مبیعِ مقابلِ ثمن، مجموع مبیع است نه اجزای آن؛ اگرچه در بعضی موارد ثمن بر اجزای مبیع تقسیط می شود مانند آنجا که بعضی از مبیع تلف گردد یا مستحقٌ ]للغیر[ درآید.

✅ (ولو ظهر کذبه) فی الإخبار بِقَدرِ الثمن، أو ما فی حکمه أو جنسه، أو وصفه، (أو غلطه) ببینۀ، أو إقرار (تخیر المشتری) بین رده، و أخذه بالثمن الذی وقع علیه العقد، لغروره.

(و اگر کذب بایع) در اِخبار به مقدار ثمن یا آنچه در حکم ثمن است یا ]در بیان[ جنس ثمن یا وصف ثمن (یا اشتباه او) با بینه یا اقرار (روشن شود مشتری) بین رد مبیع و ]یا[ اخذ مبیع در مقابل ثمنی که عقد بر آن واقع شده است (مخیر می شود) به دلیل فریب خوردن او.

✅ حقوق مدنی نکته 921

قبض در بعضي از عقود شرط صحت است. كه به اين عقود عقود عيني مي گويند.

اما در بعضي عقود، قبض شرط لزوم است. مانند ماده 830 ق.م. (قبض موصي له در وصيت تمليكي)

✅ حقوق مدنی نکته 922

عقد تشريفاتي، قراردادي كه علاوه بر ايجاب و قبول، رعايت تشريفات خاصي براي تحقق آن ضروري است به نحوي كه عدم رعايت تشريفات موجب بطلان عقد خواهد بود. مانند نقل و انتقال املاك ثبت شده (م 22 قانون ثبت)، انتقال سرقفلي (ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر 1356)، انتقال  سهم الشركه در شركت با مسئوليت محدود (ماده 103 قانون تجارت).

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 921

نگهداری محکومان و متهمان در یک مکان ممنوع است.نگهداری متهمان در بازداشتگاه ها و زیر نظر سازمن زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور صورت می گیرد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 922

مدت تمام کیفرهای حبس از روزی شروع می شود که محکوم علیه به موجب حکم قطعی لازم الاجرا،حبس شود.چنانچه محکوم علیه پیش از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در همان پرونده مطرح بوده تحت نظر یا بازداشت شده باشد، مدت بازداشت قبلی از میزان حبس او کسر می شود.

✅ حقوق جزا نکته 921

در صورتی که مجنی علیه دچار جنون ادواری شود ارش ثابت است.

✅ حقوق جزا نکته 922

هرگاه در اثر جنایتی عقل زائل گردد و پس از دریافت دیه کامل عقل برگردد،دیه مسترد و ارش پرداخت می شود.

✅ اصول فقه نکته 571

غالب تکالیفی که در حقوق مقرر می شود از مصادیق واجب تعیینی است با این حال نمونه های واجب تخییری نیز کم نیست. مانند مواد 163 و 271ق.م و 282 و 283ق.م.ا.

✅ اصول فقه نکته 572

اگر واجب، بدل و جایگزینی در طول خود داشته باشد از مصادیق واجب تخییری نخواهد بود و واجب تعیینی است. مانند ماده 311ق.م حتی توجه کنیم که لفظ «یا»  که در مواد 311 و 328 و 1092ق.م بیان شده حاکی از تخییر نیست و با توجه به تفاسیر فقهی و حقوقی در مورد این مواد، می توان گفت که مکلف در این موارد در حالت وجود عین مال، باید عین را بدهد و اگر عین تلف شده باشد در صورت مثلی بودن مال، باید مثل مال و در صورت قیمی بودن مال، باید قیمت مال داده شود. لذا واجب در این موارد، واجب تعیینی است.

✅ حقوق تجارت نکته 920

اعتراض عدم تأدیه باید به ⤺براتگیر، ⤺شخص ثالث قبول کننده و ⤺اشخاصی که در برات جهت تأدیه تعیین شده، ابلاغ شود.

✅ حقوق تجارت نکته 921

دو نوع اعتراض برای برات در قانون مطرح است⇩

1-  اعتراض نکول   2- اعتراض عدم تأدیه

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 921

فوت یا حجر داور نسبت به قرارداد داوری تأثیری ندارد و در این صورت، طرفین می توانند نسبت به تعیین داور جانشین اقدام نمایند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 922

 اگر طرفین دعوا از قبل ملتزم به داوری شخص معینی شده باشند و این شخص نخواهد یا نتواند داوری نماید و طرفین نیز در خصوص تعیین داور دیگری تراضی ننمایند، قرارداد داوری از بین رفته و رسیدگی به دعوا در صلاحیت دادگاه قرار خواهد گرفت.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ و هل یشترط فی ثبوت خیار المشتری علی الأول بقاؤه علی ملکه وجهان، أجودهما العدم، لأصالۀ بقائه مع وجود المقتضی، و عدم صلاحیۀ ذلک للمانع، فمع التلف، أو انتقاله عن ملکه انتقالاً لازماً، أو وجود مانع من رده کالإستیلاد یرد مثله، أو قیمته إن اختار الفسخ، و یأخذ الثمن، أو عوضه مع فقده.

و آیا در ثبوت خیار مشتری، بقای مبیع بر ملک او شرط است؟ دو قول وجود دارد، بهترین این دو، عدم چنین شرطی است به دلیل اصل بقای خیار. ]علاوه بر این[ مقتضی خیار موجود است و عدم بقای مبیع در ملکیت مشتری، شایستگی مانع شدن]از اعمال خیار[ را ندارد. لذا در صورت تلف یا انتقال مبیع از ملکیت مشتری به انتقال لازم، یا وجود مانع رد مبیع مانند استیلاد، اگر مشتری فسخ عقد را اختیار کرد مثل یا قیمت مبیع را به بایع رد می کند و ثمن یا عوض آن را – در صورت فقدان ثمن در دست بایع – از او می گیرد.

 ✅ (ولا یجوز الإخبار بما اشتراه من غلامه) الحر، (أو ولده)، أو غیرهما (حیلۀ، لأنه خدیعۀ) و تدلیس، فلو فعل ذلک أثم و صح البیع، لکن یتخیر المشتری إذا علم بین رده، و أخذه بالثمن، کما لو ظهر کذبه فی الإخبار.

(جایز نیست فروشنده از مبلغی خبر دهد که ]این مبلغ را[ به منظور فریب دادن، بابت خرید کالا از خدمتکار یا فرزند خود) یا غیر اینها (پرداخته است. ]در اینجا فروشنده ابتدا مبیع را به خدمتکار یا فرزند خود یا فرد دیگری که با او تبانی کرده می فروشد و بعداز آن همان کالا را به ثمن زیادی از آنان می خرد. سپس فروشنده در فروش آن کالا به خریدار از همان ثمن زیاد به عنوان رأس المال خبر می‏دهد این عمل جایز نیست[. زیرا این عمل، خدعه) و تدلیس (است) حال اگر این کار را انجام دهد گناه کرده ولی بیع صحیح است. لکن وقتی که مشتری ]از حقیقت[ عالم گردد مخیر می شود که ]معامله را فسخ کرده و[ مبیع را به بایع رد کند و ]یا[ مبیع را در مقابل ثمن قبول نماید ]و فسخ نکند[ همانگونه که اگر کذب بایع در اخبار به راس المال معلوم شود حکم همین است.

✅ (نعم لو اشتراه) من ولده، أو غلامه (ابتداء من غیر سابقۀ بیع علیهما)، و لا مواطاۀ علی الزیادۀ، و إن لم یکن سبق منه بیع (جاز)، لانتفاء المانع حینئذ إذ لا مانع من معاملۀ مَن ذُکِرَ.

(بله اگر ]مشتری[، مبیع را)  از فرزند یا خدمتکارش (ابتدائاً و بدون اینکه سابقه فروش به آنها داشته باشد) و بدون اینکه ]بین آنان[ تبانی بر زیاد کردن قیمت صورت گرفته باشد (بخرد) اگرچه سابق بر تبانی، کالا را به آنها نفروخته باشد (]در این صورت اِخبار به ثمنی که کالا را به آن ثمن خریده بود[ جایز است) زیرا مانع فوق در این هنگام منتفی است. چرا که مانعی از معامله با افراد مذکور وجود ندارد.

✅ (و) کذا (لا) یجوز (الإخبار بما قوَّم علیه التاجر) علی أن یکون له الزائد من غیر أن یعقد معه البیع، لأنه کاذب فی إخباره، إذ مجرد التقویم لایوجبه (والثمن) علی تقدیر بیعه کذلک (له) أی للتاجر، (ولِلدّلّال الأجرۀ)، لأنه عمل عملاً له أجرۀ عادۀ فإذا فات المشتَرط رجع إلی الأجرۀ.

(و) همچنین (خبردادن ]دلال[ به آن قیمتی که تاجر، برای او ]دلال[ قیمت گذاری کرده است)، بر این مبنا که زیادی قیمت ]از راس المال[ برای دلال باشد بدون اینکه دلال با تاجر عقدی ]در این زمینه[ منعقد کرده باشد (جایز نیست). زیرا در این صورت دلال در اِخبارش دروغگو است چرا که مجرد تقویم موجب این امر نمی شود ]یعنی موجب نمی شود که دلال بتواند قیمتی که تاجر برای خرید کالا پرداخته بود ثمن و راس المال قرار داده و اضافه بر آن قیمت را برای خود بردارد.[ و بر فرض فروش کالا به این نحو (ثمن برای او) یعنی برای تاجر (است و برای دلال، اجرت می باشد) زیرا دلال عملی انجام داده که برای آن عمل عادتاً اجرت است. پس اگر به شرط عمل نشود به اجرت رجوع می شود.

✅ حقوق مدنی نکته 923

براي صحت هر معامله ‌شرايط ذيل اساسي است:

  1. قصد طرفين و رضاي آن‌ها

  2. اهليت طرفين‌

  3. موضوع معين که مورد معامله باشد.

  4. مشروعيت جهت معامله‌

ضمانت اجراي فقدان شرايط فوق : 1. بطلان  2. عدم نفوذ

✅ حقوق مدنی نکته 924

در تفاوت بطلان با انحلال مي توان گفت: انحلال در عقدي رخ مي دهد كه به طور صحت منعقد گرديده. اما بطلان در عقدي اتفاق مي افتد كه اصلا موجود نبوده.

عقود به سه دليل منحل مي شوند:  1. اقاله  2. فسخ  3. حكم قانون

1- اقاله (تفاسخ): توافق و تراضي طرفين عقد در بر هم زدن عقد است.

2- فسخ: بر هم زدن عقد با يك اراده است.

3- حكم قانون: به اين انحلال انفساخ هم مي گويند. زيرا اراده در آن دخالتي ندارد و به صورت قهري است. مانند ماده 387 ق.م. (تلف مبيع قبل از قبض)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 923

اگر مدت زمانی تحت نظر یا بازداشت شدن متهم کمتر از بیست و چهار ساعت باشد، در احتساب ایام بازداشت،یک روز محاسبه می شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 924

در مورد محکومیت به مجازات های جایگزین حبس، شلاق و جزای نقدی،ایام بازداشت قبلی موضوع ماده فوق به شرح زیر محاسبه می شود:

الف-به ازای هر روز بازداشت قبلی،یک روز جزای نقدی روزانه،هشت ساعت خدمات عمومی و پمج روز از دوره مراقبت کسر می شود.

ب- در مورد محکومیت به شلاق به عنوان مجازات تعزیری به ازی هر روز بازداشت قبلی،سه ضربه از شلاق کسر می شود.

پ- در مورد محکومیت به جزای نقدی، مطابق مقررات فصل مربوط به نحوه اجرای محکومیت های مالی اقدام می شود.

✅ حقوق جزا نکته 923

جنایت بر کسی که در اغما یا بیهوشی و مانند آن است از جهت احکام مربوط به قصاص و دیه، جنایت بر شخص هوشیار محسوب می شود.

✅ حقوق جزا نکته 924

از بین بردن شنوایی هر دو گوش دیه کامل و از بین بردن شنوایی یک گوش نصف دیه کامل دارد هر چند شنوایی دو گوش به یک اندازه نباشد.

✅ اصول فقه نکته 573

در بین افراد واجب تخییری، تخییر شرعی وجود دارد یعنی مکلف مخیِّر است یکی از موارد مکلفٌ به را که شارع مقرر نموده و امر او را امتثال کند. اما در اکثر واجبات تعیینی، تخییر عقلی وجود دارد یعنی چون حکم شرعی و قانونی به امر کلی تعلق گرفته نه مصادیق جزئی خارجی، لذا مکلف اختیار دارد از بین مصادیق مکلفٌ به در عالم خارج، یکی را به حکم عقل خود برگزیند(ماده 279ق.م). در این موارد، با اینکه واجب، تعیینی است اما تخییر عقلی وجود دارد.

✅ اصول فقه نکته 574

واجب مطلق آن است که وجوب عمل (حکم وجوب)، علاوه بر شرایط عامه تکلیف، متوقف بر امر یا شرط دیگری نیست. مثلا وجوب پرداخت نفقه زوجه مشروط بر دارایی زوج نیست (مستفاد از اطلاق ماده 1106 ق.م). ماده 650 ق.م در مورد ردّ مثل مال مقروضه مثال دیگری در این زمینه است.

واجب مشروط آن است که وجوب عمل، علاوه بر شرایط عامه تکلیف، متوقف بر امر یا شرط دیگری است به گونه ای که تا شرط مزبور حاصل نشود آن عمل هم وجوبی ندارد. مثلا وجوب پرداخت نفقه اقارب مشروط به تمکن و دارایی شخص است(ماده 1198ق.م).

✅ حقوق تجارت نکته 923

اعتراض نامه در نسخه ای به نام واخواست نامه تنظیم می¬شود و بر طبق مقررات آیین دادرسی مدنی توسط مأمور اجرا ابلاغ می¬شود.

✅ حقوق تجارت نکته 924

مندرجات اعتراض نامه شامل سواد کامل برات با کلیه محتویات و امر به تأدیه برات است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 923

 امور کیفری را به هیچ وجه نمی توان به داوری ارجاع نمود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 924

 اگر  در جریان رسیدگی داوران به دعوای حقوقی،  ادعای وقوع جرمی مطرح شود که در رای داور موثر بوده و تفکیک آن از جنبه ی حقوقی ممکن نباشد و نیز در سایر مواردی که رسیدگی به دعوا متوقف بر اموری باشد که خارج از صلاحیت داور است، رسیدگی داور تا صدور حکم نهایی از مرجع صالح در خصوص امر جزایی، نکاح، طلاق یا نسب متوقف می گردد.

✅ حقوق مدنی نکته 925

اقاله عقد است اما فسخ ايقاع است . اقاله فقط در عقود لازم است اما فسخ هم در عقود لازم است و هم در عقود جايز.

✅ حقوق مدنی نکته 926

قصد انشا يعني نيت ايجاد عقد يا اراده ايجاد عقد. قصد انشا ركن اصلي تشكيل دهنده عقد است. به عبارت ديگر فقدان قصد انشا، سبب بطلان عقد است. قصد انشا بايد مقرون به چيزي باشد كه دلالت بر آن مي كند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 925

چنانچه قاضی صادر کننده حکم، ایام بازداشت قبلی را محاسبه نکرده باشد،قاضی اجرای احکام کیفری به احتساب این ایام،حسب ملاک های موضوع نکات فوق اقدام می کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 926

قاضی اجرای احکام کیفری مکلف است دستور تعیین وقت پرونده محکوم به حبس را به گونه ای صادر کند که حداقل ده روز پیش از اتمام مدت حبس، پرونده تحت نظر قرار گیرد تا با تعیین تاریخ اتمام مدت حبس محکوم علیه، دستور آزادی وی را در تاریخ یاد شده صادر و به زندان اعلام کند.رئیس زندان نیز مکلف است پس از اتمام مدت حبس چنانچه محکوم علیه به اتهام دیگری در بازداشت نباشد، فوری برای آزادی زندانی اقدام نماید و نتیجه اقدامات را بلافاصله به قاضی اجرای احکام کیفری اعلام کند.

✅ حقوق جزا نکته 925

ازبین بردن شنوایی گوش شنوای شخصی که یکی از گوشهای او نمی شنود، موجب نصف دیه کامل است.

✅ حقوق جزا نکته 926

هرگاه کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده است در اثر کر شدن نتواند سخن بگوید و یا کودکی که تازه زمان سخن گفتن او فرا رسیده است در اثر کر شدن نتواند کلمات دیگر را یاد گیرد و بر زبان آورد، علاوه بر دیه شنوایی، دیه یا ارش زوال یا نقص گفتار نیز،حسب مورد نیز ثابت می شود.

✅ اصول فقه نکته 575

ممکن است یک واجب نسبت به یک چیز مشروط و نسبت به چیز دیگر مطلق باشد مثلا وجوب نفقه زوجه از حیث استطاعت و فقر مطلق است و شوهر در هر حالت اعم از دارا یا ندار بودن، مکلف به پرداخت نفقه زوجه است(مستفاد از مواد 1106 و 1129ق.م) اما از حیث تمکین، مشروط است. یا مثلاً به موجب مواد 2 و 3 ق.آد.م وجوب و لزوم رسیدگی به دعاوی حقوقی مشروط است به در خواست ذی‌نفع یا نماینده او؛ و مشروط نیست نسبت به وجود ماده قانونی صریح در زمینه دعوای مطروحه. یعنی وجوب رسیدگی به دعاوی حقوقی، نسبت به وجود ماده صریح قانونی، مطلق است.

✅ حقوق تجارت نکته 925

نکول برات باید به موجب تصدیق نامه ای که رسماً تنظیم می¬شود محقق گردد، تصدیق¬نامه مزبور موسوم است به ⎆ اعتراض یا پروتست نکول یا واخواست نکول.

✅ حقوق تجارت نکته 926

 اعتراض نکول باید پیش از سررسید برات صورت گیرد، در واقع در قانون تجارت مهلتی پیش بینی نشده است ولی طبق عرف و عادت تجارتی، معمولاً اعتراض عدم قبولی نیز باید در ظرف 10 روز از تاریخ نکول برات به عمل آید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته925

هرگاه موافقت نامه داوری منعقد شده و یکی از طرفین از معرفی داور خود و مشارکت در تعیین داور مشترک خودداری نماید، طرف ذینفع می تواند ضمن معرفی داور خود و پیشنهاد شخص معین به عنوان داور مشترک، مراتب را از طریق اظهارنامه به طرف ممتنع ابلاغ نماید. چنانچه طرف ظرف مهلت ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه، از دادن پاسخ امتناع کند، دادگاه به جای شخص ممتنع مبادرت به تعیین داور خواهد نمود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 926

شرط داوری در ضمن قرارداد اصلی نوعی شرط ضمن عقد محسوب می شود که وضعیت حقوقی آن بستگی به وضعیت حقوقی عقد دارد:

  • بطلان عقد اصلی موجب بطلان شرط داوری است.

  • فسخ، اقاله و یا انفساخ عقد اصلی موجب انحلال شرط نیز خواهد بود.

  • مادام که عقد اصلی صحیح بوده و منحل نشده باشد، شرط داوری نیز باقی و لازم الرعایه خواهد بود.

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (و ثالثها – المواضعۀ ]و هی[ کالمرابحۀ فی الأحکام) من الإخبار علی الوجوه المذکورۀ (إلا أنها بنقیصۀ معلومۀ) فتقول: بعتک بما اشتریته، أو تَقَوَّمَ عَلَیَّ و وضیعۀِ کذا.

و قسم سوم از آن چهار قسم – مواضعه است ]و آن[ (مانند مرابحه است در زمینه احکام. اما در این قسم کالا به مقدار معلوم کمتر از سرمایه فروخته می شود). پس بایع می گوید: کالا را به قیمتی که خریده ام یا قیمتی که برای من تمام شده است وبه فلان مقدار ضرر به تو می فروشم.

✅ (و رابعها – التولیۀ و هی الإعطاء برأس المال) فیقول بعد علمهما بالثمن و ما تبعه: ولیتک هذا العقد، فإذا قبل لزمه مثله جنساً، و قَدَراً، و صفۀً.

(و قسم چهارم از آن چهار قسم – تولیه است و آن دادن کالا به راس المال است). پس بایع بعد از علم دو طرف به ثمن ]که منظور همان راس المال است[ و ملحقات ثمن، می گوید: این عقد را بصورت تولیه با تو منعقد کردم. پس اگر مشتری آن را قبول کرد بر او لازم است که مثل ثمن ]یعنی راس المال و ملحقات آن[ را از نظر جنس و مقدار و وصف به بایع بپردازد.

✅ (و التشریک جائز) و هو أن یجعل له فیه نصیباً بما یخصه من الثمن بأن (یقول: شَرَّکتُکَ بنصفه بنسبۀ ما اشتریت مع علمهما) بقدره (وهو) أی التشریک (فی الحقیقۀ بیع الجزء المشاع برأس المال) لکنه یختص عن مطلق البیع بصحته بلفظه.

(و شریک کردن ]از طریق بیع تولیه[ جایز است) و آن به این صورت است که ]بایع[ برای مشتری در آن کالا، سهمی را در برابر بخشی از ثمن که مقابل آن سهم است قرار می دهد. به این نحو که ]بایع[ (می گوید: تو را در نصف مبیع به نسبت آنچه که خریده ام ]یعنی آن قیمتی که در خرید آن پرداخته ام[ شریک کردم، مشروط بر اینکه دو طرف عقد) به مقدار ثمن پرداختی بایع (علم داشته باشند و آن) یعنی شریک کردن (در حقیقت بیع جزء مشاع در مقابل راس المال است). اما این عقد ازهر عقد بیع دیگر جدا می شود و حالت اختصاصی می یابد زیرا این عقد با لفظ ]خاص[ خودش ]نه الفاظ لازم برای عقد بیع[، صحیحاً منعقد می شود.

✅ (و مورده) أی محل وروده (المتجانسان إذا قُدَّرا بالکیل، أو الوزن و زاد أحدهما) عن الاخر قَدراً ولو بکونه مؤجلا. و تحریمه مؤکد، و هو من أعظم الکبائر، (والدرهم منه أعظم) وزراً (من سبعین زنیۀ) کلها بذات محرَم.

(مورد ربا دو کالای همجنس می باشد اگر آن دو با پیمانه یا وزن اندازه گیری شوند و یکی) از دیگری (بیشتر باشد) ولو اینکه این زیادی به سبب موجل بودن آن ]یعنی موجل بودن عوض زیادتر[ باشد. و تحریم ربا مؤکَّد بوده و آن از گناهان کبیره است و (یک درهم از ربا،) گناه (سنگین تر و بزرگتر از هفتاد زنا) که تمامی آنها با محارم بوده باشد (دارد).

✅ (وضابط الجنس) هنا: (ما دخل تحت اللفظ الخاص) کالتمر و الزبیب و اللحم، (فالتمر جنس) لجمیع أصنافه، (و الزبیب جنس) کذلک (و الحنطۀ و الشعیر) هنا (جنس) واحد (فی المشهور) و إن اختلفا لفظاً و اشتملا علی أصناف، لدلالۀ الأخبار الصحیحۀ علی اتحادهما الخالیۀ عن المعارض. (و اللحوم تابعۀ للحیوان) فلحم الضأن و المعز جنس، لشمول الغنم لهما، و البقر و الجاموس جنس.

(و معیار جنس) در اینجا: (آن چیزی است که در تحت یک لفظ خاص داخل می شود) مانند خرما و کشمش و گوشت. (لذا خرما یک جنس) برای تمام اصنافش است (و کشمش یک جنس) به همین نحو ]یعنی برای تمام اصنافش[ است (و گندم و جو) در اینجا (بنابر نظر مشهور یک جنس محسوب می شود) اگرچه لفظاً با هم متفاوت بوده و آن دو بر اصناف ]گوناگونی[ مشتمل هستند. زیرا روایات صحیحه و بلامعارض بر اتحاد گندم و جو دلالت دارد. (و گوشتها نیز تابع حیوان می باشند) لذا گوشت میش و بز یک جنس هستند به دلیل شمول لفظ غنم ]یعنی گوسفند[ بر آن دو. ]گوشت[ گاو و گاومیش یک جنس محسوب می شوند.

✅ حقوق مدنی نکته 927

قصد انشا + تقارن وسيله ابراز = تشكيل عقد

حقوق مدنی نکته 928

رضا يعني ميل باطني براي انعقاد عقد. وجود رضا لازمه نفوذ عقد است. و فقدان آن سبب عدم نفوذ عقد مي گردد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 927

رئیس زندان مکلف است هرگونه انتقال یا اعزام زندانی به زندان یا حوزه های قضایی دیگر و نیز بازگشت وی را بلافاصله و حسب مورد، به قاضی اجرای احکام کیفری یا مرجع قضایی یا مرجع قضایی مربوط به طور کتبی و با ذکر ادله و سوابق اطلاع دهد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 928

در صورتی که مجازات حبس با انفصال موقت از خدمت توام باشد، اجرای مجازات انفصال موقت از زمان پایان یافتن مجازات حبس شروع می شود.

✅ حقوق جزا نکته 927

از بین بردن بینایی هر دو چشم دیه کامل و از بین بردن بینایی یک چشم نصف دیه کامل دارد.

✅ حقوق جزا نکته 928

چشمهایی که بینایی دارند در حکم مذکور یکسان هستند هر چند میزان بینایی آنها متفاوت باشد یا از جهات دیگر مانند شب کوری و منحرف بودن با هم تفاوت داشته باشند.

✅ اصول فقه نکته576

مواد 189 و 699 و 723 از قانون مدنی بیانگر واجب مشروط هستند. ماده 341 قانون مدنی که می گوید «بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط…» بیانگر واجب مشروط یا معلق نمی باشد بلکه یک حکم وضعی است و در یک سخن، بیع همراه با شرط ضمن عقد را بیان می کند.

✅ اصول فقه نکته 577

واجب معلق(واجب استقبالی) واجبی است که در آن حکم وجوب به مکلف، تعلق گرفته اما حصول و انجام واجب، متوقف بر امری غیرمقدور است.

✅ حقوق تجارت نکته 927

اعتراض نامه نکول باید به محل اقامت براتگیر ابلاغ شود.

✅ حقوق تجارت نکته 928

دقت داشته باشید که اعتراض نکول اجباری نیست و در صورتی که دارنده پس از نکول برات، اعتراض به عمل نیاورد فقط از مزیت مراجعه به سایرین و تقاضای ضامن محروم خواهد ماند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 927

 از آنجا که اعتبار شرط داوری منوط به اعتبار عقد اصلی است و شرط یا قرارداد داوری مبنای صلاحیت داور را تشکیل می دهد، چنانچه راجع به اصل……….. یا قرارداد داوری اختلافی بین طرفین وجود داشته باشد، دادگاه بایستی ابتدا به این اختلاف رسیدگی نموده و نسبت به آن اظهارنظر نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 928

تعیین داور توسط دادگاه ممکن است ناشی از امتناع یک طرف از معرفی داور خود باشد و یا ناشی از این امر که طرفین تعیین داور را به نظر دادگاه موکول کرده باشند. در این موارد، طرفین می توانند دادگاه صالح برای تعیین داور را به تراضی تعیین نمایند و در غیر این صورت، دادگاه صالح برای تعیین داور دادگاهی خواهد بود که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد. (با فرض فقدان موافقت نامه ی داوری.)

کلیات کتاب المتاجر (مبحث مشترک خصوصی و جزا)

✅ (ولا ربا فی المعدود) مطلقاً علی أصح القولین، نعم یُکره، (ولا بین الوالد و ولده) فیجوز لکل منهما أخذ الفضل علی الأصح، و الأجود اختصاص الحکم بالنسبی مع الأب فلا یتعدی إلیه مع الأم.

(و در اموال شمارشی) بنابر قول صحیحتر از دو قول موجود، مطلقاً (ربا وجود ندارد). بله ربا در این اموال مکروه است (و بین پدر و فرزندش ربا نیست) لذا بنابر قول صحیحتر، برای هر یک از آن دو گرفتن مقدار زیادی جایز است. و بهتر، اختصاص دادن این حکم به ] فرزند[ نسبی با پدر است. لذا حکم به ]ربای بین[ فرزند و مادر تسرّی نمی یابد.

✅ولا مع الجد ولو للأب، ولا إلی ولد الرضاع، اقتصاراً بالرخصۀ علی مورد الیقین، مع احتمال التعدی فی الأخیرین، لإطلاق اسم الولد علیهما شرعاً.

و نیز حکم فوق شامل]ربای بین فرزند[ با جد ولو جد پدری و نیز شامل فرزند رضاعی نمی شود. زیرا در رخصت ]یعنی جوازِ[ ربا باید بر مورد یقین ]که همان ربای بین پدر با فرزند نسبی است[ اکتفا کرد. با اینکه احتمال تسرّی دادن حکم رخصت در دو مورد اخیر وجود دارد. زیرا اسم «فرزند» ]در این دو مورد[ به دو شخص مورد نظر، گفته می شود.

✅(ولا) بین (الزوج و زوجته) دواماً و متعۀً علی الأظهر، (ولا بین المسلم و الحربی، إذا أخذ المسلمُ الفضلَ)، و إلا ثبت. ولا فرق فی الحربی بین المعاهد و غیره، (و یثبت بینه) أی بین المسلم، (و بین الذمی) علی الأشهر و قیل: لایثبت کالحربی.

(و) بین (شوهر و زوجه اش ]نیز[ ربا نیست) چه ]زن و شوهر[ دائم و چه موقت بنابر نظر اظهر؛ (و بین مسلمان و کافر حربی ربا نیست، ]البته[ اگر مسلمان، زیاده را اخذ کند) و گرنه ربا ثابت است. و در مورد کافر حربی بین کافر معاهد و غیر او تفاوتی نیست. (و ربا بین او) یعنی بین مسلمان (و کافر ذمی) بنابر نظر مشهورتر (ثابت است). و برخی گفته اند: ]در اینجا هم[ ربا ثابت نمی شود مانند کافر حربی.

✅(ولا فی القسمۀ) لأنها لیست بیعاً، ولا معاوضۀ، بل هی تمییز الحق عن غیره، و مَن جَعَلَها بیعاً مطلقاً أو مع اشتمالها علی الرد أثبت فیها الربا.

(و در تقسیم کردن ] نیز[ ربا وجود ندارد). زیرا تقسیم، بیع و معاوضه نیست، بلکه آن، تمییز و جداسازی حقِ ]فردی[ از دیگری است. کسی که تقسیم را مطلقاً بیع می داند یا در صورتی که تقسیم، مشتمل بر رد باشد آن را بیع می داند، در تقسیم نیز، ربا را ثابت می داند.

✅(ولا یضر عُقَدُ التَّبن و الزُّوان الیسیر) فی أحد العوضین، دون الآخر، أو زیادۀ عنه، لأن ذلک لایقدح فی اطلاق المثلیۀ و المساواۀ قَدَراً، ولو خرجا عن المعتاد ضرّا، و مثلهما یسیر التراب و غیره مما لاینفک الصنف عنه غالباً کالدردی فی الدبس و الزیت.

(و گره های کاه و مقدار کمی دانه های تلخ) در یکی از عوضین نه عوض دیگر ]یعنی دریکی از دو عوض نه در هر دو عوض[ یا زائد بودن آن دو ]گره های کاه و دانه تلخ[ در یکی از عوضین نسبت به دیگری (به صحت معامله ضرر نمی رساند) زیرا بودن این موارد، در اطلاق عناوین «مثلی» و «مساوی بودن مقدار» ]بر عوضین[ خدشه ای وارد نمی کند. ولی اگر وجود این دو مورد از حد متعارف بیشتر باشد این دو به صحت معامله ضرر می زنند. و مانند این دو مورد، مقدار کمی خاک و غیر خاک است که غالباً انفکاک آن از صنفِ ]یک جنس[ ممکن نیست مانند دردی در شیره و روغن زیتون.

✅(و یتخلص منه) ای من الربا إذا ارید بیع احد المتجانسین بالآخر متفاضلاً (بالضمیمۀ) إلی الناقص منهما، أو الضمیمۀ إلیهما مع اشتباه الحال، فتکون الضمیمۀ فی مقابل الزیادۀ.

هرگاه فروش یکی از دو کالای همجنس در مقابل دیگری – با وجود زیادتر بودن یکی از آن دو – اراده شود (برای رهایی و خلاصی از ربا ]راههای زیر وجود دارد:[ با ضمیمه کردنِ) ]مالی[ به عوضی که کمتر است یا ضمیمه کردن ]مالی[ به هردو عوض در صورتی که معلوم نباشد کدامیک از عوضین کمتر است. در اینصورت ضمیمه در مقابل زیاده قرار می گیرد.

✅(و یجوز بیع مُدَّ عجوۀ و درهم بمُدَّین، أو درهمین، و بمُدَّین و درهمین و أمداد و دراهم، و یصرف کل إلی مخالفه) و إن لم یقصده، و کذا لو ضُمَّ غیرُ ربوی.

(و فروش یک مد خرمای مرغوب و یک درهم در برابر دو مد خرما یا در برابر دو درهم و ]یا[ در برابر دو مد و دو درهم و ]یا[ در برابر چند مد و چند درهم جایز است و هر یک ] از قسمتهای عوض[ در مقابل جنس مخالفش قرار می گیرد) اگرچه این امر را قصد نکرده باشند. اگر جنس غیر ربوی ]یعنی جنس غیر مکیل و غیر موزون[ به عوضین ضمیمه شود حکم همین است.

✅ حقوق مدنی نکته 929

اجزاي اراده:

قصد ⇜ ركن اصلي و عنصر سازنده و لازمه صحت عقد است. ⤆ فقدان قصد = بطلان عقد

رضا ⇜ شرط نفوذ عقد ⤆ فقدان رضا = عدم نفوذ عقد

✅ حقوق مدنی نکته 930

انشاي معامله از طريق داد و ستد (قبض و اقباض) را معاطات گويند.

معاطات در همه عقود راه دارد به جز در نكاح و عقود تشريفاتي.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 929

مدت زمانی که محکوم علیه پیش از صدور حکم قطعی به موجب الزامات قانونی از خدمت معلق شده است، از میزان محکومیت وی به انفصال موقت کسر می شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 930

در صورتی که مداوای محکوم به حبس در خارج از زندان ضروری باشد،قاضی اجرای احکام کیفری،مدت زمان مورد نیاز برای مداوا را با توجه به نظر پزشک قانونی تعیین می کند و با اخذ تامین متناسب، اجرای حبس را به تعویق می اندازد و هرگاه محکوم علیه تامین متناسب ندهد، معالجه وی در بیمارستان تحت نظر ضابطان صورت می گیرد و مدت معالجه جز محکومیت وی محسوب می شود.

✅ حقوق جزا نکته 929

از بین بردن بینایی چشم کسی که فقط یک چشم بینا دارد و چشم دیگرش نابینای مادرزادی بوده و یا در اثر علل غیر جنایی از بین رفته باشد، موجب دیه کامل است لکن اگر چشم دیگرش را در اثر قصاص یا جنایتی که استحقاق دیه آن را داشته است، از دست داده باشد، دیه چشم بینا، نصف دیه کامل می باشد.

✅ حقوق جزا نکته 930

از بین بردن کامل بویایی، موجب دیه کامل است و از بین بردن قسمتی از آن،ارش دارد.

✅ اصول فقه نکته578

در واجب مشروط، از آنجا که اصل وجوب، متوقف بر حصول شرط است پیش از حصول آن شرط اصلاً وجوبی وجود ندارد و به همین جهت انجام مقدمات عمل نیز واجب نیست. اما در واجب معلق، از آنجا که اصل وجوب، ثابت و فعلی است فراهم کردن مقدمات عمل هم واجب است.

✅ اصول فقه نکته 579

در واجب منجِّز، زمان وجوب و واجب با هم مقارن است اما در واجب معلق، زمان فعلیت وجوب، مقدم بر زمان انجام واجب است(همان، ص138).

✅ حقوق تجارت نکته 929

اعتراض نکول در برات به رؤیت مفهومی ندارد زیرا زمانِ به رؤیت رسانیدن براتگیر و زمان پرداخت آن یکی است و در صورت عدم پرداخت باید اعتراض عدم تأدیه شود.

✅ حقوق تجارت نکته 930

اعتراض نکول در برات به وعده از رؤیت ضروری است زیرا موعد پرداخت برات به وعده از رؤیت با تاریخ اعتراض نامه نکول مشخص می¬شود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 929

 اصولاً هر شخصی می تواند به عنوان داور انتخاب شود لیکن برخی اشخاص از تصدی سمت داوری ممنوع شده اند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 930

ممنوعیت مطلق:

  • اشخاصی که از قبول داوری در هرگونه دعوایی ممنوع هستند و حتی با تراضی نیز نمی توان آنها را به عنوان داور تعیین نمود.این اشخاص عبارتند از :

  • اشخاص فاقد اهلیت (محجورین)

  • اشخاص محروم از داوری به موجب حکم دادگاه

کلیه قضات و کارمندان اداری شاغل در محاکم قضایی

✅ حقوق مدنی نکته 931

توافق اراده دو طرف براي تحقق عقد ضروري است. بدين معنا كه عقد مورد اراده يك طرف همان عقدي باشد كه طرف مقابل انشا نموده. منظور، توافق در امور اساسي عقد است نه همه جزييات.

امور اساسي يعني :

* توافق در ماهيت يا نوع عقد ⇜ هر دو طرف قصد انجام عقد بيع را داشته باشند نه اين كه يكي قصد بيع و ديگري قصد هبه داشته باشد.

* توافق در خصوصيات و كيفيت عقد ⇜ اين كه عقد معلق باشد يا منجز، مطلق باشد يامشروط و …

* توافق در ماهيت مورد معامله ⇜ اگر يك طرف قصد معامله برنج و ديگري قصد معامله گندم را داشته باشد اين معامله باطل است.

* توافق در فرد ماهيت واحد در عين معين ⇜ يك طرف اراده بيع كيف را دارد و طرف مقابل هم آن را خريده اما آن كيفي كه مورد نظر او بوده نيست. توافق در بيع كيف بوده اما كدام كيف؟ بايد در نظر هر دو طرف يكسان باشد.

* توافق در اوصاف اساسي مورد معامله كلي ⇜ مثلا فروشنده بيع يك تن برنج طارم را اراده كرده در حالي كه خريدار يك تن برنج كامفيروزي را اراده نموده است.

⤆ در هر يك از موارد بالا اگر توافقي حاصل نگردد عقد باطل است.

✅ حقوق مدنی نکته 932

در عقدي كه با مكاتبه انجام مي شود و محل ايجاب و قبول متفاوت است عقد در محل قبول بسته   مي شود و زمان انعقاد آن تاريخ اعلام قطعي قبول يعني سپردن نامه حاوي قبولي به پست است مگر اين كه دو طرف به طور صريح يا ضمني محل ايجاب و زمان وصول قبول به ايجاب كننده را محل زمان وقوع عقد معين كرده باشند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 931

اطفال تا سن دو سال تمام را نباید از مادری که محکو به حبس یا تبعید شده است جدا کرد،مگر آنکه مصلحت طفل اقتضا کند.در این صورت کودک را به پدر و در صورت فقدان یا عدم صلاحیت آنان،به موسسات ذی صلاح سپرده می شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 932

در صورت ارتکاب تخلف انضباطی توسط زندانی،یکی از تنبیهات زیر با رعایت تناسب از سوی شورای انضباطی تعیین و پس از تایید قاضی اجرای احکام، اجرا می شود:

الف-انتقال از مراکز حرفه آموزی و اشتغال به زندان بسته یا نیمه باز؛

ب- محرومیت از ملاقات حداکثر تا سه نوبت

پ-محرومیت از مرخصی حداکثر تا سه ماه

ت-محرومیت از پیشنهاد عفو و آزادی مشروط حداکثر تا شش ماه

✅ حقوق جزا نکته 931

اگر در اثر جنایت،بویایی یکی از دو سوراخ بینی به طور کامل از بین برود نصف دیه کامل دارد.

✅ حقوق جزا نکته 932

از بین بردن حس چشایی و نقصان آن، موجب ارش است.

✅ اصول فقه نکته580

عقد معلق و منجز هیچ ارتباطی با بحث واجب معلق و منجز ندارد.

✅ اصول فقه نکته581

اصل بر منجز بودن واجب است و معلق بودن نیاز به اثبات و دلیل دارد.

✅ حقوق تجارت نکته 931

اعتراض نکول فقط در برات وجود دارد و در سفته و چک نیازی به اخذ قبولی و در نتیجه نکول و اعتراض نکول نیست.

✅ حقوق تجارت نکته 932

 نکته بسیار مهم: اعتراض نکول از شرایط اقامه دعوای دارنده پس از سر¬رسید علیه مسئولین برات نمی¬باشد ولی از شرایط اقامه ی دعوا قبل از سر رسید می¬باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 931

ممنوعیت نسبی ،اشخاصی که یا از تصدی سمت داوری در دعاوی خاص ممنوع هستند یا تعیین انها منوط به تراضی طرفین دعواست:

  • وزرا،نمایندگان مجلس و کارمندان دولت در دعاوی راجع بع معاملات دستگاه ذیربط.

  • اشخاص مذکور در ماده 469 قانون آیین دادرسی مدنی از قبیل اشخاص دارای سن کمتر از 25 سال ، اشخاص ذینفع در دعوا،اقرب نسبی یا سببی اصحاب دعوا ، کارمندان دولت در حوزه ماموریت آنها و …

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 932

در مواردی که دادگاه مبادرت به تعیین داور می نماید ، داور باید از بین افرادی لااقل دو برابر تعداد داوران مورد نظر و به طریق قرعه انتخاب گردد. دادگاه یا شخص ثالثی که اختیار تعیین داور را دارد، باید موارد ممنوعیت اشخاص از تصدی سمت داوری را مراعات نماید.

✅ حقوق مدنی نکته 933

قاعده اصيل بودن طرفين معامله:

هر کسي که معامله مي‌کند اصولا آن معامله براي خود آن شخص ‌محسوب است.

 مگر عقد بر خلاف آن تصريح كند يا بعدا خلاف آن ثابت شود.

يكي از استثنائات اصل مذكور معامله به نمايندگي است.

✅ حقوق مدنی نکته 934

انواع نمايندگي:

–  نمايندگي قراردادي ⇜ مانند نمايندگي وكيل براي موكل كه به موجب قرارداد است

–  نمايندگي قانوني (قهري) ⇜ مانند پدر و جد پدري

–  نمايندگي قضايي ⇜ مانند قيم كه به حكم دادگاه تعيين مي گردد.

–  نمايندگي ايقاعي ⇜ مانند وصي كه با اراده موصي نماينده شده است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 933

کانون های اصلاح و تربیت،اماکنی هستند که برای نگهداری و تربیت اطفال و نوجوانان موضوع این قانون توسط سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور،در مراکز استانها و به تناسب نیاز و ضرورت با تشخیص رئیس قوه قضائیه در سایر مناطق کشور ایجاد شده اند و یا ایجاد می شوند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 934

قضاوت دادگاه اطفال و نوجوانا مکلفند برای بررسی وضعیت قضایی مددجویان و طرز تعلیم و تربیت و پیشرفت اخلاقی آنان،حداقل هرماه یک بار از کانون اصلاح و تربیت حوزه محل خدمت خود بازدید به عمل آورند.این امر مانع اجرای وظایف قانونی دادستان نیست.

✅ حقوق جزا نکته 933

از بین بردن صوت به طور کامل به گونه ای که شخص نتواند صدایش را آشکار کند، دیه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدایش را برساند.

✅ حقوق جزا نکته 934

از بین بردن گویایی به طور کامل و بدون قطع زبان،دیه کامل و از بین بردن قدرت ادای برخی از حروف به همان نسبت دیه دارد.

✅ اصول فقه نکته582

بایستی توجه نمود که بین واجب مشروط و واجب معلق تفاوت وجود دارد بدین ترتیب که در واجب مشروط وجوب یعنی حکم قضیه دارای قید و شرط است و تا هنگامی که آن قید و شرط بوجود نیاید، وجوب به عهده مکلف تعلق نخواهد گرفت مثلا وجوب حج مشروط به استطاعت است؛ اما در واجب معلق، وجوب تحقق یافته و به عهده مکلف آمده لکن موضوع حکم به معنای عملی که باید انجام شود و به اصطلاح اصولی «واجب» دارای قید و شرطی است که انجام آن وظیفه مکلف نیست.

✅ حقوق تجارت نکته 933

آثار اعتراض نکول⇩⇩

اثر اعتراض نسبت به دارنده سند ⤆ دارنده، اعتراض نکول کرده باشد می¬تواند پیش از سررسید به سایر مسئولین برات مراجعه نموده و از آن ها تقاضای ضامن برای تأدیه وجه برات در سر موعد را نماید.

1-  اثر اعتراض نسبت به مسئولین سند ⤆ در صورتی که مسئولین در صورت اعتراض نکول و تقاضای دارنده برات جهت معرفی ضامن، اقدامی نکنند باید وجه برات را به انضمام مخارج فوراً پرداخت کنند.

2-  اثر اعتراض نسبت به شخص ثالث ⤆ پس از اعتراض نکول برات، شخص ثالث می¬تواند برات را به نفع برات دهنده یا یکی از ظهرنویس ها قبول کند و به این ترتیب با سایر مسئولین سند، مسئولیت تضامنی پیدا کند.

✅ حقوق تجارت نکته 934

✌️دقت داشته باشید: ورشکستگی براتگیر پیش از قبول، دارنده را از اعتراض نکول بی¬نیاز نمی کند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 933

موارد ممنوعیت مذکور در قانون موجبات رد داور را تشکیل می دهند. اگر دادگاه مبادرت به تعیین داور نموده باشد، شخص معترض می تواند ظرف ده روز از تاریخ جلسه(در فرض حضور وی در جلسه) یا ابلاغ مشخصات داور به وی (در فرض غیبت او در جلسه) جهات رد داور را مطرح نماید. مگر آنکه جهت رد بعداً حادث شده باشد. دادگاه به این اعتراض رسیدگی نموده و در صورت وجود جهات رد داور دیگری را تعیین خواهد کرد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 934

 رد داور اختصاصی هر یک از طرفین حتی توسط طرفی که او را انتخاب نموده نیز امکان پذیر است، لیکن چنین ردی فقط در صورتی پذیرفته خواهد شد که یا از قبل جهت رد موجود بوده و معترض نسبت به آن جاهل بوده است و یا اینکه جهت رد متعاقباً حادث شده باشد.

حقوق مدنی نکته 935

هرگاه نماينده در هنگام عقد سمت خود را مخفي كند و بعدا نمايندگي اش ثابت شود معامله براي اصيل محسوب شده اما نماينده مسئول اجراي تعهدات است بدين معنا كه طرف (ثالث) مي تواند هم به اصيل و هم به نماينده رجوع كند.

حقوق مدنی نکته 936

 در اختلاف نماينده و اصيل مبني بر اين كه نماينده مدعي شود مورد معامله را براي خود خريده اما اصيل مدعي شود مورد معامله براي اوست اصل بر اين است كه مورد معامله براي نماينده محسوب مي گردد. (كاري كه نماينده انجام داده براي خودش است).

مثال- الف (اصيل) به ب (نماينده) دستور داده تا برايش اتومبيلي خريداري نمايد. حال اختلاف پيش آيد بدين صورت كه:

 ب (نماينده) بگويد براي خودم خريدم و الف (اصيل) بگويد براي من خريدي: (در اين حالت الف مدعي است زيرا اصل بر اين است كه ب (نماينده) معامله را براي خودش انجام داده است).

يا ب (نماينده) بگويد براي تو خريدم و الف  (اصيل) بگويد براي خودت خريدي.  (در اين حالت نماينده مدعي است زيرا خلاف اصل صحبت مي كند اصل بر اين است كه ب معامله را براي خودش انجام داده است).

آیین دادرسی کیفری نکته 935

هرگاه حسب گزارش مدیران کانون،رفتار و اخلاق طفل یا نوجوانی،موجب فساد اخلاق طفل و یا نوجوانان دیگر گردد، در صورت احراز موضوع توسط قاضی دادگاه اطفال و نوجوانان و به دستور وی، طفل یا نوجوانان مذکور در محل دیگری در همان قسمت نگهداری می شود و پس از اصلاح اخلاق و رفتارش با دستور دادگاه به محل قبلی بازگردانده می شود.

آیین دادرسی کیفری نکته 936

هرکس به موجب حکم قطعی دادگاه به پرداخت جزای نقدی محکوم گردد و آن را نپردازد،اموال وی به وسیله مرجع اجرای حکم،شناسایی، توقیف و با رعایت مقررات راجع به مستثنیات دین از محل فروش آن ها نسبت به اجرای حکم اقدام می شود.

حقوق جزا نکته 935

جنایتی که موجب عیبی در صورت مانند کاهش طنین صدا، گرفتگی آن و یا صحبت کردن از طریق بینی شود،ارش دارد.

حقوق جزا نکته 936

از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد موجب ارش است.

اصول فقه نکته 583

واجب اصلی واجبی است که واجب بودنش در متون شرعی و قانونی تصریح شده؛ مثل وجوب تسلیم مبیع به مشتری در بند 3 ماده 362 ق.م. این نوع واجب خود به دو قسم واجب نفسی و واجب غیری تقسیم می گردد: واجب نفسی: عملی است که بخاطر خودش واجب شده نه به خاطر عملی دیگر؛ مثل نماز یا مانند بندهای 3 و 4 از ماده 362ق.م. واجب غیری: عملی است که بخاطر واجب دیگری واجب شده است مثل وضو یا ماده 381ق.م.

واجب تبعی به عملی گفته می شود که برای انجام واجب اصلی لازم است ولی مقنن و شارع واجب بودنش را در متون شرعی و قانونی تصریح نکرده اند؛ مثلا بایع برای تسلیم مبیع به مشتری باید مسافتی را طی کند (به حکم عقل). مثل وجوب پرداخت مخارج رد عین مغصوبه که در ماده ای بیان نشده ولی به حکم عقل و برای انجام واجب اصلی(رد عین مغصوبه در ماده 311ق.م) واجب شده است که وجوب تبعی است.

حقوق تجارت نکته 935

نکات مربوط به قبولی شخص ثالث⇊

❋ شرایط قبولی شخص ثالث:

1-  نکول برات

2-  اعتراض یا واخواست نکول

❋ با توجه به این که در اثر نکول، براتگیر جزء مسئولین نیست، ثالث می¬تواند برات را به نفع برات¬دهنده یا یکی از ظهرنویس ها قبول نماید.

❋ خود براتگیر نیز می تواند به عنوان شخص ثالث برات را به نفع یکی از مسئولین برات قبول نماید.

❋ شخص ثالث با سایر مسئولین سند مسئولیت تضامنی پیدا می¬کند.

❋نیازی نیست که نام شخص ثالث از پیش در برات قید شده باشد، در این حالت قبولی شخص ثالث در اعتراض نامه قید شده و به امضای او می¬رسد.

❋علی رغم قبولی شخص ثالث، دارنده می¬تواند تا زمانی که برات تأدیه نگردیده است به صادرکننده یا ظهرنویس ها مراجعه کند(ماده 240 قانون تجارت).

❋در صورتی که شخص ثالث در برات قید نکند که به نام چه کسی برات را قبول می¬کند، قبولی برات به حساب صادرکننده فرض می¬شود.

❋ دارنده برات هیچ تکلیفی در پذیرش قبولی ثالث ندارد.

حقوق تجارت نکته 936

در صورت عدم پرداخت وجه برات، اعتراض عدم تأدیه به عمل می¬آید.

آیین دادرسی مدنی نکته 935

پس از تعیین داور یا داوران عزل آنها ممکن نیست مگر به تراضی طرفین، حتی عزل داور اختصاصی یکی از طرفین نیز به تراضی دو طرف دعوا نیاز دارد. این نکته که انحلال ارادی قرارداد داوری و نیز عزل داور به تراضی طرفین نیاز دارد، دلالت بر لازم بودن قرارداد داوری می نماید.

آیین دادرسی مدنی نکته 936

اگر داوران در مدت قراردادی یا قانونی(سه ماه) رای صادر ننمایند، طرفین دعوا می توانند به داوری اشخاص دیگر تراضی نمایند و در غیر این صورت دادگاه طبق مقررات به دعوا رسیدگی نموده و رای خواهد داد.

✅ حقوق مدنی نکته 937

در قرارداد ممكن است يكي از دو عوض به سود ثالث باشد. مانند بيمه عمر و صلح.

✅ حقوق مدنی نکته 938

تعهد به نفع ثالث يكي از استثنائات اصل بر نسبي بودن عقود است (مطروحه در ماده 231 ق.م.) كه در انتهاي ماده 196 ق.م. آمده. بدين معنا، هر معامله كه واقع مي شود، براي دو طرف عقد يا قائم مقام ايشان است و در برابر ثالث اثري ندارد. اما طرفين مي توانند در ضمن معامله خود تعهدي به نفع ثالث كنند.

⤆ منظور از قائم مقام، جانشين طرف عقد است:

1-  قائم مقام عام؛ مانند: وراث

2-  قائم مقام خاص؛ مانند: منتقل اليه

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 937

در صورت فقدان مال یا عدم شناسی آن،مرجع اجرای حکم می تواند با توقیف بخشی از حقوق طبق قانون اجرای احکام مدنی و یا تمام یا بخشی از سایر درآمدهای محکوم علیه برای وصول جزای نقدی اقدام مقتضی به عمل آورد.در صورت تقاضای تقسیط از جانب محکوم علیه و احراز قدرت وی به پرداخت اقساط،دادگاه نخستین که رای زیر نظر آن اجرا می شود،می تواند با اخذ تضمین مناسب امر به تقسیط نماید.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 938

هرگاه اجرای حکم به طرق مذکور در فوق ممکن نگردد با رعایت مقررات مربوط به به مجازات های جایگزین حبس به ترتیب زیر عمل می شود:

الف)در جزای نقدی تا پانزه میلیون ریال،هر سی هزار ریال به یک ساعت انجام خدمات عمومی رایگان تبدیل می شود.

ب)در جزای نقدی بالای پانزده میلیون ریال، همچنین در صورت عدم شرایط اجرای بند«الف» این ماده،هر سیصد هزار ریال به یک روز حبس تبدیل می شود.

✅ حقوق جزا نکته 937

از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه کامل است.

حقوق جزا نکته 938

جراحات سر صورت عبارتند از: خارصه،دامیه، متلاحمه، سمحاق، موضحه،هاشمه، منقله،مامومه، و دامغه.

✅ اصول فقه نکته 584

1-واجب موقت آن است که زمان خاصی برای انجام دادن آن تعیین شده و شخص موظف است عمل خواسته شده را در زمان مشخص به انجام رساند. واجب موقت به دو قسم موسع و مضیق تقسیم می شود:

الف)واجب موسع: آن است که زمان خاصی برای انجام دادن آن تعیین شده است اما این زمان بیش از زمان لازم برای انجام کار است. ب)واجب مضیق: آن است که زمان تعیین شده برای انجام واجب، دقیقا به اندازه مدت لازم جهت انجام عمل باشد.

2- واجب غیرموقت آن است که وقت و مهلت خاصی برای انجام آن تعیین نشده است. این واجب به دو قسم فوری و غیرفوری تقسیم می شود:

الف)واجب فوری: آن است که وقت خاصی برای آن تعیین نشده ولی مکلف باید آنرا به فوریت در اولین زمان ممکن انجام دهد و تاخیر در آن جایز نیست. ب)واجب غیرفوری: آن است که زمان خاصی برای آن تعیین نشده و انجام آن هم فوریتی ندارد.

✅ حقوق تجارت نکته 937

اعتراض بر روی برگه های چاپی مخصوصی انجام می¬گیرد.

✅ حقوق تجارت نکته 938

اعتراض عدم تأدیه اجباری است حتی فوت محال علیه و ورشکستگی او و حتی اعتراض نکولی دارنده برات را از اعتراض عدم تأدیه بی نیاز نخواهد کرد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 937

 ورود و جلب شخص ثالث در جریان داوری امکان پذیر است لیکن رسیدگی به دعوای جلب یا ورود ثالث توسط داور در صورتی میسر خواهد بود که وارد ثالث یا مجلوب ثالث با طرفین دعوای اصلی در خصوص ارجاع امر به داوری و تعیین داور تراضی نمایند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 938

چنانچه تراضی حاصل نگردد به دعوای ورود ثالث یا جلب ثالث به طور مستقل نزد دادگاه صالح رسیدگی خواهد شد.

✅ حقوق مدنی نکته 939

استثنائات اصل نسبي بودن قراردادها:

  1. تعهد به نفع ثالث

  2. معامله فضولي

✅ حقوق مدنی نکته 940

تعهد به نفع ثالث به دو صورت روي مي دهد:

  1. به صورت شرط ضمن عقد

  2. به صورت يكي از دو عوض معامله

الف – به صورت شرط ضمن عقد: (قسمت دوم ماده 196 ق.م.) به عنوان مثال خريدار به فروشنده  بگويد اتومبيلم را به تو بيست ميليون تومان فروختم به شرط اين كه پانصد هزار تومان به “ج” بدهي. اين تعهد به نفع ثالث به صورت شرط ضمن عقد صورت گرفته.

ب – به صورت يكي از دو عوض معامله: ممكن است يكي از دو عوض معامله تعهد به نفع ثالث باشد. بدين صورت كه “الف” خانه اش را به “ب” صلح كند در برابر اين كه “ب” مبلغ صد ميليون تومان به “ج” بدهد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 939

چنانچه محکوم علیه قبل از صدور حکم محکومیت قطعی به جزای نقدی ،به دلیل اتهام یا اتهامات مطرح در پرونده در بازداشت بوده باشد،دادگاه پس از تعیین مجازات، ایام بازداشت قبلی را در ازای هر سیصد هزار ریال یک روز از مجازات تعیین شده کسر می کند.قضات اجرای احکام موظفند رعایت مراتب فوق را به هنگام اجرای حکم، مراقبت نمایند و در صورت عدم رعایت،خود اقدام کنند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 940

صدور حکم تقسیط جزای نقدی یا تبدیل آن به مجازات دیگر مانع استیفای مابه ازای بخش اجرا  نشده آن از اموالی که بعدا از محکوم علیه به دست می آید، نیست.

✅ حقوق جزا نکته 939

حارصه:خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود،یک صدم دیه کامل

✅ حقوق جزا نکته 940

دامیه: جراحتی که اندکی وارد گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد،سه صدم دیه کامل.

✅ اصول فقه نکته585

1-  با استفاده از ماده نهی: یعنی حروف ن، ه، ی مثل«نهیتکم عن ذلک». این قسم در قوانین وجود ندارد.

2-  با استفاده از فعل نهی (صیغه نهی در ادبیات): منظور فعل نهی است مثل «ولاتقربوا مال الیتیم» یعنی به مال یتیم نزدیک نشوید. این قسم در قوانین وجود ندارد.

3-  با استفاده از جملات خبری منفی در مقام انشاء: جملات منفی که با لحن ملایم و خبری است ولی در واقع بیان کننده عبارات دستوری بر نهی است. عباراتی مانند نمی تواند… انجام دهد، نخواهد توانست… انجام دهد، ممکن نیست فلان عمل انجام شود و همچنین الفاظ نباید، حق ندارد، جایز نیست، مجاز نیست و… . هممانند ماده 960 ق.م: «هیچ کس نمی تواند از خود سلب حریت کند.» همچنین مواد 995 و 132 و 133 و 1240 و 1241 و 1242 و 1233 و 1192  ق.م. مثالهایی برای این قسم می باشند. عباراتی مانند فلان عمل… جایز نیست، فلان عمل… مجاز نیست، فلان عمل… نباید انجام شود، فلان فرد حق ندارد فلان عمل را انجام دهد و … ؛ مانند ماده 1059 ق.م: «نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست.» همچنین مواد 1231 و 130 قانون مدنی  و اصل 38 ق.ا مثالهایی برای این قسم هستند.

4-  با استفاده از جملات خبری مثبت در مقام انشاء: جملات مثبت که با لحن ملایم و خبری است ولی در واقع بیان کننده عبارات دستوری بر نهی است. عباراتی مانند فلان عمل… ممنوع است یا فلان عمل… مانع قانونی دارد یا فلان عمل… اشکال دارد یا فلان عمل… حرام است یا فلان عمل… حرمت ابدی دارد. مواد 1045 و 1048 و 1050 و 1051 و 1052 و 1053 و 1054 قانون مدنی و 213 لایحه اصلاح قانون تجارت و ماده 79 قانون کار :« به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام ممنوع است » مثالهایی برای این قسم می باشند.

5-  به وسیله جعل مجازات: قانونگذار با تعیین مجازات افراد را از انجام برخی اعمال نهی کرده است. ماده 2 ق.م.ا مقرر می دارد « هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می شود» و تمامی مواد قانونی که بیان کننده کیفر برای عملی هستند مثالهایی برای این قسم می باشند.مثلا می گوید «حد مسکر 80 ضربه تازیانه است».

✅ حقوق تجارت نکته 939

اعتراض عدم تأدیه در ظرف 10 روز از سر رسید صورت می¬گیرد و چنانچه برات به رؤیت باشد دارنده باید ظرف یک سال برات را ارائه دهد و اعتراض نیز ظرف یک سال از تاریخ صدور برات صورت بگیرد.

✅ حقوق تجارت نکته 940

روز وعده یا سر رسید نباید جزء ده روز مقرر برای اعتراض عدم تأدیه محسوب شود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 939

در صورت فوت یا حجر یکی از طرفین دعوا در جریان داوری، قرارداد داوری منحل شده و رسیدگی به دعوا در صلاحیت دادگاه قرار می گیرد مگر آنکه ورثه متوفی یا قیم محجور با طرف مقابل در خصوص داوری قرارداد جدیدی منعقد نمایند.

✅ حقوق مدنی نکته 941

در تعهد به نفع ثالث قبول ثالث شرط نيست. با توافق طرفين عقد اصلي، تعهد به نفع ثالث ايجاد       مي شود و وي طلبكار مي گردد. اما ثالث مي تواند اين تعهد را رد كند كه در اين صورت، مطابق نظر دكتر كاتوزيان، تعهد بايد به سود مشروط له اجرا گردد.

✅ حقوق مدنی نکته 942

قبول ثالث شرط لزوم آن است نه شرط ايجاد آن. قبل از قبول، ثالث مي تواند آن را رد كند. در صورت قبول،‌ ثالث مي تواند الزام مشروط عليه را به اجراي تعهد درخواست نمايد. اما در صورت امتناع متعهد به اجراي تعهد، ثالث نمي تواند عقد اصلي را فسخ كند. زيرا فسخ فقط حق طرفين اصلي عقد است و او طرف عقد نيست.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 941

هرگاه محکوم علیه ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ احضاریه قاضی اجرای احکام کیفری برای پرداخت جزای نقدی حاضر شود،قاضی اجرای احکام می تواند او را از پرداخت بیست درصد(20%) جزای نقدی معاف کند.دفتر قاضی اجرای احکام کیفری مکلف است در برگه احضاریه محکوم علیه معافیت موضوع این تبصره را قید کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 942

در صورت محکومیت اشخاص به جزای نقدی در مرحله بدوی،محکوم علیه می تواند قبل از قطعیت حکم از دادگاه صادرکننده تقاضای تقسیط کند.درخواست مذکور به منزله اسقاط حق تجدیدنظرخواهی نیست.

✅ حقوق جزا نکته 941

متلاحمهک جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد، سه صدم دیه کامل.

✅ حقوق جزا نکته 942

سمحاق: جراحتی که به پوست نازک روی استخوان برسد، چهار صدم دیه کامل

✅ اصول فقه نکته 586

دلالت نهی بر حرمت: هریک از روش های نهی کردن، دلالت بر حرمت دارند. نهی ظهور در حرمت و ممنوعیت دارد و معنای حقیقی نهی، حرمت و ممنوعیت است و در صورت وجود قرینه بر معنای کراهت(معنای مجازی) دلالت دارد. گفته شده که منشا ظهور نهی در حرمت، حکم عقل است.

✅ اصول فقه نکته 587

مشهور اصولین معتقدند که نهی نه بر مره دلالت دارد و نه بر تکرار بلکه تنها بر ترک عمل دلالت دارد؛ لزوم تکرار آن یا کفایت یکبار را باید از قرائن و ادله دیگر فهمید. اما اگر هیچ قرینه ای بر مرّه یا تکرار وجود نداشته باشد، باید از آنچه نهی شده دائماً خودداری کرد. همچنین نهی نه بر فور دلالت دارد و نه بر تراخی بلکه تنها بر ترک عمل دلالت دارد؛ فوریت یا تاخیر را باید با کمک قرائن خارجی فهمید. اما اگر هیچ قرینه ای بر فور یا تراخی وجود نداشته باشد، باید فوراً از آنچه نهی شده دوری کرد.

✅حقوق تجارت نکته 941

 روز اقدام در مهلت و روز دهم است.

حقوق تجارت نکته 942

در صورتی که روز دهم تعطیل باشد، اعتراض روز بعد آن به عمل خواهد آمد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 941

داوران در نحوه ی رسیدگی و صدور رای ملزم به تبعیت از مقررات قانون آیین دادرسی نیستند لیکن باید مقررات مربوط به داوری را رعایت نمایند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 942

قوانین موجد حق(قوانین ماهوی آمره) نیز از سوی داوران در صدور رای باید رعایت شوند.

✅ حقوق مدنی نکته 943

 عقودي كه در آن تعهد به نفع ثالث وجود دارد را مي توان اقاله نمود و با اقاله عقد تعهد به نفع ثالث از بين نمي رود. و متعهد بايد آن را اجرا نمايد. اما بعد از اين كه متعهد تعهد را اجرا نمود مي تواند از طرف اصلي آن را مطالبه نمايد.

✅ حقوق مدنی نکته 944

 پيش بيني شرط خيار در قراردادي كه ضمن آن تعهدي به نفع ثالث شده مانعي ندارد. زيرا در اين حالت تعهد به نفع ثالث از ابتدا همراه با امكان فسخ در مدت معين، مورد اراده طرفين واقع شده و با فسخ عقد اصلي توسط ذوالخيار تعهد مزبور نيز منتفي خواهد شد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 941

دعوای تقسیط جزای نقدی در هر مورد باید به صورت مستقل مطرح شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 942

در صورت صدور حکم مبنی بر تقسیط جزای نقدی و عدم پرداخت به موقع اقساط از سوی محکوم علیه یا اعلام قاضی اجرای احکام، حکم تقسیط به وسیله دادگاه صادکننده حکم قطعی لغو می شود و برای اجرای حکم اقدام قانونی مقتضی انجام می گیرد.

✅ حقوق جزا نکته 941

موضحه: جراحتی که پوست نازک روی استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند،پنج صدم دیه کامل

✅ حقوق جزا نکته 942

هاشمه:جنایتی که موجب شکستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نکند،ده صدم دیه کامل.

✅ اصول فقه نکته588

نکته تطبیقی امر و نهی: امر و نیز نهی وضعاً بر مرّة یا تکرار و نیز بر فور یا تراخی دلالتی ندارند مگر به سبب وجود قرینه. اما در حالت فقدان قرینه بر یکی از چهار حالت فوق(یعنی در حالت اطلاق امر)، عقلاً (به دلالت عقلی) امر بر مرّة و نیز بر تراخی و نهی بر تکرار و نیز بر فور دلالت می کند.

✅ حقوق تجارت نکته 941

اعتراض نامه عدم تأدیه سند مثبت عدم تأدیه از سوی محال علیه است.

حقوق تجارت نکته 942

اگر دارنده برات به وعده از رؤیت آن را ظرف یکسال از تاریخ برات به رؤیت محال علیه که وجه برات را دریافت کرده نرساند، حق مراجعه به ظهر نویس ها و برات دهنده را ندارد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 941

ترتیب تشکیل جلسه، نحوه ی رسیدگی و دعوت به جلسات داوری توسط داوران تعیین می گردد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 942

اگر ارجاع دعوا به داوری از طریق دادگاه بوده است، دعوات به جلسات داوری باید از طریق اخطاریه دفتر دادگاه صورت پذیرد.

✅ حقوق مدنی نکته 943

تعهد به نفع ثالث استثناست، فلذا بايد تفسير مضيق شود، به عنوان نمونه تمليك به سود ثالث نياز به قبول ثالث دارد.

✅حقوق تجارت نکته 944

امكان تعهد به سود ثالث از قواعد عمومي قراردادهاست نه ويژه صلح، هبه و بيمه عمر.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 943

پس از صدور حکم تقسیط ، در صورت حصول تمکن مالی، محکوم علیه مکلف است مراتب را حداکثر ظرف سه ماه به قاضی مجری حکم اعلام نماید تا نسبت به وصول محکوم به اقدام شود.در غیر این صورت با اعلام قاضی اجرای احکام،دادگاه صادرکننده حکم قطعی نسبت به لغو حکم تقسیط اقدام می نماید.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 944

هرگاه محکوم علیه پیش از اتمام مهلت قانونی پرداخت دیه،به پرداخت تمام یا بخشی از آن اقدام کند،قاضی اجرای احکام کیفری ضمن پذیرش،مراتب را به محکوم له اعلام می کند.

✅حقوق جزا نکته 943

منقله:جنایتی که درمان آن جز با جابجا کردن استخوان میسر نباشد،پانزده صدم دیه کامل.

✅حقوق جزا نکته 944

مامومه:جراحتی که به کیسه مغز برسد،یک سوم دیه کامل.

✅اصول فقه نکته589

الزام(وجوب و ممنوعیت) در اوامر و نواهی قانونی، برآمده از لفظ و وضع لغوی نیست بلکه ریشه در نیروی الزام آور قانون دارد(همان، ص142).

✅اصول فقه نکته590

وجوه اشتراک امر و نهی: 1. هر دو، جمله انشایی هستند نه اخباری. 2. هر دو بر طلب و خواستن دلالت دارند. 3. هیچیک بر فور یا تراخی دلالت ندارند مگر به سبب قرینه. 4. هیچیک بر مرّه یا تکرار دلالت ندارند مگر به سبب قرینه.

✅حقوق تجارت نکته 943

اقامه دعوا ظرف یک یا دو سال از تاریخ اعتراض عدم تأدیه صورت می¬گیرد.

💡 برواتی که باید در ایران تأدیه شود اقامه دعوا ظرف یک سال از تاریخ اعتراض

💡 برواتی که باید در خارجه تأدیه شود اقامه دعوا ظرف دوسال از تاریخ اعتراض

✅ حقوق تجارت نکته 944

مبدأ مهلت برای تقدیم دادخواست تاریخ اعتراض می¬باشد نه تاریخ ابلاغ واخواست

✅آیین دادرسی مدنی نکته 943

رعایت اصول دادرسی و به ویژه حق دفاع اصحاب دعوا بر داوران الزامی است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 944

داوران می توانند علاوه بر استماع دفاعیات اصحا دعوا یا وکلای آنها، اسناد و مدارک ایشان را بررسی نموده و مبادرت به صدور و اجرای قرارهایی از قبیل تحقیق محلی، معاینه محل و کارشناسی نمایند.

✅ حقوق مدنی نکته 945

وجود ثالث در زمان عقد ضروري نيست كافي است هنگام ايجاد عقد موجود باشد همان طور كه در بيمه عمر چنين است.

✅ حقوق مدنی نکته 946

اگر شخصي نسبت به عين متعلق به ديگري معامله اي كند آن معامله براي صاحب عين است. بدين معنا كه آثار معامله متوجه مالك آن مال خواهد بود اعم از اين كه معامله كننده تحقق عقد را براي خود اراده كرده باشد يا براي مالك. (معامله فضولي)

✅آیین دادرسی کیفری نکته 945

هرگاه محکوم به پرداخت دیه فوت کند،قاضی اجرای احکام در صورت تقاضای محکوم له مطابق مقررات مربوط،دیه را از ماترک محکوم علیه استیفا کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 946

چنانچه حکم صادره متضمن بازگرداندن مال به شخص باشد و وی پس از شش ماه از تاریخ اخطاریه قاضی اجرای احکام کیفری ،بدون عذر موجه برای دریافت مال منقول مراجعه نکند،قاضی اجرای احکام کیفری در صورت احتمال عقلایی فساد مال،می تواند دستور فروش مال را صادر کند.در این صورت مال به فروش می رسد و پس از کسر هزینه های مربوط در صندوق دادگستری تودیع می گردد.

✅حقوق جزا نکته 945

دامغه:صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند،که علاوه بر دیه مامومه،موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز می باشد.

✅حقوق جزا نکته 946

جراحات گوش،بینی،لب، زبان و داخل دهان،در غیر مواردی که برای آن دیه معین شده است،در حکم جراحت سر و صورت است.

✅اصول فقه نکته591

وجه افتراق امر و نهی: 1. امر، طلب فعل ولی نهی، طلب ترک فعل است. 2. اطاعت از امر با انجام یک فرد از افراد ماهیت متعلق آن تحقق می یابد اما امتثال از نهی، مستلزم ترک تمام افراد و مصادیق ماهیت متعلق آن  و برای همیشه است به عبارت بهتر نهی مستلزم ترک فوری و مکرر است. این تفاوت، مهم ترین تفاوت امر و نهی بوده که به مرحله امتثال مربوط می شود.

  1. امتثال امر متوقف بر توجه و قصد است ولی امتثال نهی، منوط به توجه و قصد نیست.

✅حقوق تجارت نکته 945

دفتر ثبت واخواست باید علل عدم پرداخت را با نامه سفارشی به برات دهنده و ظهرنویسی که محل اقامت آن ها در برات قید شده اطلاع دهد.

✅حقوق تجارت نکته 946

طرح دعوا علیه هر یک از مسئولین برات یا چند نفر یا همه آن ها صورت می¬گیرد و الزامی به اقامه دعوا علیه یک یا چند نفر وجود ندارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 945

رسیدگی به اصالت اسناد در موارد انکار، تردید و یا ادعای جعل(بدون تعیین جاعل و یا غیر قابل تعقیب کیفری بنا به جهات دیگر) توسط داوران امکان پذیر می باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 946

در صورتی که داوران از سوی اصحاب دعوا اختیار صلح داشته باشند، می توانند دعوا را از طریق صلح و سازش خاتمه دهند. در این صورت، صلح نامه ای که به امضای داوران رسیده باشد، بین طرفین معتبر و لازم الاجرا خواهد بود.

✅ حقوق مدنی نکته 947

معامله فضولي بر دو قسم است:‌

  1. معامله براي غير

  2. معامله براي خود

الف – معامله براي غير: در اين جا فضول سو نيتي ندارد معامله را براي مالك انجام مي دهد و قصد دارد عوضي هم كه مي گيرد به مالك پرداخت كند.

ب – معامله براي خود: ‌مانند جايي كه فضول مال متعلق به غير را مال خود و براي خود معرفي كند. كه در اين جا ممكن است سو نيت وجود داشته باشد يا نداشته باشد. جايي كه سارق مال مسروقه را مال خود معرفي مي كند سو نيت دارد. اما جايي كه به اشتباه مال غير را مي فروشد سو نيتي ندارد.

✅ حقوق مدنی نکته 948

گاهي يک نفر به وکالت از طرف متعاملين معامله مي كند؛‌ بدين صورت است كه “الف” قصد فروش اتومبيل خود را دارد و “ب” قصد خريد اتومبيلي را دارد، هر دو به “ج” وكالت مي دهند، “الف” وكالت براي فروش و “ب” وكالت در خريد،‌ در اين جا “ج” مي تواند ايجاب را به وكالت از “الف” و قبول را به وكالت از “ب” انجام دهد.

شخص واحد با دو اعتبار معامله اي را انجام داده و همين تعدد اعتبار (ايجاب به اعتبار “الف” و قبول به اعتبار “ب”)‌ براي صحت معامله كافي است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 947

اجرای دستورهای دادستان و آرا لازم الاجرای دادگاه های کیفری در مورد ضبط و مصادره اموال ،اخذ وجه التزام ،وجه الکفاله یا وثیقه و نیز جزای نقدی،وصول دیه،رد مال و یا ضرر و زیان ناشی از جرم بر عهده معاونت اجرای احکام کیفری است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 948

چنانچه اجرای دستور یا رای در موارد فوق مستلزم توقیف و یا فروش اموال باشد،انجام عملیات مذکور مطابق مقررات اجرای احکام مدنی است.

✅ حقوق جزا نته 947

جراحات وارده به گردن ،در حکم جراحات بدن است.

✅ حقوق جزا نکته 948

جائفه جراحتی است که با وارد کردن هر نوع وسیله و از هر جهت به درون بدن انسان اعم از شکم،سینه،پشت و پهلو ایجاد می شود و موجب یک سوم دیه کامل است.در صورتی که وسیله مزبور از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج گردد،دو جراحت جائفه محسوب می شود.

✅ اصول فقه نکته 592

آیا نهی موجب فساد است؟

1-  نهی در عبادات: این نهی، مطلقاً موجب فساد و بطلان است.

2-  نهی در معاملات: لفظ «معامله» در فقه و اصول، به هر عملی گفته می شود که صحت و تحقق آن، نیاز به قصد قربت ندارد و در مقابل عبادت قرار دارد. معامله در این معنای گسترده، علاوه بر عقود و ایقاعات، شامل حدود، قصاص، دیات، ارث، احیای موات و … نیز می شود. معامله در یک کاربرد معنایی دیگر، تنها به اموری که نیازمند «انشاء» است(یعنی عقود و ایقاعات) گفته می شود. محدودترین کاربرد واژه معامله، عقودی است که ناشی از اراده دو طرف است. منظور از معامله در بحث دلالت نهی بر فساد، کاربرد دوم یعنی عقود و ایقاعات است.

ابتدائاً به مقررات و قوانین موضوعه و قرائن لفظی و غیرلفظی توجه می کنیم و بر اساس آن می گوئیم نهی در فلان ماده قانونی، بر فساد و بطلان دلالت دارد یا دلالت ندارد. در صورتی که از مواد قانونی و سایر قرائن و ادله نتوان به دلالت داشتن نهی بر فساد و بطلان معامله یا عدم دلالت آن بر فساد و بطلان پی برد آنگاه به تقسیم بندی زیر توجه می کنیم:

الف) گاهی نهی مبین شرایط، موانع و اجزاء عقد و معامله می باشد(نهی از معامله برای بیان شرطیت چیزی یا ارشاد به مانعیت امری در معامله صادر شده باشد): در اینصورت مخالفت با نهی موجب فساد و بطلان است.

ب)گاهی نتیجه و حاصل و اثر عملی مورد نهی قانونگذار قرار می گیرد(نهی از مسبَّب): در اینصورت مخالفت با نهی موجب فساد و بطلان است.

ج) گاهی نهی خود زمینه یک واقعه حقوقی را ایجاد می کند: در اینصورت مخالفت با نهی موجب فساد و بطلان نیست.

د) گاهی نهی اگرچه به صورت ظاهر به معامله وارد شده ولی در واقع نهی از عمل دیگری است که اتفاقا مقارن با معامله شده است.

ه) در بسیاری موارد نهی شارع یا قانونگذار به خود معامله تعلق گرفته نه به آثار و نتایج آن. این نهی تنها بر حرمت و ممنوعیت دلالت می کند و دالّ بر بطلان معامله نیست.

✅ حقوق تجارت نکته 947

دارنده براتي كه به علت عدم تأديه اعتراض شده است بايد در ظرف ده روز از تاريخ اعتراض عدم تأديه را به وسيله اظهارنامه رسمي يا‌مراسله سفارشي دو قبضه به كسي كه برات را به او واگذار نموده اطلاع دهد(ماده 284 قانون تجارت).

✉️توجه داشته باشید✉️ براساس نظر دیوان عالی کشور مواعد مذکور در ماده 284 و 285 قانون تجارت، از ضمانت اجرای مذکور در ماده 289 قانون تجارت در خصوص امکان اقامه دعوا علیه ظهرنویس ها خارج است و عدم ارسال اظهارنامه رسمی یا مراسله سفارشی دو قبضه به واگذارنده برات یا اطلاع نامه از طرف هر یک از ظهر نویس ها به ظهرنویس سابق خود نمی¬تواند موجب اسقاط حق اقامه دعوای دارنده برات بر واگذارنده و قبول کننده و ظهرنویس ها و همچنین هر ظهرنویس بر ظهرنویس سابق خود گردد.

✅ حقوق تجارت نکته 948

ورشکستگی قبول کننده برات قبل از وعده ⇦حق اعتراض برای دارنده باقی است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 947

 طرفین می توانند در خصوص نحوه ابلاغ رای داور با همدیگر توافق نمایند. اگر توافق خاصی در مورد نحوه ی ابلاغ رای نشده باشد، داور باید رای را به دفتر دادگاه صالح تسلیم نماید

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 948

دفتر دادگاه اصل رای را بایگانی کرده و رونوشت گواهی شده ی آن را برای ابلاغ به اصحاب دعوا ارسال می نماید.

✅ حقوق مدنی نکته 949

معامله با خود: در جايي است كه شخص واحدي به يك اعتبار اصيل در معامله و به اعتباري ديگر نماينده ديگري است. مانند جايي كه “الف” به “ب” مي گويد اتومبيلم را بفروش و “ب” آن را براي خود معامله مي كند.

✅ حقوق مدنی نکته 950

اصولا معامله با خود صحيح است. اما استثنائا معامله قيم نسبت به اموال مولي عليه صحيح نيست. بدين معنا كه قيم نمي تواند مال محجور را بخرد يا مال خود را به محجور بفروشد.

همچنين است در خصوص وكالت در نكاح و حق العمل كاري:

در قانون مدني در ماده 1072 ق.م. در باب نكاح آمده است كه وكيل نمي تواند موكله را براي خود تزويج كند در ماده 373 ق.ت. در باب حق العمل كاري آمده كه حق العمل كار نمي تواند براي خود معامله كند مگر كالا داراي مظنه بورسي يا بازاري باشد.

✅آیین دادرسی کیفری  نکته 949

دادخواست تقسیط جزای نقدی از تاجر پدیرفته نمی شود.تاجری که متقاضی تقسیط محکوم به است باید مطابق مقررات قانون تجارت،دادخواست ورشکستگی دهد.کسبه جزء، مشمول این ماده نیستند.

✅آیین دادرسی کیفری  نکته 949

هرگاه اجرای مجازات منوط به درخواست محکوم له باشد و در تقاضای اجرای آن ،بدون داشتن عذر موجه،تاخیر کند،به دستور قاضی اجرای احکام کیفری به وی ابلاغ می شود تا ظرف سه ماه تصمیم خود درباره اجرای حکم اعلام کند.در صورت سپری شدن این مدت و عدم وصول درخواست اجرای حکم بدون عذر موجه،قاضی اجرای احکام کیفری،قرار تامین صادره را لغو می کند.در این صورت، چنانچه محکوم علیه به علت دیگری در حبس نباشد،آزاد و پرونده به طور موقت بایگانی می شود.

✅حقوق جزا نکته 949

هرگاه در جائفه به اعضای درونی بدن آسیب برسد و با از بین برود، علاوه بر دیه جائفه، دیه یا ارش آن نیز محاسبه می شود.

✅حقوق جزا نکته 950

هرگاه نیزه یا گلوله و مانند آن علاوه بر ایجاد جراحت موضحه یا هاشمه و یا منقله به داخل بدن مانند حلق و گلو یا سینه فرو رود ، دو جراحت محسوب و علاوه بر دیه موضحه یا هاشمه و منقله،دیه جراحت جائفه نیز ثابت می شود.

✅اصول فقه نکته593

در نتیجه نمی توان گفت که در همه جا نهی موجب فساد است یا در هیچ جا موجب فساد نیست و ضابطه خاصی در این باب وجود ندارد بلکه باید در هر مورد با بررسی دقیق قانون یا با توجه به مقررات دیگر ضمانت اجرای مناسبی برای آن پیدا کرد.

✅اصول فقه نکته 594

بین موارد بطلان معامله و موارد حرمت معامله، نسبت عموم و خصوص من وجه وجود دارد. لذا حرمت عمل، ملازمه با بطلان آن ندارد.

✅حقوق تجارت نکته 949

اگر دارنده برات دو نفر باشند باید با هم اعتراض نمایند.

✅حقوق تجارت نکته 950

دارنده برات در صورت عدم تأدیه و اعتراض ظرف مواعد مذکور در قانون تجارت، می¬تواند به همه مسئولین مراجعه کند.

✅ایین دادرسی مدنی نکته 949

 منظور از دادگاه صالح در مورد مسایل داوری؛ دادگاه است که دعوا را به داوری ارجاع داده و یا صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 950

 طرفین می توانند با توافق رای داور را در تمام یا قسمتی رد نمایند. در این صورت، رای داور در قسمت مردود بلااثر خواهد بود.

✅ حقوق مدنی نکته 951

در جايي كه شخصيت طرف در عقد مهم است مانند نكاح و عقود مجاني وكيل نمي تواند با خود معامله كند اما در عقودي كه شخصيت طرف مهم نيست وكيل مي تواند با خود معامله كند.

✅ حقوق مدنی نکته952

عيوب اراده:

  اشتباه

  اكراه

✅آیین دادرسی کیفری نکته 951

 هرگاه محکوم به سلب حیات،در غیر جرایم مستوجب حد که قابل عفو نیستند و قصاص پس از لازم الاجرا شدن حکم و پیش از اجرای آن درخواست عفو کند،به دستور دادگاه صادر کننده حکم،اجرای آن فقط برای یک بار تا اعلام نتیجه از سوی کمیسیون عفو و تخفیف مجازات محکومین به تاخیر می افتد.کمیسیون مزبور مکلف است حداکثر ظرف دو ماه به این تقاضا رسیدگی و نتیجه را به دادگاه اعلام کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 952

قاضی اجرای احکام کیفری مکلف است، حداقل یک ماه پیش از اجرای حکم سلب حیات موضوع نکته قبل مراتب را به محکوم علیه اعلام کند.

✅حقوق جزا نکته 951

نافذه جراحتی است که با فرو رفتن وسیله ای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد می شود دیه آن در مرد یک دهم دیه کامل باشد،در عضوی که دیه آن مساوی یا کمتر از یک دهم دیه کامل باشد، ارش ثابت است مانند اینکه گلوله در بند انگشت فرو رود.

✅حقوق جزا نکته952

هرگاه شیئی که جراحت نافذه را به وجود آورده است از طرف دیگر خارج گردد،دو جراحت نافذه محسوب می شود.

✅ اصول فقه نکته 595

بین موارد مجازات عمل و موارد بطلان عمل، نسبت عموم و خصوص من وجه وجود دارد. لذا مجازات عمل، مستلزم بطلان عمل نمی باشد.

✅حقوق تجارت نکته 951

در صورت عدم تأدیه و اعتراض دارنده می¬تواند ابتدائاً به ضامن رجوع کند یا می¬تواند همزمان به ضامن و مضمون عنه رجوع نماید.

✅حقوق تجارت نکته 952

اقامه دعوا علیه یک یا چند نفر از مسئولین برات موجب اسقاط حق رجوع دارنده برات به دیگران نیست.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 951

تصحیح رای داور در صورت سهو قلم:

  • تا قبل از انقضای مدت داوری رأساً با داوران است.

  • پس از انقضای مدت داوری تا پایان مهلت اعتراض(و قبل از اعتراض به رای داور) رأساً یا به درخواست یکی از طرفین در صلاحیت داوران است.

  • پس از اعتراض به رای داور، در صلاحیت دادگاه خواهد بود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 952

خواهان هر دعوا می تواند در کنار اصل خواسته خسارات زیر را نیز از خوانده ی دعوا مطالبه نماید:

  • خسارات ناشی از دادرسی اعم از هزینه های دادرسی و کارشناسی و حق الوکاله وکیل و …

  • خسارات ناشی از تأخیر انجام تعهد.

  • خسارات ناشی از عدم انجام تعهد.

  • اجرت المثل ناشی از عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب.

✅ حقوق مدنی نکته 953

اشتباه: پنداري نادرست از واقعيت. بنابر اصل حاكميت عمل حقوقي در صورتي داراي اعتبار است كه با قصد واقعي دو طرف منطبق باشد. (ما وقع لم يقصد و ما قصد لم يقع)

✅ حقوق مدنی نکته 954

اشتباه زماني موثر در عقد است و موجب بطلان آن يا ايجاد حق فسخ مي گردد كه به نحوي از انحا (تصريح طرفين و يا حكم عرف) وارد قلمرو تراضي شده باشد. بنابراين اگر كسي به تصور و يا به گمان خويش معامله كند و وصفي را در نظر بگيرد كه طرف ديگر به هيچ وجه از آن اطلاعي ندارد در صورت تخلف نه تنها عقد باطل نيست بلكه براي اشتباه كننده (مشتبه) نيز حق فسخ وجود ندارد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 953

احکام حدود و سایر احکام راجع به قصاص و دیات طبق مقررات مربوط اجرا می شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 954

شخصی که به تبعید یا اقامت اجباری محکوم شده است،به دادسرای محل اجرای حکم اعزام می شود.

✅حقوق جزا نکته 953

دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود،به شرح ذیل است:

الف-سیاه شدن پوست صورت،شش هزارم،کبود شدن آن،سه هزارم و سرخ شدن آن،یک و نیم هزارم دیه کامل

ب-تغییر رنگ پوست سایر اعضا،حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند الف

✅حقوق جزا نکته 954

در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد،نیست.همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقا یا زوال اثر آن نمی باشد.

✅اصول فقه نکته 596

آیا امر به شیء، اقتضای نهی از ضد عام(ترک مأمورٌبه) یا ضد خاص(انجام عمل وجودی مغایر با مأمورٌبه) آن دارد؟

برای پاسخ به این سوال، دو مثال را در قالب سوال مطرح می کنیم:

1-  هر گاه فروش ملکی مورد امر قرار گیرد آیا آن دستور، مستلزم نهی از ترک فروش است(آیا امر به شیء، اقتضای نهی از ضد عام آن دارد)؟

پاسخ سوال اول، مثبت است. لذا می توان گفت بر اثر امر به فروش، ترک مأمورٌبه، (ترک فروش) مورد نهی است.البته این نهی، یک نهی شرعی مستقل و منع مولوی نیست بلکه تنها یک ممنوعیت عقلی است که به تبع امر وجود دارد(همان، صص171 و 173).

2-  هر گاه فروش ملکی مورد امر قرار گیرد آیا این دستور، مستلزم نهی از اجاره، صلح، هبه و دیگر تصرفات مغایر با فروش ملک است(آیا امر به شیء، اقتضای نهی از ضد خاص آن دارد)؟

پاسخ این سوال، منفی است. عرفاً، میان دستور به انجام کار و ممنوعیت انجام همه کارهایی که با آن منافات دارد (ضد خاص) ملازمه ای وجود ندارد(همان، ص 175). لذا اجاره یا صلح یا هبه یا تصرفات دیگری که مغایر با فروش ملک است ممنوع نیست.

✅حقوق تجارت نکته 953

صادرکننده براتی که قبول شده اما پرداخت نگردیده اگر با ظهرنویسی، دارنده برات شود ⇦حق طرح دعوا علیه ظهرنویسان و براتگیر را خواهد داشت.

✅حقوق تجارت نکته 954

اگر ظهرنویس بدون آن که علیه او اقامه دعوا شده باشد وجه سند را پرداخت نماید، موعدی که ظرف آن می¬تواند جهت اعمال حق رجوع خود طرح دعوا کند⍇ از فردای روز پرداخت محاسبه می¬شود⍈

✅آیین دادرسی مدنی نکته953

خوانده ی دعوا نیز می تواند خسارتی را که عمداً از طرف خواهان و به دلیل طرح دعوا با علم به غیر محق بودن به او وارد شده است از جمله حق الوکاله وکیل را از خواهان دعوا مطالبه نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته954

در دعوای مطالبه خسارت دادگاه میزان خسارت را پس از رسیدگی تعیین و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا ضمن حکم جداگانه محکوم علیه را به تأدیه خسارت محکوم خوهد کرد.

✅ حقوق مدنی نکته 955

اشتباه در نكاح سه حالت دارد:

⎈ اشتباه در شخص طرف (اشتباه در هويت فيزيكي) ⤆ باطل است. مانند جايي كه مردي ايجاب نكاح را به الف مي گويد اما خواهر الف قبول مي كند.

⎈ اشتباه در شخصيت يا هويت مدني ⤆ باطل است. مانند جايي كه يك نفر خود را به جاي آدم مشهوري معرفي مي نمايد كه بعدا معلوم مي شود او نبوده است.

⎈ اشتباه در اوصاف ⤆ حق فسخ. شخص و شخصيت همان است و نيرنگي در اين زمينه رخ نداده اما مثلا خود را پزشك معرفي كرده يا مدعي داشتن مدرك دكترا شده است. (البته اين مورد بايد در عقد وارد شود نه انگيزه خصوصي شخص باشد).

✅ حقوق مدنی نکته 956

اشتباه در وصف اساسي همسر حتي اگر شرط هم شده باشد موجب خيار فسخ است نه بطلان.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 955

نظارت بر حضور و فعالیت محکومان در محل تبعید یا اقامت اجباری بر عهده قاضی اجرای احکام کیفری محل اجرای حکم است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 956

اشخاصی که به منع از اقامت در نقطه ای معین محکوم می شوند،از محل تعیین شده اخراج می شوند و مراتب به نیروی انتظامی محل و سایر نهادها و مراجع مرتبط ابلاغ می شود.

✅حقوق جزا نکته 955

در تغییر رنگ پوست سر،ارش ثابت است.

✅حقوق جزا نکته 956

صدمه ای که موجب تورم بدن،سر یا صورت گردد،ارش دارد و چنانچه علاوه بر تورم موجب تغییر رنگ پوست نیز گردد، حسب مورد دیه و ارش تغییر رنگ به آن افزوده می شود.

✅اصول فقه نکته 597

اجتماع امر و نهی در موردی که دارای یک عنوان باشد محال است؛ مثلا شارع محال است در مورد شرب خمر بگوید «شرب خمر حرام است» و هم بگویت «شرب خمر واجب است».اجتماع امر و نهی در مواردی پیش می آید که نسبت موارد امر و موارد نهی، عموم و خصوص من وجه باشد؛ در این صورت اجتماع امر و نهی در نقطه اشتراک رخ می دهد. در این زمینه دو نظر وجود دارد: دیدگاه اجتماعیون و دیدگاه امتناعیون. اکثر علمای شیعه قائل به امتناع هستند(دیدگاه امتناعیون)؛ این گروه می گویند یا امر ترجیح دارد و بدین ترتیب نماز درست و نیازی به اعاده نیست یا اینکه نهی ترجیح دارد و نماز فاسد است و باید اعاده گردد. به عبارت دیگر اهمّ و مهم مطرح می شود و حکمی که دارای ملاک قویتر است ترجیح می یابد. این نظر، پذیرفته است.

✅حقوق تجارت نکته 955

برای اقامه دعوا خواهان باید به دادگاه صالح یعنی ⇜دادگاه محل اقامت خوانده یا ⇜دادگاه محل ایجاد تعهد و یا ⇜دادگاه محل اجرای تعهد مراجعه نماید و با پرداخت 2درصد به عنوان هزینه دادرسی طرح دعوا کند⎆⎆

✅حقوق تجارت نکته 956

اعتراض و به طور کلی هر اقدامی که برای حفظ حقوق ناشیه از برات و استفاده از آن در خارجه باید به عمل آید تابع قوانین مملکتی خواهد بود که آن اقدام باید در آن¬جا انجام بشود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 955

اگر قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد مطابق قرارداد رفتار خواهد شد و دادگاه براساس مبلغ تعیین شده در قرارداد خوانده را محکوم به پرداخت خسارت می نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 956

اگر مطالبه خسارت ضمن دعوای اصلی مطرح شود مستلزم تقدیم دادخواست نمی باشد.

✅ حقوق مدنی نکته 957

در شركت هاي تضامني و نسبي شخصيت شريك علت عمده عقد است.

✅ حقوق مدنی نکته 958

تعريف اكراه : ” فشار غير عادي و نامشروعي است كه به منظور وادار ساختن شخص بر انشا عمل حقوقي وارد مي شود و آزادي تصميم گرفتن را از وي مي گيرد”.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 957

اجرای احکام رفع تصرف عدوانی،مزاحمت و ممانعت از حق،مطابق مقررات اجرای احکام مدنی است.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 958

در صورت تعلیق اجرای مجازات،قاضی اجرای احکام کیفری،محکوم علیه را احضار و در صورت عدم حضور بدون عذر موجه،جلب می کند و با حضور محکوم علیه ،دستور یا دستورهای دادگاه،چگونگی اجرا و ضمانت عدم رعایت آنها را به وی تفهیم و ابلاغ می نماید.

✅حقوق جزا نکته 957

هرگاه در اثر جنایت وارد بر مادر،جنین از بین برود،علاوه بر دیه یا ارش جنایت بر مادر،دیه جنین نیز در هر مرحله ای از رشد که باشد پرداخت می شود.

✅حقوق جزا نکته 958

هرگاه زنی جنین خود را،در هر مرحله ای که باشد،به عمد شبه عمد یا خطا از بینببرد،دیه جنین،حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله او پرداخت می شود.

✅اصول فقه نکته598

منطوق: عبارت است از معنایی که مستقیما از کلام فهمیده می شود و موضوع آن در جمله ذکر شده است. مفهوم: عبارت است از معنایی که بطور غیر مستقیم از کلام فهمیده می شود و موضوع آن در جمله ذکر نشده است بلکه از ساختمان و ترکیب کلمات در جمله فهمیده می شود. مثلاً ماده 24 ق.م می گوید: «هیچ کس نمی تواند طرق و شوارع عامه و کوچه هایی که آخر آنها مسدود نیست، تملک کند» از این ماده دو حکم فهمیده می شود: یکی اینکه کوچه ای که آخرش مسدود نیست قابل تملک نیست (منطوق)، حکم دیگر اینکه کوچه ای که آخرش مسدود است، قابل تملک است (مفهوم).

✅حقوق تجارت نکته 957

براتی در کشوری صادر شده و در کشور دیگر قبول و پشت نویسی شده است ⇜تابع قانون و مقررات کشوری است که تعهد براتی در آن محل انجام شده است(ماده 305 قانون تجارت).

⌧تعهدات برواتی‌⇦تعهدات ناشي از ظهرنويسي – ضمانت – قبولي و غيره.

✅حقوق تجارت نکته 958

شرایط اساسی برات⇜ تابع قانون کشور محل صدور اگر شرایط اساسی برات مطابق با قانون ایران باشد⇩

کسانی که در ایران تعهد کرده اند حق استناد به این را ندارند که شرایط اساسی برات مطابق با کشور محل صدور نیست.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 957

 در خصوص دعوایی که با سازش خاتمه یافته است مطالبه خسارت ممکن نیست مگر در گزارش اصلاحی طرفین در خصوص خسارات توافقی نموده باشند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 958

برای مطالبه خسارت خواهان باید ثابت نماید که زیان وارده بلاواسطه و ناشی از عدم انجام تعهد یا تأخیر آن یا عدم تسلیم خواسته بوده است تا دادگاه بتواند در این خصوص خوانده را محکوم نماید.

✅ حقوق مدنی نکته 959

انواع اكراه:

  اكراه مادي = اجبار: جايي كه تهديد و فشار به حدي زياد است كه قصد را نيز زائل مي سازد. (انتهاي ماده 1070 ق.م. )

  اكراه معنوي: در اين نوع اكراه قصد وجود دارد و رضا نيز وجود دارد اما اين رضا معيوب است. فلذا معامله غير نافذ است. (مواد 202، 203، 209، 346، 763 ق.م.)

✅حقوق مدنی نکته 960

شرايط اكراه:

1.تهديد نسبت جان، مال يا آبروي خود شخص يا اقوام نزديك او صورت گرفته باشد. ⇦ مجرد خوف از كسي بدون وقوع تهديد از جانب او اكراه محسوب نمي شود.

2.تهديد بايد در يك شخص با شعور (انسان متعارف) به نحوي صورت گيرد كه عادتا قابل تحمل نباشد. (ضابطه نوعي)

3.تهديد بايد موثر باشد. بدين معنا كه در شخص تهديد شده موثر واقع شود و شخص تحت تاثير اكراه اقدام به انعقاد معامله كند. (ضابطه شخصي)

  1. تهديد به صورت نامشروع باشد. يعني انجام اعمال و اقداماتي با وسايل غير قانوني.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 959

هرگاه محکوم علیه پس از سپری شدن حداقل شش ماه از مدت تعلیق اجرای مجازات،به طور مستمر حسن اخلاق و رفتار نشان دهد،قاضی اجرای احکام کیفری،مراتب را با پیشنهاد کاهش مدت تعلیق یا لغو تمام یا برخی از دستورهای تعیین شده به دادگاه صادرکننده حکم اعلام می کند.دادگاه در وقت فوق العاده در مورد پیشنهاد قاضی اجرای احکام کیفری تصمیم می گیرد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 960

در صورت عدم پذیرش پیشنهاد از سوی دادگاه،قاضی اجرای احکام کیفری می تواند هر دو ماه یک بار تعلیق اجرای مجازات را به دادگاه پیشنهاد نماید.

✅حقوق جزا نکته 959

هرگاه جنینی که بقای آن برای مادر خطر جانی دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود،دیه ثابت نمی شود.

✅حقوق جزا نکته 960

هرگاه چند جنین در یک رحم باشند سقط هر یک از آنها،دیه جداگانه دارد.

✅اصول فقه نکته 599

مفهوم را به این نحو هم تعریف کرده اند: «مفهوم به معنایی گفته می شود که در جمله بدان تصریح نشده ولی از آن فهمیده می شود و لازمه معنای اصلی جمله است»(همان، ج1، ص147). در تعریفی دیگر از مفهوم و منطوق بیان شده: «منطوق، معنایی است که جمله با دلالت مطابقی بر آن دلالت دارد اما مفهوم، معنایی است که با دلالت التزامی و به صورت بیِّن به معنای اخص از جمله فهمیده می شود»(همان، ص 148 به نقل از : نائینی، فوائد الأصول، ج1، ص477؛ خویی، محاضرات، ج5، ص57).

✅حقوق تجارت نکته 959

خسارت تأخیر تأدیه مبلغ اصلی برات که به واسطه عدم تادیه اعتراض شده ⇜ از روز اعتراض

✅حقوق تجارت نکته 960

منظور از عبارت «روز اعتراض» مذکور در ماده 304 قانون تجارت در خصوص خسارت تأخیر تأدیه، تاریخ ثبت واخواستنامه در دفتر ثبت واخواست¬ها است.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 959

در دعاوی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج است، و با مطالبه داین و تمکن مدیون، مدیون از پرداخت امتناع نماید، در صورت تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار، دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد مگر اینکه طرفین به نحو دیگری مصالحه نمایند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 960

آیین دادرسی مدنی مجموعه تشریفاتی است که به موجب آنها یک مشکل حقوقی در معنای اعم کلمه جهت رسیدن به یک راه حل حقوقی به یک مرجع قضاوتی ارایه می شود. این مشکل می تواند صورت های مختلفی داشته باشد اعم از مدنی ، کیفری، اداری.

  ✅ حقوق مدنی نکته 961

مقايسه اكراه، اضطرار و اجبار:

اكراه: تهديد و فشاري است كه به وسيله شخصي ديگر اعم از طرف معامله يا ثالث بر فرد وارد مي شود تا وي را به انعقاد معامله واداركند. ⤆ معامله غير نافذ است.

اضطرار: شرايط و اوضاع و احوالي است كه براي شخص معامله كننده ايجاد شده و او به خاطر اين شرايط ناگزير از انعقاد معامله مي شود بدون اين كه عملا اعمال فشار و تهديدي از سوي غير بر او وارد شده باشد. ⤆ معامله صحيح است.

اجبار: اعمال فشار و تهديدي كه اراده فرد را به كلي از بين برده و او را در مقام انعقاد معامله صرفا به يك وسيله تبديل مي كند. ⤆ معامله باطل است.

✅ حقوق مدنی نکته 962

اكراه در ايقاع نيز موثر است و نفوذ حقوقي آن را از بين مي برد.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 961

در جرایم مشمل نظام نیمه آزادی و آزادی تحت نظارت سامانه های الکترونیکی، قاضی اجرای احکام کیفری می تواند پس از وصول گزارش شورای طبقه بندی زندان و نظریه مددکاران اجتماعی معاونت اجرای احکام کیفری،مبنی بر آن که اجرای یک فعالیت شغلی یا حرفه ای،آموزشی،حرفه آموزی،مشارکت در تداوم زندگی خانوادگی و یا درمان پزشکی، از سوی محکوم علیه در خارج از محیط زندان،در فرآیند اطلاح وی و یا جبران ضرر و زیان بزه دیده موثر است،به دادگاه صادرکننده حکم،پیشنهاد اجرای نظام نیمه آزادی و آزادی تحت نظارت سامانه های الکترونیکی را طبق مقررات راجع به دادرسی الکترونیکی دهد و مطابق تصمیم این دادگاه اقدام کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 962

قاضی اجرای احکام کیفری،پس از موافقت دادگاه با پیشنهاد موضوع ماده فوق،با اخذ تامین متناسب از محکوم علیه،دستور اجرای تصمیم دادگاه را صادر و مراتب را به زندان علام می کند.

✅حقوق جزا نکته 961

هرگاه در اثر جنایت و یا صدمه، چیزی از زن سقط شود که به تشخیص کارشناس مورد وثوق،منشا انسان بودن آن ثابت نگردد،دیه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن،صدمه ای بر مادر وارد گردد،حسب مورد دیه یا ارش تعیین می شود.

✅حقوق جزا نکته 962

دیه جنایت بر میت،یک دهم دیه کامله انسان زنده است مانند جدا کردن سر از بدن میت که یک دهم دیه و جدا کردن یک دست،یک بیستم دیه و هر دو دستـ، یک دهم دیه و یک انگشت،یک صدم دیه کامل دارد.دیه جراحات وارده به سر و صورت و سایر اعضا و جوارح میت به همین نسبت محاسبه می شود.

✅اصول فقه نکته 600

هر جمله و کلامی حتما منطوقی دارد ولی نباید تصور کرد که حتما باید مفهوم هم داشته باشد؛ مثلا طبق ماده 1003 ق.م «هیچ کس نمی تواند بیش از یک اقامتگاه داشته باشد» این ماده فقط منطوق دارد و مفهوم ندارد. یا مثلاً ماده 997 ق.م: «هرکس باید دارای نام خانوادگی باشد».

✅حقوق تجارت نکته 961

خسارت تأخیر تادیه مخارج اعتراض و مخارج برات رجوعی⇜ از روز اقامه دعوی

✅حقوق تجارت نکته 962

اگر دارنده سند به تکالیف قانونی خود در خصوص اعتراض و طرح دعوا ظرف مواعد قانونی عمل نکند مستند به ماده 318 قانون تجارت صرفاً می¬تواند↡↡

ظرف 5 سال از تاریخ صدور اعتراض نامه علیه کسی که محل برات نزد وی تأدیه شده است طرح دعوا کند. پس از مرور زمان 5 ساله هرگاه دارنده به هر علتی نتواند از حقوق برواتی خود استفاده کند می¬تواند از طریق مقررات حقوق مدنی و با عنوان استفاده بلاجهت (دارا شدن ناعادلانه) اقامه دعوا نماید.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 961

 مقررات آیین دادرسی مدنی به سه بخش کلی تقسیم می شود:

  بخش اول_ مقررات مربوط به سازمان قضاوتی.

  بخش دوم- مقررات مربوط به صلاحیت.

  بخش سوم_ آیین دادرسی به معنای اخص.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 962

مقررات مربوط به سازمان قضاوتی انواع مراجع حل اختلاف، ترکیب آنها و نحوه ساماندهی آنها را پیش بینی میکند.

✅ حقوق مدنی نکته963

اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگر چه از طرف شخص خارجي غير از متعاملين واقع شود.

✅ حقوق مدنی نکته 964

تهديد مكره بايد نامشروع باشد تا موثر افتد. بنابراين تهديد به تعقيب قانوني و اعلام ورشكستگي و … اكراه محسوب نمي شود.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 963

صدور قرار تعلیق اجرای مجازات،حکم آزادی مشروط،قرار تعلیق صدور حکم،نظام نیمه آزادی و آزادی تحت نظارت سامانه های الکترنیکی طبق مقررات راجع به دادرسی الکترونیکی و دستور یا دستورهای قاضی اجرای احکام کیفری،آثار عدم تبعیت محکوم علیه یا متهم از آنها و نیز آثار ارتکاب جرم جدید به شاکی یا مدعی خصوصی ابلاغ می شود.چنانچه محکوم علیه یا متهم در مدت مزبور بدون عذر موجه از دستور یا دستورهای قاضی اجرای احکام کیفری تبعیت نکند،یا مرتکب جرم عمدی شود،شاکی یا مدتی خصوصی می تواند مراتب را به قاضی اجرای احکام کیفری برای اجرای مقررات مربوط اعلام کند.

✅آیین دادرسی کیفری نکته 964

محکوم علیه یا متهم مکلف  است حسب مورد در طول دوره تعلیق اجرای مجازات،آزادی مشروط، تعویق صدور حکم و نظام نیمه آزادی و آزادی تحت نظارت سامانه های الکترونیکی،امکان نظارت مامور مراقبتی را به شیوه ای که قاضی اجرای احکام کیفری مشخص می نماید،فراهم آورد و هرگونه اقدامی از قبیل تغییر شغل یا محل اقامت، که اجرای کامل نظارت را با دشواری مواجه می سازد از قبل به اطلاع قاضی اجرای احکام کیفری برساند.

✅حقوق جزا نکته 963

دیه جنایت بر میت به ارث نمی رسد بلکه متعلق به خود میت است که در صورت مدیون بودن وی و عدم کفایت ترکه، صرف پرداخت بدهی او می گردد و در غیر این صورت برای او در امور خیر صرف می شود.

✅حقوق جزا نکته 964

هرگاه آسیب وارده بر میت،دیه مقدر نداشته باشد،یک دهم ارش چنین جنایتی نسبت به انسان زنده محاسبه و پرداخت می گردد.

✅حقوق تجارت نکته 963

برات رجوعی ⇜ براتی است که دارنده برات اصلی پس از اعتراض برای دریافت وجه آن و مخارج صدور اعتراض نامه و تفاوت نرخ به عهده برات دهنده یا یکی از ظهرنویس ها صادر می¬کند.

✅حقوق تجارت نکته 964

مبلغ برات رجوعی ⇜ وجه برات اصلی + مخارج صدور اعتراض نامه + تفاوت نرخ

✅آیین دادرسی مدنی نکته 963

 مقررات مربوط به صلاحیت مشخص می کنند که هریک از مراجع، صلاحیت رسیدگی به کدام دسته از دعاوی را دارند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 964

در بخش آیین دادرسی به معنای اخص نحوه طرح دعوا ، نحوه رسیدگی به دعوا، نحوه صدور و اجرای حکم بررسی و تبیین می گردد.

✅ حقوق مدنی نکته965

هر چند معامله اضطراري صحيح است اما سو استفاده از اضطرار يا ايجاد آن به منظور اجبار طرف معامله اكراه محسوب مي شود.

بنابراين طبق ماده 179 قانون دريايي، هر قراردادي به منظور نجات و تحت تاثير خطر بسته شود و دادگاه آن را غيرمنصفانه تشخيص دهد به درخواست هر طرف قابل ابطال است.

✅حقوق مدنی نکته 966

شرايط مورد معامله:

  • ماليت داشتن (ماده 215 ق.م. )

  • متضمن منفعت عقلايي و مشروع (ماده 215 ق.م.)

  • معين بودن

  • مملوك و قابل انتقال بودن (مواد 348 ق.م. و 247 ق.م.)

  • معلوم بودن (ذكر مقدار، جنس، وصف) (مواد 342 ق.م. و 216 ق.م)

  • مقدور التسليم بودن (ماده 348 ق.م)

  • موجود بودن مورد معامله عين كلي يا كلي در معين حين معامله (ماده 361 ق.م.)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 965

شاکی باید هزینه شکایت کیفری را برابر قانون در هنگام طرح شکایت تادیه کند.مدعی خصوصی هم که به تبع امر کیفری مطالبه ضرر و زیان می کند،باید هزینه دادرسی را مطابق مقررات مربوط به امور مدنی بپردازد.چنانچه شاکی توانایی پرداخت هزینه شکایت را نداشته باشد، به تشخیص دادستان یا دادگاهی که به موضوع رسیدگی می کند از پرداخت هزینه شکایت معاف می شود و هرگاه مدعی خصوصی توانایی پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد،دادگاه می تواند او را از پرداخت هزینه دادرسی برای همان موضوعی که مورد ادعا است،به طور موقت معاف نماید.رسیدگی به امر کیفری را نمی توان به علت عدم تادیه هزینه دادرسی از سوی مدعی خصوصی به تاخیر انداخت.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 966

پس از صدور حکم و هنگام اجرای آن،قاضی اجرای احکام کیفری مکلف است هزینه دادرسی را از محل محکوم به استیفا کند،مگر آنکه محکوم به از مستثنیات دین بوده و یا به میزانی نباشد که موجب خروج محکوم له از اعسار گردد.

✅حقوق جزا نکته 965

قطع اعضای میت برای پیوند به دیگری در صورتی که با وصیت او باشد،دیه ندارد.

✅حقوق جزا نکته 966

دیه جنایت بر میت حال است مگر اینکه مرتکب نتواند فورا آن را پرداخت کند که در این صورت به او مهلت مناسب داده می شود.

✅اصول فقه نکته 601

به دلالت مطابقی و تضمنی کلام، منطوق صریح گفته می شود اما به دلالت التزامی کلام، منطوق غیرصریح (مدلول سیاقی) گفته می شود.

  1. دلالت مطابقی: مثلا در اصل 113 ق.اساسی: «رییس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی می باشد.» منظور قانون گذار تمام اصول قانون اساسی است نه بخشی از آن.

  2. دلالت تضمنی: ماده 278 ق.م.اسلامی 1392: «حد سرقت به شرح زیر است: الف)……… ب) در مرتبه دوم قطع پای چپ …» لفظ پا در اینجا بر بخشی از پا (یعنی از پایین برآمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند) دلالت دارد. همچنین دلالت مواد 214 و 215 و 216 قانون مدنی بر احکام ثمن دلالت تضمنی است.

3.دلالت التزامی: ماده 1111 ق.م: «درصورتی که شوهر نفقه زن را پرداخت نکند، محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.» لفظ محکمه در اینجا بر معنایی خارج از آن (یعنی قاضی محکمه) دلالت دارد نه بر تمام محکمه و نه بر قسمتی از محکمه.

✅حقوق تجارت نکته 965

دقت داشته باشید: بر¬اساس قانون تجارت صدور برات رجوعی به عهده براتگیر و ضامن برات ممکن نمی¬باشد.

✅حقوق تجارت نکته 966

برات سازشی ⇜ براتی است که در زمان صدور فاقد محل است و صادر کننده قصد تأمین محل را در سررسید ندارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 965

 مقررات مربوط به سازمان قضاوتی عطف به ماسبق می شوند و اثر فوری دارند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 966

مقررات مربوط به صلاحیت های ذاتی جنبه آمره دارند و مربوط به نظم عمومی هستند لذا اثر فوری دارند و عطف به ماسبق می شوند.

✅ حقوق مدنی نکته967

براي صحت معامله اصولا علم تفصيلي به مورد معامله (جنس، مقدار، وصف) شرط است. جز در عقود مبتني بر مسامحه (مانند ضمان و جعاله). كه در اين ها علم اجمالي به مورد معامله كفايت مي كند. منظور از علم اجمالي حداقل اطلاعاتي است كه در آينده قابليت تبديل به علم تفصيلي را دارد.

⇦ عقود به دو دسته مسامحه و مغابنه تقسيم مي شوند: عقود مسامحه عقودي هستند كه طرفين در آن قصد سودجويي ندارند. اما در عقود مغابنه طرفين قصد سود جويي دارند. مانند بيع.

✅ حقوق مدنی نکته968

‌همين كه مورد معامله در بين دو طرف ماليت داشته باشد كفايت مي كند. (مانند يادگارهاي خانوادگي)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته967

شاکی و متهم بابت هزینه انتشار آگهی،ایاب و ذهاب گواهان،حق الزحمه کارشناسان،مترجمان و پزشکان و سایر اشخاصی که به تشخیص مقام قضایی احضار می شوند،وجهی نمی پردازد و هزینه های مذکور از اعتبارات مربوط به قوه قضائیه پرداخت می شود و مراتب به اطلاع دادستان می رسد تا به دستور وی و از طریق اجرای احکام مدنی،با توقیف و فروش اموال شاکی،با رعایت مستثنیات دین،معادل هزینه پرداخت شده اخذ و به حساب مربوط در خزانه داری کل وازیر شود.در هر صورت از متهم هیچ هزینه ای اخذ نمی شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته968

در صورتی که به تشخیص مقام قضایی،شاکی قادر به پرداخت هزینه های فوق نباشد،هزینه از اعتبارات قوه قضائیه پرداخت می شود. در موارد فوری به دستور مقام قضایی اقدامات مذکور،پیش از پرداخت هزینه مربوط انجام می شود

✅ حقوق جزا نکته967

دیه جنایت بر میت خواه عمدی باشد یا خطایی توسط خود مرتکب پرداخت می شود.

✅ حقوق جزا نکته968

هرگاه شخصی به طور عمدی جنایتی بر میت وارد سازد یا وی را هتک نماید،علاوه بر پرداخت دیه یا ارش جنایت،به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می شود.

✅اصول فقه نکته602

برای تشخیص دلالت مطابقی و تضمنی و التزامی از یکدیگر باید به این نکته دقت کرد که آنچه از لفظ استنباط می شود معنای لفظ است یا ویژگی ها و آثار همراه معنا؛ اگر مورد استنباط معنای لفظ بود و لفظ بر تمام معنایش دلالت داشت با دلالت مطابقی روبه‌رو هستیم اما اگر مورد استنباط قسمتی از معنای لفظ بود با دلالت تضمنی روبه‌رو هستیم. حال اگر مورد استنباط معنای لفظ نبود بلکه ویژگی ها و آثار همراه معنای لفظ بود دلالت التزامی خواهد بود.

✅ حقوق تجارت نکته967

صدور برات سازشی ممنوعیت قانونی ندارد یک استثناء⇩

🔒در صورتی که تاجری ورشکسته شود و برات سازشی صادر کند⟻ از مواردی است که طبق ماده 541 قانون تجارت ورشکسته به تقصیر اعلام خواهد شد⎆

✅ حقوق تجارت نکته968

سفته (فته طلب)⤺ سندی است که به موجب آن امضاکننده تعهد می¬کند مبلغی در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله کرد آن شخص کارسازی نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته967

مقررات مربوط به صلاحیت محلی جزء قواعد آمره نیستند  لذا عطف به ماسبق نمی شوند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته968

 مقررات آیین دادرسی به معنای اخص جنبه آمره دارند و عطف به ماسبق می شوند.

✅ حقوق مدنی نکته969

منظور از مبهم نبودن يعني مورد معامله هم معلوم باشد و هم معين. معلوم در مقابل مبهم و مجهول قرار دارد و مردد در مقابل معين.

✅ حقوق مدنی نکته970

در معلوم بودن بايد سه مورد جنس، مقدار، وصف مشخص باشد مانند صد كيلو (مقدار) برنج (جنس) طارم (وصف).

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 969

میزان هزینه ایاب و ذهاب گواهان مطابق تعرفه ای است که ظرف شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون توسط وزیر دادگستری تهیه می شودو به تصویب رئیس قوه قضائیه می رسد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 970

هزینه تطبیق رونوشت یا تصویر اسناد و تهیه آنها برابر مقررات قانونی است.

✅ حقوق جزا نکته 969

محاربه عبارت از کشیدن سلاح به قصد جان،مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها است،به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد.هرگاه کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد محارب محسوب نمی شود. کسی که به روی مردم سلاح بکشد،ولی در اثر ناتوانی موجب سلب امنیت نشود،محارب محسوب نمی شود.

✅ حقوق جزا نکته 970

فرد یا گروهی که برای دفاع و مقابله با محاربان،دست به اسلحه ببرد محارب نیست.

✅اصول فقه نکته 603

اقسام منطوق غیرصریح (مدلول سیاقی)

1) دلالت اقتضاء: هرگاه صحت کلام انشایی یا خبری از نظر عقلی یا شرعی یا قانونی یا لغوی، مقتضی و مستلزم در تقدیر گرفتن کلمه ای باشد، آنرا دلالت اقتضا گویند. در این نوع دلالت شرط است که متکلم آن را قصد کرده باشد. در دلالت اقتضاء، دو عامل لازم است: اول اینکه دلالت کلام بر معنای مورد نظر، مقصود و مراد متکلم باشد. دوم اینکه درستی و صدق کلام وی از جهت عقلی یا شرعی یا حقوقی یا لغوی در گرو این دلالت باشد(همان، ص179 و 180).

2) دلالت تنبیه (ایماء): عبارت از این است که کلام دارای قیدی است که به نظر می رسد آن قید علت حکم است وگرنه نمی بایست ذکر شود. علامت دلالت تنبیه و ایماء، آن است که بعد از اتمام عبارت، می توان لفظ «چرا» را بکار برد. اگر «جواب چرا» در متن عبارت یافت شد این عبارت، دلالت تنبیه و ایماء دارد. لازم به ذکر است که بیان علت «به واسطه فقدان قصد» در ماده 195 ق.م از طریق منطوق صریح است نه دلالت تنبیه و ایماء. در بیان علت از طریق منطوق صریح، الفاظ به واسطه، به دلیل، به سبب، بخاطر و … که صراحت در علیت دارند بکار رفته است.

3) دلالت اشاره: عبارت از این است که گفتار لازمه ای داشته باشد که معمولا مقصود گوینده نمی باشد ولی از گفته او نتیجه گیری می شود. همچنین استادان قافی و شریعتی در تعریفی مختصرتر می فرمایند: «دلالت کلام بر آنچه لازمه آن است اما گوینده آن را اراده نکرده است». در واقع دلالت اشاره غالباً نتیجه گیری از چند عبارت (اعم از چند ماده قانونی یا چند بند قرارداد) می باشد ولی ممکن است نتیجه گیری از یک عبارت هم باشد.

✅حقوق تجارت نکته 969

عناصر سفته شامل: 1- صادر کننده 2- دارنده یا متعهد له

✅حقوق تجارت نکته 970

صدور سفته برخلاف صدور برات عمل تجاری ذاتی تلقی نمی¬شود ولی⇊

                اگر از سوی تاجر باشد از اعمال تجاری تبعی محسوب می¬شود.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 969

در مورد صلاحیت محلی.مقررات آ.د.م عطف به ماسبق می شوند مگر  قانون جدید لطمه ای به حقوق مکتسبه وارد کند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 970

حوزه ی قضایی عبارت از قلمرو یک بخش، شهرستان یا نقاط معینی از شهرهای بزرگ است.

✅ حقوق مدنی نکته971

در معين بودن بايد مصداق دقيق مورد معامله مشخص باشد و مورد معامله يا اين يا آن نباشد. به عنوان مثال،‌ اين كامپيوتر معلوم است. اين پرينتر هم معلوم است. اگر بگويد يكي از اين ها را فروختم معامله باطل است زيرا مردد بين دو مورد است.

✅ حقوق مدنی نکته971

در معامله لازم نيست که جهت آن تصريح شود ولي اگر تصريح شده باشد، بايد مشروع باشد والا معامله باطل است‌. بنابراين سه حالت را مي توان بررسي نمود:

⎈ جهت مشروع است و در عقد بيان شده: مطابق م 217 ق.م. باطل است.

⎈ جهت نامشروع است و در عقد بيان نشده اما طرف معامله آن را مي داند: باطل است. بيان كردن مهم نيست دانستن مهم است.

⎈ جهت نامشروع است و در عقد بيان نشده و طرف معامله هم نمي داند: اين معامله صحيح است.

✅ ایین دادرسی کیفری نکته 971

دادگاه مکلف است هنگام صدور حکم،تمام هزینه هایی را که در جریان تحقیقات و محاکمه صورت گرفته است،به تفصیل تعیین و مسئول پرداخت آن را معین کند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 972

شاکی یا مدعی خصوصی می تواند در هر مرحله از دادرسی تمام هزینه های پرداخت شده دادرسی را از مدعی‌علیه طبق مقررات مطالبه کند.دادگاه پس از ذی حق شناختن وی،مکلف است هنگام صدور حکم،مدعی علیه را به پرداخت هزینه های مزبور ملزم کند.

✅ حقوق جزا نکته 971

راهزنان،سارقان و قاچاقچیانی که دست به سلاح ببرند و موجب سلب امنیت مردم و راه ها شوند محاربند.

✅ حقوق جزا نکته 972

حد  محاربه به یکی از چهار مجازات زیر است:

الف-اعدام ب-صلب پ-قطع دست راست و پای چپ ت-نفی بلد و انتخاب هر یک از امور چهارگانه مذکور به اختیار قاضی است.

✅اصول فقه نکته 604

دلالت اقتضا و تنبیه مقصود متکلم هستند ولی دلالت اشاره الزاماً مقصود متکلم نیست و ممکن است دلالت اشاره، مقصود متکلم باشد یا نه.

✅ حقوق تجارت نکته 971

دارنده سفته ای که در مهلت مقرر واخواست نشده برای وصول وجه آن می¬تواند به صادر¬کننده و ضامن رجوع نماید.

✺نکته: اگر براتکش برات را به نفع خود صادر کند به دلیل وحدت براتکش و دارنده ماهیتاً آن را سفته می¬دانند.

✅ حقوق تجارت نکته 971

✺نکته: در چک و برات این امکان وجود دارد که صادرکننده و دارنده یک سند یکی باشد اما در سفته این عمل، عمل بیهوده ای خواهد بود و آن سند تجاری نخواهد بود.

✅ آیین دادرسی مدنی 971

سازمان قضاوتی مجموعه مراجعی است که در قانون برای حل و فصل دعاوی و اختلافات پیش بینی شده و اعم از قضایی و اداری است.

✅ آیین دادرسی مدنی 972

 مراجع قضاوتی از حیث صنف به مراجع قضایی و مراجع اداری تقسیم می شوند.

✅ حقوق مدنی نکته973

معامله صوري: عقدي است كه قصد واقعي مبني بر انشاي آن وجود ندارد و طرفين صرفا تظاهر به انعقاد معامله  مي كنند. چنين معامله اي به لحاظ فقدان قصد باطل است.

✅ حقوق مدنی نکته974

معامله به قصد فرار از دين: معامله اي است كه مديون براي فرار از دين اموالش را مي فروشد. اين معامله صوري نيست. اين معامله بين طرفين عقد صحيح بوده و در مقابل طلبكار غير قابل استناد است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 973

در صورت محکومیت متهم،پرداخت هزینه های دادرسی به عهده او است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 974

هرگاه شخصی که به موجب حکم دادگاه مسئول پرداخت هزینه دادرسی است فوت کند،هزینه مذکور از ماترک وی وصول می شود.

✅حقوق جزا نکته 973

مدت نفی بلد در هر حال کمتر از یک سال نیست،اگر چه محارب بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه نکند همچنان در تبعید باقی می ماند.

✅حقوق جزا نکته 974

در نفی بلد،محارب باید تحت مراقبت قرار گیرد و با دیگران معاشرت،مراوده  و رفت و آمد نداشته باشد.

✅اصول فقه نکته 605

مفهوم موافق: قضیه‌ای است که حکم آن نفیاً و اثباتاً موافق حکم منطوق باشد، به عبارت دیگر مفهوم جمله از جهت نفی و اثبات مطابق منطوق باشد و حکم در هر دو هم‌سنخ است و بر دو نوع است: قیاس اولویت و قیاس مساوات(یا قیاس ساده اصولی یا تمثیل منطقی). البته به نظر استادان قافی و شریعتی در کتاب اصول فقه کاربردی و برخی اساتید دیگر، منظور از مفهوم موافق در بحث مفهوم، قیاس اولویت است و قیاس مساوات و قیاس ادنی در بحث قیاس مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.

✅حقوق تجارت نکته 973

صادر کننده سفته برخلاف صادرکننده برات، دستور پرداخت وجه سند را به دیگری نمی¬دهد بلکه خود وجه سند را در سر رسید پرداخت می¬کند.

✅حقوق تجارت نکته 974

مندرجات الزامی سفته⇩

1-  امضاء یا مهر صادرکننده

❋در صورتی که وکیل در حدود اختیارات خود از جانب موکل، سفته را امضاء نموده باشد، موکل نسبت به آن سند مسئول و متعهد شناخته می¬شود نه وکیل، برخلاف چک.

2-  تاریخ صدور سفته

❋اگر تاریخ صدور سفته به تمام حروف نوشته شود، خللی در اعتبار سفته ایجاد نمی¬کند.

3-  مبلغی که باید تأدیه شود با تمام حروف

❋در صورتی که مبلغ به حروف نوشته نشود سفته از اعتبار نخواهد افتاد.

4-  گیرنده وجه سفته

❋به سه صورت گیرنده وجه سفته تعیین خواهد شد:

4-1 در وجه شخص معین        4-2 به حواله کرد شخص معین           4-3 در وجه حامل

5-  تاریخ پرداخت وجه سفته

❋می¬تواند به دو صورت باشد: 5-1 در موعد معین    5-2 عندالمطالبه

❋اگر در سفته سر رسید قید نشود⤆ عندالمطالبه یا سفته به رؤیت

آیین دادرسی مدنی نکته 973

مراجع قضایی از حیث نوع به مراجع عمومی و اختصاصی تقسیم می شوند.

آیین دادرسی مدنی نکه 974

مراجع قضایی عمومی از حیث درجه به بدوی و تجدیدنظر تقسیم می شوند.

✅ حقوق مدنی نکته975

مطابق اصل لزوم در قراردادها، مفاد عقد براي طرفين لازم الاتباع است اعم از اين كه عقد لازم باشد يا جايز. به عبارت ديگر ✅ حقوق مدنی نکته976

نتايج اصل لزوم قراردادها:

  • در صورت ترديد در لزوم يا جواز يك عقد، اصل بر لزوم آن است و جايز بودن عقد نياز به تصريح دارد.

  • هر عقدي (اعم از لازم يا جايز) مادام كه باقيست بين طرفين لازم الاتباع است و بايستي به مفاد آن عمل گردد.

  • در صورت ترديد در وجود حق فسخ در يك معامله،‌اصل بر عدم وجود خيار است. زيرا وجود خيار با اصل لزوم قراردادها مغايرت دارد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 975

آیین دادرسی کیفری مجموعه مقررات و قواعدی است که برای : 1.کشف جرم ، 2.تعقیب متهم ، 3.تحقیقات مقدماتی ، 4.میانجیگری و صلح میان طرفین ، 5. نحوه رسیدگی و صدور رأی ،6.طرق اعتراض به آراء ،7.اجرای آراء،8.تعیین وظایف و اختیارات مقامات قضایی و ضابطان دادگستری ،9.رعایت حقوق متهم ، بزه دیده و جامعه وضع می شود .

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 976

در قانون جدید آیین دادرسی کیفری اصل قانونی بودن دادرسی کیفری و اصل تساوی افراد در برابر قانون صراحتا پیش بینی شده است.

✅ حقوق جزا نکته 975

در محاربه استفاده از سلاح شرط نیست اما ظاهر کردن آن شرط است.

✅ حقوق جزا نکته 976

محاربه جرمی است مقید.

اصول فقه نکته606

  1. قیاس اولویت: گاهی علت حکم در مفهوم(فرع)، قوی‌تر و شدیدتر از علت حکم در منطوق(اصل) است که آن را قیاس اولویت نامند.

ادات شناخت مفهوم موافق از نوع قیاس اولویت عبارتند از: اگرچه، هرچند که، حتی، با اینکه، ولو اینکه، ولو، حتی اگر… که در اکثر موارد وجود دارد اما بهترین راه شناخت این مفهوم موافق با کمک عقل است. توجه کنیم که این ادات در منطوق و عبارت بیان می شوند. برای اینکه متوجه شویم علت حکم مفهوم از علت حکم منطوق قویتر است ضابطه این است: حکم مفهوم، قطعی تر و واضح تر از حکم منطوق بوده و نیازی به تأمل ندارد ولی حکم منطوق از وضوح کمتری نسبت به حکم مفهوم برخوردار است.

2.قیاس مساوات (ساده اصولی یا تمثیل منطقی): گاهی علت حکم مفهوم و منطوق با هم مساوی است؛ سرایت دادن حکم یک موضوع خاص به موضوع مشابه، به دلیل مشترک بودن آن دو در علت حکم را قیاس مساوات گویند.

✅حقوق تجارت نکته 975

ضمانت اجرای عدم رعایت شرایط شکلی⤆ سند تجاری قلمداد نمی¬شود و دیگر مزایایی که برای سفته در نظر گرفته شده است به آن تعلق نخواهد گرفت.

✅حقوق تجارت نکته 976

در صورت که سفته فاقد محل صدور باشد محلی که در کنار نام متعهد ذکر شده محل صدور می باشد

✅آیین دادرسی مدنی نکته  975

مراجع قضایی عمومی صلاحیت عام دارند یعنی صلاحیت رسیدگی به همه ی دعاوی را دارند مگر دعاوی که استثنا شده باشد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته  976

 صلاحیت مراجع قضایی اختصاصی خلاف اصل است یعنی صلاحیت رسیدگی به هیچ دعوایی را ندارد مگر دعاوی که در صراحتا به موجب قانون در صلاحیت این مرجع قرار گرفته باشد.

✅ حقوق مدنی نکته977

طرفين علاوه بر مفاد عقد به نتايج عرفي و قانوني آن نيز ملزم هستند. پس طرفين عقود به سه مورد زير ملزم هستند:

  • مفاد عقد

  • عرف

  • قانون

✅ حقوق مدنی نکته977

قانون به دو دسته امري و تكميلي تقسيم مي شود:

قانون امري قانوني است كه طرفين نمي توانند خلاف آن توافق كنند. مانند نفقه در ازدواج دائم كه بر عهده شوهر است. (م 1106 ق.م.)

قانون تكميلي قانوني است كه طرفين مي توانند خلاف آن توافق كنند. مانند اختيار تعيين مسكن كه با شوهر است مگر اين اختيار به زن داده شده باشد. (م 1114ق.م. يا م 375 ق.م.)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 977

در قانون جدید آیین دادرسی کیفری اصل بی طرفی و استقلال مقام قضایی و اصل تسریع در فرآیند رسیدگی تصریح شده است . ( ماده 3 ق.آ.د.ک.)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 978

متهم باید در اسرع وقت ، از موضوع و ادله اتهام انتسابی آگاه و از حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در ق.آ.د.ک بهره مند شود

✅ حقوق جزا نکته 977

هرکس به طور گسترده،مرتکب جناست علیه تمامیت جسمانی افراد،جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور،نشر اکاذیب،اخلال در نظام لقتصادی کشور،احراق و تخریب،پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور،نا امنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی،یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم می گردد.

✅حقوق جزا نکته 978

افساد فی الارض جرمی است مقید.

✅اصول فقه نکته 907

مفهوم مخالف: قضیه ای است که حکم آن نفیاً و اثباتاً مخالف منطوق باشد. باید توجه نمود که شکل جمله در شناخت مفهوم و اقسام آن بسیار بااهمیت است. اصولیین شیعه برای مفهوم مخالف شش یا هفت نوع بیان نموده اند از جمله: شرط، غایت، حصر و استثناء، وصف، عدد و لقب. اکثر اصولیین چهار قسم اول را حجت می دانند اما سه قسم آخر را فاقد حجیت می‌شمارند. دلیل حجیت و اعتبار مفاهیم شرط و غایت و حصر، تبادر می باشد. البته وصف و عدد در صورتی که قرینه ای بر مفهوم داشتن آنها باشد مفهوم دارند.

✅حقوق تجارت نکته 977

سفته را می توان برخلاف برات به صدور سند در وجه حامل تنظیم نمود.

✅حقوق تجارت نکته 978

سفته مانند برات هم تاریخ صدور دارد و هم تاریخ پرداخت.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 977

دادگاه عمومی جزایی صلاحیت رسیدگی به همه ی اموری که طبق قانون جرم شناخته می شود را دارد.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 978

دادگاه عمومی حقوقی صلاحیت رسیدگی به کلیه امور مدنی ، یعنی فعل یا ترک فعل ممنوعی که مجازات ندارد، را دارد.

✅ حقوق مدنی نکته979

قانون امري بر هرچيزي مقدم است. هم بر توافق طرفين و هم بر عرف. بين توافق طرفين،‌ عرف و قانون تكميلي،‌ توافق طرفين مقدم است و بين عرف و قانون تكميلي، ‌عرف مقدم مي باشد.

⤆  1. قانون امري 2. توافق طرفين 3. عرف 4. قانون تكميلي

✅ حقوق مدنی نکته980

مسنوليت قراردادي بدين معنا كه اگر شخصي از تعهدش تخلف نمايد مسئول است. قانون براي مسئول دانستن وي سه شرط در ماده ذكر نموده:

  • جبران خسارت در عقد تصريح شده باشد.

  • يا تعهد، عرفاً به منزله‌ي تصريح باشد.

  • يا برحسب قانون، موجب ‌ضمان باشد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته979

متهم ، بزهدیده ، شاهد و سایر افراد ذی ربط باید از حقوق خود در فرآیند دادرسی آگاه شوند و سازوکار های رعایت و تضمین این حقوق فراهم شود

✅آیین دادرسی کیفری نکته980

محکومیت به کیفر فقط ناشی از ارتکاب جرم است

✅ حقوق جزا نکته979

هرگاه دادگاه از مجموعه ادله و شواهد قصد اخلال گسترده در نظم عمومی،ایجاد ناامنی،ایراد خسارت عمده و یا اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع و یا علم به موثر بودن اقدامات انجام شده را احراز نکند و جرم ارتکابی مشمول مجازات قانونی دیگری نباشد،با توجه به میزان نتایج زیانبار جرم،مرتکب به حبس تعزیری درجه پنج یا شش محکوم می شود.

✅ حقوق جزا نکته980

گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران،قیام مسلحانه کند باغی محسوب می شود و در صورت استفاده از سلاح،اعضای آن به مجازات اعدام محکوم می گردند.

✅اصول فقه نکته 908

شرایط مفهوم داشتن جمله شرطیه:

1-  وجود ادات شرط.

2-  سه رکنی بودن جمله شرطیه نه دو رکنی بودن آن.

3-  شرط مذکور در منطوق، علت و سبب انحصاری جزا(حکم یا تالی) باشد و جایگزینی نداشته باشد.(مهمترین شرط از بین 4شرط)

4-  باید میان شرط و جزا، ارتباط و ملازمه وجود داشته باشد به گونه ای که تحقق جزا متوقف و معلق بر وجود شرط باشد و شرط، سبب تحقق جزا محسوب شود.

✅ حقوق تجارت نکته979

تمامی مقررات راجع به بروات تجاری در مورد سفته نیز لازم الرعایه است به جزء مقررات قبولی و نکولی برات، اعتراض نکولی و همچنین قبولی شخص ثالث که در سفته راه ندارد اما امکان پرداخت ثالث وجود دارد.

✅ حقوق تجارت نکته980

به شرط واخواست سفته در موعد مقرر امضاکنندگان سفته به نحو تضامن در مقابل دارنده مسئول می باشند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته979

دادگاه کیفری استان شعبی از دادگاه تجدیدنظر هستند و صلاحیت رسیدگی به بعضی از جرایم مهم را دارند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته980

 دادگاه کیفری استان صلاحیت رسیدگی به جرایمی که مجازات آنها اعدام، قصاص نفس، قصاص عضو ، رجم ، حبس ابد ، صلب و جرایم سیاسی و مطبوعاتی را دارد.

✅ حقوق مدنی نکته981

مسئوليت قراردادي در مقابل مسئوليت غير قراردادي است. براي مسئوليت قراردادي سه شرط (وجود قرارداد، تخلف از تعهد ناشي از قرارداد، ورود خسارت به طرف قرارداد) قائل هستيم هر يك از اين شروط نباشد مسئوليت غير قراردادي است.

✅ حقوق مدنی نکته982

فايده تقسيم بندي مسئوليت به قراردادي و غير قراردادي در بار اثبات آن است. در مسئوليت قراردادي تعهد متعهد، تعهد به نتيجه است فلذا اصولا لازم نيست تقصير وي ثابت شود. اما در مسئوليت غير قراردادي تعهد متعهد، تعهد به وسيله بوده و معمولا بايد تقصير وي ثابت شود.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته981

همه جرایم دارای جنبه الهی می باشند

✅ آیین دادرسی کیفری نکته981

هر جرم می تواند 2 حیثیت داشته باشد :

1-حیثیت عمومی از جهت تجاوز به حدود و مقررات الهی یا تعدی به حقوق جامعه و اخلال در نظم عمومی

2-حیثیت خصوصی از جهت تعدی به حقوق شخص یا اشخاص معین

✅ حقوق جزا نکته981

در جرم بغی استفاده از سلاح شرط نیست.

✅ حقوق جزا نکته982

هرگاه اعضای گروه باغی،قبل از درگیری و استفاده از سلاح،دستگیر شوند، چنانچه سازمان و مرکزیت آن وجود داشته باشد به حبس تعزیری درجه سه و در صورتی که سازمان و مرکزیت آن از بین رفته باشد به حبس تعزیری درجه پنج محکوم می شوند.

✅اصول فقه نکته 909

سوال: جملات شرطیه، اصولاً و غالباً دارای سه رکن بوده و موضوع و شرط، ارکان جدای از هم هستند یا دارای دو رکن بوده و شرط و موضوع، روی هم یک رکن هستند؟

جواب: غالباً جملات شرطی، سه رکنی است به این صورت که که شرط در جمله شرطیه، غیر از موضوع و مغایر با آن است به گونه ای که وجود یا عدم موضوع، وابسته به شرط نیست. در چنین مواردی، تحقق حکم منوط به وجود شرط است ولی تحقق موضوع، منوط به وجود شرط نیست. اما در برخی موارد، «شرط» در جمله شرطیه، صرفاً برای بیان موضوع حکم آمده و بیان کننده و تحقق بخش موضوع حکمی است که در جواب شرط بیان شده است؛ به گونه ای که اگر «شرط» منتفی شود موضوع حکم نیز به کلی منتفی خواهد شد(همان، ص159).

✅ حقوق تجارت نکته981

دارنده سفته حتی اگر واخواست هم نشده باشد می تواند به صادرکننده رجوع کند.

✅ حقوق تجارت نکته982

اگر کسی وجه سفته را پرداخت کرده باشد تمام حقوق و وظایف دارنده سند را داراست.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته981

 دادگاه خانواده را باید جزء دادگاه های اختصاصی محسوب داشت چراکه صلاحیت آن در قانون احصا شده است اما در قانون ظاهرا جزء دادگاه های عمومی آمده است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته982

 اگر مطابق ظاهر قانون، دادگاه خانواده رازیر مجموعه دادگاه های عمومی حساب کنیم در صورتی که دعوایی با موضوعات غیر خانوادگی به این دادگاه ارجاع شود دادگاه خانواده باید قرار امتناع از رسیدگی صادر کند.

✅ حقوق مدنی نکته983

اگر متعهد از انجام تعهد خويش خودداري نمايد:

نخست – الزام وي به اجراي تعهد از دادگاه در خواست مي شود

دوم – اگر اجبار وي ممكن نباشد حاكم مي تواند اجازه دهد كه عمل مورد تعهد توسط ديگري انجام شده و مخارج آن از متعهد وصول گردد.

سوم – اگر عمل از جمله اعمالي نباشد كه شخصي جز متعهد بتواند انجام دهد (قائم به شخص باشد) در اين صورت امكان فسخ معامله وجود خواهد داشت.

✅ حقوق مدنی نکته984

مجراي اصل صحت:

  1. مجراي اصل صحت در موردي است كه در وقوع ظاهري عقد ترديد نباشد و شك و نزاع در وقوع عقد و تحقق تراضي را با اصل صحت نمي توان رفع نمود زيرا در اين حالت اصل عدم جاري مي شود.

⤆ بنابراين اصل صحت وقتي جاري است كه عقدي واقع شود سپس در صحت و بطلان آن شك شود. و شك در وجود يا عدم تشكيل عقد را با اصل صحت نمي توان ثابت نمود.

  1. در صورتي كه مخالفت عقد با قانون محل ترديد باشد. اگر مخالف قانون باشد عقد باطل و اگر مخالف قانون نباشد عقد صحيح است. در اينجا قاعده صحت حكم مي كند كه عقد مخالف قانون نيست.

  2. در صورتي كه عقدي با قانون مخالف باشد اما ترديد داشته باشيم قانون امري است يا تكميلي،‌ بر طبق اصل صحت، قانون را تكميلي مي دانيم زيرا نتيجه مخالفت با قانون امري، بطلان است.

  3. در مواردي كه بيان اراده با قصد باطني تعارض دارد يا اشتباه در شخصيت طرف معامله يا وصف ذاتي مورد معامله رخ داده يا عقد جهت نامشروع داشته و موضوع قابل انتقال نبوده است، اصل بر صحت است.

  4. اگر عبارات قرارداد قابل تفسير به دو معنا باشد به نحوي كه يك معنا به بطلان عقد و ديگري به صحت آن منتهي گردد اصل صحت اقتضا دارد كه حمل بر صحت شود.

  5. اگر كسي روي مال غير معامله مي كند و نمي دانيم در موقع فروش نماينده بوده يا خير. به اصل صحت نمي توان استناد نمود و شخص را نماينده تلقي كرد. زيرا با فرض اصيل بودن طرفين معامله منافات دارد و كسي كه مدعي نمايندگي است بايد آن را ثابت كند.

  6. اصل صحت يك اماره قانوني است. بنابراين در صورت تعارض با اصول عمليه مانند استصحاب،‌اماره مقدم است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته983

تعقیب متهم و اقامه دعوی از جهت حیثیت عمومی بر عهده دادستان و اقامه دعوی و درخواست تعقیب متهم از جهت حیثیت خصوصی با شاکی یا مدعی خصوصی است

✅ آیین دادرسی کیفری نکته984

تعیین جرایم قابل گذشت به موجب قانون است

✅ حقوق جزا نکته 983

هرکس با هر مرامی ،دسته،جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوانی تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن بر هم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود مرتکب جرم تعزیری شده است.

✅ حقوق جزا نکته 984

هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه ها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید مرتکب جرم تعزیری شده است.این جرم مطلق است.

✅ اصول فقه نکته  910

برای مفهوم داشتن جمله شرطیه، شرط مذکور در منطوق، باید تنها علت حکم منطوق باشد. اما اگر شرط، علت انحصاری حکم نباشد و حکم، علت یا علل دیگری هم داشته باشد عبارت شرطی، مفهوم شرط ندارد.

✅ حقوق تجارت نکته 983

ضامن صادر کننده سفته در مقابل دارنده سفته و ظهرنویسان مسئول است.

✅ حقوق تجارت نکته 984

برای آن که دارنده سفته بتواند وجه سفته را از ظهرنویس مطالبه کند ابلاغ واخواست نامه به ظهرنویس لازم نیست.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 983

 اگر دادگاه خانواده را یک دادگاه اختصاصی محسوب کنیم در صورتی که دعوایی با موضوعات غیر خانوادگی به این دادگاه ارجاع شود، در واقع دعوا در مرجعی مطرح شده که صالح به رسیدگی نیست لذا باید با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به مرجع صالح ارسال نماید.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 984

شعب دادگاه تجدیدنظر استان در مرکز هر استانی تشکیل می شود و هر شعبه سه قاضی دارد که رسیدگی و صدور رای با حضور دو نفر از آنها صورت می گیرد.

✅ حقوق مدنی نکته985

در بيع كالي به كالي (مبيع و ثمن هر دو موجل باشند) بنا بر اصل صحت، بيع صحيح است. هر چند در فقه بيع كالي به كالي باطل است.

✅ حقوق مدنی نکته986

تعهدات از حيث زمان اجرا:

  1. حال 2. موجل ⇦ اصل بر حال بودن ديون و تعهدات است. پس موجل بودن نياز به تصريح دارد.

✤اگر براي ايفاي تعهد مدت معين شده و اين مدت منقضي گرديده ⤆ متعهد له مي تواند ادعاي خسارت كند.

✤اگر براي ايفاي تعهد مدت معين نشده اما اختيار موقع (زمان) انجام با طلبكار بوده و او هم ثابت كند كه تعهد را مطالبه كرده ⤆ متعهد له مي تواند ادعاي خسارت كند.

✤اگر نه مدت معين باشد و نه اختيار موقع انجام با طلبكار باشد  ⤆ تعهد حال است و بايد فوري اجرا شود و تاخير در آن باعث ادعاي خسارت مي شود.

✤اگر طبع كار يا بناي طرفين يك مهلت متعارفي را براي اجراي تعهد معين مي كند  ⤆ پيش از پايان مدت نمي توان خسارتي گرفت.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 985

اصل بر غیر قابل گذشت بودن جرایم می باشد ؛ لیست جرایم قابل گذشت در ماده 104 ق.م.ا احصاء شده است . علاوه بر موارد مذکور در این ماده ، مواد 516 و 517 کتاب تعزیرات ق.م.ا و جرم صدور چک پرداخت نشدنی نیز قابل گذشت می باشد ✅ آیین دادرسی کیفری نکته 986

جرایم علیه میراث تاریخی و فرهنگی غیر قابل گذشت می باشند .

✅ حقوق جزا نکته 985

هرکس به نفع یک دولت بیگانه و به ضرر دولت بیگانه دیگر در قلمرو ایران مرتکب یکی از جرایم جاسوسی شود به نحوی که به امنیت ملی صدمه وارد نماید مرتکب جرم تعزیری شده است.(جرم مقید)

✅ حقوق جزا نکته 986

هر کس به قصد سرقت یا نقشه برداری یا کسب اطلاع از اسرار سیاسی یا نظامی یا امنیتی به مواضع مربوطه داخل شود مرتکب جرم شده است.

✅ اصول فقه نکته 911

دلالت جمله شرطیه بر وجود «ملازمه و رابطه سببیت بین شرط و جزا» از جهت وضعی و با توجه به هیئت ترکیبی جمله شرطیه است و «انحصار در سببیت» به وسیله اطلاق جمله شرطیه ثابت می شود(همان، ص 161). به این بیان که وقتی در جمله شرطیه، یک یا چند شرط بیان شده و شرطهای دیگر بیان نمی شود(عبارت از جهت شرط های دیگر، مطلق است) می توان استنباط نمود که شرط یا شروط بیان شده در منطوق، تنها علت تحقق حکم منطوق هستند.

✅ حقوق تجارت نکته 985

اگر دارنده ظرف مهلت مقرر اطلاع نامه ای مبنی بر عدم پرداخت وجه برای کسی که سفته را به او داده ارسال نکند حق مراجعه خود را از دست نمی دهد.

✅ حقوق تجارت نکته 986

شخصی که وجه سفته را پیش از سر رسید بپردازد ⤆ ممکن است بری الذمه نشود.

✅ آیین دادرسی مدنی 985

مراجع قضایی اختصاصی به دو دسته کلی حقوقی و کیفری تقسیم می شوند.

✅ آیین دادرسی مدنی 986

مراجع اختصاصی حقوقی نیز شامل دو زیر مجموعه مراجع دادگستری و مراجع غیر دادگستری می شوند.

✅ حقوق مدنی نکته987

اجراي تعهد را هيچ گاه نمي توان به اراده متعهد واگذار نمود اما زمان اجراي تعهد را مي توان به اراده متعهدله منوط كرد مانند مهريه كه عندالمطالبه بوده و زمان اجراي آن منوط به مطالبه زوجه است.

✅ حقوق مدنی نکته988

انواع خسارت: 1- خسارت عدم انجام تعهد  2- خسارت تاخير در انجام تعهد

 ❂ خسارت عدم انجام تعهد: در جايي است كه تعهد انجام نگرفته است. و متعهد به جاي انجام اصلِ تعهد، خسارت مي پردازد. اين نوع خسارت در جايي است كه تعهد به صورت وحدت مطلوب باشد. هرگاه زمان اجراي تعهد قيد مورد تعهد باشد در اين صورت اگر متعهد، تعهد را انجام ندهد فقط مي توان از وي خسارت گرفت. مانند شام عروسي امشب، اگر امشب بگذرد و شام حاضر نشود ديگر نمي توان متعهد را مجبور به انجام آن نمود بلكه فقط مي توان خسارت گرفت.

 ❂ خسارت تاخير در انجام تعهد: در جايي است كه اصل تعهد قابل انجام است اما متعهد انجام نمي دهد. در اينجا هم مي توان اصل تعهد را خواست و هم خسارت گرفت. اين خسارت در جايي رخ مي دهد كه تعهد به صورت تعدد مطلوب باشد. مانند كشيدن نقاشي يا هر كاري كه مقيد به زمان خاص نباشد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 987

سوء استفاده از ضعف نفس اشخاص توسط افرادی غیر از ولی ، وصی یا قیم او جرم غیر قابل گذشت می باشد .

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 988

بزه دیده شخصی است که از وقوع جرم متحمل ضرر و زیان می گردد و چنانچه تعقیب مرتکب را درخواست کند ، (( شاکی )) و هر گاه جبران ضرر و زیان وارده را مطالبه کند ، (( مدعی خصوصی )) نامیده می شود .

✅ حقوق جزا نکته 987

اشخاصی که بدون اجازه مأمورین یا مقامات ذی صلاح در حال نقشه برداری یا گرفتن فیلم یا عکسبرداری از استحکامات نظامی یا اماکن ممنوعه دستگیر شوند مرتکب جرم شده اند.

✅ حقوق جزا نکته 988

هرکس نیروهای رزمنده یا اشخاصی را که به نحوی در خدمت نیروهای مسلح هستند تحریک موثر به عصیان، فرار، تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی کند در صورتی قصد براندازی حکومت یا شکست نیروهای خودی در مقابل دشمن را داشته باشد محارب محسوب می شود والا چنانچه اقدامات وی موثر واقع شود به حبس از دو تا ده سال و در غیر اینصورت به شش ماه تا سه سال حبس محکوم می شود.(این جرم مطلق است)

✅ حقوق تجارت نکته 987

ضمانت در سفته همانند برات است و هرگاه ضامن، وجه سفته را پرداخت کند حق دارد علیه مضمون عنه خود و ایادی ماقبل او اقامه دعوا کند.

✅ حقوق تجارت نکته 988

اگر مضمون عنه ضامن، صادر کننده باشد ⇜ همچنان¬که برای رجوع به صادرکننده رعایت مواعد شرط نیست برای مراجعه به ضامن نیز رعایت مواعد شرط نیست.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 987

 اگر در اصل دعوا قرارهای قاطع یا حکم قطعی به ضرر خواهان صادر شود یا خواهان ظرف ده روز پس از صدور تأمین خواسته دعوای اصلی را اقامه ننماید، خوانده می تواند ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ رای صادره در اصل دعوا از دادگاه صادر کننده ی حکم درخواست    مطالبه ی خسارت ناشی از اجرای قرار را از محل خسارت احتمالی اخذ شده از خواهان بنماید. رای صادره در این مورد قطعی خواهد بود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 988

 ضمانت اجرای رعایت مهلت 20 روزه در نکته فوق این است که اگر خوانده خارج این مهلت مطالبه خسارت نماید باید با رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و با تقدیم دادخواست اقدام نماید. هم چنین پس از گذشت 20 روز دادگاه خسارت احتمالی را به خواهان مسترد می کند و خوانده برای دریافت فوری خسارت خود هیچ پشتوانه ای ندارد.

✅ حقوق مدنی نکته989

خسارت عدم انجام تعهد با اصل تعهد جمع نمي شود، اما خسارت تاخير در انجام تعهد با اصل تعهد جمع مي شود.

✅ حقوق مدنی نکته990

در صورت تخلفِ متعهد از انجام تعهد، وي ملزم به جبران خسارت است؛ مگر بتواند ثابت نمايد عدم انجام تعهد ناشي از علت خارجي بوده است. (اثبات قوه قاهره)

✅ آیین دادرسی کیفری نکته989

فوت موجب سقوط تعقیب یا اجرای مجازات  شخصی می شود مگر در مورد دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم که در صورت فوت مرتکب هزینه های مذکور از ماترک متوفی پرداخت می شود .

✅ آیین دادرسی کیفری نکته990

عفو یا تخفیف مجازات محکومان ( عفو خصوصی ) ، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه با مقام رهبری است .

✅ حقوق جزا نکته 989

هرکس با هدف بر هم زدن امنیت کشور به هر وسیله اطلاعات طبقه بندی شده را با پوشش مسئولین نظام یا مأمورین دولت یا به نحو دیگر جمع آوری کند چنانچه بخواهد آن را در اختیار دیگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غیر اینصورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم می شود.(صرف جمع آوری اطلاعات جرم است.این جرم جرمی مطلق است.)

✅ حقوق جزا نکته 990

چنانچه مأمورین دولتی که مسئول امور حفاظتی و اطلاعاتی طبقه بندی شده می باشند و به آنها آموزش لازم داده شده است در اثر بی مبالاتی و عدم رعایت اصول حفاظتی توسط دشمنان تخلیه اطلاعاتی شوند مرتکب جرم شده اند.(تنها مصداقی از جرایم علیه امنیت است که به شکل غیر عمد واقع می شود.

✅اصول فقه نکته 913

در فرض جمع چند شرط برای منطوق، دو حالت قابل تصور است:

الف) ممکن است دو یا چند شرط در عرض هم ذکر شده باشد به گونه ای که هر کدام از آنها وجود داشته باشد حکم مورد نظر در جواب شرط، ثابت خواهد بود. در چنین مواردی، انتفای یک شرط، مستلزم انتفای حکم نیست بلکه انتفای همه شرایط باعث انتفای حکم می شود. مانند مواد 356ق.م.ا و 205 و 240ق.م(همان، ص157)

ب) ممکن است دو یا چند شرطی که در عبارت آمده، هر کدام به تنهایی موجب تحقق حکم نباشد بلکه اجتماع شروط منطوق در تحقق حکم و جزا دخالت و نقش دارد. در این موارد، برخلاف حالت الف، انتفای هر یک از شرایط، موجب انتفای حکم خواهد بود. مانند مواد481 و 402 و 1273 ق.م و 654 ق.م.ا (همان، صص157 و 158).

✅ حقوق تجارت نکته 989

اگر مضمون عنه ضامن، ظهرنویس باشد ⇜ به این دلیل که برای مراجعه به ظهرنویس رعایت مواعد شرط است پس برای مراجعه به ضامن او نیز رعایت مواعد شرط است.

✅ حقوق تجارت نکته 990

هرگاه سفته ای در خارجه صادر شده باشد حق تمبر آن تابع قانون کشور محل صدور است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 989

 اداره ثبت محل وقوع هر ملک صلاحیت رسیدگی به دعوای افراز املاکی که جریان ثبتی آنها خاتمه یافته است را دارد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 990

رای اداره ثبت در تقاضای افراز ملک مبنی بر افراز یا رد تقاضا خواهد بود که هر کدام از این تصمیم ها ظرف ده روز قابل اعتراض در دادگاه عمومی محل و متعاقبا رای دادگاه عمومی، قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان است.

✅ حقوق مدنی نکته991

اگر متعهد در انجام تعهد خويش تاخير ايجاد كند و اين تاخير با يك آفت خارجي مواجه شود، ديگر،‌علت خارجي نبوده و متعهد نمي تواند به قوه قاهره استناد كند.

✅ حقوق مدنی نکته992

مفاد ماده 227 ق.م. (قوه قاهره) از قواعد مربوط به نظم عمومي نبوده و متعهد مي تواند در قرارداد اجراي تعهد را تضمين كند و خطر حادثه خارجي را نيز بر عهده بگيرد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته991

عفو عمومی به موجب قانون در جرائم موجب تعزیر اعطاء می شود

✅ آیین دادرسی کیفری نکته992

عفو عمومی تعقیب و دادرسی را موقوف می کند و در صورت صدور حکم محکومیت ، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت زائل می شود.

✅ حقوق جزا نکته991

هرکس داخل دستجات مفسدین یا اشخاصی که علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور اقدام می کنند بوده و ریاست یا مرکزیتی نداشته باشد و قبل از تعقیب، قصد جنایت و اسامی اشخاصی را که در فتنه و فساد دخیل هستند به مامورین دولتی اطلاع دهد و یا پس از شروع به تعقیب با مامورین دولتی همکاری موثر به عمل آورد از مجازات معاف و در صورتی که شخصاً مرتکب جرم دیگری شده باشد فقط به مجازات آن جرم محکوم خواهد شد.(معاذیر قانونی معاف کننده)

✅ حقوق جزا نکته992

هرکس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید،در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم می گردد.(جرم مطلق است و صرف همکاری جرم است)

✅ اصول فقه نکته 914

در دو صورت جمله شرطیه مفهوم ندارد:

  1. در صورتی که شرط سبب انحصاری تحقق جزا نباشد: یعنی غیر از این شرط سبب دیگری برای تحقق جزا وجود داشته باشد که در این فرض جمله شرطیه مفهوم نخواهد داشت.

  2. جملات شرطیه ای که منتفی شدن شرط باعث انتفای موضوع حکم می شود نیز مفهوم ندارد. به عبارت دیگر گفته می شود قضیه شرطیه سالبه به انتفاء موضوع مفهوم ندارد.

✅ حقوق تجارت نکته991

در صورتی که سفته فاقد محل پرداخت باشد محل صدور محل پرداخت تلقی می شود.

✅ حقوق تجارت نکته992

مقررات مربوط به محل، برخلاف برات در سفته وجود ندارد زیرا تعهد سفته، فقط تعهد صادر کننده می باشد و در مورد آن نمی توان قائل به ضرورت وجود محل شد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته991

 اگر ملکی با رای قطی غیر قابل افراز اعلام شد، هریک از شرکا می تواند از دادگاه محل وقوع ملک تقاضای صدور دستور فروش کند.

✅آیین دادرسی مدنی نکته 992

 صلاحیت هیئت حل اختلاف مربوط به ثبت اسناد عبارت است از:

  • تعیین وضع ثبتی املاکی که به هر علتی امکان صدور سند برای آنها وجود نداشته است.

  • رسیدگی به تقاضای صدور سند مالکیت برای املاکی که فاقد سند رسمی بوده و در تصرف اشخاص است.

✅ حقوق مدنی نکته993

شرايط قوه قاهره:

  1. امري خارجي باشد (مربوط به شخص متعهد نباشد)

  2. غير قابل دفع و اجتناب باشد. (مانند سيل و طوفان)

  3. غير قابل پيش بيني باشد.

✅ حقوق مدنی نکته994

در قانون مدني تنها دو شرط اول پيش بيني شده است و شرط سوم در قانون نيست. پس قوه قاهره داراي سه شرط است اما مطابق قانون داراي دو شرط است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 993

عفو عمومی ، همه آثار محکومیت را منتفی می کند لکن تأثیری در پرداخت دیه و جبران خسارت زیان ده ندارد

✅ آیین دادرسی کیفری نکته 994

نسخ قانون ، تعقیب و اجرای مجازات را موقوف می کند . آثار نسخ قوانین کیفری به شرح مندرج در ماده ( 10 ) ق.م.ا است .

✅ حقوق جزا  نکته 993

هرکس در زمان جنگ مرتکب یکی از جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی به مجازات اشد همان جرم محکوم می گردد.

✅ حقوق جزا  نکته 994

هرکس به قصد برهم زدن امنیت ملی یا کمک به دشمن،جاسوسانی را که مامور تفتیش یا وارد کردن هر گونه لطمه به کشور بوده اند شناخته و مخفی نماید یا سبب اخفای آنها بشود مرتکب جرم شده است.این جرم مطلق است.

✅اصول فقه نکته 915

غایت در اصطلاح اصول فقه، پایان و نهایتی است که در ضمن یک حکم بیان می شود. هرگاه موضوع حکم یا خود حکم، مقید به غایت و نهایت باشد، آیا دلالت می کند بر اینکه حکم بعد از غایت و نهایت، مخالف حکم پیشین است؟ بیشتر اصولین بر این عقیده اند که مفهوم غایت حجت است.

✅ حقوق تجارت نکته 993

 حکم ماده 280 قانون تجارت که مهلت ده روزه جهت اعتراض عدم تأدیه تعیین نموده است؛ با توجه به ماده 309 قانون تجارت به سفته هم قابل تسری است به این ترتیب:

📌 اعتراض عدم تأدیه در مورد سفته های مدت دار ظرف 10 روز از تاریخ سر رسید سفته

📌 اقامه دعوا ظرف 1 یا 2 سال از تاریخ واخواست

✅ حقوق تجارت نکته 994

مطالبه سفته در سفته های عندالمطالبه زمانی محقق می شود که متعهد از مطالبه متعهد¬له آگاه شود به همین دلیل نحوه مطالبه⇩

✉️از طریق ارسال اظهارنامه رسمی و زمان محاسبه واخواست نیز از تاریخ ابلاغ این اظهارنامه به متعهد خواهد بود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 993

 رای هیئت حل اختلاف در صورت ابلاغ به شخص معین ظرف بيست روز و در صورت انتشار آگهی ظرف دو ماه قابل اعتراض نزد دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته 994

 اگر به رای هیئت حل اختلاف اعتراض نشود و رای قطعیت یابد سند مالکیت به نام متقاضی صادر می شود ولی متضرر از این وضعیت امکان مراجعه به دادگاه را خواهد داشت.

✅ حقوق مدنی نکته995

تعهد به وسيله و تعهد به نتيجه:

تعهد به وسيله: نتيجه در آن تضمين نمي شود. مانند تعهد پزشك، ‌وكيل، امين.

 تعهد به نتيجه: رسيدن به نتيجه تضمين مي شود. مانند تعهد متصدي حمل و نقل در حقوق تجارت.

✅ حقوق مدنی نکته996

در تعهد به وسيله در صورت تخلف متعهد،‌ متعهد له براي گرفتن خسارت بايد تقصير متعهد را ثابت نمايد.

اما در تعهد به نتيجه همين كه متعهد تخلف نمود مسئول است و نيازي به اثبات تقصير وي نيست.

⤆ در تعهد به وسيله بار اثبات با متعهدله است و در تعهد به نتيجه بار اثبات با متعهد است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته995

در جرائم تعزیری قابل گذشت ، گذشت شاکی یا مدعی خصوصی حسب مورد موجب موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای مجازات است

✅ آیین دادرسی کیفری نکته996

جرائم غیر قابل گذشت ، جرائمی می باشند که شکایت شاکی و گذشت وی در شروع به تعقیب و رسیدگی و ادامه آنها و اجرای مجازات تأثیری ندارد.

✅ حقوق جزا  نکته995

هرکس بدون آنکه جاسوسی کند و یا جاسوسان را مخفی نماید،افرادی را به هر نحو شناسایی و جذب نموده و جهت جاسوسی علیه امنیت کشور به دولت خصم یا کشورهای بیگانه معرفی نماید مرتکب جرم شده است.این به نوعی یک جرم مرکب با اجزای متعدد است همچنین این جرم جرمی است مطلق.

✅ حقوق جزا  نکته996

هرکس به قصد بر هم زدن امنیت کشور و تشویش اذهان عمومی تهدید به بمب گذاری هواپیما،کشتی و وسایل نقلیه عمومی نماید یا ادعا نماید که وسایل مزبور بمب گذاری شده است علاوه بر جبران خسارت وارده به دولت و اشخاص به مجازات محکوم می گردد(جرم مطلق)

✅اصول فقه نکته 916

یک سوال مهم که در حالت غایتهای ایجاد کننده سه زمان مطرح می شود این است که آیا غایت داخل در مغیّا است؟ به عبارت دیگر آیا غایت خود دارای حکم مذکور در قضیه است یا نه؟ (مغیّا حکمی است که غایت برای آن ذکر شده است). مثلا هرگاه اعلام شود که نام نویسی از روز شنبه تا چهارشنبه انجام خواهد گرفت، این سوال پیش می آید که با چهارشنبه یا بی چهارشنبه؟

در ابتدا باید به قرائن و اطلاعات فقهی و حقوقی خودمان و داوری  وفهم عرف در تفسیر الفاظ توجه کنیم و بر اساس آن بگوئیم که غایت داخل در مغیّی است یا نیست. این قرائن:

الف) گاهی کلماتی از قبیل «تمام، اتمام، اختتام، پایان» است که وقتی این الفاظ، بعد از ادات غایت می آید نشان دهنده این است که غایت در مغیّی داخل است.

ب) گاهی اطلاعات حقوقی، قرینه ای است که نشان دهنده داخل بودن غایت در مغیی است مانند غایت مذکور در مواد 217 و 107(بند الف) از قانون آئین دادرسی مدنی با عبارت «اولین جلسه دادرسی»، که در این موارد غایت ، داخل در مغیّی است.

اما اگر قرینه و اطلاعاتی نداشتیم در اصول در این مسئله اختلاف است و راه حل جامع و عامی پیدا نشده صاحب کفایه معتقد است که چون غایت حد معینی است لذا از حکم آن خارج است و آنچه برخلاف این باشد بواسطه قرینه است. دکتر محمدی در کتاب مبانی استنباط حقوق اسلامی معتقدند که «چون راه حل جامعی در مسئله نداریم باید در هر مورد با کمک قرائن خاص یا با قواعد عام، حکم مسئله را استنباط کرد». در نهایت اگر قرائنی نبود و دچار شک شدیم، در این صورت با استناد به اصل عدم می‌گوییم غایت داخل در مغیا نیست.

✅ حقوق تجارت نکته995

مهلت اعتراض عدم تأدیه نسبت به سفته پرداخت نشده⇦ 10 روز ⇦ ابتدای این مدت سررسید و انقضا آن تاریخ ثبت واخواست در دفتر مخصوص

✅ حقوق تجارت نکته996

در مورد سفته نیز در صورت عدم پرداخت و اعتراض عدم تأدیه می توان به همان ترتیب برات رجوعی «سفته رجوعی» صادر کرد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته995

 مراجع حل اختلاف بین کارگر و کارفرما عبارتند از: هیئت تشخیص به عنوان مرجع بدوی و هیئت حل اختلاف به عنوان مرجع تجدید نظر.

آیین دادرسی مدنی نکته996

 هیئت تشخیص از سه نفر عضو شامل نماینده کارگر، نماینده کارفرما و نماینده دولت تشکیل می گردد.

✅ حقوق مدنی نکته997

اگر موضوع دين وجه نقد باشد، در مواردي به موجب نص قانوني مي توان خسارت تاخير تاديه گرفت. مانند مهريه، (تبصره ماده 1082 ق.م.)، وجه چك (تبصره الحاقي به ماده 2 قانون صدور چك)، جريمه ديركرد اقساط تسهيلات بانكي (قانون عمليات بانكي بدون ربا). در ساير موارد با اجتماع شرايط ماده 522 ق.آ.د.م. مي توان خسارت تاخير تاديه را بر مبناي نرخ تورم مطالبه نمود.

✅ حقوق مدنی نکته998

وجه التزام ماهيتا نوعي خسارت عدم انجام تعهد است، با اين وصف كه مبلغ آن از قبل به وسيله طرفين مورد توافق واقع شده است. اگر وجه التزام در قرارداد تعيين شده باشد و تخلف از انجام تعهد صورت پذيرد. حاكم بنا به درخواست متعهد له، متعهد را به پرداخت وجه التزام محكوم خواهد كرد. در اين حالت دادگاه نمي تواند متخلف را به كمتر يا بيشتر از وجه التزام تعيين شده در قرارداد محكوم نمايد.

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته997

گذشت شاکی در سایر حدود  به جز حد قذف و حد سرقت قبل از اثبات جرم تأثیری در سقوط و تخفیف مجازات ندارد.

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته998

گذشت باید منجز باشد

✅ حقوق جزا  نکته997

هرکس مردمی را به قصد برهم زدن امنیت کشور به جنگ و کشتار با یکدیگر اغوا یا تحریک کند صرف نظر از اینکه موجب قتل و غارت بشود یا نشود به مجازات محکوم می گردد.(جرم مطلق- این جرم یکی از مصادیق معاونت است که به طور خاص و مستقل جرم انگاری شده است.)

✅ حقوق جزا  نکته998

هرکس به طور غیرمجاز نسبت به داده های سری در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانه های رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده مرتکب اعمال زیر شود، به مجازات های محکوم هواهد شد:

الف- دسترسی به داده های مذکور یا تحصیل آنها یا شنود محتوای سری در حال انتقال.

ب- در دسترس قرار دادن داده های مذکور برای اشخاص فاقد صلاحیت.

ج- افشا یا در دسترس قرار دادن داده های مذکور برای دولت،سازمان،شرکت یا گروه بیگانه یا عاملان آنها.

در خصوص این نکته داده های سری داده هایی است که افشای آنها به امنیت کشور یا منافع ملی لطمه می زند.

هرکس به قصد دسترسی به داده های سری موضوع  این نکته تدابیر امنیتی سامانه های رایانه ای یا مخابراتی را نقض کند، مجازات خواهد شد.

✅ اصول فقه نکته917

هر چند که غالباً جملات حصری با ادات بخصوصی که در فوق اشاره شد همراه هستند اما گاهی بر اساس قرائن و اطلاعات موجود یا فهم عرف یا چینش و ترکیب خاص اجزای جمله یا با تأکید بر یک کلمه یا تغییر لحن در هنگام ادای آن، می توان به حصر و نتیجتاً مفهوم حصر پی برد.

✅ حقوق تجارت  نکته997

چک⤺ نوشته ای است که به موجب آن صادر کننده وجوهی که نزد محال علیه دارد کلاً یا بعضاً مسترد یا به دیگری واگذار نماید.

✅ حقوق تجارت  نکته998

عناصر سند تجاری چک 1- صادر کننده 2- دارنده چک (محال له) 3- محال علیه

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته997

 هیئت حل اختلاف از 9 نفر شامل 3 نفر نماینده کار ، 3 نفر نماینده کارفرما و 3 نفر نماینده دولت تشکیل میگردد.

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته998

 آرای هیئت تشخیص ظرف 15 روز و در برخی موارد ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در هیئت حل اختلاف است و آراء هیئت حل اختلاف قطعی می باشد.

✅ حقوق مدنی نکته999

وجه التزام در واقع جانشين اصل تعهد مي شود. بدين معنا كه در صورت عدم انجام تعهد از سوي متعهد، متعهد له مي تواند الزام وي را به اجراي اصل تعهد يا پرداخت وجه التزام از دادگاه درخواست نمايد.

⤆ اصل تعهد و وجه التزام با هم قابل جمع نيستند.

✅ حقوق مدنی نکته1000

براي مطالبه وجه التزام اثبات ورود خسارت و نيز اثبات ميزان خسارت وارده ضرورتي ندارد. همين كه عدم اجراي تعهد معلوم گرديد متعهد ملزم به پرداخت وجه التزام مي گردد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته999

به گذشت مشروط و معلق در صورتی ترتیب اثر داده می شود که آن شرط یا معلق علیه تحقق یافته باشد

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1000

گذشت مشروط یا معلق مانع تعقیب ، رسیدگی و صدور حکم نیست ، ولی اجرای مجازات در جرائم قابل گذشت منوط به عدم تحقق شرط یا معلق علیه است . در این صورت محکوم علیه با قرار تأمین مناسب آزاد می شود

✅ حقوق جزا نکته999

هرکس به جان رئیس کشور خارجی یا نماینده سیاسی آن در قلمرو ایران سوء قصد نماید به مجازات محکوم می شود مشروط به اینکه در آن کشور نیز نسبت به ایران معامله متقابل بشود و الا اگر مجازات  خفیف تر اعمال  گردد به همان مجازات محکوم می شود.(جرم قابل گذشت)

✅ حقوق جزا نکته1000

هر کس علناً نسبت به رئیس کشور خارجی یا نماینده سیاسی آن که در قلمرو خاک ایران وارد شده است توهین نماید به مجازات محکوم می شود  مشروط  به اینکه در آن کشور نیز در مورد مذکور نسبت به ایران معامله متقابل بشود.(جرم قابل گذشت)

اعمال مقررات مذکور در این نکته منوط به تقاضای دولت مربوطه یا نماینده سیاسی آن دولت یا مطالبه مجنی  علیه یا ولی او است و در صورت استرداد تقاضا تعقیب جزایی نیز موقوف خواهد شد.

اصول فقه نکته918

مفهوم استثناء:

استثنا به معنای بیرون کردن و خارج کردن چیزی از حکم پیشین بوسیله ادات استثناء. به نظر مشهور اصولین استثنا دارای مفهوم است و بر نفی حکم نسبت به مستثنا دلالت دارد.

✅ حقوق تجارت نکته999

✌️دقت داشته باشید✌️ براساس قانون تجارت هر شخصی می تواند محال علیه باشد اما بر اساس قانون صدور چک فقط بانک می تواند محال علیه شود و منظور بانکی است که محال علیه در آن حساب جاری دارد.

✅ حقوق تجارت نکته1000

در برات محال علیه زمانی مسئول پرداخت بود که برات را قبول کرده باشد اما در چک محال علیه در هر حال ملزم به پرداخت است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته999

 اجرای احکام قطعی صادره از مراجع حل اختلاف بین کارگر و کارفرما از طریق واحد اجرای احکام حوزه قضایی محل وقوع کارگاه است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1000

 نحوه ی اجرای احکام صادره از مرجع حل اختلاف کارگر و کارفرما مطابق مقررات اجرای احکام مدنی است.

✅ حقوق مدنی نکته1001

شرط تحديد مسئوليت: اين شرط با وجه التزام متفاوت است. در اين شرط حداكثر مسئوليت مشخص مي شود. پس نخست، بايد ميزان واقعي خسارت توسط كارشناس ثابت شود، و دوم، اگر ميزان واقعي خسارت بيشتر از رقم ذكر شده در قرارداد باشد، متعهد همان رقم در قرارداد را مي دهد. اما اگر كمتر از آن باشد همان مبلغ كمتر را مي پردازد. در اين شرط بر خلاف وجه التزام زيان ديده از اثبات ورود زيان معاف نيست.

مثال ⤆ در قرارداد آمده در صورت عدم اجراي تعهد مسئوليت متعهد تا ده ميليون تومان، كارشناس خسارت را پانزده ميليون تومان تعيين مي كند ⤆ در اين جا بايد همان ده ميليون تومان پرداخت شود.

در قرارداد آمده در صورت عدم اجراي تعهد مسئوليت متعهد تا ده ميليون تومان، كارشناس خسارت را پنج ميليون تومان تعيين مي كند ⤆ در اين جا بايد همان پنج ميليون تومان پرداخت شود.

✅ حقوق مدنی نکته1002

 شرط عدم مسئوليت: شرط اين كه متعهد مسئول نباشد. اين شرط اصولا در حقوق ما معتبر است به جز در:

  • صدمه هاي بدني

  • لطمه به حقوق و شرافت شخص

  • اضرار عمدي طرف قرارداد

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته1001

عدول از گذشت  ، مسموع نیست

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته1002

تأثیر گذشت قیم اتفاقی ، منوط به تأیید دادستان است

✅ حقوق جزا  نکته1001

هرکس شبیه هر نوع مسکوک طلا یا نقره داخلی یا خارجی از قبیل سکه بهار آزادی،سکه های حکومت های قبلی ایران،لیره و نظایر آن را از پولها و ارزهای دیگر که مورد معامله(رواج نسبی) واقع می شود،بسازد یا عالماً داخل کشور نماید یا مورد خرید و فروش قرار دهد یا ترویج سکه قلب نماید به مجازات محکوم می شود.

✅ حقوق جزا  نکته1002

در جرم ساختن، خرید و فروش و ترویج سکه طلا و نقره مورد معامله، شبیه بودن شرط است.

✅ اصول فقه نکته 919

ادات استثناء: به جز، به غیر، جز، غیر از، مگر، الا، اما، لکن، لیکن، به استثنای، ولی.

این ادات دو کاربرد دارند؛ از یک طرف، با توجه به آن، منطوق دارای مفهوم استثناء است، و از طرف دیگر ادات شناخت مخصص متصل از نوع استثناء هستند.

از ادات استثناء، مفهوم استثناء برداشت می شود. البته به عقیده مرحوم دکتر محمدی، از این ادات، مفهوم حصر استنباط می شود. هر دو عقیده در سنوات آزمونها آمده و صحیح است اما در صورت وجود هر دو عقیده در گزینه ها، عقیده اول، صحیح تر می باشد.

✅ حقوق تجارت نکته1001

بر طبق قانون تجارت چک سندی حال و بی وعده است که به محض ارائه سند، باید توسط دارنده کارسازی شود.

✅ حقوق تجارت نکته1002

چک برخلاف سفته و برات که هم وسیله پرداخت و هم وسیله کسب اعتبار است، صرفاً وسیله دریافت و پرداخت است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1001

دیوان عدالت اداری تنها مرجع عمومی اداری و عالی ترین مرجع اداری می باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1002

 دیوان عدالت اداری زیر نظر قوه قضاییه و بر اساس اصل 173 قانون اساسی تشکیل گردید و شعب آن در تهران مستقرند. قانون جدید دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 است.

✅ حقوق مدنی نکته1003

شرط، تعهدي است فرعي كه با توافق طرفين در ضمن عقد اصلي گنجانده مي شود. عقد توافق اصلي و شرط توافق فرعي است.

✅ حقوق مدنی نکته1004

اصل نسبي بودن آثار قراردادها بدين معنا است كه آثار عقد شامل طرفين متعاملين و قائم‌مقام ‌قانوني آن‌هاست. فلذا عقد نسبت به شخص ثالث اثري ندارد.

نتيجه اصل نسبي بودن قراردادها اين است كه نه حق و نه تعهدي براي ثالث ايجاد نمي كند و استثناي آن ماده 196 ق.م. (تعهد به نفع ثالث) است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1003

هر گاه متضررین از جرم ، متعدد باشند تعقیب جزائی با شکایت هر یک از آنان شروع می شود ولی موقوفی تعقیب ، رسیدگی و اجرای مجازات موکول به گذشت تمام کسانی است که شکایت کرده اند .

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1004

حق گذشت ، به وراث قانونی متضرر از جرم ، منتقل و در صورت گذشت همگی وراث حسب مورد تعقیب رسیدگی یا اجرای مجازات موقوف می گردد

✅ حقوق جزا نکته1003

هرکس به قصد تقلب به هر نحو از قبیل تراشیدن،بریدن و نظایر آن از مقدار مسکوکات   طلا یا نقره ایرانی یا خارجی بکاهد یا عالماً عامداً در ترویج این قبیل مسکوکات شرکت یا آن را داخل کشور نماید به مجازات محکوم مب شود.(جرم تخدیش سکه طلا و نقره)

✅ حقوق جزا نکته1004

تخدیش سکه های طلا و نقره مورد معامله جرم است و تخدیش سکه های غیر طلا و نقره جرم نیست.

✅اصول فقه نکته 920

منظور این است که هرگاه حکم برای موضوعی که دارای وصفی است ثابت باشد، آیا می توان گفت در صورت فقدان وصف آن حکم از بین می رود یا نه؟به اعتقاد مشهور مفهوم وصف حجت نیست و وصف دلالتی بر مفهوم مخالف ندارد یعنی جمله ای که وصف در آن ذکر شده در مورد فرض انتفای آن صفت، ساکت است. البته در غالب عبارات حقوقی و قانونی، وصف، مفهوم دارد. اگر در آزمون به صورت مطلق، سوال شد که مفهوم وصف حجت است یا نه(وصف، مفهوم دارد یا نه)، پاسخ منفی است اما اگر وصف در مواد قانونی را ملاحظه کنیم غالباً مفهوم دارد.

✅ حقوق تجارت نکته1003

مندرجات الزامی چک:

1-  امضای صادرکننده

✌️دقت داشته باشید که چک بر خلاف سفته و برات فقط و فقط با امضاء قابل صدور است.

در واقع در اسناد تجاری سه اقدام تنها با امضاء صورت خواهد گرفت⍗

–  صدور چک

–  ظهرنویسی

–  قبولی ثالث در برات

2-  قید تاریخ صدور

∗تاریخ صدور چک که باید متضمن روز، ماه و سال باشد از نظر حقوقی و کیفری بسیار حائز اهمّیت است.

∗در خصوص چک به دلیل فوری بودن پرداختش باید تاریخ صدور و تاریخ پرداخت یکی باشد.

3-  نام پرداخت کننده

4-  نام دارنده

∗چک می تواند    ⇜ در وجه حامل             ⇜ در وجه شخص معین       یا ⇜ به حواله کرد صادر شود.

5-  مکان صدور

∗هرگاه محل صدور در ورقه چک قید نشده باشد، محل پرداخت، محل صدور تلقی خواهد شد.

✅ حقوق تجارت نکته1004

✌️اگر شرایط صدور چک مانند مبلغ یا تاریخ صدور چک رعایت نشود ↡↡↡

چک ناقص است و به این دلیل باطل محسوب می شود و اعتبار ندارد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1003

هر شعبه بدوي از يك رييس يا دادرس علي البدل و هر شعبه تجديد نظر از يك رييس و دو مستشار تشكيل مي شود. شعبه تجديد نظر با حضور دو سوم اعضا رسميت مي يابد. و ملاك صدور راي نظر اكثريت است. (ماده 3 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 25/3/1392)

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1004

صلاحيت و حدود اختيارات ديوان:

  1. رسيدگي به شكايات و تظلمات و اعتراضات اشخاص حقيقي و حقوقي از:

الف – تصميمات و اقدامات واحد هاي دولتي اعم از وزارتخانه ها و سازمان ها و موسسات و شركت هاي دولتي و شهرداري ها و سازمان تامين اجتماعي و تشكيلات و نهاد هاي انقلابي و موسسات وابسته به آن ها.

ب – تصميمات و اقدامات ماموران واحد هاي مذكور در بند الف در امور راجع به وظايف     آن ها

  1. رسيدگي به اعتراضات و شكايات از آرا و تصميمات قطعي هيئت هاي رسيدگي به تخلفات اداري و كميسيون هايي مانند كميسيون مالياتي، هيئت حل اختلاف كارگر و كارفرما، كميسيون موضوع ماده 100 قانون شهرداري ها منحصرا از حيث نقض قوانين و مقررات يا مخالفت با آن ها.

  2. رسيدگي به شكايات قضات و مشمولان قانون مديريت خدمات كشوري و ساير مستخدمان واحدها و موسسات مذكور در بند 1 و مستخدمان موسساتي كه شمول اين قانون نسبت به آن ها محتاج ذكر نام است اعم از لشكري و كشوري از حيث تضييع حقوق استخدامي.

✅ حقوق مدنی نکته1005

شروط باطل: شروطي هستند كه تنها خود باطل هستند و عقد را باطل نمي كنند.

⟡ شرط غير مقدور: شرطي كه اجراي آن نامقدور باشد. و اين نامقدور بودن ناشي از وضع مال يا طبيعت كار مورد تعهد باشد. مانند فروش حيوان فراري. اين نامقدور بودن گاهي مطلق است يعني ممكن نيست انجام شود. اما گاهي نسبي است. منظور از نامقدور بودن در ماده 232 ق.م. نامقدور مطلق است. مثلا شرط شود يك ساختماني دو روزه تمام شود.

⟡ شرط بي فايده: التزام به امري كه فايده عقلايي ندارد. مثلا مشروط له شرط كند كه مشروط عليه يك كيلو بال مگس برايش تهيه كند.

⟡ شرط نامشروع: شرطي كه مخالف:

  • خلاف قانون (منظور قانون امري است)

  • خلاف نظم عمومي

  • خلاف اخلاق حسنه

✅ حقوق مدنی نکته1006

شروط مبطل: شروطي كه نه تنها خودشان باطل هستند بلكه عقد را نيز باطل مي سازند. زيرا به يكي از شرايط اساسي صحت معاملات (م 190 ق.م.) خلل وارد شده است.

⟡ شرط خلاف مقتضاي عقد:  مقتضا يا اثر عقد به دو دسته 1. مقتضاي ذات 2. مقتضاي اطلاق تقسيم مي شوند:

⎈ مقتضاي ذات عقد: يعني اثر اصلي عقد. مثلا مقتضاي ذات عقد بيع تمليك است. مقتضاي ذات عقد نكاح رابطه زوجيت است. ⤆ شرط خلاف اين مقتضا نه تنها باطل است بلكه عقد را نيز باطل مي سازد.

⎈ مقتصاي اطلاق: اثري است كه به منظور تكميل شرايط عقد و پيروي از اراده مشترك دو طرف آمده است. به عنوان مثال در عقد بيع اصل بر اين است كه مبيع و ثمن حال باشند. اما طرفين مي توانند خلاف اين مقتضا تراضي كنند.

⟡ شرط مجهولي که جهل به آن موجب جهل به عوضين شود: مانند اين كه كسي خانه خود را به مبلغ معين بفروشد و شرط كند كه خريدار هر وقت توانست ثمن را بپردازد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1005

چنانچه قابل گذشت بودن جرمی در قانون تصریح نشده باشد ، غیر قابل گذشت محسوب می شود مگر اینکه از حق الناس بوده و شرعاً قابل گذشت باشد

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1006

اقدام تعقیبی یا تحقیقی ، اقدامی است که مقامات قضائی در اجرای یک وظیفه قانونی از قبیل احضار ، جلب ، بازجویی ، استماع اظهارات شهود و مطلعان ، تحقیقات یا معاینه محلی و نیابت قضائی انجام می دهند

✅ حقوق جزا نکته1005

در تخدیش سکه های طلا و نقره قصد تقلب شرط است، پس طلا فروشی که یک سکه طلا را سوراخ می کند تا گردنبندی بسازد مرتکب این جرم نشده است.

✅ حقوق جزا نکته1006

هر کس شبیه مسکوکات رایج داخلی یا خارجی غیر از طلا و نقره را بسازد یا عالماً عامداً آنها را داخل کشور نماید یا در ترویج آنها شرکت کند یا مورد خرید و فروش قرار دهد به مجازات محکوم می شود.

✅اصول فقه نکته 921

معنای وصف در اصول فقه: به رغم آنچه از عنوان «مفهوم وصف» به ذهن می رسد این بحث به «صفت» منحصر نیست بلکه هر عبارتی که به عنوان قیدی برای موضوع در کلام بیاید، در بحث مفهوم وصف بررسی می شود(همان، ص162). البته خواهیم دید که گاهی وصف، به عنوان قید حکم هم در عبارت آمده است.

✅ حقوق تجارت نکته1005

نکته: اگر بین صادرکننده و دارنده توافقی مبنی بر تکمیل مندرجات چک وجود داشته باشد و دارنده بر طبق همان توافق و در حدود آن چک را تکمیل کند چنین تکمیلی صحیح بوده و به چک اعتبار می بخشد اما اگر بدون اختیار باشد اعتبار ندارد.

✅ حقوق تجارت نکته1006

چک به حواله کرد الف یا حامل ⍇ در وجه حامل محسوب می شود و بدون ظهرنویسی قابل انتقال.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1005

تصميمات و آراي دادگاه ها و ساير مراجع قضايي دادگستري و نظامي و دادگاه هاي انتظامي قضات دادگستري و نيروهاي مسلح قابل شكايت در ديوان عدالت اداري نمي باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1006

مرجع حل اختلاف در صلاحيت بين شعب ديوان و ساير مراجع قضايي، شعب ديوان عالي كشور است.

✅ حقوق مدنی نکته1007

شروط صحيح:

⟡ شرط صفت: در مورد معامله بايد مقدار، جنس و وصف معلوم باشد. اگر هريك از اين سه مورد معلوم نباشد معامله صحيح نيست. پس فايده شرط صفت اين است كه در صورت معلوم نبودن هر يك از اين سه مورد مي توان شرط گذاشت. مثلا مي خواهيم زميني بخريم نمي دانيم چند متر است مي گوييم به شرطي كه هزار متر باشد مي خرم. همين شرط مقدار صحيح است.

شرط صفت دو گونه است:

  1. راجع به كميت (اين برنج را مي خرم به شرط اين كه صد كيلو باشد)

  2. راجع به كيفيت (اين فرش را مي خرم به شرط اين كه بافت كرمان باشد)

⟡ شرط نتيجه: در صورتي است كه نتيجه ي يكي از اعمال حقوقي ضمن عقد شرط گردد و مقصود اين باشد كه موضوع شرط با وقوع عقد خود به خود انجام شود.

مثال: در ضمن عقد نكاح، شرط شود زن وكيل در طلاق باشد، يا در بيع يك منزل فروشنده شرط شود تا خريدار وكيل او در فروش اتومبيل باشد.

⟡ شرط فعل: اين شرط ممكن است انجام كار يا عدم انجام كاري باشد. اين شرط مي تواند راجع به عمل حقوقي باشد يا عمل مادي بر خلاف شرط نتيجه كه تنها شامل عمل حقوقي است.

⎈ شرط فعل مثبت (انجام تعهد) حقوقي: مثلا در ضمن عقد بيع شرط شود خانه ام را به شما فروختم به شرط آن كه اتومبيلت را به من بفروشي.

⎈ شرط فعل مثبت (انجام تعهد) مادي: در ضمن بيع اتومبيلي شرط شده باشد كه خريدار منزل فروشنده را رنگ بزند.

⎈ شرط فعل منفي (عدم انجام تعهد) حقوقي: در ضمن فروش خانه اي شرط شود كه خريدار تا مدت معيني اقدام به فروش آن نكند.

⎈ شرط فعل منفي (عدم انجام تعهد) مادي: صاحب دو مغازه كه هم جوار هم هستند يكي از آن دو را اجاره داده و ضمن آن شرط مي كند كه مستاجر نبايد در آن محل فعاليتي شبيه فعاليت او داشته باشد.

✅ حقوق مدنی نکته1008

ضمانت اجراي تخلف از شرط صفت حق فسخ براي مشروط له است. البته در جايي اين حق براي مشروط له ايجاد مي شود كه مورد معامله عين معين باشد. مانند جايي كه فرش معيني خريده به شرط اين كه بافت كرمان باشد اما بعد معلوم مي شود كه نبوده.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1007

هر گاه متضرر از جرم قبل از انقضای مدت مذکور در فوق فوت کند و دلیلی بر صرف نظر وی از طرح شکایت نباشد هر یک از ورثه وی در مهلت شش ماه از تاریخ وفات حق شکایت دارد

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1008

غیر از مواردی که شاکی تحت سلطه متهم بوده ، در صورتی به شکایت وی یا ورثه او رسیدگی می شود که جرم موضوع شکایت مشمول مرور زمان تعقیب نشده باشد

✅ حقوق جزا نکته1007

برای تحقق جرم ساختن،ترویج و خرید و فروش سکه های تقلبی غیر طلا و نقره رایج کشور،شبیه بودن شرط است.

✅ حقوق جزا نکته1008

رفتار مرتکب در جرم جعل عبارت است از:1- ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیر رسمی 2-مخدوش کردن نوشته یا سند 3- به کار بردن مهر دیگری

✅اصول فقه نکته 922

شکلهای وصف در اصول فقه: وصف در اصول فقه به سه شکل وجود دارد:

1-     گاهی وصف به صورت یک کلمه: مانند اینکه گفته شود: «به قراردادهای صحیح وفا کنید».

2-     گاهی وصف به صورت چند کلمه است: مانند عبارت «بدون مانع مشروع» در ماده 1108 ق.م.

3-      گاهی وصف به صورت جمله وصفیه بیان می شود و علامت وصف جمله، حرف «که» می باشد؛ مانند اصل 47 ق.ا «مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است» و ماده 2 ق.م.ا «هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می شود». مواد 24 و 1155 ق.م مثالهای دیگری است.

✅ حقوق تجارت  نکته1007

از نظر قانون تجارت چکی که در آن مهلتی برای پرداخت تعیین شده، چک محسوب نگردیده اعتبار برات را هم ندارد.

✅ حقوق تجارت  نکته1008

وفق قانون تجارت، در چک وجود محل در زمان صدور آن الزامی است برخلاف برات البته ⇩

قانون صدور چک و رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور چک های وعده دار را چک قلمداد نموده اند و تلویحاً وجود محل را در تاریخ چک که می تواند غیر از تاریخ صدور باشد، پذیرفته است.

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته1007

حدود صلاحيت و وظايف هيئت عمومي ديوان:

  1. رسیدگی به شـکایات، تظلّمات و اعتراضات اشخاص حقیقی یا حقوقی از آیین‌نامه ‌ ها و سایر نظامات و مقررات دولتی و شهرداری‌ها و مؤسسات عمومی غیردولتی در مواردی که مقررات مذکور به ‌ علت مغایرت با شرع یا قانون و یا عدم صلاحیت مرجع مربوط یا تجاوز یا سوءاستفاده از اختیارات یا تخلف در اجرای قوانین و مقررات یا خودداری از انجام وظایفی که موجب تضییع حقوق اشخاص می ‌ شود

2.صدور رأی وحدت رویه در موارد مشابه که آراء متعارض از شعب دیوان صادر شده باشد.

  1. صدور رأی ایجاد رویه که در موضوع واحد، آراء مشابه متعدد از شعب دیوان صادر شده باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته1008

مهلت تقدیم دادخواست، برای اشخاص داخل کشور سه ماه و برای افراد مقیم خارج از کشور، شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا تصمیم قطعی مرجع مربوط مطابق قانون آیین ‌ دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) است. مراجع مربوط مکلفند در رأی یا تصمیم خود تصریح نمایند که رأی یا تصمیم آنها ظرف مدت مزبور در دیوان قابل اعتراض است. در مواردی که ابلاغ، واقعی نبوده وذی ‌ نفع ادعای عدم اطلاع از آن را بنماید شعبه دیوان در ابتداء به موضوع ابلاغ رسیدگی می ‌ نماید. در مواردی که به ‌ موجب قانون سابق، اشخاصی قبلاً حق شکایت در مهلت بیشتری داشته‌اند، مهلت مذکور، ملاک محاسبه است.

✅ حقوق مدنی نکته1009

اگر مورد معامله كلي باشد و متعهد در مقام ايفاي تعهد مصداقي را تسليم نموده باشد كه فاقد اوصاف مقرر در عقد است در اين صورت مشروط له حق فسخ عقد را ندارد و صرفا مي تواند الزام مشروط عليه را به تبديل آن از دادگاه بخواهد.

✅ حقوق مدنی نکته1010

شرط نتيجه در اعمال حقوقي تشريفاتي ممكن نيست. زيرا شرط نتيجه بايد فورا به وجود آيد (به نفس اشتراط) فلذا اگر تشريفاتي باشد شرط باطل اما عمل حقوقي صحيح است. مثلا زن نمي تواند شرط كند اتومبيلم را فروختم به شرط اين كه همين الان مطلقه شوم. زيرا طلاق يك امر تشريفاتي است.

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته1009

مدت مرور زمان اجرای مجازات از مدت مرور زمان تعقیب و صدور حکم بیش تر است

✅ آیین دادرسی کیفری  نکته1010

اگر اجرای تمام یا بقیه مجازات موکول به گذشتن مدت یا رفع مانعی باشد ، مرور زمان از تاریخ انقضای آن مدت یا رفع مانع محاسبه می شود

✅ حقوق جزا  نکته1009

صرف ساختن مهر،و صرف استفاده از مهر دیگری بدون اجازه وی موجب تحقق جرم جعل می شود.

✅ حقوق جزا  نکته1010

مصادیق مخدوش کردن سند یا نوشته عبارت است از:خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تأخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته ای به نوشته دیگر.

✅اصول فقه نکته 923

اقسام وصف در اصول فقه عبارتند از:

1-وصف تقییدی یا احترازی: وصف تقییدی، بر سه قسم است:

الف) وصف تقییدی که قید حکم و علت انحصاری حکم است. این وصف، مفهوم دارد. حکم، نفیاً و اثباتاً دائر مدار وصف است. ب) وصف تقییدی که قید و علت حکم است ولی علت انحصاری حکم نیست. این وصف، مفهوم ندارد.

ج) وصف تقییدی که قید موضوع است. این وصف، مفهوم ندارد.این وصف، علت ثبوت حکم برای موضوع نیست.

2- وصف توضیحی(تأکیدی): این وصف، همیشه در موضوع و موصوف وجود دارد و بود یا نبودش تأثیری در قلمرو معنایی عبارت ندارد. این وصف، مفهوم ندارد.

4-    وصف غالبی(وصف وارد مورد غالب): این وصف، غالباً در موصوف و موضوع وجود دارد ولی گاهی در موضوع وجود ندارد و حکم عبارت، منوط به وصف غالبی نیست. این وصف، مفهوم ندارد.

✅ حقوق تجارت  نکته1009

مسئولیت حقوقی صادر کننده چک با ظهر نویس ها و ضامن در مقابل دارنده آن، چنان چه چک در موعد قانونی واخواست شده باشد مسئوليت تضامني است.

پس ⇜مسئولیت ضامن و ظهرنویس با صادر کننده در برابر دارنده سند تضامنی است.

✅ حقوق تجارت  نکته1010

مسئولیت تضامنی امضاکنندگان چک، برات وسفته با عدم تأدیه از سوی محال علیه محقق می گردد نه به صرف امضاء.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1009

هرگاه شاکی، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری غیر از طرف شکایت را به دادرسی لازم بداند، می ‌ تواند ضمن دادخواست تقدیمی یا دادخواست جداگانه، حداکثر ظرف سی روز پس از ثـبت دادخواست اصلی، تقاضای خود را تسلیم کند. همچنین در صورتی ‌ که طرف شکایت، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری به دادرسی را ضروری بداند، می ‌ تواند ضمن پاسخ کتبی، دادخواست خود را تقدیم نماید. در این ‌ صورت، شعبه دیوان تصویری از دادخواست، لوایح و مستندات طرفین را برای شخص ثالث ارسال می ‌ کند.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1010

درمورد احکام قطعی به جهات ذیل می ‌ توان دادخواست اعاده دادرسی تقدیم نمود:

الف- حکم، خارج از موضوع شکایت صادر شده باشد.

ب- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.

پ- در مفاد حکم، تضاد وجود داشته باشد.

ت- حکم صادر شده با حکم دیگری درخصوص همان دعوی و اصحاب آن، که قبلاً توسط همان شعبه یا شعبه دیگر صادر شده است متعارض بوده بدون آن ‌ که سبب قانونی موجب این تعارض باشد.

ث- حکم، مستند به اسنادی باشد که پس از صدور، جعلی بودن و یا عدم اعتبار آنها به موجب حکم مراجع صالح قانونی ثابت شده باشد.

ج – پس از صدور حکم، اسناد و دلایلی به ‌ دست آید که دلیل حقانیت درخواست‌کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و دلایل یادشده در ‌ جریان دادرسی در اختیار وی نبوده است.

✅ حقوق مدنی نکته1011

ضمانت اجراي شرط فعل: (به ترتيب)

  1. اجبار مشروط عليه به انجام مفاد شرط

  2. در صورت عدم امكان اجبار انجام شرط به وسيله ديگري و به هزينه متعهد

  3. اگر انجام شرط به وسيله ديگري ممكن نباشد فسخ معامله

✅ حقوق مدنی نکته1012

در موارد زير استثنائا حق فسخ به صورت مستقيم و بلا واسطه ايجاد مي شود:

⎈ شرط دادن ضامن (مواد 243 و 379 ق.م.)

⎈ شرط دادن رهن: اگر شرط دادن رهن يك مال معين باشد و به آن عمل نشود، ‌الزام مي شود. اما اگر شرط دادن يك مال كلي باشد و رهن ندهد حق فسخ به صورت فوري ايجاد مي گردد.

⎈ در مورد شروط مقرر بين موجر و مستاجر: تخلف از شرط فعلي كه در عقد اجاره آمده براي    مشروط له حق فسخ فوري ايجاد مي كند.

⎈ زماني كه شخصيت مشروط عليه علت عمده عقد است. (شرط مباشرت)

⎈  در مورد تاخير تاديه ثمن اگر مبيع تسليم نشده باشد، فروشنده حق فسخ پيدا مي كند. (ماده 395 ق.م.)

⎈ در مورد فروش مال از روي نمونه طبق ماده 354 ق.م. بايد تمام مبيع مطابق نمونه تسليم شود والا مشتري حق فسخ دارد.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1011

مرور زمان اجرای احکام دادگاه های خارج از کشور درباره اتباع ایرانی در حدود مقررات و موافقتنامه های قانونی ، مشمول مقررات این ماده است

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1012

هر گاه اجرای مجازات ، شروع ولی به هر علت قطع شود ، تاریخ شروع مرور زمان ، تاریخ قطع اجرای مجازات است و در مواردی که بیش از یک نوبت قطع شود شروع مرور زمان از تاریخ آخرین انقطاع است مگر اینکه اجرای مجازات بر اثر رفتار عمدی محکوم قطع شده باشد که در این صورت مرور زمان اعمال نمی شود.

✅ حقوق جزا نکته1011

تقدیم یا تأخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی هم می تواند در قالب جعل مادی انجام شود هم جعل معنوی یا جعل مفادی.

✅ حقوق جزا نکته1012

صرف دروغ نویسی جعل نیست.سند جعلی باید راجع به خود یا نویسنده اش دروغ بگوید.

✅ اصول فقه نکته924

به نظر می رسد به رغم آنکه اصولیین، مفهوم وصف را در استنباطهای فقهی نپذیرفته اند، اما در برداشتهای حقوقی از متون قانونی غالباً می توان قائل به مفهوم وصف شد. مفهوم داشتن وصف در قوانین کیفری، غالباً با اصل تفسیر مضیَّق نیز سازگارتر است مانند وصف «سیاسی» در ماده 516ق.م.ا که در مثال شماره 3 در مبحث بعد به آن اشاره شده و نیز مانند وصف «برای تجارت یا توزیع» در ماده 640ق.م.ا. لذا این وصفها مفهوم دارند(همان، صص 165 و 166).

✅ حقوق تجارت نکته1011

⇩مواعد مطالبه وجه چک⇩

1-       اگر مکان تأدیه چک همان مکان صدور باشد ⇦ وجه چک باید ظرف 15 روز از تاریخ صدور مطالبه شود.

2-       اگر چک از یک نقطه به نقطه ی دیگر ایران صادر شده باشد ⇦ ظرف 45 روز از تاریخ صدور باید مطالبه شود.

3-       اگر مکان صدور خارج و مکان تأدیه ایران باشد ⇦ ظرف 4 ماه از تاریخ صدور باید مطالبه شود.

4-       اگر مکان صدور ایران و مکان تأدیه خارج باشد ⇦ مدت تعیین نشده است.

✅ حقوق تجارت نکته1012

در صورت عدم رعایت مهلت های مقرر در قانون جهت مطالبه حق دارنده در دریافت وجه چک ساقط نمی شود بلکه بعد از آن تاریخ هرگاه به بانک مراجعه کند⇜ در صورت وجود محل وجه چک قابل پرداخت می باشد و تنها دارنده دیگر نمی تواند به ظهرنویس مراجعه نماید و همین طور نسبت به صادرکننده وقتی نمی تواند رجوع نماید که وجه چک به سببی که مربوط به محال علیه است از بین رفته باشد.

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته1011

شورای عالی مالیاتی 25 نفر عضو دارد که به وسیله وزیر دارایی منصوب می شوند.

 (1رئیس شورا + 8 شعبه ⇦هر کدام 3 عضو)

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته1012

صلاحیت شورای عالی مالیاتی رسیدگی به شکایت از آرای قطعی هیئت های حل اختلاف مالیاتی منحصرا از جهت نقض قوانین یا نقص رسیدگی است.

✅ حقوق مدنی نکته1013

شرط فعل از آن جايي كه ايجاد تعهد مي كند، قابل اسقاط است. اما شرط صفت و نتيجه كه متضمن تعهدي بر ذمه شخص مشروط عليه نيستند، قابل اسقاط نمي باشند.

✅ حقوق مدنی نکته1014

تخلف از هر يك از شروط سه گانه (صفت، نتيجه، فعل) براي مشروط له حق فسخ ايجاد مي كند. هر حقي قابل اسقاط است. اگرچه شرط صفت و شرط نتيجه قابل اسقاط نيستند اما حق فسخ ناشي از آن دو قابل اسقاط است.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1013

هر گاه در مورد یک شخص به موجب حکم یا احکامی محکومیت های قطعی متعدد صادر شود ، شروع به اجرای هر یک از محکومیت ها ، نسبت به دیگر محکومیت ها ، قاطع مرور زمان است

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1014

در موارد تعلیق اجرای مجازات یا اعطای آزادی مشروط در صورت لغو قرار تعلیق یا حکم آزادی مشروط ، مبدأ مرور زمان ، تاریخ لغو قرار یا حکم است

✅ حقوق جزا نکته1013

انجام معامله صوری جعل نیست.اما اگر از طریق آن مالی تحصیل شود می تواند موجب تحقق جرم کلاهبرداری شود.

✅ حقوق جزا نکته1014

ساختن نوشته بدون امضا مشروط بر اینکه قابلیت ضرر زدن به دیگری داشته باشد جعل اشت.

اصول فقه نکته925

در سه مورد وصف قطعاً مفهومی ندارد (چه در آیات و روایات و چه در قوانین موضوعه):

1-وصف توضیحی(تأکیدی): برخی صفتها صرفاً مفاد و معنای موصوف خود را توضیح می دهند و مفهوم جدیدی را به آن اضافه نمی کنند. این اوصاف، همیشه در موصوف خود وجود دارند و بود یا نبودشان، تأثیری در قلمرو معنایی جمله ندارد و حکم منطوق، منوط به این گونه اوصاف نیست. از این رو وصف توضیحی(تأکیدی) مفهوم ندارد.

2-وصف غالبی(وصف وارد مورد غالب): در برخی موارد وصف صرفا بیان کننده مورد غالب است، یعنی غالبا آن وصف را داراست و حکم منطوق، منوط به وصف غالبی نیست تا بتوان از آن مفهوم وصف گرفت. از این رو وصف غالبی، مفهوم ندارد.

  1. وصفی که علت انحصاری حکم نمی باشد: در ماده 348 ق.م آمده است «بیع چیزی که منفعت عقلایی ندارد، باطل است» وصفی که در این ماده بکار رفته «که منفعت عقلایی ندارد» مفهوم ندارد.

✅ حقوق تجارت  نکته1013

1-  ⇩مواعد اقامه دعوا⇩

1-  اگر تأدیه چک در ایران باشد ⇦ ظرف یک سال از تاریخ اعتراض

2-  اگر تأدیه چک در خارج از ایران باشد ⇦ ظرف دو سال از تاریخ اعتراض

✅ حقوق تجارت  نکته1013

صدور چک بدون تاریخ ممنوع است اما جرم نیست.

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته1013

 شورای عالی مالیاتی دارای یک هیئت عمومی متشکل از رئیس شورا و روسای همان 8 شعبه است که وظیفه آن صدور رای وحدت رویه در اختلافات مربوط به امور مالیاتی است.

✅ آیین دادرسی مدنی  نکته1013

 صلاحیت مراجع حل و فصل اختلافات گمرکی حل اختلافات بین مامورین گمرک و مودیان گمرکی می باشد که عبارتند از: کمیسیون بدوی و کمیسیون تجدیدنظر.

✅ حقوق مدنی نکته1015

اسقاط شرط مبطلِ عقد نمي تواند از بطلان عقد جلوگيري كند. زيرا شرط مبطل مخالف مقتضاي ذات عقد است و بعد از گذاشتن شرط ديگر نمي توان با اسقاط آن عقد را صحيح نمود.

در خصوص اسقاط شرط باطل، از بابت حذف آن در عقد، خيار فسخ به وجود نمي آيد.

✅ حقوق مدنی نکته1016

در خصوص اسقاط شرطي كه به سود ثالث شده است طبق مواد 25 و 26 قانون بيمه مصوب 1316 بيمه گذار حق دارد ذي نفع در بيمه عمر را تغيير داده و يا بيمه نامه را به ديگري منتقل كند.

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1015

قطع مرور زمان ، مطلق است و نسبت به کلیه شرکا و معاونان اعم از آنکه تعقیب شده یا نشده باشند ، اعمال می شود هر چند تعقیب فقط درباره یکی از آن ها شروع شده باشد

✅ آیین دادرسی کیفری نکته1016

شروع به اجرای حکم در مورد برخی از شرکا یا معاونان جرم قاطع مرور زمان نسبت به دیگر محکومان است.

✅ حقوق جزا نکته1015

در جعل شبیه سازی شرط نیست آنچه شرط است قابلیت به اشتباه انداختن و قابلیت ضرر زدن است.در جعل موارد مشهور شبیه سازی طبیعتا شرط است چون اگر شبیه نباشد قابلیت به اشتباه انداختن نخواهد داشت.

✅ حقوق جزا نکته1016

فردی که خود را جای دیگری معرفی کرده در دفترخانه ای و اسناد رسمی را امضا کرده است و ثمن معامله را گرفته باشد هم مرتکب جرم جعل و هم کلاهبرداری شده است.

✅اصول فقه نکته 926

همه اصولیین معتقدند که لقب مفهوم ندارد و اثبات یک حکم برای یک موضوع، دلالتی بر نفی آن حکم از غیر آن موضوع ندارد؛ به همین جهت گفته اند «اثبات شیء نفی ماعداه نمی کند». لقب در هیچ حالت مفهوم ندارد و به تعبیر برخی علماء، مفهوم لقب در هیچ صورتی حجت نیست. لقب، ضعیفترین نوع مفهوم است.

✅ حقوق تجارت نکته1015

چک بسته در مقابل چک باز است و به این معناست که دو خط موازی در متن آن کشیده شده که بدین معناست که وجه آن فقط به یک بانک یا یک مرکز چک های پستی یا یکی از مشتریان بانک محال علیه پرداخت خواهد شد و وجه این چک فقط به حساب دارنده ریخته می¬شود. در چک باز لازم نیست حتماً یک بانک اقدام به وصول وجه آن نماید.

✅ حقوق تجارت نکته1016

صادر کننده چک نبايد⇩

∗تمام يا قسمتي از وجهي را كه به اعتبار آن چك صادر كرده، به صورتي از بانك خارج نمايد  يا

∗دستور عدم پرداخت وجه چك را بدهد   یا

∗چك را به صورتي تنظيم نمايد كه بانك به عللي از قبيل عدم مطابقت امضاء يا قلم خوردگي در متن

چك، يا اختلاف در مندرجات چك و امثال آن از پرداخت وجه چك خودداري نمايد

⇦در غیر این صورت مرتکب جرم چک بلامحل شده است و قابل تعقیب کیفری است.

💣 نکته بسیار مهم: 1- هر كس 2- با علم به بسته بودن حساب بانكي خود 3- مبادرت به صدور چك نمايد 4- عمل وي در حكم صدور چك بي محل خواهد بود 5- به حداكثر مجازات مندرج در ماده 7 قانون صدور چک محكوم خواهد شد 6- مجازات تعيين شده غيرقابل تعليق خواهد بود.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1015

 شورای عالی مالیاتی دارای یک هیئت عمومی متشکل از رئیس شورا و روسای همان 8 شعبه است که وظیفه آن صدور رای وحدت رویه در اختلافات مربوط به امور مالیاتی است.

✅ آیین دادرسی مدنی نکته1016

 صلاحیت مراجع حل و فصل اختلافات گمرکی حل اختلافات بین مامورین گمرک و مودیان گمرکی می باشد که عبارتند از: کمیسیون بدوی و کمیسیون تجدیدنظر.