حکومت قوانین مربوط به احوال شخصیه

احوال شخصیه چیست؟ اصطلاح احوال شخصیه به دلیل جدید بودنش، براي اکثر شهروندان کشورما روشن و تعریف شده نیست . زمانی که قـانون احوال شخصیه اهل تشیع در پارلمان به تصویب رسید و از طرف رییس جمهور توشیح شد، برخی مواد آن در ارتبـاط بـا حقوق زنان مورد اعتراض گروههاي مدا فع حقوق بشر و زنان قرار گرفتند وجریان آن درسطح رسانه ها انعکـاس گـسترده یافت و مخالفت ها و موافقت هایی را در جامعه به وجود آورد. پس از آن بود که این سوال در سطح عامه مردم مطرح شد که قانون احوال شخصیه چیست؟ و چرا در مـورد آن تـا ایـن اندازه بحث صورت می گیرد؟ نوشته حاضر به بهانه اصلاح و تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع، این اصطلاح را ابتدا تعریف مـی کنـیم کـه اصـلا احوال شخصیه چه است؟ در اخیر روي مصادق آن اندك روشنی می اندازیم تا معنا و مفهوم آن براي مردم ما قابـل فهـم تر گردد.

تعریف احوال شخصیه احوال شخصیه یک اصطلاح ن سبتا جدید حقوقی است که در حقوق مدنی وحقوق بین الملل خصوصی امروزي به کار می رود. این اصطلاح در متون دینی ما سابقه ندارد، البته مصادق آن مورد بحث قرار گرفته است. احوال شخصیه یک سري اوصافی را شامل می شود که مربوط به شخص است و با شغل و مقام خاص شخص در اجتمـاع ارتباط ندارد و قابل قیمت گذاري و مبادله با پول هم نیست؛ اما از لحاظ حقوق مدنیآثاري بر آن بارمی شود. اصطلاح احوال شخصیه گاهی در مقابل احوال عینیه به کار می رود که به مسایل مالی مربوط می شود.

برخی از حقوقدانان احوال شخصیه را چنین تعریف کرده اند: احوال شخصیه به معناي اوصاف وخصوصیاتی است که وضع وهویت شخصی وحقوقی و تکالیف فرد را در اجتمـاع معـین می کند. بعضی دیگر گفته اند : احوال شخصیه عبارت است از مجموع صفات انسان که به اعتبار آنها یک شخص در اجتمـاع داراي حقوق شده وآن حقوق را اجرا می کند، مانند : تابعیت، ازدواج ، اسم، اقامتگاه، اهلیت وغیره دیوان تمیز مصر درتعریف احوال شخصیه آورده است که : احوال شخصیه مجموعه صفات طبیعی یا خـانوادگی اسـت کـه موجب تمایز انسان از دیگران و منشأ اثر حقوقی در زندگی اجتماعی می گردد. اصطلاح احوال شخصیه درافغانستان براي نخستین بار در قانون اساسی سال 1382 به کار رفت و در اصـل یکـصدو سـی ویکم قانون فوق چنین تصریح گردید که : ” محاکم براي اهل تشیع درقضایاي مربوط به احوال شخـصیه، احکـام مـذهب تشیع را مطابق به احکام قانون تطبیق می نماید.” مصادق احوال شخصیه داکترمحمد جعفرجعفري لنگرودي می گوید مصادق احوال شخصی ه را اوصافی مانند: طلاق، افتراق، جهیزیه، مهـر، ابـوت، نسب، فرزند خواندگی، اهلیت، رشد، قیمومیت، ولایت، حجر، ارث، وصیت و تصفیه ترکه تشکیل می دهد. داکتر وهبت الزحیلی درکتاب الفقه الاسلامیه و ادلته ( ج 9 ( می نویسد که احوال شخصیهاحکامی را که رابطه انـسان را با فا میلش تنظیم می نماید، احتوا می نماید که از ازدواج آغاز می شود و به تصفیه ترکه ختم مـی گـردد .

ازنظـر زحیلـی احوال شخصیه در کل موارد زیر را شامل می شود: 1-احکام اهلیت، ولایت و وصایت بر صغار 2-احکام مربوط به حقوق فامیل؛ مانند خواستگاري، نامزدي، نکاح، حقوق مالی وغی ر مالی زوجـین، انحـلال عقـد ازدواج، حقوق اطفال ازقبیل نسب، رضاعو نفقه… 3-احکام مربوط به فامیل مانند: میراث، وصیت، وقف و… ٢ بنابراین می توان گفت که احوال شخصیه مسایل مربوط به ازدواج و متعلقات آن، نسب و آثارحقوقی آن، وصیت ومیـراث را در برمی گیرد. فیض االله خواجه امانی 30 ام سرطان تفریق از دیدگاه قانون مدنی به ادامه شماره قبلی …. در ماده (131 (قانون مدنی کشور تصریح گردیده است که «عقد ازدواج با فسخ، طلاق، خلع یا تفریـق مطـابق بـه احکـام مندرج این قانون منحل می گردد.» در رابطه به فسخ در شماره قبلی تذکر داده شد. اکنون سعی به عمـل مـی آیـد تـا در رابطه به تفریق از دیدگاه قانون مدنی توضیحاتی ارایه گردد. تفریق از فرقت گرفته شده به معنی جدائی است، به این معنی که زن از شوهر جدا می شود که عوامل آن در ذیل تشریح می گردد. تفریق در قانون مدنی کشور ما درحالات ذیل پیش بینی گردیده است . تفریق به سبب عیب، تفریق به سبب ضرر، تفریـق به سبب عدم انفاق و تفریق به سبب غیابت. تفریق به سبب عیب ماده (176 (قانون مدنی مشعر است «زوجه وقتی می تواند مطالبه تفریق نماید، که زوج مبتلا به مرضـی باشـد کـه اعـاده صحت وي غیر ممکن یا مدت طولانی براي معالجه او لازم ب اشد، به نحوي که معاشرت بـا زوج بـدون ضـرر کلـی متعـذر باشد». مثلاً مردي با زنی ازدواج می نماید اما مرد مذکور مبتلا به مرض توبرکلوز، ایدز و یا سایر امراض مـی باشـد کـه یـا اصلاً امکان تداوي آن نیست و یا اگر تداوي هم شود تداوي آن مدت زیاد را در بر می گیرد؛

لذا در چنی ن حـالتی زن مـی تواند که بنابر دلایل فوق به محکمه مراجعه و تقاضاي تفریق را نماید، اما یـک نکتـه را بایـد در نظـر گرفـت و آن اینکـه مطابق ماده (177 (قانون مدنی اگر زوجه از عیوب ماده (176 (با خبر بوده با آن هم به ازدواج رضـایت نـشان داده باشـد، نمیتواند تقاضاي تفریق نماید. زیرا که قبلاً موافقه نشان داده و به اساس همان موافقه عقد ازدواج صورت گرفته است. البته در تثبیت عیوب متذکره از نظر اهل خبره استفاده به عمل می آید. تفریق به سبب عیب، طلاق بـاین اسـت بنـابراین اگر یکی از زوجین که به سبب عیب تفریق بین شان واقع گردیده، فوت نماید، مستحق میراث یکی از دیگرینمـی گردنـد . طلاق باین را ماده (146 (قانون مدنی چنین بیان می دارد. «طلاق به طور عموم رجعی و در موارد ذیل باین می باشد . 1- طلاق سوم، 2 -طلاق قبل دخول، 3 -طلاق به عوض، 4 -طلاقیکه در این قانون باین خوانده شده» تفریق به سبب ضرر در ماده (183(قانون مدنی کشور آمده «هرگاه زوجه از معاشرت با زوج ضرري را ادعا کند که دوام معاشـرت را در چنـین حالت بین امثال زوجین غیر ممکن گرداند، میتواند از محکمه مطالبه تفریق نماید.» اگرضرر مورد ادعا ثابت گردید و اصلاح بین زوجین ممکن نباشد، محکمه به تفریق حک م می کند؛ اما اگر ضرر مـورد ادعـا ثابت نگردید و زوجه به ادعاي خود اصرار ورزید، محکمه در این صورت دو شخص عادل را یکی از اقارب زوج و دیگـري از اقارب زوجه، جهت اصلاح تعیین می نماید و اگر از اقارب زوجین کسی نباشد، حکم از اشخاصی تعیـین مـی گـردد کـه از احوال زوجین معل ومات داشته و به اصلاح بین شان قادر باشند. هرگاه حکم به اصلاح شـان موفـق نـشود در ایـن صـورت منشأ اختلاف اگر زوج باشد یا زوجه یا معلوم نشده باشد که منشأ اختلاف کدام یکی بوده، محکمه در هر حالت به تفریـق در میان شان حکم میکند. تفریق به سبب عدم انفاق در ماده (191 (قانون مدنی آمده «هرگاه زوج از اداي نفقه امتناع ورزد درحالی که ظاهراً مالک دارایی نبوده و عجـز وي از اداي نفقه نیز ثابت شده نتواند، زوجه میتواند مطالبه تفریق نماید.»

هرگاه زوج عجز خودرا از اداي نفقه ثابت نماید محکمه مدت مناسب را که از سه ماه تجاوز ننماید به وي مهلت مـی دهـد در صورتی که زوج بازهم با سپري شدن مدت مذکور نتواند نفقه به خانم خود تهیه نماید، محکمه بـه تفریـق بـین شـان حکم می نماید؛ اما ناگفته نباید گذاشت که تفریق به سبب عدم انفاق، در حکم طلاق رجعی می باشد؛ بنـابر آن زوج مـی – تواند در خلال عدت به زوجه اش رج وع نماید، اما به این شرط که زوج توان مالی پیـداکرده باشـد و آمـادگی خـود را بـه اداي نفقه ثابت کرده باشد. تفریق به سبب غیابت ماده (184 (قانون مدنی در زمینه چنین صراحت دارد «هرگاه زوج مدت سه سال یا زیاده از آن بدون عذر معقـول غایـب گردد، در صورتی که زوجه از غیابت وي متضرر شود، می تواند از محکمه مطالبه تفریق نماید . گرچه زوج مالک دارائی بوده و زوجه از آن نفقه خود را تأمین کرده بتواند.» در صورت غیاب زوج، محکمه بعد از استماع یا شنیدن تفریق از طرف زوجه، موضـوع را بـه زوج کتبـاً اطـلاع داده یـا بـه اعلان سپرده مدت را تعیین می نماید تا در این مدت به مسکن خود عودت یا زوجه خود را به محلی که زنـدگی مـی کنـد طلب نماید . در این صورت اگر بازهم زوج به غیابت ادامه می دهد.

(البته در صورتی که اعلان را شنیده باشد یا اصلاً وصول اعلان به زوج غیر ممکن باشد ) تحت چنین شرایط یا احوال محکمه به تفریق ب ین زوجین حکم می نماید. موضوع حـبس به اثر ارتکاب جرایم جنایی نیز یکی از مباحث عمده در تفریق به حساب می آید در صورتیکه زوج به حکم قطعی و نهائی محکمه به حبس ده سال یا زیاده از آن محکوم به جزا می شود، زوجه می تواند بعد از سپري شدن پنج سال مطالبه تفریق نماید گر چه زوج محبوس توان اداي نفقه زوجه خود را داشته باشد . تفریق به سبب غیابت نیز به حکم طلاق رجعی مـی – باشد هرگاه زوج غایب حاضر و یا زوج محبوس رها گردد، میتواند قبل از تکمیل عدت به زوجه خود رجوع نماید.